ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« سوگنامه سند چشم انداز | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | برای حل کدام مشکل؟ »


بيماري انحصار

محمدتقي فاضل‌ميبدي

اين يادداشت در روزنامه اعتماد ملي به چاپ رسيده است

انحصارگرايي ‌(monopolism) در سه حوزه قابل تصور است؛ يكي حوزه قدرت، دوم حوزه ثروت و سوم حوزه معرفت. هنگامي كه فرد و يا گروهي بخواهد مراكز قدرت در جامعه را در اختيار بگيرد و كساني كه خارج از حوزه آن فرد و يا گروه مي‌انديشند را غيرخودي، بيگانه، عوامل بيگانه و... تلقي نمايد در اينجا انحصارگرايي يا monopolism صورت گرفته است.

بنابراين معناي انحصار <تنها در اختيار من بودن و يا كساني كه چون من مي‌انديشند.> يا تماميت‌خواهي مي‌باشد. شايد انحصار در حوزه قدرت خطرناك‌تر از آن دو حوزه ديگر باشد. اينكه قرآن كريم، حتي پيامبر را دعوت به مشورت با ديگران مي‌كند، مي‌خواهد چارچوب انحصار را بشكند. شايد انحصارگران بگويند، ما هم بر اساس مشورت امور جامعه را تدبير مي‌كنيم و هر مقامي مشاوريني را رسما براي خود برمي‌گزيند، ولي هزار نكته باريك‌تر ز مو اينجاست كه انسان انحصارگرا با چه كساني مشورت مي‌كند. گاهي ممكن است مشاورين يك حكومت صلا‌بت انحصار را بيشتر كنند وحلقه را براي كساني كه چون غير آنان مي‌انديشند تنگ‌تر نمايند. در اينجا روشن مي‌شود كه انحصار با استبداد تفاوت دارد. استبداد يعني بدون مشورت با ديگران تصميم گرفتن و راي خود را همه جا صائب و غالب دانستن ولي در انحصار، ممكن است مشورت صورت بگيرد و جامعه بر اساس مجلس مشورتي اداره شود اما تمامي افكار در چارچوب خاص و از پيش تعيين‌شده باشد. پس انحصار چگونه شكسته مي‌شود و جاي خود را به تكثرگرايي (پلوراليسم) مي‌دهد. قرآن كريم علا‌ج اين بيماري را در سوره آل عمران آيه 159 چنين بيان مي‌كند:


اي پيامبر در برابر مخالفين سه كار بايد انجام دهي: فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في‌الا‌مر... از آنان درگذر، و براي آنها آمرزش طلب كن و در كارها با آنان مشورت نما. حصار انحصار را اين‌گونه بايد شكست كه انسان اگر در مقام حكومت و قدرت قرار گرفت در برابر مخالفان خود نه تنها هيچ كينه‌اي در دل نگيرد بلكه پس از گذشت و درخواست عفو از خداوند، آنان را سر سفره انديشه فرا خواند و در تدبير امور از آنان استمداد نمايد و در اين روزگار اگر بخواهد اين آيه شريفه معنا پيدا كند، بايد مخالفان فكري از طريق رسانه‌ها و مطبوعات انديشه‌هاي خود را مطرح نمايند.


مشورت پيامبر، تنها مشورت با سلمان و اباذر و علي(ع) نيست بلكه مشورت پيامبر با كساني است كه آنان را عفو نموده و از سر تقصيرهايشان گذشته است. حاكميت يك جريان فكري همدست كه هيچ مخالفي در آن ميان نباشد، حاكميت انحصار است. طبيعتا انحصار در قدرت و حكومت، انحصار در ثروت را نيز به‌دنبال دارد و جريان‌هاي حاكم، غالبا به‌دنبال تقويت بنيان‌هاي مالي خود مي‌باشند و اين تمركز قدرت و ثروت نخستين بار، در تاريخ اسلا‌م، در زمان خليفه سوم به وجود آمد و انحصار در قدرت به گونه‌اي بود كه حاكم وقت برخي افراد ناتوان و يا مطرودان پيامبر را، كه چون او (حاكم) مي‌انديشيدند، بر سر مسووليت‌هاي مهم سپرد كه در نهايت به شورش سرنگوني و قتل جناب خليفه انجاميد.


امروز يكي از مباحث مهم دين‌پژوهي بحث انحصارگرايي اديان و مكاتب است. يهوديان بر اين باورند ارواح يهود از ديگر ارواح برتر است، زيرا ارواح يهود جزو روح خداوند است. الهيات كاتوليك، پيش از شوراي دوم واتيكان از قول عيسي مسيح(ع) مي‌گفت: <هيچكس به پدر راه نمي‌يابد مگر از طريق من.> و در آيين هندو عقيده بر اين است كه <ريگ ودا> قبل از خلقت جهان موجود بوده است، و در اسلا‌م پاره‌اي از مفسرين در ذيل آيه: <ان الدين عندا... الا‌سلا‌م> حقيقت و نجات و رستگاري را تنها در دين اسلا‌م مي‌دانند. بنابراين، بيماري انحصار در عرصه اديان و ايدئولوژي‌ها خطر را به ساير عرصه‌ها سرايت مي‌دهد.


و از همه زيانبارتر انحصار را رنگ مذهبي دادن است. وقتي انحصارطلبي در كنار يك امر قدسي قرار گرفت، حاكميت مطلقه‌اي پيدا كرد كه سال‌ها اروپا را به تاريكي قرون وسطي فرو كشاند، و در اين روزگار نيز اين بيماري جوامع اسلا‌مي را دچار طاعون تعصب كرده است. طالبانيسم بر اين باور است كه تمام حقيقت و معرفت دين در اختيار ما است و هر كس جز ما بينديشد، از دين خارج شده است. جامعه ما، به عنوان يك جامعه ديني براي اينكه از اين آفت به دور بماند، بايد تكثر‌گرايي نه‌تنها در حوزه ثروت و قدرت، كه در حوزه معرفت را نيز بپذيرد، و تكثرگرايي در حوزه معرفت يعني رسانه‌هاي اطلا‌ع‌رساني و فرهنگي جامعه را از انحصار حتي دولت خارج سازند تا تمامي چهره‌هاي فكري و علمي در آينه مطبوعات و رسانه‌ها خود را نشان دهند. ‌


در عرصه قدرت نيز مشق تكثرگرايي و شكست انحصار را بايد از حوزه انتخابات شروع كرد. انتخاب شدن و انتخاب كردن حقي است همگاني و عمومي. اگر عده‌اي بخواهند اين حق را در انحصار گروهي خاص قرار دهند، جامعه را گرفتار بيماري انحصار كرده‌اند. ‌


زنهار اي دل مكن انكار صاحب‌‌دولتان ‌


كاندر اين سوداي كج بوجهل گردد بوالحكم ‌