سيدمرتضي مبلغ
اعتماد
1- ماجراي کردان در طول ماه هاي اخير به يکي از پردامنه ترين و بحث انگيزترين ماجراهاي دولت نهم تبديل شد و ظاهراً با استيضاح و عزل وي از وزارت کشور پايان يافت. اما به رغم اظهارنظرها، تحليل ها و برداشت هاي گسترده يي که از جنبه هاي مختلف آن در اذهان عموم و رسانه هاي داخلي و خارجي به عمل آمد، يک جنبه مهم و پندآموز آن مورد غفلت واقع شد. اگر ماجراي کردان را صرف نظر از موضوع آن که جعل مدرک و کتمان حقيقت و امثال آن است درنظر گرفته و آن را به عنوان نمونه يي از روش هاي دولت نهم به حساب آوريم، آنگاه ابعاد گسترده تر و اساسي تر موضوع که مي تواند درس ها و پندهاي مهمي در پي داشته باشد، رخ خواهد نمود.
2- طرز رفتار دولت و رئيس آن در مواجهه با پديده کردان از يک سو عامل اصلي تبديل آن به ماجراي گسترده و پردامنه اخير است و از سوي ديگر مشابه طرز رفتار آن با بسياري از برنامه ها و اقدامات دولت در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، عمراني و امنيتي است. وجوه مشابه در مورد هر يک از برنامه ها را مي توان بدين گونه ترسيم کرد.
- رئيس جمهور برنامه يي را با شعارها و تبليغات فراوان و افتخار تمام اعلام مي کند.
- صدا و سيما و رسانه هاي عمومي و دولتي در راستاي ترويج و تبليغ برنامه سنگ تمام مي گذارند.
- با روشن شدن ابعاد برنامه، بسياري از کارشناسان، صاحب نظران، استادان دانشگاه و دلسوزان کشور نسبت به عواقب ناخوشايند و هزينه ساز آن برنامه هشدار داده و ضرورت توجه دولت و رئيس جمهور به ابعاد علمي و کارشناسي تصميمات و عواقب آن را گوشزد مي کنند.
- واکنش دولت و رئيس جمهور به اظهارنظر و هشدارهاي دلسوزانه و خيرخواهانه، عجيب است به جاي توجه به مطالب و دقت در تذکرها و بهره گيري از آنها سيل اتهام ها سرازير مي شود. مدعي مي شوند چون دولت مي خواهد دست مافيا و فرصت طلبان را از کشور کوتاه کند، منافع آنان به خطر افتاده، سر و صدا و کارشکني مي کنند. اظهار مي دارند کارشناسان اصولاً بدون مطالعه برنامه ها از سر عناد و مخالفت با دولت اظهارنظر کرده اند، سر و صدا مي کنند که برخي افراد يا ديدگاه هاي ليبرالي و سکولار و غرب زده مي خواهند مسائل کشور را حل و فصل کنند در حالي که اين ديدگاه ها ورشکسته شده و در ايران جايي ندارد. کارشناسان و انديشمندان را به انفعال و خودباختگي در برابر غرب و دشمنان متهم مي کنند و به طور کلي تبليغات وسيعي راه مي اندازند که مي خواهند چوب لاي چرخ دولت بگذارند و اجازه فعاليت به دولت خدمتگزار را ندهند.
