فرزانه روستايي
قطعاً اين از خوش شانسي مردم کوبا نيست که رهبر 81 ساله شان طي نيم قرن گذشته حتي يک سانتيمتر از مواضع ضد امپرياليستي خود کوتاه نيامده و طي پنجاه سال گذشته به ندرت تغييري در افکار و ايده هايش مشاهده شده است. بي ترديد اين هم از بدشانسي 11 ميليون جمعيت کوباست که جانشين فيدل کاسترو رهبر حزب کمونيست کوبا فقط پنج سال و اندکي از فيدل کوچک تر است و مردم تا چشم بر هم بگذارند در پنج سال آينده با رئيس دولتي مواجه خواهند شد که 81 ساله است. طي پنجاه سال گذشته که کاسترو کوبا را براساس ايده هايش اداره کرد و تقريباً هيچ کس را به مشارکت ...در قدرت نپذيرفت ده رئيس جمهور در امريکا به قدرت رسيده و قدرت را واگذار کرده اند. هر يک از آنان در هر دوره انتخابات رياست جمهوري حداقل يک رقيب قدر از حزب رقيب را شکست داده اند که اگر آنها را نيز بر تعداد روساي جمهور بيفزاييم معناي آن اين خواهد بود که فيدل کاسترو طي پنجاه سال گذشته کوبا را وقف ايده هاي انقلابي شخص خودش کرد اما در امريکا طي همين مدت حداقل 20 نفر به قدرت يا به آستانه قدرت رسيدند و آن را به ديگري واگذار کردند اما کاسترو کوتاه نيامد. فيدل کاسترو هنوز اسير ذهنيات پنجاه ساله خويش است. طي نامه يي که در آن اعلام کرد ديگر قرار نيست رئيس هيات دولت باشد خطاب به مردم نوشت که من همچنان در صحنه حضور خواهم داشت و سرباز نبردهاي اعتقادي خواهم بود. مردم کوبا در شرايطي مجبور به تحمل آخرين دست يازيدن هاي کاسترو به قدرت هستند که رهبران سياسي و روساي جمهور بسياري از کشورهاي دموکراتيک نه خود را سرباز مي نامند و نه از صحنه نبرد سخن مي گويند نه در تخيلات خود انقلاب جهاني سرکوب شدگان را هدايت مي کنند و نه انديشه خود و اطرافيان خود را ستون هاي ابدي جهان انديشه مي پندارند.ديروز يک کمونيست برنده انتخابات بخش يوناني نشين قبرس بود. رجب طيب اردوغان مسلمان جانشين روساي جمهور لائيک ترکيه شد، يک طرفدار غرب نيز سال گذشته انتخابات رياست جمهوري اوکراين را برد. به قدرت رسيدن هيچ يک از جريان هاي سياسي فوق به مفهوم مطرود و مذموم بودن ديگر جريان هاي سياسي نبوده و اساساً روابط قدرت در بسياري از کشورهاي متعهد به سنت دموکراسي و ليبراليسم، متعهد به چرخش اهرم هاي قدرت سياسي نظامي و اقتصادي در دست نمايندگان طيف هاي مختلف الجهت و احزاب رقيب است.برعکس در سوسياليسمي که کاسترو در کوبا پياده کرد به غير از برادران کاسترو و شمار اندکي از رفقاي دوران انقلاب سوسياليستي تاکنون هيچ کس به مشارکت گرفته نشده است. فرانسه امروز شاهد رياست جمهوري نيکلا سارکوزي است که براساس بسياري از معيارهاي خود فرانسوي ها رفتار سياسي - اجتماعي عجيب و غريبي را از خود بروز مي دهد. با اين حال سارکوزي نماينده نسلي از فرانسوي ها است که ارزش هاي سياسي - اجتماعي شان متفاوت از فرانسويان سالخورده تري است که جنگ جهاني دوم و پيامدهاي آن را آزموده اند.با اين حال وقتي سارکوزي نسل جديد در انتخابات رياست جمهوري فرانسه به پيروزي مي رسد مفهوم سياسي آن اين است که سياسيون فرانسوي سالخورده تر به تدريج فضا را براي ادعاها و ايده هاي جديد سياسي خالي مي کنند و به نسل بعدي سياسيون فرصت مي دهند تا اداره امور کشور را بيازمايند و تجربيات جديدي از خود باقي گذارند.