كارگزاران - حسین رضوی:رئیس مجلس خبرگان رهبری نسبت به تحركات جریان «منهای روحانیت» هشدار داد و خطاب به آنها گفت كه «شما ریشهای ندارید تا بتوانید نیروها را حول خود جمع كنید.» آیتالله هاشمیرفسنجانی كه دیروز در كنگره بزرگداشت محسن فیضكاشانی، از علمای حوزه علمیه قم، سخن میگفت، در این باره توضیح داد: «برخی افراد معتقدند كه باید منهای روحانیت عمل كرد و در عمل به این اقدام دست میزنند.» هاشمیرفسنجانی در ادامه به تحركات این جریان واكنش نشان داد و گفت:«آنها باید بدانند كه دارند خیانت میكنند. نباید به دنبال زدن پایههای خود باشند؛ چرا كه اگر تنه را بزنند، چیزی از شاخ و برگها نمیماند.» سخنان هاشمیرفسنجانی زمانی صریحتر شد كه درباره جریان منهای روحانیت گفت: «آنها آنقدر ریشه ندارند كه بتوانند افكار متنوع را به دور خود جمع كنند.» هاشمیرفسنجانی اخیرا نیز و در پی انتشار مقالات توهینآمیز یكی از حامیان دولت علیه مراجع تقلید قم در مراسم گرامیداشت آیتالله صدوقی و در روزی كه آقایان خاتمی و كروبی در كنار او نشسته بودند، گفته بود: «عدهای مانند خوره به جان روحانیت افتادهاند.» رئیسمجلس خبرگان رهبری در آن مراسم گفته بود: «اخیرا كسانی پیدا شدهاند كه به منشا بروز انقلاب ضربه میزنند و ریشه را كه حوزهها، مراجع و علما تشكیل میدهند، پیدا كرده و به آن تیشه میزنند.» هاشمیرفسنجانی دیروز هم سخنان پیشین خود را پی گرفت و با روایتی تحلیلیـ تاریخی از جایگاه روحانیت در انقلاب اسلامی گفت: «روحانیت همیشه پناهگاه مردم و محكمترین پایگاه ارتباط مردم با دولتهای مقبول بوده است و میتوان از آن بهعنوان لنگر ثبات و بقای امت اسلامی یاد كرد. این چهره باسابقه انقلاب در ادامه افزود: «آخرین برگی كه ما در اختیار داریم، دوره پس از انهدام رضاشاه و آمدن روحانیت بعد از شهریور 1320 است كه میبینیم روحانیت چه نقشهایی ایفا كرد كه منجر به انقلاب اسلامی ایران شد و كشور را یكجا از چنگ استكبار و استبداد نجات داد كه این دو، دو لبه قیچی بودند كه از منافع مردم به نفع خود استفاده میكردند.» پس از طرح این روایت تاریخی بود كه هاشمیرفسنجانی به مقطع زمانی كنونی رسید و برای چندمین بار در ماههای اخیر، نسبت به حذف روحانیت هشدار داد. وی گفت: اگر روحانیت روزی به هر دلیلی دچار انزوا شود ما دچار مشكلات واقعی میشویم. روحانیت باید مسائل مملكت را جدی بگیرد. حوزههای علمیه نیرومندند و مهمترین مكانی هستند كه مردم به آن در كنار دانشگاه مراجعه میكنند. دانشگاههای ما هم امروز رو به پیش هستند؛ علمای حوزه و دانشگاه باید محور و متكی قرار بگیرند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینكه «استادان حوزه و دانشگاه نه به دنبال پست و سمت بلكه به دنبال عظمت اسلام، تشیع و ایران هستند»، به بحث اصلی خود رسید و گفت: برخی افراد معتقدند كه باید منهای روحانیت عمل كرد و در عمل به این اقدام دست میزنند. آنها باید بدانند كه دارند خیانت میكنند. نباید به دنبال زدن پایههای خود باشند، چراكه اگر تنه را بزنند چیزی از شاخ و برگها نمیماند. آنها آنقدر ریشه ندارند كه بتوانند افكار متنوع را به دور خود جمع كنند.
وی در مقابل خطاب به روحانیت بر لزوم حركت حساستر و بهروزتر علما و روحانیون تاكید كرد و گفت: ما وارث همان حوزهای هستیم كه كسانی مثل فیضكاشانی در این حوزهها در همه رشتهها متخصص بودهاند. امروز هم حوزهها باید همه علوم، بهویژه علوم انسانی را مدنظر داشته باشند و فتواها باید متكی به تخصص باشد تا با همین سرمایه، انقلاب را تحویل امام زمانمان بدهیم.
