ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« دريغ و درد براي چهره انساني اصلا‌حات | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | از دفتر خواب‌ها »


آزادي رسانه و هويت ملي

کامبيز نوروزي

نقل از روزنامه اعتماد


1- دنياي امروز رسانه ها، چه بخواهيم، چه نخواهيم در هر حال طبيعتي آزاد و غيرقابل مهار دارد. گستره تکنولوژي فرستنده ها و گيرنده هاي ماهواره يي تلويزيوني و دنياي عظيم و غيرقابل تصور اينترنت، امکان بي سابقه يي را در قلمرو توليد و مصرف داده هاي گوناگون اطلاعاتي فراهم کرده است که تقريباً مهميز و مهاري بر آن نمي توان زد. آن دوران گذشته است که «محرمعلي خان» در يک دست سيگار و در يک دست تيغ سانسور، به دفتر يک نشريه بيايد و آنچه را که مي پسندد بگذارد و آنچه را دوست نمي دارد بردارد و حکمفرمايي کند بر جريان اطلاعات. وقتي مسيل اطلاعات خطوط ناپيداي امواج است، هر روزني براي ورود کافي است.

2- به عنوان يک زاده جنوب عالم، که فعلاً مقهور همه گونه محصولات ساکنان شمال گيتي مانده ايم، در اين مبادله عميقاً نابرابر اطلاعات در دنياي رسانه يي امروز، به شدت نگران و مضطرب حفظ و بقاي «هويت خويشتني» خود هستم. هيچ معلوم نيست در اين توفان غيرقابل مهار اطلاعات که همه مرزها را درمي نوردد، جاي ما کجاست. شايد اين سخن خلاف آمد عادت باشد و از نگاه بعضي شايسته شماتت، اما واقعيت اين است که در موج «جهاني سازي» يا «جهاني شدن» آنچه به پيش مي تازد انديشه و فرهنگ و سياست و اقتصاد دنياي شمال است. اين نيز واقعيتي ديگر است که ناخداي کشتي رسانه در توفان اطلاعات، از دنياي شمال مي آيد. نصيب ما شايد قايق هاي پارويي کوچکي است که زير و روي اين امواج بلند غوطه مي خورند. توهم توطئه ندارم. به گواهي تاريخ، در هر عصري، يک نظام فرهنگي مسلط بوده است. عصري گذشته و منحني فرهنگ مسلط رو به افول نهاده و خورشيد فرهنگ ديگر در سينه کش آسمان بالا آمده است. امروز نيز همه قصه است.

3- بر هويت ما چه خواهد رفت؟ در کنار همه آزاديخواهي و اصرار بر حفظ و گسترش و تعميق جريان آزاد اطلاعات، دفاع و مراقبه از عنصر «هويت ملي»، به عنوان شاهرگ حياتي هر ملت، نبايد فديه امواج مسلط جهاني شود. صفت، فرع بر وجود است. اول، مساله «بودن» است. سپس «چه بودن». «هويت ملي» معرف همان بودن است.در دوردست هاي تاريخ مي شد که درها را بست، مرزها را سيم خاردار کشيد، پاي هر تازه واردي را قلم کرد و هر قلمي را شکست و... اما امروز چه؟ آيا مي توان در برابر امواجي که در ارتفاع آسمان راهي به سوي عقل و دل ما مي گشايد سد سيماني کشيد. امروزه با حربه تيغ و شمشير به جنگ تکنولوژي موجي اطلاعات رفتن، به همان مي ماند که دن کيشوت کرد در ستيز با آسياب هاي بادي. سهل است که اگر امروز براي گرفتن تصاوير فرستنده هاي ماهواره يي تلويزيوني، نياز به آنتن هاي يک متري و تجهيزات است، يا براي اتصال به اينترنت مشکلاتي هست. در آينده يي بسيار نزديک، همين مقدار اندک مقدمات و تشريفات هم لازم نخواهد بود. آن زمان چه؟ چه آزاديخواه باشيم، چه مخالف آزادي، بر اين واقعيت عريان چشم نمي توان پوشيد که امروز گرفتن امواج اطلاعات در هوا، به آساني گرفتن يک قاصدک است در مشت.در دنياي نو، براي حفظ خود و هويت خودي، بايد فکري نو آورد. شايد در ايامي مي شد با بريدن و بستن و شکستن، مانع از ورود و گردش اطلاعات شد (که البته هيچ گاه چنين نشد) ولي حتي کسي هم که مخالف آزادي باشد بايد به اين واقعيت گردن نهد که ديگر چنين نمي شود کرد.

