اعتماد - معصومه ستوده: محسن ميردامادي دبيرکل جبهه مشارکت بحث بر سر کانديداي جايگزين خاتمي را عاملي براي عدم حضور خاتمي مي داند. هرچند با اطمينان تصريح مي کند هر چقدر زمان تصميم گيري آقاي خاتمي طولاني تر شود احتمال حضورش بيشتر تقويت مي شود و آقاي خاتمي به درخواست مردم جواب مثبت خواهد داد.
---
-بسياري در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري معتقدند احزاب شاخص اصلاح طلب در صورت نيامدن آقاي خاتمي دچار يک بحران مي شوند چون نظريه يا خاتمي يا هيچ کس را مطرح کرده اند. آيا شما اين نظريه را قبول داريد؟
من ترجيح مي دهم مطلب را جور ديگري بيان کنم که در صورت نيامدن آقاي خاتمي اصلاح طلبان کمي در انتخاب رياست جمهوري دچار مشکل مي شوند.
-يعني لفظ بحران را قبول نداريد؟
بله، من لفظ مشکل را ترجيح مي دهم چون آقاي خاتمي اگر بيايند تقريباً ترديدي نيست که ايشان راي مي آورند. اين نه تنها سخن اصلاح طلبان است بلکه طبق برآوردهاي ما نظرسنجي هايي که محافظه کاران انجام داده اند نشان مي دهد آقاي خاتمي به فاصله خيلي زياد از آقاي احمدي نژاد جلوتر هستند و در مصاحبه هايي که افراد جناح راست انجام داده اند اين مساله مشخص است و اين افراد در مورد راي آوري آقاي خاتمي کمتر اظهارنظر منفي مي کنند. به جز برخي جريانات مانند روزنامه کيهان که سخناني برخلاف اين مساله را عنوان مي کنند که البته در خيلي موارد بايد سخنان کيهان را معکوس کرد تا واقعيت مشخص شود اما آقاي خاتمي هنوز تصميم خود را نگرفته اند هرچند ما اين برداشت را داريم که هر چقدر زمان به پيش مي رود احتمال آمدن آقاي خاتمي افزايش مي يابد چون در بحث هايي که قبلاً وجود داشت اين احتمال کمتر بود که آقاي خاتمي بپذيرند وارد عرصه انتخابات بشوند اما الان اين اميدواري بيشتر وجود دارد. اما اگر آقاي خاتمي به هر دليلي نپذيرند در انتخابات حضور يابند مشکلي که براي اصلاح طلبان به وجود مي آيد اين است که نه اينکه در انتخابات دچار بحران شويم بلکه يک کانديداي راي آور را از دست داده ايم و اين اصل است.
-در صورت به وجود آمدن مشکل عدم حضور خاتمي چه راهکاري را پيش بيني مي کنيد؟
ما با وجود تجربه انتخابات تمام تلاش مان اين است که اصلاح طلبان به يک کانديداي واحد برسند. اين کليت را ساير گروه هاي اصلاح طلب نيز پذيرفته اند. اينکه از چه مکانيسمي بايد به اين کانديداي واحد دست يافت هنوز در مورد آن بحثي صورت نگرفته است. حال اگر آقاي خاتمي بيايند هر مکانيسمي انتخاب کنيم ماحصل آن آقاي خاتمي خواهد شد.يعني هر مکانيسمي در صورت حضور آقاي خاتمي نتيجه آن حضور آقاي خاتمي مي شود. بعيد مي دانم با حضور آقاي خاتمي در بين اصلاح طلبان کسي در موفقيت ايشان ترديد کند اما اگر ايشان تصميمي بر حضور نگيرند بايد از طريق مکانيسم هاي پيشنهادشده بتوانيم به يک کانديداي واحد دست يابيم.
احزاب به اين خاطر وارد بحث کانديداي ديگر به جز آقاي خاتمي نشدند که اگر اين بحث مطرح شود که اگر آقاي خاتمي نيايند بايد چه کاري را انجام بدهيم، اين مساله خود کمک مي کند آقاي خاتمي نيايند چون اگر آقاي خاتمي را به تنهايي رها کنيم تمايل شان به نيامدن است و در صورتي که احزاب اصلاح طلب اين استراتژي را دنبال کنند که اگر آقاي خاتمي نيايد چه کسي جايگزين وي مي شود اين مساله به نيامدن آقاي خاتمي کمک مي کند.