وی در ادامه سخنان خود به تجلیل از جایگاه مرحوم فیضكاشانی پرداخت و گفت: از ویژگیهای مرحوم فیضكاشانی جامعیت وی بود كه البته به خاصیت تاریخی آن زمان هم مربوط میشد كه همه علوم در حوزههای علمیه تدریس میشد. برخی افراد در علوم، جامعیت داشتند و برخی دیگر در علم خاصی متخصص بودند. اما فیض به نظر میرسد كه به همه علوم از جمله عرفان، فلسفه و قرآن و سنت واقف بوده و نهایتا به نحله وحیانی اصالت دارد.
رئیس مجلس خبرگان خاطرنشان كرد: «در زمان قبل از فیضكاشانی اتفاق مهمی كه افتاد این بود كه ایران رسما تشیع را مذهب خود اعلام كرد و این بهدلیل اختلافات جدی شیعه و سنی در آن زمان و فشار حكومت سنی عثمانی به ایران بود. از این جهت باید به صفویها احترام زیادی بگذاریم. گرچه ممكن است از نظر روشنفكران، آنها در برخی مسائل نقاط ضعفی داشته باشند كه همینطور هم هست اما مسئله فقط این نیست، در آن زمان كسی جرأت نمیكرد شیعه بودن را علنی اعلام كند اما صفویها این كار را كردند.
وی افزود:«صفویان به اكثریت مردم كه شیعه بودند تكیه و پایههای حكومت خود را مستحكم كردند. این اولین بار بود كه علما در سراسر بلاد اسلامی با حكومت همزبان میشدند و برای آنها فرصت جدیدی به وجود آمد تا جایی كه حتی علما از جاهای دیگر به ایران مهاجرت میكردند و این یك همكاری متقابل بین حكومت و روحانیت بود. حكومت از طریق روحانیت پایههای خود را مستحكم و روحانیت هم از حكومت برای افشای رازهای در سینه و آرزوهای در سر استفاده میكرد.»
وی خاطرنشان كرد: «اگر روحانیت و حوزهها تقویت نمیشد كسی به میدان نمیآمد كه طلسم 2500 ساله شاهنشاهی را بشكند و دست استعمارگران را از ایران كوتاه كند. این كار با قدرت روحانیت، مردم متدین، درایت آنها و رهبری بینظیر و تاریخی امام راحل بود كه اتفاق افتاد. این روحیات اكنون در ملت ما نهادینه شده و انشاءالله بهتر هم خواهد شد. »
هاشمیرفسنجانی با بیان اینكه «فیضكاشانی هم مورد اتهام است و هم مورد تمجید» ادامه داد: او به دنبال كسب معرفت از تمام نحلهها بود و به خاطر اینكه در تمام نحلهها حضور داشت و كتاب مینوشت و در همه بخشها هم تایید میكرد، نحلههای دیگر او را متهم میكردند. اگر ایشان از متصوفه خوانده میشود به این علت است كه مدتی تحقیقاتش در تصوف بوده و همكاری هم میكرده است. فیضكاشانی در قم خدمت ملاصدرا رسید و فلسفه خواند و تا جایی درخشید كه با دختر ملاصدرا ازدواج كرد و لقب فیض فیاض را از جهت دانش فلسفیاش كسب كرد.
وی با بیان اینكه «فیضكاشانی كار بزرگی در علم اخلاق انجام داد» گفت: تا زمان فیض، محور اخلاق، علوم غزالی بود كه البته آن هم علوم خوبی بود اما اسلام نابی كه باید آن را از اهل بیت بگیریم در آن كم آمده بود. فیض این اسلام را به اخلاق اضافه كرد كه تطبیق آن كار بزرگ و پرحوصلهای بود اما اقدام ارزشمندی است.
امام جمعه موقت تهران یادآور شد: فیضكاشانی در آن دوران حكم به وجوب نماز جمعه داد و با توجه به مبسوطالید بودن مسلمانان در آن دوران، در كاشان نماز جمعه میخواند و با وجود اینكه با حكومت چندان خوب نبود از طرف حكومت در اصفهان امام جمعه شد. در زمان فیضكاشانی، ملاصدرا در قم محور فلسفه بود، در شیراز محور فقه، در اصفهان همه علوم و در مكه و مدینه استرآبادیها وجود داشتند كه مكتب اخباری را تشكیل دادند. اخباریها البته در قطعهای به علوم فقهی آسیب زدند و رویكرد اخباری و اصولی فیض را میتوان نقطه ضعف او خواند.
