ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« 282 نامزد دیگر | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | تا ریشه ها باقی است.... »


به یاد بورقانی عزیزم

شمس‌الدين وهابی

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

احمد مسلمان مرد. او به این دلیل مسلمان مرد که مسلمان زیست. او سلم بود و سلام.

در این وانفسایی که اسلام لقلقه زبان شده است و پوستین وارونه بر تن آن کرده‌اند مرد می‌خواهد که رادمرد باشد و تن به فضاحت ندهد. مرد می‌خواهد که راست بگوید، راست بشنود، راست بخندد و راست بگرید. احمد راست گفت و راست شنود و راست خندید و راست گریست و همین راستی بود که او را خواستنی کرده بود. آنان که با او زیستند و با او رفاقت کردند از او صراحت آموختند و رفاقت را تجربه کردند.

در مرگ نیکان، در سنت اسلامی چنین گفته می‌شود که اگر 40 نفر از اهل ایمان بر نیک مردی او شهادت دهند او به فلاح رسته است و مأوا در هستی گسترده‌ای دارد که رضایت خالق هستی بر هر نعمت کوچک و بزرگ دیگر غلبه دارد. در آنجا هم رفاقت جاری است و هم رضایت، آنهم رفاقت با رفیق اعلی و رضایت رفیق اعلی از او. آن‌ها که رفاقت را تجربه کرده‌اند و مهر را تجربه کرده‌اند می‌دانند اکسیری است که شرب مدام است و خمار هم ندارد.

حال اگر صلا در داده شود و از اهل ایمان شهادت به نیکویی و نیک مردی احمد خواسته شود. نه 40 که 400 و نه 400 که بیش‌تر و بیش‌تر در صف شاهدان خواهند بود. آیا از اهل ایمان کسی هست که بر علیه این شهادت، شهادت دهد. شاهدی که جنس او از جنس اهل ایمان باشد کسی که شهادت به عدل دهد و حکم بر عدل کند و نه بر ستم.

حدیث احمد، حدیث راستی بود و جوانمردی. احمد این گوهر ناب، و این اکسیر حیات خود را به هیچ کس و هیچ قیمت و هیچ چیز نفروخت. در روزگاری که بسیاری از مدعیان عقیده، آن را راحت می‌فروشند بر عقیده ماندن سخت است و دشوار اما آنکه بر آن ماند و خواهد ماند به چنان مستی نابی می‌رسد که جز در میان و محفل عاشقان نرقصیده و نخواهد رقصید. شیدایی حتی او را به آنجا می‌رساند که دار و درفش را صلا گوید.

بر در میکده این بار نویسند چنین
که هر آن کس که دروغ است بدان پا ننهد

باید از خدا خواست که این مستی و شیدایی را به ما عطا کند. که رسیدن به آن سعی و تلاشی به وفور و عظیم می‌خواهد. آیا می‌توان بر این امید بود یا حسرتی خواهد ماند بر دل اما اگر میکده جای ما نیست آیا نمی‌توان راه میکده را در پیش گرفت و حشر و نشر با طائفه مستان را پیشه کرد؟

خدایا! ای که غنای تو در همه چیز موجب شده است که خوان رحمتت گسترده باشد. او را در سکرات شرب مدام هستی ناب و رضایتمند خود قرار ده.