ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« بازي دوگانه روسيه در مناقشه هسته‌اي | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | فضيلت ترسو بودن »


جدال سرهنگ با فرهنگ

عبدالناصر مهیمنی

«اجازه نمي دهيم مجلس ششم تكرار شود» سرهنگ جعفر گرزين،فرماندار گرگان(مركز استان گلستان)
سرهنگی برخورد کردن با موضوعات فرهنگی و اجتماعی از اموری است که ملت ایران، به ویژه در تاریخ یک سده اخیر خود، درباره آن تجربیاتی بس دردناک و اسفناک دارد.
فرمانداران باید مطیع قانون و سرسپرده میل و اراده مردم و نمایندگان منتخب آنان باشند و هرگز نباید در برابر خواسته و تصمیم مردم گردن فرازی کنند و آنان را به انصراف و دوری جُستن از تجربیات ارزشمند و فراموش کردن خاطرات خوش گذشته شان تهدید کنند.
فرمانداران نه تنها باید از هر گونه شدّت و حدّت در مقابله با حقوق طبیعی و قانونی مردم خودداری کنند بلکه نباید حتی گمان برند که می توانند از زبان و قلم خود چماق و «گُرز» بسازند و با آنها با خِرد جمعی ملت مبارزه کنند و انتخاب دلخواه مردم را با الفاظی ناپسند نفی و ردّ کنند و یا آنکه به رأی قلبی اقشار و اقوام مختلف مردم اهانت روا دارند.
فرمانداران هرگز نباید تلاش کنند که مردم را به انتخاب، رهروی و اطاعت از امیال و آرزوهای خود وادارند.
در کشور اسلامی ایران همه «جعفر»ها و غیر آنان باید معیار و ملاک حرف و عمل شان، روش و منش و آموزش های جعفر صادق(ع) باشد؛ همو که در دشوارترین دوران نوباوگی و رشد اسلام، سالها در صحن مسجد و مدرسه با دهریّون (ماده گرایان) و سرسخت ترین مخالفان دین خدا و سنت پیامبر و اهل بیت، با نرم ترین زبان و با عقلانی ترین استدلال ها مباحثه می کرد و سخن می گفت.
در ایران بافرهنگ و متمدّن هیچ کس حق ندارد مردم و مخاطبانِ خود را رعیّتِ فاقد تشخیص و شعور فرض کند و همانند «جِفری ششلول بند» با آنان سخن بگوید.
نه هرکس که جامه سرهنگی به تن داشته شایستگیِ سروری در اموری دارد که با فرهنگ و احساسات درونی مردم و جامعه آمیخته است. انتخابات و رأی دادن و رأی گرفتن، با همه ایرادها و ضعف هایی که دارد سالهاست که جزو فرهنگ اجتماعی همه ایرانیان شده است.
فرمانداران باید بدانند که فرمانداری یک شهرستان منصبی اجرایی و مدیریتی و موقتی است و هرگز با فرماندهی نظامی و امریه صادر کردن نسبتی ندارد. هر سرهنگی که دوست دارد دیگران مطابق میل و امر او رفتار کنند باید به پادگان برگردد و مقصود و فرمانبران خود را در آن مکان بجوید. همچنان که بعضی از نظامیان که در وزارت کشور صاحب مناصب عالی سیاسی شده بودند، در روزهای اخیر چنین کردند.
فرمانداران حتی اگر پس از چندین سال سابقه و با درجه برجسته نظامی هم بر مسند اجرایی نشسته باشند حق ندارند با مردم که اربابان و ولی نعمتان ایشان هستند، همچون حاکمان مطلقه نظامی سخن بگویند.
حتی عالیترین فرماندهان نظامی وقتی بر مسند اجرایی و مدیریت اجتماعی می نشینند باید نه تنها لباس نظامی از تن بدر کنند، بلکه باید هر گونه تفکر نظامی و شدید و غلیظ را از ذهن و سر و دل خود بیرون کنند. و باید در کمال ملاطفت و ادب با مردم و حتی با منتقدان سخن گویند.
علاوه بر تجربه های ارزشمند تاریخی در کشور ما، تجربه ماهها و سالهای اخیر در کشور همسایه ما، جمهوری اسلامی پاکستان، و قرار گرفتن عالیترین فرمانده نظامی (پرویز مشرّف) در مسند عالیترین مقام اجرایی آن کشور (ریاست جمهوری)، به روشنی بیانگر آن است استقرار تفکر و شیوه های نظامی در مدیریت اجرایی امری مذموم، ناپذیرفتنی و ناممکن است، و نتایج مخرّب به بار می آورد.
فرمانداران باید بدانند که نشریات گوشه هایی از صداهایی هستند که از افکار عمومی بلند می شوند، از این رو بسیار شریف و محترم هستند.
فرمانداران باید درک کنند که نشریات و قلمهای منتقد و مخالف و حتی تخطئه گر، از هر صنف و جناح و حزب که باشند، موهبتی عظیم برای مدیران و کارگزاران از هر صنف و جناح و حزب هستند.
فرمانداران باید صادقانه و خالصانه از نشریات منتقد استقبال کنند و سپاسگزار حضور آنان باشند، همچنان که نشریات موسوم به اصلاح طلب و ملی و روشنفکر از حضور و فعالیت همه نشریات جناح های اقتدارگرا، محافظه کار، سنت گرا و اصول گرا صادقانه و جداً استقبال می کنند.