-فکر نمي کنيد با اعلام ديرهنگام آقاي خاتمي مبني بر آمدن يا نيامدن شما فرصت تبليغات انتخاباتي را از دست مي دهيد؟
فکر مي کنم آقاي خاتمي اگر تصميم به نيامدن داشته باشند وقتي اعلام مي کنند که ما مشکل وقت پيدا نکنيم اين طور نيست که آقاي خاتمي اگر قصد نيامدن داشته باشند بگذارند روز ثبت نام اين مساله را عنوان کنند.
-اما به نظر مي رسد اين بلاتکليفي همچنان در مورد اعلام نظر آقاي خاتمي حاکم است؟
هر چقدر اين زمان بيشتر طول بکشد به معناي مثبت شدن آمدن آقاي خاتمي است.
-اگر مثلاً آقاي خاتمي اين مساله را اعلام کرد از نظر زماني شما فرصت را از دست نمي دهيد؟
به هرحال آقاي خاتمي ملاحظات ديگران را در نظر مي گيرند و مساله زمان از پارامترهايي است که روي آن فکر مي کنند. اگر آقاي خاتمي قصد نيامدن داشته باشند تصميم نيامدن خود را خيلي به تاخير نمي اندازند. هر چقدر اين تاخير زياد شود احتمال آمدن آقاي خاتمي بيشتر مي شود.
-البته بسياري بيان دو شرط از سوي آقاي خاتمي براي حضور را نشانه يي براي عدم حضور ايشان قلمداد کرده اند چرا که اين شروط به خصوص شرط دوم قابل تحقق نيست. ارزيابي شما چيست؟
به طور قطع کانديدايي مثل آقاي خاتمي اگر شرطي را تعيين کند غيرمعمول نيست. اينکه مردم چنين چيزي را بخواهند طبيعي است چون معمول کار اين است که اگر کسي دو دوره رئيس جمهور بوده ديگر کانديدا نمي شود مگر اينکه شرط غيرمتعارفي بر جامعه حاکم باشد چون در شرايط متعارف آقاي خاتمي نبايد حضور يابد و اين شرايط غيرمتعارف را همه کساني که دستي در کار کشور داشتند تاييد مي کنند و مي گويند کشور در شرايط مطلوب قرار ندارد. نه تنها در شرايط مطلوبي نيست و اين را مي توان از بحث هايي که بين گروه هاي محافظه کار وجود دارد فهميد که دنبال کانديداي ديگري به جز احمدي نژاد هستند و اين نشان دهنده غيرمعمول بودن شرايط کشور است و اگر شرايط کشور در وضعيت متعارفي بود محافظه کاران بايد به دنبال رئيس جمهور فعلي مي رفتند و وي را کانديدا مي کردند کمااينکه در دوران گذشته تمام روساي جمهور ما دو دوره يي بوده اند و هيچ وقت گروه هاي سياسي در پايان دور اول رياست جمهوري در رياست جمهوري دور دوم ترديد نمي کردند و اغلب افرادي که در دور دوم کانديدايي حضور مي يافتند راي قابل توجهي را کسب نمي کردند. همانند دور دوم آقاي هاشمي که همه گروه هاي سياسي از حضور ايشان در انتخابات رياست جمهوري دور دوم حمايت کردند و هيچ کس در اين زمينه ترديدي به خود راه نداد و در مورد آقاي خاتمي نيز اين مساله صدق مي کند. در کل نيروهاي حامي آقاي خاتمي همه خواستار حضور مجدد آقاي خاتمي بودند، گرچه همان زمان نيز خود آقاي خاتمي اصرار بر عدم حضور داشت اما در مورد آقاي احمدي نژاد با سابقه حضور در جناح راست و انتساب به محافظه کاران وضعيت فرق مي کند. چنان که وقتي آقاي احمدي نژاد انتخاب شد ابراز خوشحالي مي کردند. همه در حال حاضر دنبال کانديدايي هستند و هيچ گروهي الان به دنبال حضور احمدي نژاد نيست. پس اين شرايط نرمال و متعارف قلمداد نمي شود.