امروزه در امريکا دو نامزد اصلي رياست جمهوري اين کشور پديده يي نو ظهور در سنت دموکراسي اين کشور هستند؛ حضور يک زن و يک سياهپوست جوان در عرصه قدرت سياسي نمايانگر آن است که جامعه امريکا پذيراي ايده هاي جديد است و توانايي آن را دارد تا انتخاب هاي کاملاً جديد و متفاوت را هضم کند. اما در کوبايي که ميراث انديشه هاي کاسترو است هيچ رقيبي وجود ندارد. انحصار رسانه هاي اصلي در دست دايره محدودي از نزديکان کاسترو عملاً امکان مطرح شدن ايده هاي جديد را منتفي مي کند. گردانندگان حزب کمونيست کوبا براي اينکه متهم به انحصارطلبي و ايجاد يک نظام تک حزبي نشوند به چند حزب ديگر اجازه داده اند اعلام موجوديت کنند. اما در شرايطي نابرابر که احزاب غيردولتي امکان هيچ گونه تبليغي ندارند و رسانه هاي انحصاري دولتي امکان طرح ايده هاي جديد احزاب رقيب را فراهم نمي کنند عملاً اين احزاب از کارايي چنداني برخوردار نيستند. دقيقاً بر اساس همين کارکرد است که در کشورهايي همچون کوبا، ترکمنستان، قزاقستان و عراق دوران صدام حسين همواره نتيجه انتخابات ثابت است و کاسترو، نورنظر سلطان نظربايف، آقا بايف و صدام حسين همواره 99 درصد آرا را به خود اختصاص مي دهند. امروزه در هيچ يک از کشورهايي که دموکراسي در آن ريشه يي پايدار دارد همچون انگلستان، فرانسه، هند، آلمان يا امريکا شاهد حضور اپوزيسيون خارجي نيستيم و هيچ گروهي از متولدان اين کشورها براي رسيدن به قدرت يا مشارکت در امور سياسي، قلمرو کشور ديگري را براي فعاليت انتخاب نکرده اند. اما در حال حاضر صدها هزار کوبايي در فلوريداي امريکا ده ها سازمان و تشکيلات سياسي - اجتماعي تشکيل داده اند که با کمک يا بدون کمک CIA و امريکا خواهان سرنگوني حکومت کمونيستي کوبا هستند. در صورتي که اين تبعيدي ها و فراريان کوبايي اجازه مي يافتند همچون هواداران حزب کمونيست در انتخاباتي عادلانه و آزاد و در سرزمين مادري خود شرکت کنند و براي يک يا چند دوره از پنجاه سال گذشته به قدرت برسند، در آن صورت نه کوبا به يک نظام سياسي يکدست و ساکت مبدل مي شد و نه کوبايي هاي محروم از مشارکت سياسي براي بازگشت به کشور خود تبديل به ابزار دست دستگاه هاي اطلاعاتي امريکا مي شدند. بر اساس قوانين دولت امريکا کوبايي هاي ساکن امريکا هر سه سال فقط يک بار اجازه ورود به خاک کوبا و ديدار با اقوام و فاميل درجه اول خود را دارند. قانون فوق طي 12 سال گذشته روابط دولت کوبا با کوبايي هاي خارج از کشور را همواره در حالت تنش و درگيري نگه داشته است. بسياري از اين تبعيدي ها خواستار تغييرات سياسي در کشور خود هستند تا زمينه هاي الغاي قانون محدوديت ديدار خانواده ها فراهم شود. رفتار سياسي دولت کوبا با صدها هزار کوبايي که به اميد کار، زندگي بهتر و رفاه بيشتر، سرزمين مادري خود را رها کرده اند به ترتيبي بوده است که عملاً همه کوبايي هاي ثروتمند مقيم امريکا خواستار سرنگوني کاسترو هستند. باز کردن فضاي سياسي کوبا عملاً منجر به عادي شدن سياست خارجي کوبا و امريکا نسبت به يکديگر مي شود و عملاً نهضتي به نام «جنبش کوبايي هاي تبعيدي» موضوعيت خود را از دست مي دهد. فقط کاسترو بايد سه يا چهار دهه پيش قدرت را واگذار مي کرد يا حداقل فقط گوشه هايي از اداره کشور را به رقباي رفقا واگذار مي کرد. امروزه نه کوبايي هاي ساکن قلمرو مادري از سطح رفاه و بهداشت و آزادي سياسي و اجتماعي خود رضايت دارند و نه کوبايي هاي تبعيدي اميدي به تغيير شرايط و پايان آوارگي خود دارند. فيدل کاسترو 81 ساله که 50 سال تمام با شمار اندکي از رفقاي کمونيست، اين کشور را يک تنه اداره کرده است مسوول اين نارضايتي، بي هويتي و به هم ريختگي است.