- عجيب تر از همه آنکه هشدارها و تذکرات کارشناسان و صاحب نظران، صرفاً در تعداد محدودي از روزنامه هاي تضعيف شده خصوصي و غيردولتي انعکاس مي يابد، اما واکنش ها و پاسخ هاي دولت و رئيس جمهور در سطح بسيار وسيع در شبکه هاي مختلف صدا و سيما و رسانه ها و مطبوعات گسترده عمومي و دولتي مطرح مي شود.و در عين حال دائم ادعا و تکرار مي کنند که دولت مظلوم است و صدا و سيما حرف هاي دولت را پخش نمي کند و بيشترين حجم انتقادها از اين دولت به عمل مي آيد.پس از مدتي به تدريج نتايج ناگوار برنامه آشکار مي شود، اما در ابتدا کتمان و انکار مي شود و سپس علت آن را کارشکني، سنگ اندازي و سياه نمايي مخالفان برمي شمارند بدون آنکه سند و دليلي بر کارشکني مخالفاني که هيچ ابزار کارشکني در اختيار ندارند، ارائه دهند.کم کم نتايج ناگوار برنامه آنچنان در جامعه گسترش مي يابد و زبانزد عام و خاص مي شود که چاره يي از پذيرش آن نيست. آنگاه نوبت به فرافکني مشکلات به خارج از کشور و بحران هاي جهاني و بعضاً توطئه هاي استکباري مي رسد. باز هم نتايج زيانبار برنامه به گونه يي گسترش مي يابد که برخي دوستان و همفکران و همکاران دولت نيز زبان به اعتراض مي گشايند و خواهان اصلاح برنامه و رفتارها مي شوند، اما آنان نيز همانند منتقدان قبلي از حوزه مهرورزي خارج شده، مشمول بي مهري هاي گسترده و اتهام و حذف و عزل واقع مي شوند.
- تذکرات پنهان و آشکار مشفقانه و خيرخواهانه نزديکان و هم پيمانان وفادار مبني بر تعديل و اصلاح رفتار و تغيير رويه، افاقه نمي کند و قاطعيت انقلابي همراه با تخطئه دوستان و مسووليت مشکلات و خرابي ها را متوجه آنان و ناتواني و نافرماني آنان کردن، جريان مي يابد.
- در کليه اين روند، صدا و سيما، مطبوعات و رسانه هاي دولتي همچون زمان اعلام برنامه، دربست در خدمت انعکاس سخنان و واکنش هاي رئيس جمهور و دولتند و از انعکاس هشدارها و تذکرات مشفقانه دوستان و همفکران نيز امتناع مي کنند و خلاصه از آنچه در زير پوست شهر و حتي در روي پوست آن مي گذرد سخني به ميان نمي آورند.اما ناگهان سرنوشت يکي از اين برنامه ها يعني جريان کردان به شکل نامطلوبي در جامعه رقم مي خورد و تا جايي پيش مي رود که مجلسيان به ويژه آنان که از دوستان و هم پيمانان دولت و رئيس جمهورند، مجبور به استيضاح و حذف وي مي شوند. ملاحظه مي شود نحوه رفتار دولت و رئيس آن با ماجراي کردان از ابتدا تا انتها شباهت تام به ساير برنامه ها و ماجراهاي ذکرشده دارد. از همان ابتدا که مسائل و مشکلات پيرامون کردان هنگام راي اعتماد در مجلس مطرح شد با واکنش تند آنان مواجه شد و مدرک تحصيلي کاغذپاره تلقي شد و آقاي کردان نيز ماجرا را تکذيب کرد. گرچه در هياهوي تبليغات و تکذيبات پيروزي ابتدايي با دولت بود و مجلس راي اعتماد داد اما به تدريج عواقب ناگوار ظاهر شد و ماجرا عيناً به همان شکل که پيشتر گفته شد، جريان يافت تا در نهايت به تلخ ترين و پرهزينه ترين شکل آن براي دولت، رئيس جمهور، کردان، به ويژه براي ملت و جمهوري اسلامي خاتمه يافت.
3- بزرگ ترين درس و عبرت ماجراي کردان براي رئيس جمهور دولت و طرفداران پروپاقرص آنان اين است که اين ماجرا فقط يک ماجراي ويژه، آن هم مربوط به يک نفر از اعضاي کابينه نيست بلکه روح و حقيقت ماجرا بيش و پيش از آنکه مربوط به آقاي کردان و موضوع جعل مدرک باشد مربوط به فرهنگ رفتاري آنان است. به عبارت ديگر ماجراي کردان در واقع ماجراي شيوه عمل دولت و سرنوشت آن است و هر لحظه مي تواند يکي از آن برنامه ها به ماجراي کردان و حتي ناخوشايندتر از آن تبديل شود. براي روشن تر شدن موضوع لحظه يي تصور کنيد اگر از همان ابتدا که مسائل مربوط به کردان مطرح شد رئيس جمهور از معرفي وي به مجلس منصرف مي شد يا حقايقي در مجلس کتمان نمي شد و در همان جا مساله فيصله پيدا مي کرد اين همه هزينه و خرابي به بار نمي آمد. حتي اگر در ادامه ماجرا آنان به هشدارهاي مشفقانه و پيشنهادهاي عاقلانه و منطقي گوش داده بودند، خسارت ها و هزينه هاي بسيار کمتري پرداخت مي شد. اما اصرار به تصميم هاي ناصواب همراه با روش هاي مذکور ماجرا را بدين جا کشاند.