-اما شروط آقاي خاتمي؟
آقاي خاتمي با توجه به شرايطي که بر کشور حاکم است به شدت مورد اقبال مردم هستند. يعني آقاي خاتمي هشت سال تجربه رياست جمهوري خود را در گذشته داشته است و مردمي که علاقه به آقاي خاتمي داشتند هرچند شايد نارضايتي نيز از آن دوران داشته باشند اما وقتي مقايسه مي کنند آن دوران را با وضعيت امروز به شدت طرفدار برگشت آقاي خاتمي هستند و اين بيانگر اين مساله است که مشي آقاي خاتمي را مي پسندند و مي دانند راه حل مشکلات کشور آقاي خاتمي است. پس نتيجه اين مي شود که بار ديگر بايد آقاي خاتمي حضور پيدا کنند. اينکه با مردم بر خواسته ها به توافق برسند طبيعي است. بدون مقدمه نمي آيند و حتماً برنامه يي را اعلام مي کنند، اين بخش اصل قضيه است.
-اما بسياري آن را کلي و غيرعملياتي عنوان مي کنند.
ما که در کشور نمي توانيم يک مطلب را در حد وسيع به نظرخواهي بگذاريم چون اين موضوع در کشور ما باب نشده است اما مي توان نظرسنجي کرد و البته نظرسنجي هايي که در مورد آقاي خاتمي شده نشان مي دهد موقعيت ايشان رو به رشد است. آقاي خاتمي بارها تاکيد کردند که مي خواهند اصلاحات را تبيين کنند و اصلاحات هيچ وقت در يک پاراگراف تعريف نمي شود، بلکه شامل برنامه هاي آقاي خاتمي مي شود و برنامه هايي را در حوزه سياست داخلي، سياست خارجي، اقتصاد، فرهنگ و... ارائه مي کنند و وقتي ارائه شود مي توان آن را محقق کرد اما شرط دوم که شرايط اجراي برنامه ها است موضوعي است که هيچ گاه نمي توان براي آن تضمين به دست آورد. اما خود مردم که راي به برنامه ها مي دهند مسوولان نيز بايد در جهت اجراي آن کمک کنند.
ما نبايد در اين مورد مطلق نگري داشته باشيم، بايد به مسائل نسبي قناعت کنيم چون مطلق نگري لازمه کنار کشيدن از سياست است و سياست مساله يي نسبي است.
-آقاي ميردامادي سوالي که در اين مقطع پيش مي آيد معطوف به اين است که شما همواره به عنوان يک حزب، ناکارآمدي احمدي نژاد را ناشي از بي برنامگي مي دانيد اما آيا پشتوانه حمايت شما از آقاي خاتمي حمايتي با برنامه است. يعني اينکه شما در درون حزب برنامه هايي را تدوين کرديد که آقاي خاتمي در صورت حضور بتوانند آن را ارائه کنند يا اينکه تدوين هر برنامه يي را به آينده موکول کرديد؟
ما در مورد آمدن آقاي خاتمي و به طور کل رياست جمهوري تصميم قاطع خود را در کنگره حزب خواهيم گرفت.
-اين مساله که قبلاً اعلام شده است.
جايگاه اصلي اين مساله کنگره است اما قبلاً در دفتر سياسي حزب در اين مورد بحث داشتيم که ما آقاي خاتمي را در شرايط حاضر تنها کانديداي مناسب مي دانيم. البته در شوراي مرکزي نيز چنين تصميمي گرفته شده است و حتي در نشستي که با مسوولان مناطق داشتيم که البته همين افراد داراي حق راي هستند نيز بدون استثنا بر کانديداتوري آقاي خاتمي تاکيد داشتند. بنابراين مراحل مقدماتي طي شده و نظر غيررسمي کنگره مبني بر حمايت از حضور آقاي خاتمي گرفته شده است و دوستان ما که در استان ها کار کردند نظرشان اين بود که حضور آقاي خاتمي مشارکت را بالا مي برد و اگر ايشان حضور پيدا نکنند مشارکت کاهش مي يابد. به اين دليل اين بحث ها را داشتيم و نتيجه کنگره قطعاً حضور آقاي خاتمي خواهد بود.
