سيد مصطفي تاج زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي سخنران نشست فصلي روساي مناطق مختلف اين حزب بود. متن اين سخنراني به شرح زير است:
امسال دو مناسبت داریم که فرصت خوبی فراهم مي كند تا به ارزیابی عميق اوضاع و شرایط بپردازیم. يكي سی امین سالگرد پیروزی انقلاب است و دیگری صدمين سالگرد استخراج اولین چاه نفت در مسجد سلیمان. مناسبت دوم مساله دیگري را در ذهن متبادر مي كند و آن انقلاب مشروطه است. ما دو سال پیش صدمین سالگرد انقلاب مشروطه را جشن گرفتيم. بنابراين يك قرن پيش همزمان دو حادثه مهم در ایران اتفاق افتاد که ما هنوز تحت تاثیر آن دو هستیم. شاید اگر این دو حادثه همزمان رخ نمی داد سرنوشت کشور جور دیگری رقم می خورد.
در هر حال سی امین سال پیروزی انقلاب این سوال را مطرح می کند که دستاوردهايمان چه بوده است؟ روشن است که انقلاب را از چند جهت می توان ارزیابی کرد. یکی ارزيابي شعارهای آن است که آیا انقلاب آنها را محقق كرده است؟ نوع ديگر ارزيابي آن است كه ایران را با کشورهای همسایه که انقلاب نکرده اند مقایسه و ارزیابی کرد که اگر انقلاب نکرده بودیم در چه شرایطی قرار داشتیم. آيا نتايج انقلاب به گونه ای بوده است که ما را با سوالی با عنوان بحران دستاورد مواجه کند یه خیر؟ آیا عملکرد انقلابیون به گونه ای بوده است که رضایت اكثريت مردم را جلب کرده باشد؟ برای مثال آیا به لحاظ شعائر و هنجارهای دینی جامعه رشد داشته ؟ در زمینه فرهنگی و قتصادی و اجتماعی پيشرفت داشته؟ آیا با رعایت حقوق مدنی و تامین حقوق سیاسی نظام برآمده از انقلاب از حمايت قاطع شهروندان برخوردار است؟ به هر رو بايد ديد قبل از انقلاب در کجا بودیم و امروز کجا هستیم و در چه زمینه هایی پیشرفت داشته ایم و در کدام زمینه ها عقب رفته ایم؟ حتي بايد بصورت دقیق ترارزيابي كنيم در چه مقاطعی و در چه زمينه هايي وضعیت جامعه بهتر و در چه دوره هایی توسعه دموکراتیک با موانع بیشتری مواجه شده است.
از طرف دیگر در صد سالگی حفر اولين چاه نفت در مسجد سليمان سوالات زيادي برای نخبگان و صاحب نظران درباره نفت مطرح شده که به نظر من بسیار مبارک است. برای اینکه توجه ما به طرح مسائلی جلب شده که در گذشته به هر دلیلی مطرح نبوده و از آن غفلت کرده بودیم. با اینکه بزرگ ترین نهضت مردمی بعد از مشروطه پيرامون نفت شکل گرفت. با وجود اين در شش دهه گذشته نفت و تاثيرات همه جانبه آن در ساختار و شرایط ملی در گفتمان روشنفکری ما غایب بوده است. در هر حال اکنون این سوالات به صورت نسبتا گسترده و جدی مطرح است که نسبت نفت با توسعه اقتصادي، علمي، فني و با دموکراسی، جامعه مدنی و فرهنگ سیاسی جامعه چیست؟ در سطح دولتی ها نیز کم کم این اجماع در حال شکل گرفتن است که نفت در آمد نیست بلکه ثروت و سرمايه است و مجاز نیستیم آن را مانند سود سالیانه خرج کنیم. به نظر من نفت در ایران دولت حداقلی قبل از مشروطه را به دولت حداکثری تبدیل کرده است. فصل مشترک قرن گذشته این بود که حكومت در ايران حداکثری شده است. دولت در ايران قبل از مشروطه هیچ وظیفه مهمی جز تامین امنیت نداشت. اما پس از مشروطه دولت در اکثر قریب به اتفاق زمینه ها