4- در دنياي واقعي، اطلاعات، مانند هر کالاي ديگري تابع نظام عرضه و تقاضاست. اولاً براي اطلاعات تقاضايي وجود دارد و متقاضي براي تامين آن به هر بازاري سر مي زند. اگر آن را در بازارهاي رسمي علني نيابد، نيازش را از بازار غيررسمي پنهان تامين مي کند. الگوي تقاضا، همه اش در دست نظام برنامه ريزي نيست.خاصه در جامعه يي چون ايران که مردمش اغلب دوست تر دارند راهي بروند که دولت با آن مخالف است.ثانياً در عرصه اقتصاد و صنعت مي گويند براي رشد توليد ملي بايد کالايي را ساخت و عرضه کرد که هم با ذائقه تقاضا بسازد و هم رقابت کند با کالاي خارجي. کالايي که باب سليقه بازار نيست و نامرغوب است، روي دست توليدکننده باد مي کند و ثمره اش جز ورشکستگي صاحب کالا نخواهد بود.در بازار اطلاعات نيز همين قواعد حاکم است. تقاضاي اطلاعات، امروزه به راحتي از منابع تلويزيون هاي ماهواره يي و اينترنت قابل تامين است. نيز اگر دولت نتواند اطلاعات باب سليقه جامعه ايران تهيه کند، متاعش بي رونق مي ماند و دچار ورشکستگي رسانه يي مي شود. نتيجه فاجعه بارش اين خواهد بود که جامعه يي که فاقد نظام رسانه يي مستقل ملي آزاد باشد، در رقابت هويت وا مي ماند. مي شود مصرف کننده يي منفعل که به هر نسيمي به اين سو و آن سو مي رود. پس هيچ چاره نيست جز آنکه آزادي و امنيت رسانه به عنوان يک اصل بنيادين در بيشترين سطح ممکن چنان ترويج و پاس داشته شود که بيشترين حد تقاضاي اطلاعات را بتواند در جامعه ايران پاسخ گويد. اگر چه در اين حالت هم باز مراجعه و بهره برداري از منابع غيرايراني اطلاعات باقي خواهد ماند، اما رونق رسانه و گردش آزاد اطلاعات، در سايه نظام آزاد و مستقل و امن رسانه، خواهد توانست حريم قابل اتکايي را بيافريند که از موجوديت آن، جامعه ايراني در خود و برخود ببالد. هاضمه اش چندان قوت يابد که عناصر فرهنگي و اطلاعاتي ميهمان را به تناسب نياز برگزيند و در خود مستحيل کند. کاري که به طول تاريخ، جامعه ايراني با فرهنگ هاي ميهمان کرده است.

5- گاه اما قضيه وارونه مي شود. اين گونه که براي غير يا بيرونيان آزادي و امنيت رسانه يي، شايد به خاطر قاعده بازي قدرت، به ناچار پذيرفته مي شود و براي خويش و درونيان نه. شگفت است که تلويزيون رسمي ايران (مسما به سيما) که در هر حال در برنامه هاي ماهواره يي خود، در سياست، يا هنر يا غيره چيزهايي را روا مي داند و پخش مي کند که حتي درصدي از آن براي پخش داخل مجوز نمي گيرند. يا خبرنگاراني از ماوراي بحار مي توانند اجازه گفت وگو با مقام هاي عالي رتبه ايراني بگيرند اما دريغ که خبرنگار ايراني(جز همکاران صدا و سيما) بتوانند از چنين موقعيت هايي برخوردار باشند.اگر بي پيرايه و مجامله بگوييم گويي بيگانگان محرم ترند تا خويشان،در اين مختصر، کاري با حقوق اساسي و حقوق رسانه ندارم و اينکه گردش آزاد اطلاعات از حقوق اساسي ملت است و ملت حق دارد از فرآيندهاي خبري مطلع باشد و... در اين يادداشت مورد نظر نيست.نکته آن است که اين دوگانگي در سياست رسانه يي چه کمکي به نظام اجتماعي و سياسي کشور مي تواند بکند. وقتي نظام کلان مديريت رسانه مخاطبان رسانه را تا اين حد بيگانه تلقي کند و نامحرم بشمارد، چگونه مي تواند انتظار داشته باشد که مشتريان اطلاعات(مخاطبان- مردم) خريدار متاع وي باشند؟ فروشنده يي که بي اعتمادي اش به مشتري را جار مي زند، نصيبي جز بي اعتمادي مشتري نخواهد برد. اين شعارهاي مشهور را در تبليغات بازرگاني همه شنيده اند که «هدف ما جلب رضايت شماست» يا «به ما اعتماد کنيد». آن سياست رسانه يي که بي اعتمادي مي دهد، بي اعتمادي هم مي گيرد.وقتي گردش آزاد اطلاعات آنقدر آسيب مي بيند که کالايي براي عرضه باقي نمي ماند و آن مقدار هم که هست به اغيار مي رسد چه چيزي از نظام ملي اطلاع رساني باقي مي ماند. در چنين شرايطي بزرگ ترين بازار بي رقيب ساخته مي شود که جولانگاه توليدکنندگاني ديگر است؛ توليدکنندگاني که هر دغدغه يي ممکن است داشته باشند جز ايران و هويت ايراني. نمي توان از هويت ملي سخن گفت و آزادي و امنيت رسانه و گردش آزاد اطلاعات را تعطيل يا مخدوش کرد.

* وکيل انجمن صنفي روزنامه نگاران