هادي حيدري
نقل از روزنامه اعتماد ملي
روز دوشنبه سوم تيرماه 1387 وقتي كه صفحات روزنامه <ايران> را ورق ميزدم به ويژهنامهاي برخوردم با عنوان <حماسه به نام خدا> كه به مناسبت سالگرد انتخاب جناب آقاي احمدينژاد به رياستجمهوري ايران منتشر شده بود. از سر كنجكاوي نگاهي به آن انداختم. صفحات را كه ورق ميزدم، به صفحه 22 ويژه نامه رسيدم كه بهيكباره كاريكاتوري را ديدم كه حدود 7 سال پيش كشيده بودم و با كمال تعجب، آن را در كنار مطلبي با عنوان <ظهور و سقوط دوم خرداد> مشاهده كردم.
تعجبم زماني بيشتر شد كه طرح، آگاهانه و در كنار مقالهاي با اغراض خاص سياسي و در راستاي موضوعي منتشر شده بود كه شخصا نسبت به آن منتقد و داراي جهتگيري مشخص هستم.
از اين ناراحت بودم كه بدون اجازه و حتي بدون ذكر منبع، مسوولان روزنامه <ايران> كاريكاتورم را منتشر كردهاند.
نامهاي خطاب به آقاي كاوه اشتهاردي، مديرمسوول محترم روزنامه نوشتم كه در آن با استناد به ماده 23 قانون مطبوعات، درخواست كردم تا عدم اجازه از مولف براي انتشار كار را در اولين شماره آن روزنامه درج و از اين بابت عذرخواهي نمايند؛ در غير اين صورت، حق شكايت قانوني را براي خود محفوظ نگه داشتم.
پيگيري كردم تا نامه فكسشده رسيده باشد.فرداي آن روز خبري از انتشار درخواستم در روزنامه نديدم. با دفتر مدير مسوول روزنامه ايران تماس گرفتم و مسوول محترم دفتر گفتند كه نامهام را به دست آقاي مدير مسوول رسانده و ايشان گفتهاند كه چون امضاي بنده روي كاريكاتورم بوده است، لذا لزومي به گرفتن اجازه و ذكر منبع نديدهاند!تعجبم بيشتر شد. از طريق يكي از همكاران، با تلفن همراه آقاي مدير مسوول تماس گرفتم و موضوع را به شكل مستقيم با ايشان مطرح كردم.پاسخ مسوول دفترشان را تكرار كردند و گفتند: <ما اين طرح را از روي وبسايت شما برداشتهايم و با دوستانمان كه موضوع را مطرح كرديم، آنان گفتهاند چون امضاي طراح روي اثرش بوده، نيازي به كسب اجازه و ذكر منبع نيست>!
تعجبم بيشتر شد و برايم جالب بود كه مديرمسوول روزنامه رسمي دولت اينگونه پاسخ مي گويد.
به ايشان گفتم درست است كه متاسفانه قانون كپيرايت به طور رسمي در كشور وجود ندارد اما در تبصره 1 ماده 6 قانون مطبوعات، از موردي كه شما انجام دادهايد صراحتا با عنوان سرقت ذكر شده است.
حتي ديگر به ايشان ماده 23 قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان را يادآور نشدم كه مقرر ميدارد: <هركس تمام يا قسمتي از اثري ديگر را كه مورد حمايت اين قانون است، به نام خود يا به نام پديدآورنده، بدون اجازه او و يا عالما عامدا به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده، نشر يا پخش يا عرضه كند به حبس تاديبي از شش ماه تا سه سال محكوم خواهد شد.>
اما به ايشان يادآور شدم كه شايد شما و بنده بدانيم كه اين كاريكاتور را از روي وبسايت من برداشتهايد، اما مخاطب عام از اين موضوع آگاهي ندارد و شايد تصور كند كه من طرح را با رضايت خود در اختيار روزنامه ايران قرار دادهام.
هرچه استدلال كردم، ايشان همان پاسخ اولشان را تكرار ميكردند.
در پايان به ايشان گفتم نگذاريد موضوعي را كه ميتواند دوستانه حل شود، از طريقي ديگر پيگيري كنم.
با كمال تعجب، ايشان گفتند: <مثلا چه كار ميكنيد؟> پاسخ دادم در صورتي كه تا دو روز بر اساس ماده 23 قانون مطبوعات، اين موضوع در روزنامه درج نشود از طريق قانوني شكايت خواهم كرد.
ايشان موضوع را به مشورت با دوستانشان موكول كردند!
چهارشنبه و پنجشنبه در حالي كه 3 روز از ارسال نامه و درخواستم ميگذشت، از درج عذرخواهي خبري نشد!
در طول اين سالها از اين دست اتفاقات بسيار افتاده است، اما اين موضوع از آنجا كه مغايرت با ديدگاههاي اينجانب داشته و عملي از سوي ارگان رسمي <دولت> كه بايد حافظ قانون و حقوق معنوي و مادي شهروندان باشد انجام شده كه آن را خلاف اخلاق حرفه اي ميدانم، براي دفاع از حقوق معنوي و مادي همكاران كارتونيستم كه متاسفانه از آسيبپذيرترين گروههاي هنري جامعه ايراناند، به طور رسمي از روزنامه <ايران> شكايت خواهم كرد تا شايد در آينده جلوي اين اجحافهاي معنوي و مادي گرفته شود.