مسئولیت پذیرفت، برای اینکه موتور توسعه خوانده شد . درآمدهای نفتی نیز چنان امكاني برای دولت فراهم کرد که در اقتصاد حرف اول را می زند بخش خصوصی قدرت عرض اندام نداشته باشد. چه زمان شاه و چه امروز بيش از 50 درصد اقتصادمان در دست دولت است. این وضعيت باعث شده است که دولت تبدیل به یک تشکیلات عریض و طویل شود و آن موجودي که هابز می گفت "لویاتان" در ميهن ما محقق شود و نه در غرب. یک نهنگ بزرگ دریایی که همه چیز را می بلعد. براي مثال بعد از مشروطه آموزش و پرورش و دانشگاهها و نیز نهادهاي خدماتي مانند بانك ها، راه آهن، هواپيمايي، بيمه ها، بيمارستانها، آب و برق و تلفن و ... دولتي شدند. اوقاف با انگیزه های سیاسی دولتی شد در هر حال دولت مقتدر در ایران شکل گرفت و نفت ابزار مساعدی براي آن بود. دولت مقتدر اجازه نمی داد که بخش خصوصی یا نهادهاي مدني رشد كند. در اين شرايط رادیو و تلویزیون هم دولتی شد. علت آن است که دولت نمی خواهد منتقدانش رسانه داشته باشند . روشن است که چون حکومت از درآمد نفتي برخوردار است می تواند ده ها کانال تلویزیونی داشته باشد مردم هم از برنامه هاي آن راضی نباشند اما دولت و صدا و سيما کار خود را ادامه دهند چرا که مخارج دولت متكي به مالیات مردم نمی باشد.
از سوی دیگر دولت مطلقه فردی فصل مشترک دوران قبل و بعد از مشروطه بوده است. البته می شود یک دولت ، دولت مطلقه فردی باشد اما نقش یک پاسبان گردن کلفت را ایفا کند و می شود و حكومتي به شكل مطلقه و فردی اداره شود اما تنها پاسبان گردن کلفتی نباشد بلکه بكوشد همه نهادهای جامعه را در خود حل کند. بنابراین پيش از مشروطه دولت ها عموما مستبد و اما حداقلی بودند. اما بعد از مشروطه حکومت مستبد بود اما دولت بزرگی به لحاظ تشكيلاتي و پرسنلي ایجاد شد که وظايف زيادي بر عهده دارد و مخالف رشد بخش خصوصي و نهادهاي مدني است زيرا تصور می کنند اگر بانکی خصوصي بتواند سرمایه زیادی جذب کند در آینده ممکن است بخواهد دولت تعیین کند . در نتیجه باید از ابتدا جلویش را بگیرند. در واقع درآمدهای نفت این امکان را به حكومت میدهد که سه هزار شعبه يك بانک دولتی کارکرد سی شعبه يك بانک خصوصی را نداشته باشد ولي هرگز منحل نمی شوند زیرا دولت با پول نفت حقوق و پاداش كارمندان آن را مي پردازد صرف نظر از اينكه كارآيي داشته باشد يا نه. دولت اگر درآمد نفت را نداشت بلافاصله اینها را منحل يا به بخش خصوصی واگذار مي كرد. از سوي ديگر نهضت مشروطه صد و دو سال پیش در این مملکت پيروز شد تا قدرت مطلقه را مشروط کند و مانع سلطنت خود سر شود و جای آن را حكومت قانون بگیرد. اما برخی تحولات و بویژه درآمدهای نفت دولت را غیر پاسخگو کرد. ÷ارادوکس جالبی رخ داد. انقلاب مشروطه برای پاسخگو کردن صورت گرفت اما تفکر توسعه آمرانه به همراه كسب انحصاري درآمدهاي نفت موانع زیادی در جهت پاسخگو کردن دولت ایجاد کرد و هر چه قیمت نفت افزایش پیدا کرد دولت غیر پاسخگوتر شد. شاه بعد از سه برابر شدن قیمت نفت مغرور شد و گفت هر که مخالف من هست پاسپورت بگیرد و برود. آقای باهنر نيز زمانی گفت زنده ماندن اصلاح طلبان نشانه رافت نظام است که قیمت نفت سه برابر شده است.
