جميله کديور
نقل از روزنامه اعتماد
در رابطه با حادثه اسفبار شنبه شب انفجار در مرکز فرهنگي - مذهبي ره پويان وصال حضرت سيدالشهداي شيراز، نکات چندي وجود دارد که قابل تامل است و بر اهميت موضوع مي افزايد؛
1- چنين اتفاقي با اين تعداد کشته و زخمي (12 کشته و نزديک به 200 زخمي بنا بر روايت منابع رسمي دولتي) طي سال هاي گذشته در سراسر کشور کم سابقه بوده است.
2- اين اتفاق در بزرگ ترين مرکز فرهنگي غيردولتي منطقه جنوب کشور که همواره با استقبال گسترده اهالي (چيزي بيش از پنج هزار نفر در نشست هاي عادي هفتگي و چند ده هزار نفر در هر مراسم خاص) همراه بوده، رخ داده است.
3- خبر اين حادثه به رغم اهميت، با چندين ساعت تاخير در لابه لاي بخش هاي خبري صداوسيما پخش شده، در حالي که کليه کانال هاي خبري دنيا به محض اطلاع از وقوع حادثه، گزارش هاي زنده خود را شروع و به کرات پخش کردند.
4- مثل موارد مشابه و حوادث طبيعي و غيرطبيعي ديگر در کشورمان که مديريت بحران در آن بسيار مهم است و معمولاً اين مساله يا وجود ندارد يا کم به چشم مي خورد، در اين حادثه نيز ضعف مديريت بحران به گفته شاهدان عيني وجود داشته است. در چنين مواقعي اولويت با تخليه محل از اشخاص عادي و خانواده هايي است که به دنبال خبر از عزيزان خود هستند. به گفته همين شاهدان، عدم کنترل بر محل در ابتداي وقوع حادثه و در نتيجه کند عمل کردن آمبولانس ها، حضور پاره يي افراد و بالاخره مديريت ضعيف،به حجم آسيب ديدگان اين حادثه بيش از پيش افزوده است.
5- در رابطه با علت وقوع اين حادثه نيز مثل بسياري موارد مشابه ديگر تناقض بسيار است. طبيعي است که دولت و نهادهاي امنيتي و انتظامي اين واقعه را نه ناشي از بمب گذاري و خرابکاري، بلکه ناشي از يک اتفاق و سهل انگاري تلقي کنند؛ چيزي که شاهدان عيني حادثه آن را رد کرده اند. انجوي نژاد مسوول و سخنران اصلي اين مرکز فرهنگي - مذهبي، با رد اين موضوع، با قاطعيت اين واقعه را ناشي از بمب گذاري دانسته است.
6- بيان دلايل ارائه شده حول موضوعاتي چون انفجار کپسول گاز متصل به بخاري (در شرايطي که هواي شيراز از اسفندماه گرم شده و نياز به بخاري نبوده، ضمن اينکه سيستم لوله کشي گاز در محل اصولاً ضرورتي به استفاده از کپسول گاز براي بخاري را ايجاب نمي کرده)، يا انفجار مهمات باقيمانده از برگزاري نمايشگاه دفاع مقدس (در حالي که معمولاً ادواتي که براي نمايش آورده مي شود، همه خنثي شده و با مهر و مشخصات بوده است يا به تعبير مسوول کانون فقط چند پوکه منور خالي بوده) تا حدودي نشان از کم توجهي گويندگان اين دلايل به شعور مخاطبان دارد.
7- گمانه زني براي عاملان اين حادثه، اگر آن را همچون محافل رسمي اتفاقي ندانيم، بايد اولويت اصلي و دغدغه اساسي همه باشد. دامنه وسيعي از نيروهايي همچون نيروهاي القاعده (با توجه به ماهيت اين نيروها)، وهابيون (با توجه به سخنراني هاي موجود در اين مرکز در رابطه با وهابيت و حرکت هاي اخير وهابيون)، طرفداران انديشه بهائيت (با توجه به برخوردهايي که در شيراز اخيراً نسبت به آنها شده بود و جلسات اين مرکز در مقابله با بهائيت)، عمال وابسته به سازمان مجاهدين خلق (با توجه به ماهيت تروريستي اين سازمان) و برخي نيروهاي وابسته (که در ناامني مردم، احساس امنيت مي کنند) مي توانند از جمله گزينه هاي احتمالي عاملان وقوع اين حادثه باشند.
8- و بالاخره تلخي اين حادثه براي بازماندگان با هيچ واژه يي تسکين پذير نيست، مگر آرزوي صبر و استقامت براي آنها در اين حادثه.