ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« چند نکته درباره اعلام حضور مهندس موسوی | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | مخالفان خاتمی حق دارند ! »


افسون دل!

کریم ارغنده پور

در کشور ما بسیاری از امور دلی است، سیاست هم و هکذا. دلی یعنی اینکه به جای محاسبه و تدبیر، بیشتر به دلمان رجوع می کنیم و احساسمان را در برابر پدیده ها و افراد در نظر می گیریم و بعد همان احساس می شود موضع ما. سهل است که از همین رو چه بسا بسیاری اوقات حتی منافع خودمان را هم قربانی همین احساس گرایی می کنیم. یک روز با یک فرد دوستی می کنیم و از یک روز به بعد او را پس می زنیم. بعد که بطن امر را کاوش می کنیم می بینیم علت آن ساده تر از آنی است که پنداشته شود.

امور مربوط به روابط افراد با یکدیگر اگر چنین باشد البته لازم است توسعه یابد و حتی المقدور از نقش آفرینی سوء تفاهم ها کاسته شود. ولی مشکل اصلی وقتی بروز می کند که پای منافع جمعی و عمومی به میان می آید. اینجا موضوع خیلی حساس تر است و نمی توان پذیرفت که مسائل حاشیه ای و جزئی جای خود را به مسائل اصلی بدهد و منافع جمع را تحت الشعاع خود قرار دهد.

اگر توانسته باشم موضوع را درست تبیین کنم باید عرض کنم ریشه آن به بی تجربگی در کار گروهی بازمی گردد. مادامی که الزامات و آداب روابط جمعی در ما به درستی نهادینه نشود نمی توان انتظار داشت که نتیجه مطلوب نیز از آن استخراج شود. از همین روست که ما نیازمند آن هستیم به جای آنکه همیشه دولت تعیین کننده سطح روابط و امور ما باشد؛ خود نیز فرابگیریم که منافعمان چیست و چگونه می توانیم آن را کسب کنیم. اینجاست که جامه مدنی و تشکیل سازمان ها و تشکل های مستقل و احزاب نقش آفرین می شود. عکس این گزاره هم صادق است یعنی تا وقتی که ما به این ضرورت نرسیم منافع و حقوقمان نیز در معرض آسیب های جدی خواهد بود. در جامعه مدنی است که ما رمز و راز کار جمعی را می آموزیم و مهم تر از آن فرامی گیریم که چگونه می توانیم احساسمان را کنترل کرده و برپایه تامین حداکثر منافع جمعی گام برداریم اگرچه حتی نسبت به پاره ای حاشیه های موضوع تا حدودی احساس ناخوشایندی هم داشته باشیم.

سبب اصلی نوشتن این یادداشت کوتاه وقایعی است که اخیرا در کارزار سیاست در اردوگاه اصلاح طلبان بروز یافته است. بسیاری از حامیان آقای خاتمی از کناره گیری ایشان از نامزدی دچار شوک شدند، الحق والانصاف باید گفت بسیاری از آنها از همان ابتدا احساستشان را کنترل کردند و سعی در رسیدن به تصمیمی منطقی داشتند -که نتایج آن اعلام گشته است- من فکر می کنم طرفداران خاتمی در این میانه به خوبی نشان دادند که وقتی کاری جمعی می کنند چقدر بهتر و بیشتر می توان از پاره ای مسائل گذشت و به تصمیمی رسید که هم منافع جمعی را بیشتر تامین می کند و هم برای شخص آنها راضی کننده تر هست. در عین حال دیده ایم که پاره ای تجارب جداشدن از جمع و تصمیمات فردی گرفتن چقدر آشکارا سوال برانگیز و ناگوار است ضمن اینکه در بیشتر اوقات نشان دهنده غلبه احساسات و همان دلی عمل کردن هست. از این بابت نمی توان از حق گذشت که چقدر حاملان اصلاح طلبی در این سال ها رشد کرده اند و در این میانه سهم جوانان را باید غلیظ تر و عمیق تر دید.