هاشمیرفسنجانی با بیان اینكه «نجات در محور قرار دادن قرآن و نیفتادن به دام افراط و تفریطهاست»، افزود: متصوفه در زمان فیض نفوذ سیاسی داشتند از این جهت كه اكنون هم ما به برخی از این آسیبها مبتلا هستیم، من اشكالاتی را كه فیض به تصوف گرفته بود یادآوری میكنم؛ یكی اینكه صوفیان تصور میكنند از بشریت بالاتر رفته و مقام فوقبشر دارند. آنها خیال میكنند هر كاری میتوانند انجام دهند و در زندگی بشر دخالت تكوینی داشته باشند. صوفیان ادعای علم غیب دارند و با ریاضت مدعی تسخیر اجنه و حل مشكلات به كمك آنها هستند.میگویند كه به مقام معرفت و كرامت رسیدهاند، ادعای آنها در ملكوت شنیده میشود و در جبروت به آنها پاسخ داده میشود. همچنین مریدان به پای آنها میافتند و از آنها میخواهند به دلیل اینكه واصل شدهاند در انجام هر عملی آزاد باشند و این اجازه به آنها داده میشود.
رئیس مجلس خبرگان تاكید كرد: «خیلی از این مسائل با عوض شدن شكلش در تاریخ مانع عقلانیگری شیعیان بوده است.جامعه ما هیچگاه از افراد مدعی كرامت راحت نبوده است. البته هستند كسانی كه واقعا كرامت دارند اما آنها كرامتفروشی نمیكنند و آن را به رخ نمیكشند. برخی از این مسائل در مورد زمان حال صدق نمیكند اما ریشه آنها بیشتر از متصوفه و مدعیان ارتباط با ائمه است. یكی دیگر از مشكلات متصوفه، زهدفروشی آنها و ترساندن مردم از دنیا بود، به طوری كه جامعه را در حال عقبماندگی نگه میداشتند و این بسیار خطرناك است.»
وی ادامه داد: راه خدا این است كه ما موظفیم امت و كشور اسلامی را غنی كنیم و امكانات به دست بیاوریم. این جزء معارف اصلی متقن ماست ولی ادبیات تصوف بر عدهای تاثیر گذاشته است. زهدفروشی هم فرد را تباه و هم مردم را منحرف میكند؛ در حالی كه زهد واقعی با همه فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میسازد و فرد میتواند از همان طریق به خدا نزدیك شود اما در عین حال وابسته به دنیا نباشد.
وی همچنین با اشاره به محل برگزاری كنگره فیضكاشانی گفت: خوشبختانه مدرسه شهید مطهری عاقبت به خیر شد. در دورهای كه این مدرسه در اختیار رژیم شاه بود مشكلاتی داشت اما اكنون به مركز تعلیم، تربیت و تحقیق تبدیل شده و شاگردان و فارغالتحصیلان خوبی به جامعه ارائه كرده است. ما در دوران شاه چند روزی با آقایان امامیكاشانی و مهدویكنی در اینجا بودیم. 10 نفر از قم برای یادگیری برخی از علوم انتخاب شده بودیم و این سیاست آیتالله بروجردی برای اعزام به خارج بود. این خاطرهای برای وصل گذشته به امروز است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین با اشاره به تغییرات یاد شده در میدان بهارستان و مدرسه عالی شهید مطهری گفت: ساختمان مجلس شورای اسلامی و سپهسالار آثار خوبی است كه به جا مانده است. من در زمان ریاست جمهوری فكری داشتم كه در محاق مانده و آن اینكه میدان بهارستان تا سرچشمه ادامه پیدا كند. در سرچشمه هم مدرسه الهیات را داریم كه بزرگانی مثل مطهری، بهشتی و باهنر در آنجا تحصیل كردهاند و قتلگاه 72 تن است. آنجا مركز حزب جمهوری بود كه قدم بزرگی در تثبیت انقلاب و بیرون راندن عوامل فساد از كشور برداشت. امیدوارم این میدان ساخته شود و مركز تاریخسازی در متن تهران باشد.