-اما برنامه ها؟
ما در حزب کميسيون برنامه يي داريم که اکثر اين افراد کساني هستند که مسووليت هاي بالايي در دولت گذشته داشتند. اينها روي اين برنامه ها کار کرده اند که اگر کانديدايي داشته باشيم آن را ارائه دهيم. حتماً خود آقاي خاتمي کارگروه تشکيل داده اند و هم در حوزه سياست داخلي و هم خارجي کارگروه دارند.
-بيشتر نمي توانيد توضيح دهيد؟
من بيشتر نمي توانم توضيح دهم. مي توانيد با آقاي مزروعي در بعد اقتصادي بحث کنيد و در بحث سياست خارجي با آقاي سمتي و در سياست داخلي با آقاي تاج زاده و در مسائل فرهنگي با آقاي خانيکي مي توانيد صحبت کنيد که البته اين بسيار تخصصي مي شود و اين برنامه در بيانيه کنگره نيز خواهد آمد که برنامه پيشنهادي ما براي رئيس جمهور آينده است.
-نمي توان آن را منتشر کرد؟
انتشار اين برنامه قبل از تصميم گيري آقاي خاتمي چندان مناسب نيست چون اگر اين برنامه منتشر شود و آقاي خاتمي بيايد شايد اين تلقي پيش بيايد که همه کارها را مشارکت انجام داده است و اين مساله چندان مناسب نيست. آقاي خاتمي کارگروه هايي دارند که در حال حاضر مشغول به فعاليت هستند. من بيش از اين چيزي ندارم که بيان کنم.
-من مي خواهم بار ديگر بر ساز و کارهاي رسيدن به يک کانديداي واحد اشاره کنم. آيا هيچ بحثي روي يک ساز و کار مشخص در بين گروه هاي حامي آقاي خاتمي صورت نگرفته است؟
راه هاي مختلف بحث شده است اما به عنوان راه حل نهايي مورد قبول واقع نشده است. زماني آقاي موسوي خوئيني از گروه هاي اصلاح طلب دعوت کردند و مجمع روحانيون جلساتي را براي ائتلاف داشتند که بعد از چند جلسه کارگروهي تشکيل شد که بتواند مکانيسمي را تدوين کند. تاکنون سه مکانيسم پيشنهادي نهايي نشده است. يک مکانيسم اين است که احزاب کانديداي موردنظر را مشخص کنند و پس از طي مراحل کاري در بهمن ماه نظرسنجي کنيم که هر يک از کانديداها راي بيشتري در مردم داشته باشند آن فرد باقي بماند و بقيه به نفع او کنار بروند و يک پيشنهاد ديگر اين بوده است که کنگره اصلاح طلبان با پيشنهاد آقاي نجفي و با حضور احزاب تشکيل شود. البته کارگزاران مدافع آن بود و يک پيشنهاد ديگر اين است که جمعي تحت لواي خبرگان اصلاحات که محدودتر از آن کنگره است افراد اصلاح طلب نظر بدهند که چه کسي بيشتر مورد اقبال مردم است. من فکر مي کنم بحث بستگي به حضور آقاي خاتمي دارد اگر ايشان بيايند، هر مکانيسمي نتيجه آن آقاي خاتمي است. ولي اگر آقاي خاتمي نيايند گزينه هايي که مطرح مي شود بايد روي آن کار کرد.
-بحثي در مورد شوراي حکميت به پيشنهاد آقاي کروبي صورت گرفته است؟
نه، بحثي صورت نگرفته است. دوستان حزب اعتماد ملي نظرشان بر اين بود که دوستان هر يک کانديداي خود را معرفي کنند و در اواخر سال نظرسنجي مشخص کند چه کانديدايي باقي بماند. بعد از آن چنين پيشنهادي مطرح شد که جمعي مشخص کنند چه کسي در عرصه باقي بماند.
