یدالله اسلامي
نقل از روزنامه كارگزاران
پرسشی که بایستی پاسخ گفته شود این است که نسبت اصلاحطلبان با انتخابات ریاست جمهوری دهم چیست؟ اهمیت این پاسخگویی نیز به دلیل اهمیتی است که درطرح پرسش نهفته است. انتخابات ریاست جمهوری نهم، شورای اسلامی شهر و روستای سوم، مجلس شورای اسلامی هشتم و هفتم هم برای جامعه ایرانی درسهای فراوانی را در برداشته است.
این انتخابات ویژگیهای سیاسی و آرایش نیروهای سیاسی و قدرتهای اثرگذار برروند انتخابات و روشهای اثرگذاری را به روشنی در معرض دید همگان قرار داده است. همین اثرات سبب بروز رفتارهای انتخاباتی معنادار از سوی جامعه ایرانی شده است. کاهش میل به مشارکت به ویژه در شهرهای بزرگ و مرکز کشور و مراکز استانها نمودی معنادار پیدا کرده و طبقات مختلف اجتماعی کشور را به واکنشهای منفی وادار کرده است.
رفتار سیاسی گروههای اصلاحطلب هم در بین قشرهای گوناگون اجتماعی سبب تحلیلهای گوناگونی شده است. روشنتر بگویم برخی از رفتارهای سیاسی اصلاحطلبان نتوانسته است به نیازهای واقعی هواداران آنان پاسخ گوید و چالشهای جدی بروز کرده است که نمیتوان به نادیده انگاشتن آنها اکتفا کرد. مردم هر روز با پرسشهای پاسخ نگفته بیشتری روبهرو میشوند و هر روز بر حجم این پرسشها افزوده میشود. بروز این پرسشهای تازه تنها مربوط به اردوگاه اصلاحطلبان نیست. از اردوگاه محافظهکاران نیز شاهد بروز این پرسشها هستیم. دامنه نگرانیها هر روزه ابعاد تازهتری پیدا میکند. روشهای نادرست مدیریتی و اجرایی آسیبهای فراوانی را به کشور وارد کرده و تنگناهای بسیاری را فرا روی مملکت قرار داده است. تهدیدها و خطرات نیز هر روز به شکلی تازه سر برمیآورند. مردم این کاستیها و نارساییها را میبینند و تاثیر سیاستها را برزندگی روزمره خود احساس میکنند و اینجاست که پرسش نخست اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد و اهمیت پاسخگویی نیز بیشتر میشود.
اینکه انتخابات تهی شده از معنا و محتوا را چگونه میتوان به جایگاه خود بازگرداند نیز در این شرایط به راهبردی پایهای و اساسی نیاز دارد که باید سازوکار آن را طراحی و برنامهریزی کرد. ما به گفتوگویی بیپرده برای گذر از شرایط دشوار کنونی نیاز داریم. دستاندرکاران اداره کشور نیز باید این نکته را به خوبی دریابند که دخالتهای فراوان در انتخابات و سودهای آنی نباید آنها را از زیانهای فراوان و بیشمار این روند نامیمون غافل نگه دارد. برخی از آسیبهای به ظاهر ساده و کماثر به آسیبهای درازمدت و غیرقابل درمان تبدیل میشوند. امروز پیامدهای اجتماعی و سیاسی برخی رفتارها و اقدامات به شکل نگران کنندهای بروز کرده است. هرگروه سیاسی باید برای برون رفت از شرایط کنونی برنامه عملی مناسبی را ارائه نماید. پیچیدگیهای تصمیمگیری در ایران و حاکم بودن شرایط ابهام دشواریهای تصمیمگیری را صدچندان میکند. تدوین برنامه راهبردی از نیازهای پایهای اصلاحطلبان و محافظهکاران و سایر گروههای سیاسی است.
اگر برنامهای مبتنی بر اصلاح روند انتخابات در کشور طراحی و دخالتهای سامانیافته و برنامهریزی شده را از مقوله انتخابات در کشور حذف کند، گام نخست برای اصلاح روند انتخابات برداشته شده است. کنشگران سیاسی به ناگزیر باید در این راه گامبردارند و از دشواری کار و سختی راه نهراسند. اصلاحطلبان رسالتی دشوارتر بر دوش دارند که هم ناشی از کاستیها و نارساییهایی است که کشور درگیر آن است و هم ناشی از درکی است که از دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی دارند و هم توانی که برای برنامهریزی برای برون رفت از شرایط کنونی به سمت شرایط بهتر دارند.
رقابت درون گروهی و فردی باید جای خود را به رقابتهای محتوایی و برنامهای واگذار کند. نگاه به منافع ملی باید جای سهمخواهیهای رایج را بگیرد. تنها تن دادن به کنشها برنامهریزی شده و هدایت شده پاسخگوی نیازهای کنونی نیست. واکنشهایی نیز باید طراحی و تدوین شود که در صورت بروز شرایط پیشبینی نشده عملیاتی شود.
اصلاحطلبان باید بتوانند با برنامهریزی و تحلیل مناسب دستاندرکاران اداره کشور را در پذیرش این نکته که انتخابات آزاد و سالم و رقابتی در راستای تامین منافع ملی است کمک نمایند. اصلاحطلبان با راهبرد مناسب و روش یگانه باید پای در این میدان پر افت و خیز و حادثه بگذارند. انتخابات آزاد و پذیرش رقابت از سوی حاکمیت گام نخست؛ پرهیز از هرگونه تفرقهگرایی گام دوم، ارائه برنامه گام سوم، فعال کردن بدنه اجتماعی گام چهارم، داشتن نامزد واحد گام پنجم است و گامهای بعدی براساس برنامهریزیها پایهای برداشته خواهد شد. این البته نگاهی گذراست که باید به طور کامل به آن پرداخت و ابعاد آن را نیز تشریح و تحلیل کرد.