يدالله اسلامي
همواره در آستانه انتخابات بحث ائتلاف گروه هاي سياسي و حضور پرقدرت در انتخابات به بحث داغ رسانه ها و محافل سياسي تبديل مي شود چه آنکه همگان موفقيت در جريان رقابت هاي انتخاباتي را در حضور يکپارچه و متحد احزاب و گروه هاي همفکر مي دانند. اين موضوع در انتخابات رياست جمهوري نمود پررنگ تري دارد چرا که نامزد واحد بيش از فضاي چندکانديدايي نويد پيروزي را مي دهد. در اين ميان اصولگرايان تلاش مي کنند اجماع اصلاح طلبان را ناممکن جلوه دهند در حالي که مي توان گفت هيچ مانع جدي در اجماع حيطه اصلاحات بر سر کانديداي واحد وجود ندارد. به نظر من امکان هماهنگي و حرکت در مسير اهداف اصلاح طلبانه به طور کامل وجود دارد و علت آن نيز وجود دغدغه ها و آرمان هاي مشترک در اين جريان است. حقيقت آن است که نامزدهاي مطرح شده اصلاح طلبان با تمام موانع و مشکلات موجود براي حل مسائل مبتلا به جامعه در صحنه حضور پيدا کرده اند. امروز جامعه ما با مشکلات فراواني از اقتصاد گرفته تا مقولات فرهنگي روبه رو است و اصلاح طلبان به شکلي جدي در عرصه انتخابات حاضر شدند تا نويد حل مشکلات را به مردم بدهند. بنابراين دليل حضور هيچ يک از آنان منفعت فردي نبوده است بلکه فراتر از نگاه شخصي و گروهي، دغدغه ملي را بايد عامل حضورشان در انتخابات دانست. منافع ملي انگاره يي است که مورد توجه آحاد مردم جامعه و تامين اهداف و منافع ملي خواست مشترک نامزدهاي اصلاح طلبان است. آنچه اکنون راهگشاي مسير اصلاحات خواهد بود اصل قرار دادن خرد جمعي است که موجب مي شود آنچه مطلوب جبهه اصلاحات است، محقق شود. هدف اصلاح طلبان پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال آينده است و با هدف گذاري صورت گرفته بايد با عبور از تنگناهاي موجود وارد عرصه شويم. نبايد اجازه داد برخي از موضوعاتي که موجب دل نگراني مي شود و عمدتاً نيز از سوي جناح رقيب با انحصار رسانه يي اش القا مي شود بر توجه به هدف اصلي جبهه اصلاحات غلبه کند. اين تفکر روشن در مجموعه اصلاح طلبان وجود دارد چرا که اصلاح طلبان در گذشته تجربه پراکندگي و تشتت آرا را دارند و آسيب هاي ناشي از آن را نيز شاهد بوده اند. بنابراين با پيش رو قرار دادن تجارب گذشته مي توان انسجام بيش از پيش اصلاح طلبان را شاهد بود. در سوي ديگر اما در جبهه اصولگرايان تلاش مي شود اختلافات دروني نمايان شود. به نظر من يک نوع سردرگمي در ميان اصولگرايان وجود دارد که آنان با تمام ابزاري که در اختيار دارند نمي خواهند اين سردرگمي و بي تصميمي به جامعه منتقل نشود. در اين حال طيف هايي از جريان اصولگرايي که داراي انديشه هاي روشن تري هستند تهديدها را مي بينند و اعلام مي کنند با شرايط موجود اصولگرايان نمي توانند هماهنگ عمل کنند. اگرچه اصولگرايان با يک برداشت نادرست مجموعه اصلاح طلبان را در مقابل خودشان تصور مي کنند اما بخشي از آنان نيز نمي توانند بي توجه به اقدامات دولت نهم باشند. بدين ترتيب به اظهارنظر مي پردازند و از نقايص، ضعف عملکردها، تنگناها و دشواري ها مي گويند. اين اعلام نارضايتي در ميان اصولگرايان را مي توان ناشي از بي برنامگي، هدر دادن سرمايه هاي انساني و مالي و آسيب به بنيادهاي اقتصادي کشور که در اين چند سال صورت گرفت، دانست. در اين حال اصولگرايان نخواهند توانست با به کارگيري رسانه هاي فراگيري که در اختيار دارند واقعيت ها را در نظر جامعه به گونه يي ديگر در اختيار مردم قرار دهند. طرفه آنکه اصولگرايان براي پنهان کردن ضعف عملکرد و اختلافات دروني شان از هر ابزاري و به هر شکلي بهره مي گيرند. در اينجا بايد اين سوال را مطرح کرد که افرادي که خود را مبناي اعتقادات قرار مي دهند چرا در مقابل مسائلي که در اين سه سال به وجود آمده سکوت پيشه کرده اند. گزارش ديوان محاسبات نشان از ناپديد شدن يک ميليارد دارد، حساب ذخيره ارزي با درآمدهاي نفتي بالاي کشور در چند سال گذشته اکنون تهي است، در سفرهاي استاني ميليارد ها تومان هزينه مي شود که مبناي خرجش مشخص و شفاف نيست. آيا اين مسائل بر اساس اعتقادات جامعه صورت مي گيرد، يا برخلاف آن؟ اين چه نوع اعتقادي است که برخلاف تمام وعده هاي داده شده با بالاترين نرخ تورم مواجه ايم و مي توان گفت تمامي منابع و پتانسيل هاي ساختاري کشور مورد آسيب قرار گرفته اند. مگر ما مجازيم تحت عنوان اعتقاد، تمام انديشه ها را زير سوال ببريم و با جنجال هاي تبليغاتي بخواهيم يک جناح را از صحنه حذف کنيم.