از اين مهم تر آنان بايد متوجه اين نکته حساس شوند که ماجراي کردان عمدتاً جنبه شخصي و فردي داشت و پيامد آن اين همه بازتاب گسترده و ناگوار بود اما واي به برخي ماجراهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و... که جنبه ملي و عمومي دارد و خدا مي داند تاکنون چه آثار و تبعاتي را به بار آورده و خواهد آورد؛ ماجراهايي چون نحوه هزينه کرد 200 ميليارد دلار درآمدهاي نفتي، برخي تصميم هاي اقتصادي که فقط يکي از آثار ناگوار آن تورم و گراني افسارگسيخته روزمره است، افزايش سرسام آور هزينه هاي دولت در سه سال گذشته، نحوه برخورد با مديران و کارشناسان کشور، نحوه برخورد با آسيب ها و مسائل اجتماعي، نحوه برخورد با دانشگاهيان و دانشجويان، نحوه برخورد با اصحاب فرهنگ و هنر و مطبوعات، نحوه عمل در سياست خارجي و... بدون ترديد هيچ چيز در پس پرده نمي ماند و تلاش هاي صدا و سيما و رسانه هاي دولتي در راستاي عدم انعکاس بسياري از حقايق و ماجراها و توجيه اقدام هاي ناصواب و مثبت و زيبا جلوه دادن آنها افاقه نخواهد کرد و ساير ماجراها نيز روزي در عرصه عمومي جولان خواهد داد و خدا عاقبت کشور و مردم ايران را ختم به خير فرمايد.
4- درس و عبرت بزرگ ديگر اين ماجرا براي رئيس جمهور و دولت و مدافعان پروپاقرص آنان نحوه برخورد دوستان، همفکران و هم پيمانان در «روز واقعه» بود. ماجراي تلخ کردان نشان داد روزگار گاهي چه صحنه هاي زشت و اسفباري را به نمايش مي گذارد. نزديک ترين دوستان و هم پيمانان نيز در روز واقعه وي را تنها مي گذارند.
در روز استيضاح حتي رئيس جمهور حاضر نشد در مجلس حضور يابد و وزير خود را همراهي و پشتيباني کند و با توجيه مورد قبول نبودن استيضاح از پرداخت هزينه براي وي خودداري کرد. هيچ يک از اعضاي دولت حتي معاون پارلماني رئيس جمهور که مديرکل اش در مجلس دست به اعمال عجيب و غريب زده بود، حاضر نشدند به همراه او به مجلس بروند. از اين عجيب تر نحوه عمل آقاي لاريجاني بود. در حالي که آقاي کردان ساليان دراز در پاي او رکاب مي زد و چه خوش خدمتي هاي عظيم و عجيبي که به وي نکرد، اما آقاي لاريجاني در مقابل دوربين ها قرار مي گيرد و سعي مي کند خود را از هر گونه ارتباط با مسائل کردان مبرا سازد. صدا و سيما هم که ماه ها سر در برف فرو برده و سکوت عجيب و اعتمادسوز پيشه کرده بود ناگهان به صحنه آمد و سعي کرد براي جبران مافات هم که شده همه چيز را افشا کند. همه کردان را تنها گذاشتند، حتي کساني که در جريان مسائل او بودند و پشتيباني و تحريضش مي کردند.
*معاون سياسي وزارت کشور در دولت اصلاحات