فرمانداران باید تلاش وافر نمایند که همه شبنامه نویسان هتّاک که خود را مدافع دولت فعلی و دوستدار کارگزاران و مدیران اجرایی در دولت حاضر می دانند به روزنامه نویسی مؤدبانه و شفاف روی آورند.
فرمانداران باید تنها در حوزه اداری محل کار خود و فقط از عوامل زیردست شان اطاعت در اجرای صحیح امور را بخواهند، آن هم در محدوده قانون و مسوولیت و اختیارات شان.
فرمانداران باید بدانند که اگر قرار بود مجالس و دولت ها به میل و امر و اراده و مطابق با دیدگاه تنگ و تشخیص تک نفره فرمانداران وقت شکل گیرند، هرگز به فرمانداران دولت نهم، و دوستان شان در مجلس هفتم نوبت نمی رسید.
فرمانداران باید بدانند افراد دزد، فاسد، خائن، منحرف، جاسوس، یا نادان در همه مکانها و زمانها و در همه لباسها یافت می شوند، تجربه 28 ساله انقلاب و جمهوری اسلامی به خوبی گویای آن است که صدها نفر، اگر نه هزاران، از کارگزاران و صاحب منصبان در مسوولیت های گوناگون و با درجات مختلف، سیاسی و روحانی و نظامی و اداری به انواع اتهام ها محکوم و مجازات شده اند و هرگز کسی را پایانی برای این رویدادها متصور نیست.
با این همه، همگان باید به مشیء و روش علی(ع) اقتدا کنند و وقتی مردم از آنان روی می گردانند صبوری و عقلانیت پیشه کنند، و تا مردم به آنان روی نیاورده اند، هرگز ادعای آقایی و حکومت بر مردم نداشته باشند.
فرمانداران باید توجه و دقت داشته باشند که از یک سو شرکت در انتخابات و رأی دادن و رأی گرفتن از حقوق اجتماعی عموم مردم است و بر همین اساس در وزارت کشور نیز جزو تشکیلات اجتماعی محسوب می شود، و از سوی دیگر امانتداری و صداقت و مدیریت و اجرای صحیح قانون و تسهیل مشارکت اکثریت مردم برای تحقق این امر و برگزاری سالم انتخابات از وظایف اصلی و قانونی فرمانداران است.
فرمانداران حق ندارند حتی به کارکنان زیردست بگویند که چه کسی باید رأی بیاورد و چه کسی نباید.
با توجه به نکاتی که ذکر شد سخنان ناخوشایند و ناعادلانه هفته گذشته فرماندار شهرستان 400 هزار نفری گرگان، (جعفر گرزین، سرهنگ دیروز و مدیر اجرایی امروز)، منتشر شده در یک نشریه نوپا، کم شمار و همسو با دولت فعلی، در نفی مجلس ششم و در اهانت به نشریات محلی را باید به حساب جوانی هر دو آنان (فرماندار و آن نشریه کذایی) گذاشت. زیرا که به رغم بیست و اندی سال وقت صرف کردن در حوزه های نظامی، فرماندار گرگان را باید در عرصه سیاست و مدیریت کم تجربه و تازه کار به حساب آورد، اما در هرحال ناگواری و ناپختگی سخنانش را باید به وی متذکر شد. بر همین اساس و به احترام همان لبخند فلفلی که آشنای دیروز و فرماندار امروز گرگان گاه و بیگاه به هنگام سلام و علیک در خیابان به نگارنده اهداء می کرده، صاحب این قلم وظیفه خود می داند این نقد نمکین از سخنان فرماندار را متقابلاً به خود وی هدیه دهد.
صد البته فرماندار گرگان باید ساعاتی را صرف مطالعه و آشنایی با تاریخ و فرهنگ و تحولات اجتماعی ایران و منطقه کند تا بار دیگر این چنین ناآگاهانه درباره تحولات تاریخی منطقه گرگان نظر ندهد.
مجلس ششم دستآوردی ارزشمند بود. علاوه بر هفت نماینده فقید، شریف و مردمی استان گلستان (قندهاری، هزارجریبی، گُل، صادقی، طیّار، حسینی و کوهساری)، و رییس شجاع و دلسوز آن (حجت الاسلام مهدی کروبی)، شخصیت هایی در آن مجلس بودند که در دفاع از حقوق ملت، خود به تنهایی یک مجلس بودند.
حجت الاسلام حسین انصاری راد (که خدایش توفیق کامل دهد و همواره به سلامت دارد)، الحق والانصاف اینگونه بود. آن رادمردِ سپیدمویِ استوار و استخوان دار، که نماینده صادق و خادمِ مردم شریف نیشابور و رییس کمیسیون اصل 90 مجلس ششم بود، تا آخرین لحظه و روز کاریِ آن مجلسِ افتخارآمیز، جوانمردانه و با رشادت تمام، از حقوق ملت دفاع کرد و گزارش هایی از فعالیت های آن کمیسیون منتشر کرد که بی تردید جزو ارزشمندترین و معتبرترین اسناد حقوقی و سیاسی تحولات ایرانِ معاصر باقی خواهند ماند. خدمات آن مرد بزرگ و دهها دیگر مثل او در مجلس ششم، هر یک به تنهایی بسیار فراتر و عظیم تر و برازنده تر از ادعاها و اظهارات کم مایه و کم ارزش صدها تن از فرمانداران امروز کشور است. در دفاع از حقوق ملت و بیان حقیقت، حسین انصاری راد، همچون سیدحسن مدرس، شجاعانه سنگ تمام گذاشت و غبطه همه انسانهای عدالت خواه و باانصاف را برانگیخت.
هرگز مباد که پایمردی های او و دوستان و یارانش در مجلس ششم فراموش شود!
* روزنامه نگار و عضو خانه مطبوعات استان گلستان