ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« صدا و سيما، جشن سومين سال يا سي‌امين سال | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | درباره آمدن آقای مهندس موسوی »


هیرو تو زیرو: چند نکته درباره نابسامانی امروز فوتبال

کریم ارغنده پور

خوشبختانه نشانه های درایت این دولت در نحوه مدیریت امور به قدری شفاف است که داوری را درباره آن سهل می کند. نوع مواجهه آن با ورزش حرفه ای یکی از همین نشانه های آشکار است. از نتایج تاسف بار المپیک گرفته تا وضعیت آشفته امروز فوتبال. نتیجه غم بار بازی اخیر تیم ملی فوتبال کشورمان در برابر عربستان ناشی از یک تصادف نبود بلکه نشان گر آسیب پذیر شدن فوتبال امروز ماست. فوتبالی که در گذشته نه چندان دور در سطح برتری آسیا و حضور در جام جهانی بوده و حالا پس از زمانی کوتاه به انتهای جدول بازی های مقدمااتی آسیایی سقوط کرده است. در این رابطه چند نکته گفتنی است:

1- امروز سایه سیاست بر ورزش بیش از هر زمان دیگری مستولی گردیده است. بدیهی است که عرصه قدرت در پی کسب پسند و مطلوب خود از عرصه ورزش است ولی از آنجا که این ظرف با آن مظروف تناسب لازم را ندارد نتیجه همینی می شود که مشاهده می کنیم. از نگاه من به عنوان یک ناظر همان نابسامانی که در اقتصاد و یا سایر حوزه ها مثل سیاست خارجی هست حالا در ورزش هم دیده می شود. اقتصاد نیازمند ساختاری علمی و مدبرانه است، باید و نباید های غیر کارشناسی در آن بلافاصله خود را با نشانه های نابسامانی مثل گرانی و تورم آشکار می سازد، در ورزش هم وقتی تصمیمات غیر کارشناسی برپایه پاره ای ملاحظات خاص غلبه می یابد نتایج نابسامان، خود را نشان می دهند و این اجتناب ناپذیر است.

2- سطحی نگاه کردن به مسائل جز آنکه ما را از اصل موضوع بازدارد ثمر دیگری ندارد. علی دایی اگرچه در پدید آمدن این وضعیت بی نقش نبوده اما سهم او در این نابسامانی نقش اصلی نیست. انتصاب علی دایی به سمت سرمربی تیم ملی یک انتخاب اشتباه بود اما مهمتر از آن نظام تصمیم گیری است که به این اشتباه می رسد و بر آن اصرار می ورزد و حالا هم پس از آشکاری خطا بودن آن، همچنان نحوه تصمیم گیری و مدیریت بر همان پاشنه قبل می چرخد. به این ترتیب حذف علی دایی ممکن است در کوتاه مدت نقش مسکن داشته باشد و تا حدی افکارعمومی ناراضی را آرام کند ولی مساله بر جای خود باقی است.

3- وضعیتی که این روزها برای علی دایی پدید آمده سخت ناراحت کننده است. نه از این بابت که علی دایی به واسطه عمل خویش تاوان می بیند. آنکه طبیعی است. بلکه از این بابت که یک اسطوره به جای آنکه در جای مناسب و شایسته خود قرار گیرد و به خود و جامعه سود رساند و باعث افتخار شود، در موقعیتی قرار می گیرد که به جای رشد، فقط تنزل می کند و آن قدر احساسات عمومی علیه او تحریک می شود که بازسازی او -حداقل در کوتاه مدت- به چیزی شبیه یک معجزه نیاز پیدا می کند. تاریخ ما مملو از نخبه کشی و نخبه سوزی تاسف بار است. تا کی می خواهیم سرمایه های خود را به این شکل از دست بدهیم؟

4- حدود 3 سال پیش در جریان بازی های جام جهانی احساسات زیادی علیه علی دایی تحریک شد. در همان ماجرا یادداشتی نوشتم به نام "هیرو تو زیرو" که موقعیت او را از نظر فرهنگ عمومی در جریان همان بازی ها با زین الدین زیدان مقایسه کرده بودم. دیروز که آن را بازخوانی می کردم دیدم وصف حال این روزها هم هست که علاقمندان را به خواندنش در اینجا دعوت می کنم.