عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت تاکيد کرد: اصلاح طلباني که ميخواهند کار حزبي کنند بايد به عمق جامعه ريزش داشته باشند.
به گزارش خبرنگار"ايلنا"، حميدرضا جلاييپور در مراسم اختتاميه يازدهمين کنگره حزب مشارکت با تاکيد بر اينکه اصلاحطلبان درون و بيرون حزب بايد کار جمعي در بيرون حزب را سامان دهند،تصريح کرد:البته منظورم NGO نيست اما ميتواند NGO هم باشد.
وي تصريح کرد: يک اصلاح طلب براي کار حزبي بايد به عمق جامعه ريزش کند، البته نميتوان به همه جامعه ريزش کرد بلکه بايد با يک بخش از جامعه که ميتواند يک محله حاشيهاي، بخشي از شهر، اهالي محل، فاميل، هم دورهاي يا همکاران باشد، کار مستمر جمعي انجام داد و موضوع آن نيز ميتواند موارد مختلف اعم از امور خيريه، آموزشي، کتابخواني و غيره باشد. اما مهم مستمر بودن اين جمع است.
وي افزود: ممکن است اين موضوع در ظاهر ساده باشد اما کار مهم و موثري است و البته ممکن است اين کار را کرده باشيم اما آگاهانه نبوده باشد. اين جمع بايد در دسترس و جلسات آن مستمر باشد و نبايد نياز به کمک دولت داشته باشد تا بتواند مستمر بماند.
وي به جمعي که با دانشجويان محله اکبرآباد اسلامشهر از زمان روي کارآمدن دولت احمدي نژاد داشته است، اشاره کرد و اظهار داشت:تمام کارهاي من به يک طرف و کار با اين دانشجويان در طرف ديگر قرار دارد. ارتباطات بايد نهادمند شوند.
جلاييپور در بخش ديگري از سخنان خود با اعتقاد به اينکه در بحث اصلاح طلبي دو رويکرد در کشور داشتيم، درتوضيح اين دو رويکرد با اشاره به اينکه بحث کساني که به دنبال انقلاب هستند ومحافظه کاران جدا است، توضيح داد: کساني که به دنبال اصلاحات هستند، به دو بخش تقسيم ميشوند که يک بخش معطوف به دولت هستند يعني خود را سامان ميدهند و برنامههاي خود را به مردم معرفي ميکنند تا راي بگيرند. اصلاح طلبي دوم خردادي هم معطوف به دولت بود که کار خوب و عملي است.
وي در مورد رويکرد دوم گفت: در اين رويکرد علي رغم اينکه اصلاحطلب هستند و دلشان براي کشور ميسوزد اما ميخواهند معطوف به جامعه کار کنند. اين دو رويکرد تناقضي با يکديگر ندارد و اجراي هر دو امکان پذير است.
جلاييپور خاطر نشان کرد: اگر اعتقاد اصلاحطلبي معطوف به جامعه مدني باشد، پيامدش آن است که به لحاظ سياسي نميتوان کاري کرد، بلکه بايد کاري عميق در جامعه صورت گيرد.
اين جامعه شناس سياسي ساخت مدرسه علوي را يکي از امور مهم دانست و افزود: بيش از 50 مدرسه ساخته شد که از اثرات بابرکتي داشت. کساني که کار اصلاحي معطوف به جامعه مدني ميکنند بايد به اين کارها بپردازند.
وي با تاکيد بر توجه به اظهارات واقع بينانه تصريح کرد: سه شاخه در جامعه شناسي وجود دارد که شاخه اول جامعه شناسي معطوف به سياست گذاري (برنامه و بودجهاي) است يعني مشکلات جامعه را ميگويند و برنامهريزان بر اساس آنها سياست گذاري ميکنند و در آمريکا از اين نوع جامعه شناسي استفاده زيادي ميشود.
وي شاخه دوم جامعه شناسي را حرفهاي و آکادميک دانست و افزود: در اين نوع جامعه شناسي پديدههايي مانند انقلاب و توسعه ايران را مورد بحث قرار ميدهند و آماده دفاع از ديدگاههاي خود هستند. اين نوع جامعه شناسي معطوف به حقيقت است.
جلاييپور در مورد شاخه سوم جامعه شناسي تصريح کرد: اين شاخه جامعه شناسي انتقادي نام دارد يعني آنها تنها به دنبال سياستگذاري و حقيقت نيستند،بلکه ارزشهايي مانند آزادي، برابري و برادري براي آنها مهم است و از منظر اين ارزشها به نقد وضع موجود ميپردازند. کار آنها نقد اخلاقي است.
جلاييپور از تشکيل شاخه جديدي از جامعه شناسي به نام جامعه شناسي مردم محورخبر داد و گفت: در اين نوع جامعهشناسي نياز است تا جامعهشناسان حرفهاي خود را به مردم بزنند و از زبان مردم مواردي را بشنوند.
وي اين نوع جامعه شناسي را داراي فوايدي دانست که از آن جمله ميتوان به بدست آوردن تجربههاي مردمي اشاره کرد.
جلاييپور اظهار داشت:خاتمي اگر ميخواهد سخنراني کند بايد به مساجد مناطق محروم برود تا مردم آنجا هم خاتمي را ببينند.
جلاييپور در پايان تصريح کرد: بايد از دورن خود خارج شويم و به جمع مستمر بپيونديم.

