مرتضی کاظمیان
مشت نمونهي خروار
مرتضي كاظميان
mortezakazemian@yahoo.com
در اين روزهاي پر حادثه و چالش پس از انتخابات 22 خرداد، صحبت كردن از تركيب احتمالي كابينهي احمدينژاد مطمئنا" خوشايند قريب به اتفاق مخاطبان اين ستون نيست. اما خبرهايي كه در اين خصوص منتشر شده، چنان جذاب و قابل تامل است كه فروگذاشتن آنها دستكم براي نگارنده، آسان نيست.
خبري كه دستمايهي نگارش اين يادداشت شده را هفتهي گذشته، خبرگزاري رسمي دولت احمدينژاد (ايرنا) منتشر كرد. بر مبناي اين خبر ـ كه ميتوان به نقل از منابع رسمي تلقياش كرد ـ هيات مشورتياي كه احمدينژاد براي انتخاب وزرا برگزيده، فهرستي از افراد پيشنهادي خود را تهيه و به احمدينژاد ارائه كرده است. چنان كه خبرگزاري جمهوري اسلامي در خبر خود اعلام كرده، اين فهرست محصول مطالعات و جمعبنديهاي اوليهي هيات 10 نفره مشورتي انتخاب کابينه، براي وزارتخانهها و معاونتهاي رييس جمهور است. تحليل تمامي اسامي پيشنهادي، در حوصلهي اين يادداشت نيست؛ اما در زير، به برخي وجوه قابل توجه آن به اجمال اشاره ميشود.
برخي از اسامي پيشنهاد شده، به شكل غريبي براي چند وزارتخانه در نظر گرفته شده و نامزد شدهاند. اينكه چگونه اين افراد واجد اين ميزان از تخصص و تجربه و دانش در رشتهها و حوزههاي گوناگون هستند، از جنس همان پرسشهاي بيپاسخي است كه در مناظرههاي انتخاباتي «به قدر لازم» تبيين شد. موارد زير قابل اشارهاند:
صادق محصولي، وزير كنوني كشور، افزون بر وزارتخانهي كنوني براي وزارتخانههاي دفاع، نفت، و كار و امور اجتماعي نيز پيشنهاد شده است.
علي سعيدلو، معاون اجرايي احمدينژاد، شايستهي ادارهي وزارتخانههاي نفت، كشور، بازرگاني، و سازمان تربيت بدني، دانسته شده است.
و البته محمد عليآبادي، رييس كنوني سازمان تربيت بدني براي وزارتخانههاي نيرو، نفت، مسكن، و راه و ترابري، واجد صلاحيت ارزيابي شده است.
مورد جالبتر مربوط است به كامران دانشجو، مسئول اصلي برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم؛ مدير كل ستاد انتخابات وزارت كشور براي معاونت توسعه منابع و سرمايه انساني، معاونت علمي و فناوري، وزارت کار و امور اجتماعي، و نيز وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، لايق و كاردان برآورد شده است.
علي احمدي، وزير كنوني آموزش و پرورش كه گفته ميشود نسبت خويشاوندي با احمدينژاد دارد، براي وزارتخانههاي علوم، تحقيقات و فناوري، كار و امور اجتماعي، تعاون، و نيز معاونت علمي و فناوري درنظر گرفته شده است.
ديگر موارد قابل اشاره عبارتند از: محرابيان، وزير كنوني صنايع، افزون بر سمت كنوني، براي ادارهي وزارتخانهي نفت، و نيز عهده گرفتن معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي؛ سردار نجار، وزير كنوني دفاع، افزون بر اين سمت براي وزارتخانههاي صنايع و نفت؛ سردار رويانيان، رييس كل راهنمايي و رانندگي كشور براي وزارت كشور و رياست سازمان تربيت بدني؛ سيد مهدي هاشمي براي وزارتخانههاي مسكن، راه و ترابري، تعاون، رفاه، و نيز معاونت اجرايي؛ و ثمره هاشمي، دستيار و مشاور ارشد احمدينژاد براي ادارهي وزارتخانههاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، و امور خارجه.
موارد جزئيتري هم در فهرست پيشنهادي وجود دارد كه به نوبهي خود قابل توجهاند، مانند پيشنهاد مسعود دهنمكي براي ادارهي وزارتخانهي فرهنگ و ارشاد اسلامي...
اين فهرست پيشنهادي، حكايت «مشت نمونهي خروار» مديريت در ايران امروز است. احمدينژاد در مناظره مشهورش با كروبي، بر او خرده گرفت كه چرا در سخنان و نقدهاي خود، دائم به «كارشناسان» ارجاع ميدهد. از نظر احمدينژاد، رئيس جمهور خود بايد «كارشناس» باشد (نقل به مضمون). كروبي البته در آن مناظره از بيان اين پاسخ، غفلت كرد كه: «مگر خود شما (احمدينژاد) در همهي رشتهها خبره و كارشناس و صاحبنظريد؟ و مگر چند مدرك تخصصي داريد؟»
اين پرسش مطرح نشد، اما احمدينژاد، بي آنكه پاسخ آن را به صراحت بيان كند، بارها و بارها، و اينجا و آنجا، در عمل و بهصورت غيرمستقيم، نشان داده است كه خود را «داناي كل» و «آقاي همهفن حريف» ميداند. انصاف ميبايد كه «اعتماد به نفس» احمدينژاد، باورنكردني است. خروجي چنين رئيس دولتي، و نتيجهي طبيعي گروه مشورتياي كه او برميگزيند تا وزراي آتياش را پيشنهاد كنند، جز فهرست قابل تامل بالا نميتواند باشد.
براي احمدينژاد، اصل، انتخاب افرادي است كه واجد حداكثر همراهي و البته تمكين و تعهد نسبت به او، باشند. كنار نهادن افرادي چون پورمحمدي و رهبر و مظاهري و دانش جعفري از تركيب هيات دولت و همراهان كابينه در ماههاي گذشته، و يا حتي همين چند روز پيش، بركناري رسمي محسني اژهاي و حذف غيررسمي صفار هرندي، به قدر لازم، معنادار است.
و اين، هنوز آغاز «قصه» است. «داستان محمود احمدينژاد و همفكران و تيم همراهاش» و حوزهي اقتداري كه نصيب ايشان شده است، تا اطلاع ثانوي ادامه خواهد داشت. اين حكايت، البته هر روز كه ميگذرد، منتقدان بيشتري ميزايد. چنان كه اينك، و هنوز از عمر دولت نخست او چند روزي مانده، صداي اعتراض بسياري از همفكران و حاميان ديروز، بلند شده است. جماعتي كه «كمي دير» شاخكهايشان «پيغام» جريان مسلط در قوه مجريه را گرفت. كمي دير؛ به اندازهي زماني كه از انتخابات 22 خرداد ميگذرد. و اين يادداشت، تنها «مشت نمونه خروار» بود. «خروارها» معلوم شده و «خروارها» مانده…