دکتر هادي خانيکي، يکي از مشاوران نزديک آقاي خاتمي است. اين را مي توان از فهرست بلندبالاي نامه ها و بيانيه هايي که به قلم خانيکي نوشته شده و به امضاي خاتمي رسيده است، فهميد. دکتر هادي خانيکي يکي از شارحان مناسب مباني فکري و اصلاحي خاتمي است. به سراغ او رفتيم تا ناگفته ها و ناشنيده هاي اصلاحات خاتمي را از زبان او بشنويم.
---
- برخي به ديرهنگام بودن تبيين اصلاحات ايراد وارد مي کنند. شما اين ايراد را وارد مي دانيد؟
نگاه آقاي خاتمي به جامعه ايران و تحولاتش و راه هاي برون رفت از مشکلاتي که در حوزه هاي مختلف اعم از سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بروز پيدا مي کند يا چگونگي تداوم يا پيگيري آرمان هايي که در انقلاب مطرح شد يا به تعبير خود ايشان تبار اصلاحات همه دوران جديد، به خصوص از مشروطه تاکنون دنبال کرد، بحث جديدي نيست. ريشه هاي اين را مي شود در همان اواخر سال هاي 75 و اوايل 76 در آستانه ورود ايشان به انتخابات هم ديد. اگر به بيانيه 12 ماده يي که در اسفند 75 به عنوان مباني ديدگاه هايي که ايشان مطرح مي کند يا برنامه يي که در ارديبهشت 76 مطرح شد، نگاه کنيد، مي توانيد شاکله يک نوع رويکرد و همين طور برنامه هاي مشخص را ببينيد که مطرح شده است. بعدها و با پيروزي در انتخابات، بيشتر در درون برنامه هاي رسمي که قوه مجريه دنبال مي کرد مثل برنامه سوم توسعه يا برنامه چهارم دنبال مي شده است. مي خواهم بگويم پرداختن به اين بحث در دوره آقاي خاتمي هم، خيلي رها شده نبود.
-طرحش در اين زمان چه تفاوتي دارد؟
تفاوتي که دارد اين است که آقاي خاتمي در اين زمان در موضع مسووليت و قدرت نيست و به عنوان يک صاحب نظر و چهره شاخص در جريان اصلاحات انديشه هايي دارد و برنامه هايي دارد که با زماني که مسووليت قوه اجرايي داشت يا حتي نامزد انتخابات در سال 76 بوده است، تفاوت ندارد.
-يعني در اين شرايط در مقام رهبر اصلاحات به تبيين مباني آن روي آورده اند؟
من استنباطم اين است که از موضع متواضعانه به تبيين اصلاحات شروع کردند. با اين توضيح که آقاي خاتمي نزديک به دو سال است که در جلسات مختلفي، نظريات خود را با جمعي از دوستان، مشاوران و کارشناسان مطرح کرده اند و حاصل آن بحث ها ارائه شده است.
-از چه جايگاهي ايشان اين بحث را مطرح کرده اند؟
اول اين توضيح را بدهم که عنوان و تعبير اصلاحات در دوران جنبش دوم خرداد وجود نداشت. بعدها به آن رخداد و تحولي که چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل شکل گرفت، نام اصلاحات نهاده شد. از آن زمان هر کسي انتظاري از اين تعبير داشت و آن را مطرح مي کرد. کاري که آقاي خاتمي کرده است اين است که مفاهيم و مباني مورد نظر خود را باز گفته است.
-شما گفتيد ايشان در مقام رئيس جمهور به تبيين موضع نپرداختند آيا در شرايط کنوني شما يا هر شهروند صاحب نظري که ديدگاه هايي درباره برخي مفاهيم دارد، اين اصلاحات را مطرح کرده است يا بالاخره با اين تبيين به جامعه پيغام دادند که اصلاحاتي که من رهبري آن را (در هر مقامي) به دوش مي کشم اين است؟
من نمي دانم نتيجه تبيين چه مي شود. اما آقاي خاتمي تصميم شان اين بوده آن گونه که اصلاحات را فهميده و معتقد هم بوده که آن برداشت مورد تاييد اکثريت جامعه قرار گرفته است، براي چيره شدن بر همان مسائل مزمن که در استبدادزدگي، وابستگي تاريخي و عقب ماندگي متجلي مي شود، تلقي خودش را از اين مفاهيم بيان کند.
-در چه جايگاهي؛ فرد يا رهبر جريان؟
حرفم اين است که ايشان نيامد در جمعي يا در چارچوبي، گروه هاي سياسي و نخبگان موضع و موقعيت سياسي خودش را روشن کند که در موضع رهبري جمع قرار بگيرد. يا مسوول جمع باشد يا در موقعيت شخصيت سياسي و فکري. اين را روشن نکرده است، موضع ايشان اين است که جرياني گذشته، آقاي خاتمي هم آمده براساس انديشه هايي در سال 76 فکري را مطرح کرده است، اين فکر مورد توجه جامعه قرار گرفته ولي ابعاد، حدود و ثغور روشن نشده و به عبارتي در جاهايي دچار آشفتگي هم شده است. به خاطر اينکه افراد و طيف هاي مختلفي از اين مفهوم برداشت هاي متفاوتي داشته اند. آقاي خاتمي آمده وسط و اعلام کرده است که ديدگاه من اين بوده است. من نسبت اصلاحات را با دين، انسان، توسعه و قانون اساسي اين گونه مي فهمم و فهم خود را از اين مفاهيم اساسي تبيين مي کنم. ديگراني هم ممکن است برداشت هايي غير از اين داشته باشند. اما از نظر کساني همچون ما گرانيگاه اصلاحات و محور اصلاحات اين انديشه يي است که آقاي خاتمي مطرح مي کند، ولي فعلاً اين را نيامده که بگويد؛ من الا و لابد همين حرفي که من مي گويم، کسي حق ندارد غير از اين حرفي بزند.