-سوالي که در مورد شوراي حکميت مطرح مي شود اين است که عضوي از احزاب شاخص اصلاح طلب در آن وجود ندارد و امکان دارد تصميمات آن مورد قبول واقع نشود.
يک راه مناسب تر براي اينکه مشخص شود چه کسي محبوبيت دارد نظرسنجي از مردم است که بيشتر با واقعيات منطبق است. چون آن جمع که نمي خواهد مصلحت را مشخص کند که چه کسي کانديدا شود يا نشود. آن جمع حکميت بايد ارزيابي کند و ببيند چه کسي راي بيشتري دارد چون بحث ما راي آوري است. اينکه شوراي حکميت بهتر از نظرسنجي مي تواند نظرات مردم را مشخص کند براي ما مبهم است و ما در اين ترديد داريم. شايد کساني که نظرسنجي مي کنند نظرات خاصي داشته باشند که در نظرسنجي تاثير بگذارد اما اين مساله مي تواند در مورد حکميت نيز صادق باشد. نظرسنجي مقدور است که فردي به عنوان مسوول انتخاب شود که همه آن را قبول دارند و نظرسنجي در سطح کشور از استان، شهر و روستا بهتر مي تواند ميزان راي آوري را مشخص کند.
ولي روي آن بحثي صورت نگرفته چون پيشنهاد جديدي است و حتي در کارگروهي که تشکيل شده اين مساله مورد بحث قرار نگرفته است.
-شما محوريت جمع روحانيون را به طور کامل پذيرفتيد؟
به هر حال مجمع روحانيون جايگاهي بين اصلاح طلبان دارد چون مجمع اين مقبوليت را دارا است که چه به طور عام و چه به طور خاص شخص آقاي موسوي خوئيني مي توانند تعيين کننده يک ائتلاف باشند. به هر حال ما مشکلي براي رسيدن به يک کانديداي واحد در درون ائتلاف با محوريت مجمع روحانيون نداريم.
- آيا باز هم شروطي را براي حضور در انتخابات خواهيد گذاشت؟
ما معتقديم انتخابات بايد يک سري شرايط داشته باشد و البته اگر آقاي خاتمي بيايند اين بحث ها کمتر جدي مي شود. اگر حداقل هاي انتخابات رعايت نشود آقاي خاتمي حضور پيدا نمي کنند و حضور ايشان به معناي تامين برخي شرايط در انتخابات آينده است. اما اين مساله نه تنها براي مشارکت بلکه براي بقيه نيز پيش مي آيد که آنچه در انتخابات محوريت قرار مي گيرد راي مردم است و اگر اين اطمينان به وجود نيايد بحث شرکت در انتخابات منتفي مي شود.
-چرا فکر مي کنيد با حضور خاتمي دغدغه شما براي سلامت انتخابات کمتر مي شود؟
آقاي خاتمي اگر حداقلي از سلامت انتخابات را پيدا نکنند فکر مي کنم حضور نمي يابند. ديگر اينکه آقاي خاتمي به دليل راي بالايي که دارند با آمدنش امکان تخلف کاهش مي يابد و اين خود عاملي موثر است. به هر حال کساني که مي خواهند تخلف کنند تا يک حدي مي توانند اين کار را انجام دهند و بيشتر از آن امکان ندارد چون ساختار اجرايي انتخابات به ايشان چنين اجازه يي را نمي دهد. با آمدن آقاي خاتمي کار ايشان مشکل مي شود و همين عامل تلاش برخي از افراطيون براي منصرف کردن آقاي خاتمي را توجيه مي کند چون مي دانند با آمدن آقاي خاتمي امکان تخلف براي آنها مشکل مي شود.
