سيد محمد عاملي
درياچه خزر با وسعت 394 و 200هزار كيلومتر مربع، بزرگترين درياچه زمين است، افزون بر اين زيست محيطي شبيه به درياهاي آزاد دارد، از اينرو به درياي خزر يا كاسپين معروف است.
اين درياچه با طول 1205 تا 1280 كيلومتر و عرض 154 تا 202 كيلومتر و نيز محيط 7000 كيلومتر، 50 جزيره كوچك را در خود جاي داده است. پيرامون اين درياچه پنج كشور ايران، روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان قرار گرفتهاند كه در اين ميان قزاقستان با 1900 كيلومتر و ايران با 657 كيلومتر به ترتيب بيشترين و كمترين ساحل را به خود اختصاص دادهاند.
در زمان اتحاد جماهير شوروي با اينكه ساحل شوروي از اين درياچه به مراتب بيشتر از ساحل ايران بود،اما سهم هر دو كشور از آن برابر بود. پس از فروپاشي شوروي و استقلال جمهوريها، ايران پيشنهاد كرد كه به پنج كشور ساحلي اين درياچه سهم برابري معادل 20درصد از منابع اختصاص يابد كه برخي كشورها با استناد به تفاوت خط ساحلي در هر كشور اين پيشنهاد را نپذيرفتند. افزون بر بحث طول ساحل، محدب و مقعر بودن سواحل نيز از جمله مسائل مورد اختلاف ميان اين پنج كشور بوده است.
ذخاير هيدروكربوري موجود در خزر نيز عاملي بوده كه باعث دامن زدن به اختلافات اين پنج كشور بوده است. در زمان رژيم سابق ايران و اتحاد جماهير شوروي توجه چنداني به منابع نفتي و گازي خزر نميشد؛ اما پس از فروپاشي شوروي اين منبع مورد توجه كشورهاي ساحلي خزر قرار گرفته است. آنگونه كه برآورد ميشود در اين دريا 17 تا 44ميليارد بشكه نفت خام و حدود 7/425تريليون فوت مكعب گاز طبيعي قابل استحصال است. اين ميزان البته در مقايسه با ذخاير عظيم نفت و گاز ايران و روسيه چندان زياد به نظر نميرسد، اما براي ديگر كشورهاي حاشيه خزر قابل توجه است و آمريكا تاكنون از اين اختلاف منابع بهره جسته تا كشورهاي حاشيه خزر را به محدود كردن سهم ايران و روسيه از اين منابع ترغيب كند.
مساله ديگر در مورد نفت خزر هزينه استخراج آن است. البته با توجه به قيمت كنوني نفت خام، استخراج نفت خزر اقتصادي است، اما در مورد ايران اين هزينه بيشتر است چون عمق درياي خزر در جنوب آن به مراتب بيشتر از شمال است و در نواحي نزديك ايران تا 950 متر هم ميرسد، از بستر نيز بايد تا عمق هزار متر حفاري صورت گيرد تا به نفت رسيد. اما ايران ميتواند منافع زيادي را از طريق ترانزيتحاملين انرژي موجود در خزر، چه ازخاك خود و چه از بستر خزر عايد خود كند.
با توجه به تنشی که میان روسیه و اروپا به وجود آمده نقش ایران در تامین امنیت انرژی منطقه یکی از مهمترین موضوعات است. اگر تحریم آمریکا نبود همه خطوط لولهای که بعد از فروپاشی شوروی ساخته شد به سمت ایران میآمدند.
چون هر مقصدی را در دنیا برای نفت و گاز خزر در نظر بگیریم هیچ مسیری از شمال ایران نزدیکتر نیست. به این ترتیب، ایران به مهمترین کشور منطقه برای انتقال انرژی تبدیل میشد. هنوز هم ایران ارزانترین راه عبور نفت خزر است. در واقع کاملا اقتصادی است که نفت استخراج شده در منطقه به ایران بیاید و در پالایشگاههای تهران اراک، تبریز و حتی اصفهان فرآوری شود.
میتوان پول آن را به صادرکننده پرداخت یا متناسب آن نفت در جنوب به مشتری تحویل داد. اما ایران به دلیل تحریمها کنار گذشته شده است. با اين حال هنوز هم دست ايران باز است.
ایران میتواند با جمهوری آذربایجان حوزه نفتی البرز را اکتشاف و استخراج کند. در مرکز دریای خزر هم میتواند با انعقاد قرارداد اکتشاف برخی بلوکها را که شرکت شل هم موظف به انجام آن است آغاز کند.
در بخش ترکمنستان، ترکمنها و روسها نيز پیشنهاد کردهاند که همکاری سهجانبه با ایران داشته باشند. در گذشته تصور ميشد که هرگونه همکاری با این کشورها همکاری با رقیب ایران است و به ضرر كشورمان تمام میشود، اما بهزعم تحليلگران اتفاقا از لحاظ ژئوپولتیک بهتر است که آذریها را به این همکاری ترغیب کنیم تا خط لولهشان به تبریز بیاید.
در عین حال ايران گاز در اختیار ارمنستان و نخجوان قرار میدهد و در مقابل از ترکمنستان گاز وارد و به اروپا صادر ميكند. اين چيزي است که ترکیه به دنبال آن است تا چهار راه انرژی جهان بشود، به لحاظ طبیعی سهم ما است.