علي اصغر خداياري
رمضان فصل تكوين جهاني جديد، ليلهالقدر روز شكل گرفتن انسان تراز خدا و عيد فطر روز پايان آفرينش آن عالم نو و اين آدم نوين است.
گويا همين ديروز بود كه ميزبان بينياز، آن كريم صادق امين را با سبدي از بشارت به استقبال ما فرستاده بود:
“... در اين ماه نفسهاي شما حكم تسبيح را دارد. خوابهاي شما عبادت است، شياطين در غل و زنجيرند، درهاي جهنم بسته است...”
هرچند، ما كه در روزهاي سپري شده از ماه، شيطان را در حبس حس نكردهايم. در ماههاي ديگر چه گناهاني ميكردند كه در اين ماه نميكنند. دروغ ميگفتند و ديگر نميگويند؟ به گفتههاي خود عمل نميكردند و در اين ماه عمل ميكنند؟ بندگان خدا را تحقير ميكردند و ديگر نميكنند؟ بيگناهان را زنداني ميكردند و ديگر نميكنند؟ به افراد تهمت ميزدند و ديگر نميزنند؟ عوامفريبي ميكردند و ديگر نميكنند؟ ...؟
راستي اگر شياطين در غل و زنجيرند، پس اين همه ظلم و گناه در جامعه روزهداران از كجاست؟ پيامبر خدا كه وعده دروغ نميدهد.
گويا آن ميزبان حكيم در ماه ميهماني و مجلس ضيافت خصوصي خود اكراه و اجبار را بر بندگان خود نپسنديده است. از كرامت ميزبان بهدور است كه ميهمان را بهكاري مجبور كند. شايد در غل و زنجير بودن شياطين به اين معني باشد كه آنها وادار شدهاند براي مدتي دست از وسوسه انسان بردارند، ولي اين بدين معني نيست كه انسانها هم وادار شده باشند به دنبال ارتباط با شياطين نباشند. رابطه شيطان با انسان كه در ماههاي ديگر دوسويه است، از آن طرف وسوسه و از اين طرف لبيك و پيروي، در اين ماه يكسويه شده است. از آن طرف وسوسه و امر به پليدي متوقف گرديده است، ولي از اين طرف راه ارتباطي همواره باز است. شياطين زنداني هستند، ولي نه زنداني ممنوع الملاقات!
ميزبان لطيف راه وسوسهها را مسدود كرده و موانع پرواز را برطرف كرده است، تا انسان آزاد و رها اوج بگيرد. ولي شگفتا كه اين مخلوق دوپا به جاي بال گشودن و پرواز در ملكوت، يا در نوبت ملاقات شيطان ايستادهاست و يا پشت دروازه جهنم منتظر است و با اصرار و التماس درخواست گشوده شدن دروازه را دارد.
بي حكمت نيست در آن مجلس كه پيك امين خطبه استقباليه ميزبان را قرائت ميكرد، وقتي آن ميهمان ناب در پايان خطبه از جاي برخاست و از بهترين كاري كه در ماه ميهماني ميتوان انجام داد پرسش نمود، پاسخ شنيد: “ورع و پرهيز از آنچه خدا از آن نهي فرموده است، يعني دوري از گناه”
در آنجا كسي نپرسيد، مگر گناه زاييده تعامل انسان و شيطان نيست، پس حالا كه شياطين دربندند، گناه ديگر چه صيغهاي است؟ شايد دليل اصلي عظمت دوري از گناه در اين ماه اين باشد كه اگر در گناهان ماههاي ديگر انسان، شيطان نيز بهواسطه آورده خود يعني وسوسه شريك جرم است، در ماه ميهماني مسئوليت طغيان و نافرماني انسان به طور كامل به عهده خود اوست.
رمضان از نيمه گذشته است. گويا همين ديروز بود كه استهلالگران بهدنبال هلال ماه صيام ميگشتند. ما هميشه براي بهآخر رسيدن اين ماه لحظهشماري كردهايم. كم سنوسالتر كه بوديم وقتي ماه رمضان به روز نهم ميرسيد، با خوشحالي ميگفتند رمضان به هُمهُم افتاده است و دارد نفسهاي آخر را ميكشد: نهُم، دهُم، يازدهُم، ... روزهاي آخر ماه هم كه روزهاي غشني غشني بود.
شبهاي قدر در پيش است. فرصت زيادي تا پايان ضيافت الهي باقي نمانده است. استهلالگران دارند آماده شكار هلال شب اول شوال ميشوند. ميادين شهر در انتظار آتشبازي جشن پايان ضيافت به سر ميبرند. دور نيست كه جار بزنند عيدسعيد فطر مبارك باد!
بدبخت كسي است كه از ماه ميهماني خدا خارج شود، در حالي كه آمرزيده نشده باشد و حال روز اول شوال او با حال روز آخر شعبانش يكسان يا بدتر از آن باشد.
خوش به حال كسي كه رمضان، ليلةالقدر، و عيد فطر را آغاز تلاش براي حياتي سبز و فرصتي براي درانداختن طرحي نو ببيند.