- اما با اين تغييرات پي درپي در وزارت کشور اين شائبه در ذهن ايجاد مي شود که تلاش وزارت کشور اين است که ساکن بعدي پاستور شخص احمدي نژاد باشد؟
ما هم برداشت اينچنيني داريم. به هر حال کارگزاران آقاي احمدي نژاد نمي خواهند که در دور بعدي آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور نباشد و تغييرات پي درپي در وزارت کشور بيانگر اين مساله است. چون ما در هيچ دوره يي شاهد ايجاد چنين تغييراتي نبوديم. در اين دوره براي اولين بار چهار معاون سياسي وزارت کشور عوض شدند و وزير کشور هم دوباره عوض شده است. در ابتداي اين دولت معاون سياسي که مسوول برگزاري انتخابات نيز هست آقاي جنتي بود که بلافاصله جاي خود را به هاشمي ثمره داد و بعد از آن آقاي افشار و در نهايت دانشجو معاون سياسي وزير کشور مي شود. اين مسائل بسيار نگران کننده است و اين شائبه را تقويت مي کند که چه هدفي در پس اين تغيير و تحول وجود دارد.
همه اين نگراني را دارند و با اين وجود نمي توان احتمال تخلف را منکر شد. احتمال تخلف در اين انتخابات از ساير انتخابات بيشتر است و يک دليل علاوه بر تغييرات، در وزارت کشور يکدستي مجريان و ناظران در انتخابات به يک گروه سياسي است و همين نگراني احتمال تخلف را زياد مي کند ما هم نگرانيم اما در صورت حضور آقاي خاتمي احتمال تخلف کمتر مي شود.
-آيا درصدد ديداري با مسوولان کشوري مانند آقاي هاشمي نبوديد که بخواهيد تضميني براي عدم تخلف بگيريد؟
من برداشتم اين است که آقاي هاشمي نيز نسبت به سلامت انتخابات بسيار نگران هستند و همواره به دست اندرکاران انتخابات گفته اند شما امانتدار راي مردم هستيد، به خصوص اين مساله پس از برگزاري انتخابات مجلس هشتم جدي تر شد و نامه يي که وزير کشور به ايشان در مورد انتخابات نوشت همان نامه موجب تغيير وزير کشور شد. به هر حال اين نگراني بسيار جدي است اما اينکه ملاقات با ايشان بتواند تاثيري داشته باشد من در مورد آن ترديد دارم.
-در انتخابات گذشته حزب مشارکت شروط حضور خود را انتخابات آزاد، سالم و رقابتي عنوان کرد اما با اين حال در انتخابات مجلس هشتم با آن شرايط شرکت کرد.
ما در انتخابات مجلس هشتم اگر در ائتلاف شرکت نمي کرديم و خودمان تصميم گيرنده بوديم حتماً با وجود تخلفات صورت گرفته از انتخابات کنار مي کشيديم و شرکت نمي کرديم. ما در برخي جاها تخلف را در حدي مي ديديم که شرکت برايمان بي معنا بود، اما از ابتداي کار مجلس يک کار ائتلافي را شروع کرديم و نظر ائتلاف حضور در انتخابات بود. ما نخواستيم ائتلاف شکن شويم و دوستان بعداً گلايه کنند که شما موجب عدم موفقيت شديد به هر حال شرکت در انتخابات دستاورد و محدوديت هايي دارد، گرچه حضور در انتخابات مجلس هشتم به رغم ميل باطني ما بود.
-پس امکان تکرار آن در اين انتخابات نيز وجود دارد؟
ائتلافي شکل نگرفته است چون همه گروه هاي سياسي تمرکزشان روي آقاي خاتمي است. به هر حال ما بايد تصميم جمعي را بپذيريم.
-چرا جبهه مشارکت فعاليت انتخاباتي خود را آغاز نکرده است و چرا اينقدر نسبت به پيروزي آقاي خاتمي خوشبين هستيد و هيچ کار انتخابي را انجام نداديد؟
انتخاب آقاي خاتمي به اين معنا نبوده است که ما نمي خواهيم کار کنيم. اگر آقاي خاتمي هم بيايند بايد کار کرد تا مردم در انتخابات شرکت کنند. ما در اين مورد مشکلي نداريم و همه مناطق ما آمادگي اين را دارند که براي آقاي خاتمي فعاليت کنند. اما اينکه تاکنون کانديدا قطعي نشده است تا ستادي تشکيل شود چندان مناسب نيست اما تمام ارکان حزب براي تشکيل در ستاد آمادگي کافي دارند.

