ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« به یاد قربانعلی بهزادیان نژاد | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | تاجزاده مدیر نمونه نسل انقلاب »


برای دکتر میردامادی، مرد عرصه سیاست

علیرضا رئیسی

یکی از مشکلات ناخواسته سالهای انسداد سیاسی آنست که اگر منفذی برای تنفس پیدا شود. جمله فعالان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بدان پناه می آورند تا شاید چند صباحی از خفقان نجات یابند. غافل از اینکه ساختار این منفذ ممکن است چندان با وظیفه ایشان جور در نیاید. اگربنا بود تا روزنامه ایی ،حزبی، تشکیلاتی،یا موسسه ایی برای چند روزی تحمل شود همه روزنامه نگاران، سیاسیون ، روشنفکران ، مصلحان دینی و اجتماعی وچهره های علمی و...از بد حادثه آنجا به پناه می آمدند. حزب مشارکت هم از این قاعده مستثنی نبود. یکی را میدیدی که روزنامه نگار است و بدنبال اطلاع رسانی آزاد، دیگری روشنفکر بود و درد دردمندی داشت. آن یکی درد دین و ارزشهای اخلاقی را داشت و چهره های علمی هم بدنبال ارائه تحلیلهای علمی و کشف حقیقت بودند و البته بسیاری هم بدنبال کار سیاسی و حزبی بودند،ولی تکثر موجود بر آنها هم تاثیر میگذاشت و گاهی اینکه برای کار سیاسی به حزب آمده اند را فراموش میکردند. درسالهایی که مشارکت بودم از همه اینها می آموختم و از این تکثر در حزب خوشحال بودم، اگرچه که این تکثر با کار حرفه ایی حزبی منافات داشت. ولی همیشه بدنبال آدم سیاسی بودم تا کار سیاسی را ببینم و بیاموزم. که اتفاقا بزرگترین نیاز امروز و فردای جامعه ایران همین زنان و مردان سیاسی هستند. آری در آن سالها دکتر میردامادی همیشه برایم نماد یک مرد سیاسی بود که هیچ گاه وظیفه حرفه ائیش را در حزب فراموش نمیکرد. درهمان چند سال عمر حزب مهمترین کارها را در حزب شروع کرد و سامان داد. در واقع از همان روزهای اول مدیر حزب بود.
مهمترین ویژگی او این بود که از خود فرو میکاست و برای حزب از جان و دل وقت میگذاشت. بسیاری باور دارند که تالیف یک کتاب یا براه انداختن یک حلقه روشنفکری یا ارتباط با نخبگان و نظایر آن مهمترین کارها هستند و شان آنها در این کارهاست و کارهای حزبی و تشکیلاتی را دیگرانی باید انجام دهند. غافل از آنکه اگر همه اینگونه فکر کنند دیگرانی باقی نمی ماند تا کار تشکیلاتی کند. دکتر میردامادی اما، اینگونه فکر نمیکرد با اینکه موقعیت علمی و دانشگاهی داشت و میتوانست به آنها بپردازد بیشترین وقت را برای حزب میگذاشت. تمام ارکان و مناطق حزب برایش مهم بود و برای پروردن تک تک اجزا حزب با دلسوزی وقت میگذاشت.
ویژگی دیگر شخصیت توسعه یافته و تشکیلاتی او بود. برای ترقی و پیشرفت مثل یک عضو عادی وقت میگذاشت و در نهایت خود را در معرض رای اعضای حزب قرار میداد تا مسوولیتی بر دوشش بگذارند. اگرچه میتوانست، ولی هیچ گاه بدنبال حامی پروری و دارو دسته راه انداختن نبود. ملاک و میزان برایش اساسنامه و مرامنامه حزب بود و همه فعالیتهایش را فقط در همان چهارچوب دنبال میکرد.
خصوصیت دیگر او واقع گرایی در عرصه سیاست بود به خاطر دارم در سالهای بهار اصلاحات برخی چهره های با تجربه جریان اصلاحات به دکتر میردامادی پیشنهاد میدادند که حزب فراخوان عضو گیری عمومی بدهد و میگفتند ما خود حاضریم که در صف هواداران بایستیم و فرم عضویت پر کنیم. پیشنهاد جذابی بود و شاید هم در نگاه اول کاملا منطقی، چراکه حامیان اصلاحات را از شکل توده ایی به فرم سازمان یافته و تشکیلاتی تبدیل میکرد. دکتر میردامادی ، اما با متانت و واقع بینی همیشه گی با این پیشنهاد مخالفت میکرد و میگفت اگر برای عضوی که به حزب می اید برنامه و جایگاه مشخصی نداشته باشیم از کل جریان سرخورده و مایوس میشود که از همه چیز بدتر است. این استدلال در گذر حوادث جایگاه خود را پیدا کرد. او در عوض افق دیدی واقع گرایانه داشت که هواداران حزب را در یک پروسه منطقی شناسایی و در خدمت حزب قرار میداد.
افسوس که مردان سیاست را به کنج زندان می فرستند و نمیدانند که هدر دادن سرمایه های انسانی بزرگترین خسارت را بر منافع ملت وارد می آورد وباز هم افسوس که به جای قدرشناسی از این "مردان سیاست"، دیگر حتی به جای آنان" درختی هم نمینشانند" که مبادا "سبز" شود.