-پس گروه ها و افراد بايد نسبت خودشان را با اين جريان روشن کنند؟
اگرچه ايشان «بايد»ي به کار نمي برد، اما مي توان از دل آن بايد درآورد. بالاخره کساني که اين تفکر را قبول دارند براساس اين تفکر مي نشينند و برنامه هايي براي اقدام برنامه هايي که دربرگيرنده پاسخ به چه بايد کرد است را مطرح مي کنند. همين جا ما يک خلط موضوعي هم مي بينيم. يعني فکر مي کنند که اينها يک برنامه است در حالي که برنامه متاخر بر اين مفاهيم است. يعني براساس اين نوع نگاه و رويکرد، مشخصاً بايد نسبت به هر کدام از مسائل مبتلا به جامعه برنامه تعيين کرد.
-آيا اين اصلاحات از تجربه هاي پيشين ملت ايران مانند مشروطه و نهضت ملي بهره گرفته است؟
بله. آقاي خاتمي هم مطرح کردند که اصلاحات يک مساله بي سابقه و فاقد تبار تاريخي نيست. اصلاحات را نه تنها در امتداد انقلاب اسلامي بلکه بايد در امتداد مبارزات پيش از آن يعني نهضت ملي و مشروطه و 15 خرداد ديد و تفسير کرد.
-آيا از ديدگاه انديشمندان و کساني که براي اصلاح جامعه طرح و نظر داشته اند استفاده شده است؟
مانند چه کساني؟
-دکتر مصدق، دکتر شريعتي، بازرگان و...
شما اگر به يکي از برنامه هاي آقاي خاتمي که اتفاقاً به منظور تبيين اصلاحات در دوران رياست جمهوري اش مطرح شد- که نامه يي براي فردا نام گرفت- مي توانيد ردپايي از پاسخ به اين پرسش را بيابيد. در اين شرايط هم همين طور است.
-آيا تبيين اصلاحات با گروه هاي سياسي موجود مرزبندي دارد؟
وارد چنين مرزبندي نمي شود اما با دو نوع رويکرد محافظه کارانه که سر از نگاه هاي تنگ و متحجرانه درمي آورد و با نگرش هاي لائيک مرزبندي دارد.
-اين اصلاحات مي تواند اکثريت جامعه را زير چتر خودش بگيرد؟
به نظرم مي تواند، منتها اين گام اول است اما در گام هاي بعدي برنامه هاي عملي و ناظر بر مسائل و مشکلات مردم هم بايد مطرح شود.
-آيا تدوين برنامه هاي عملي را در دستور کار دارند؟
اگر خاطرتان باشد ايشان در جلسه آخر تبيين اصلاحات گفتند بايد گروه هاي کارشناسي تشکيل شود که براساس همين گزاره ها يا مفاهيمي که مطرح مي شود در حوزه هاي اقتصاد و سياست خارجي برنامه هاي اصلاح طلبانه ناظر بر مسائل روز تدوين شود.
-مهم ترين فراز اين تبيين اصلاحات چيست و چرا؟
مهم ترين تکيه روي تبيين نقش مردم براي حاکميت بر سرنوشت خودشان بود. به عبارت ديگر نسبت ميان اصلاحات و قدرت سياسي که چگونه آن دستاوردي که ثمره انقلاب بود در جمله «ميزان راي ملت است» امام خودش را متجلي و حفظ کرد و قدرت سياسي را تحت نظر و خواست ملت قرار داد. اين مهم ترين بخشش است يعني تبيين اصلاحات و مردمسالاري در حالي که با دين سازگار باشد. اين دموکراسي را به عنوان کم هزينه ترين و پرفايده ترين شيوه زندگي جمعي تبيين کردند.
-چه چيزي مورد غفلت واقع شده است؟
من فکر مي کنم اين تبيين اصلاحات فشرده نظرياتي است که در طول هشت سال رياست جمهوري توسط آقاي خاتمي بيان شده بود. از اين نظر چارچوب و پايه خوبي براي مباحث بعدي است نمي گويم مغفول واقع شده است، آنچه ضرورت عاجلي باشد بايد بر پايه اين برنامه هاي اصلاحي تدوين شود وگرنه چارچوب مفهومي اصلاحات با برنامه مخلوط مي شود. قرار نيست اصلاحات تبيين شده پاسخي به نيازهاي روزانه مردم باشد، قرار است پايه يي براي برنامه هاي عملي شود.
-آيا برنامه عملي براي ورود به قدرت فعاليت در جامعه مدني است؟
مي تواند ناظر به هر دو قسمت باشد. چون يکي از مسائلي که آقاي خاتمي به وفور مطرح کرده اين است که جريان اصلاحات محدود به قدرت و مستقل از قدرت نيست. بنابراين اين برنامه به شرطي که بوروکراتيزه نشود و در قدرت بتواند پرنسيب خودش را حفظ کند يا از آن طرف در جامعه مدني هم توان اثرگذاري داشته باشد مي تواند ناظر بر فعاليت عملي در هر دو حوزه باشد.
