آذر منصوری
شب 17 آذر شبکه تلویزیونی صدای امریکا موضوع اصلی برنامه خود را به پخش اخبار تظاهرات دانشجویان ایران اختصاص داده بود .به گونه ای که هر بیننده ای که تصور و شناخت درستی از تاریخ 16 آذرسال 1332 نداشت گمان می کرد که گردانندگان این شبکه از مدافعین جنبش دانشجویی در ایران هستند .به خصوص آن که گوینده تلویزیون با یکی از فعالین جنبش دانشجویی در ایران نیز گفت و گو می کرد تا اطلاعات بیشتری ازرخداد های این روز را در اختیار بینندگان قرار دهد. گویی تاریخ فراموش کرده است که سه اذر اهورایی برای چه و در اعتراض به کدامین رفتار حکومت در 55 سال پیش به شهادت رسیدند.اما روی دیگر سکه وقتی بود که گوینده با دو تحلیل گر دیگر که خود را آزادی خواهان خارج از ایران می نامیدند در تحلیل های خود به این جمع بندی رسیدند که جمهوری اسلامی نظامی اصلاح ناپذیر است و تاریخ مصرف آن به پایان رسیده است .و دیگر اینکه جنبش دانشجویی در ایران هم چنان باید یا تحریم هر انتخاباتی این نظام را فاقد مشروعیت نماید .این نتیجه تقریبا محور مشترک همه تحلیل هایی است که در این شبکه پخش می شود
اما دفاع صدای امریکا از جنبش دانشجویی از رخداد هایی است که نه تنها تعجب بر انگیز است بلکه گویی 28 مرداد و دستگیری و زندانی شدن دکتر مصدق مرد آزاده ایران و شهادت دانشجویان آزادی خواه و طرفدار دکتر مصدق هیچ ارتباطی به امریکا نداشته است .مصدق که دست قدرت های بزرگ را از نفت ایران کوتاه کرده بود و با رشد سرمایه ملی سعی در ساختن ایرانی قدرتمند و آزاد داشت .و دانشجویانی که در برابر این حوادث هشیار و آ گاه بودندو با شهادت خود در روزی که قرار بود شاه ایران به معاون رئیس جمهور امریکا در دانشکده فنی دکترای افتخاری عطا کند حمایت خود را از مصدق و اعتراض خود را از اقدامات شاه در تاریخ ایران ثبت نمودند . چه شده است که امروز شبکه تلویزیونی فارسی زبان امریکا مدافع جنبش دانشجویی ایران شده است ؟نگارنده بر این باور است که جنبش دانشجویی جنبشی چند وجهی است که قادر خواهد بود با رویکرد نقادانه خلا جنبش های اجتماعی دیگر را پر کند و از همین روی است که جنبش دانشجویی نه یک حزب سیاسی است / نه یک نهاد کاملا صنفی / نه یک نهاد حکومتی و نه یک نهاد.فرهنگی اجتماعی.. بلکه این جنبش قادر خواهد بود فراگیری خود را در همه جنبش های خرد و کلان جریان سازی نماید و تاثیر گذاری خود را در بهبود اوضاع کشوربه ویزه تعمیق و گسترش آگاهی که پیام اصلی سه آذر اهورایی نیز هست به اثبات رساند . ان چه که در طول چند سال گذشته بر فعالی جنبش دانشجویی ایران گذشته است بر کسی پوشیده نیست .از احضار به کمیته انظباطی تا ستاره دار شدن دانشجویان منتقد و معترض و دستگیری و بازداشت و زندانی شدن آنان به گونه ای که می توان گفت امروز دانشجویان دگر اندیش سخت ترین شرایط را پشت سر می گذارند و هم چنان بر رسالت خود در آگاهی بخشی اصرار می ورزند. علی القاعده با چنین رویکردی این جنبش هیچ پیوندی با اپوزسیون خارج از کشور نمی تواند داشته باشد .حتی اگر کمتر روزنه ای برای طرح دیدگاهها و دغدغه ها و مطالبات معطل مانده خود در فضای درونی کشور نیابد که چنین نیز نیست. به طور قطع با هیچ تحلیلی امریکا و رسانه های این کشور نمی توانند مدافع امروز جنبش دانشجویی ایران باشند .