سعيد شريعتي
سيد محمد خاتمي در مراسم نكوداشت دوم خرداد اعلام كرده كه جريان اصلاحطلب با شعار ائتلاف و اعتدال در انتخابات آتي حضور خواهد داشت. اين سخن كه صريحترين موضعگيري انتخاباتي ايشان از زمان واگذاري سمت رياست جمهوري بوده است به روشني گوياي آن است كه سيد محمد خاتمي نقش بيبديل خود را در محوريت ائتلاف اصلاحطلبان پذيرفته است و اگر زماني از پذيرفتن اين نقش به سبب حضور در كسوت رياست جمهوري استنكاف مي نمود اكنون به ضرورت اين امر واقف شده و فعال تر از هر زمان به ايجاد همدلي و همراهي نيروهاي اصلاحطلب همت گماشته است.
در عين حال سخن گفتن از ائتلاف و اعتدال آن هم از سوي شخصيتي كه بيگمان برجستهترين چهره سياسي سالهاي اخير ايران بوده و او را بايد از سرمايههاي بيبديل سياسي و اجتماعي ايرانيان به حساب آورد را نميتوان و نبايد صرفاً از منظر خط مشيگذاري براي يك جريان سياسي آن هم در يك انتخابات ارزيابي نمود.
خاتمي با عمق نگاه و ذكاوت و نيز بهرهگيري از تجربه هشت ساله حضور در قدرت دريافته است كه رمز عبور كشور از مرحلهاي سخت از دوران گذار چيزي جز ائتلاف و اعتدال نيست. اگر چه اين دو موضوع دستمايه جريان اصلاحطلب براي تدارك فهرستهاي انتخاباتي در انتخابات مجلس هشتم خواهد بود و همه گروههاي سياسي اصلاحطلب اين دو امر را – كه هر دو گوهر رويكرد اصلاحطلبانه در امر سياسي هستند- را باور كرده و نقشآفريني آينده خود را بر اين اساس استوار كردهاند اما با نگاهي بلندنظرانهتر بايد اين دو مسأله را يك ضرورت ملي قلمداد كرد.
در شرايط پيچيده كنوني كشور، بيش از ائتلاف و اعتدال سياسي به عنوان شعار يك جريان سياسي به ائتلاف و اعتدال ملي نيازمنديم و مهمترين دستور كار نيروهاي سياسي كه به سرفرازي و آعتلاي ايران و ايراني ميانديشند صورتبندي و به فعليت درآوردن اين ائتلاف و اعتدال است.
ائتلاف ملي در بستري كه بر مبناي رهيافت مقام رهبري در نامگذاري سال 86 به نام اتحاد ملي فراهم آمده است امري دستيافتني است اگر چه نقش اركان حكومت را در فراهم آمدن زمينههاي تحقق اين شعار نميتوان ناديده گرفت. با اين وصف لازم است كه حكومت با توان و امكاناتي كه در اختيار دارد پيشگام تحقق ائتلاف ملي باشد. زمينههاي تحقق شعار ائتلاف و اتحاد ملي را حكومت با مدارا، نقدپذيري و پاسخگويي، مشاركتجويي، دوري از جزمانديشي و باز كردن فضاي سياسي و اجتماعي ميتواند ايجاد نمايند. اركان حكومت با تخطي از هريك از اين اصول قطعاً متهم اصلي در شكل نگرفتن ائتلاف و اتحاد ملي هستند.
چنانچه به عمق مسأله ائتلاف و اتحاد ملي بيانديشيم اين مهم تحقق نخواهد يافت مگر در كنار ركن ديگر شعاري كه خاتمي مطرح كرذه است و آن اعتدال است.
راديكاليسم و افراطيگري آفت اصلي اتحاد ملي است و هر كه در كوره تندرويها بدمد قطعاً راه را براي تحقق ائتلاف و اتحاد بسته است. درك و پذيرش واقعيتهاي كشور و نيز فضاي سياسي منطقهاي و جهاني، پرهيز از ورود به گفتمانهايي كه در داخل و خارج نماد راديكاليسم و تندروي است همه نيروهاي كشور را به سمت اعتدال و از آنجا به سوي ائتلاف و اتحاد ملي رهنمون خواهد شد.
در اين موضع نيز اجزاء حكومت به ويژه دولتمردان عمدهترين سهم را به خود اختصاص ميدهند و چنانچه آنان بتوانند از چهره راديكال و افراطي كه در دو سال گذشته از خود در داخل و خارج ساختهاند آرام آرام فاصله بگيرند قطعاً مؤثرترين گام را در زمينهسازي اعتدال و ائتلاف ملي برداشتهاند. از حق نگذريم گروههاي رقيب دولت چه در ميان نيروهاي اصلاحطلب و چه در ميان گروههاي محافظهكار نيز اگر دغدغة ائتلاف و اعتدال ملي را دارند بايد فرصت اين تجديد نظر را براي جريان دولتي حاكم فراهم آورند و با اتخاذ روشهاي ميانهروانه و اصلاحطلبانه حتي در موضع نقد دولت و دولتمردان به جاي بردن حريف به گوشه رينگ و تشجيع آن براي اتخاذ روشهاي راديكال – كه البته به صورت بومرنگي عليه خود او به كار خواهد افتاد- همدلانه عرصه را براي اصلاحرفتار و تجديدنظر دولت و بازگشتن از راههاي خطايي كه در سياستگذاريهاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي در دوسال گذشته پيموده شده است فراهم آورند.
ميدان سياست مانند عرصه زراعت است. كاشت آن «ستيز» است، داشت آن «رقابت» و برداشت آن «سازش».
جامعه ايران سالهاست كه عليرغم فراز و نشيبهاي بسياري كه در عرصه سياسي تجربه كرده است به اين باور غلط رسيده است كه سياست عرصه ستيزهجويي است در حالي كه سياست را بايد دوگانهاي انفكاكناپذير از «ستيز و سازش» دانست. ادبيات و تاريخ سياسي ايران در سالهاي دور و نزديك پر است از گويهها و رويههايي كه تصويري جز «ستيز» با خود يا بيگانه، از آن برنميخيزد. لذا مفهوم «سازش» كه بايد آن را محصول مزرعه سياستورزي دانست در ادبيات سياسي ايران كمبنيه و لاغراندام است و «سازشكار» كه عليالقاعده كسي است كه در بهترين موعد و موضع محصول سياستورزي را برميچيند در ادبيات سياسي ايران كه متأثر از انقلابيگري و ستيزهجويي صرف است به غلط مرادف خيانتكار شده است.
امروز بر همه نيروهاي سياسي چه در قدرت و چه خارج آن فرض است كه با درك شرايط ويژه كشور و تمكين به عقلانيتي كه رهاورد سالها تجربه و آزمون و خطا در اداره كشور بوده است با هدف دستيابي به اعتدال ملي و نيل به ائتلاف و اتحاد ملي، ادبيات سازش را غني ببخشند. ايران امروز به مرداني اهل سازش نيازمند است تا مرداني ستيزهجو و اين از جمله اصولي است كه در داخل و خارج به يك ميزان اهميت دارد.