اكنون به بحث اصلي خود می پردازم. ما در یکصد سال گذشته می توانیم دوره هایی پیدا کنیم که در آن بهار مطبوعات و احزاب و اتحادیه ها باشد. دوره هایی نيز داشتیم که مردم امیدشان به آینده کمرنگ و فعالیت سیاسی محدود شده و رسانه آزاد نداشته ایم و نگاه مردم به خارج و گوش آنان متوجه رسانه های بیگانه شده است. آیا می توان در هر دوره وجه مشترک یافت؟ به نظر من در این صد سال هرگاه قدرت مرکزی پذیرفته است كه منتقدان وضع موجود در حكومت سهیم بشوند، شاهد تامين حقوق مدني شهروندان بوده ايم. بعضی معتقدند فشار خارجی عنصر اصلی بوده و بعضی هم اعتقاد دارند که رشد آگاهی هاي مردم باعث عقب نشيني حكومت شده است و مثلا موجب شد مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را امضا کند . البته مي توان هر دو تحلیل را پذيرفت. نتيجه يكسان است. هر وقت قدرت توزیع شده است مردم توانسته اند نفس بکشند و از حقوق خود به طور نسبی بهره مند شوند. در ایران بر خلاف اروپا که ابتدا حقوق مدنی به رسمیت شناخته شد و بعد حقوق سیاسی شد، به دلیل این ساختار سیاسی که در آن حكومت همه کاره است و در همه زمینه ها دخالت می کند و از همه ابزارها بهره مند است و جامعه مدنی ضعیف است، وضع به گونه ای شده كه حكومت بايد ابتدا به هر دلیلی رقابت آزاد انتخاباتی را بپذيرد تا تامين حقوق و آزادی های مدنی شهروندان ممكن شود. این دسته از حقوق فرزند حقوق سیاسی محسوب می شوند. حکومت در ایران اجازه نمی دهد حزبی در حکومت نباشد اما بتواند روزنامه منتشر كند. ظرفيت حكومت وقتي يكدست مي شود آنقدر كاهش مي يابد که وقتی علی کریمی هم از فدراسيون فوتبال انتقاد می کند از تیم ملی کنار گذاشته می شود. به همین دلیل در ایران تلاش برای حضور در حکومت به معناي تلاش براي بقاي حزب است تا سياست ورزي قانوني و علني تعطيل نشود. به عبارت روشن هر حزبی که در قدرت نباشد یک ساختمان هم نخواهد داشت چه برسد به حق انتشار روزنامه. به همين دليل معتقديم دفاع از حقوق ملت منوط به آن است که قدرت توزیع شود. زیرا هر قدر حکومت متمرکزتر شود جامعه انسداد، تبعیض و فساد بیشتری را تحمل می کند. وقتي قدرت در ایران متمرکز می شود وسوسه مي شود كه حتي یک سبک زندگی را بر همه شهروندان تحميل كند. حتی پوشش مردم باید مطابق سلیقه حکومت باشد. اگر جامعه مدنی قوی داشتیم مهم نبود که در قدرت نباشیم يا نباشيم زيرا مي توانستيم در درون جامعه مدنی فعاليت كنيم. در ترکیه و پاکستان هر بار که کودتا شد ، فضا کاملا بسته نشد و احزاب و مطبوعات و اتحادیه ها و غیره کار خود را ادامه دادند و نظامیان فقط دولت را می گیرند. اما در ایران وقتی با کودتای نظامی یا پارلمانی حکومت یکدست می شود همه چیز بسته می شود. در ترکیه و پاکستان کودتا یعنی فتح کابینه. اما در ایران كودتا يا فتح دولت یعنی فتح جامعه. اگر کسی بخواهد که جامعه مغلوب نشود باید سعی کند که حكومت يكدست نشود. این تفاوت استراتژیک ما با طرفداران تحريم است. اینکه می گویند شما را مانند نهضت آزادی می کنند منظورشان اين است كه اگر شما تلاش نکنید در قدرت باشید اقتدارگراها خواهند کوشید شما را از جامعه حذف کنند. امکان فعالیت قانونی حزب در ایران منوط به این است که در قدرت باشد ولو بصورت اقليت. همین جا به اقتدارگراها مي گوييم شما كه مدعي بوديد اگر قدرت متمرکز شود کارآمدی حکومت بالا می رود و اختلافات بر طرف مي شود اگر چه پذیرفته بودید ممكن است حقوق عده ای ضایع شود. بسیار خوب. اکنون ببنيد اوضاع چگونه است. آنان باید جواب دهند که در اين سه سال که حکومت یکدست شده آيا فساد مالی کاهش پیدا کرده یا افزایش؟ فساد اخلاقی و بزه هاي اجتماعي چطور؟ وضع معیشت مردم بهتر شده و رانت خواری سیاسی و اقتصادی كاهش يافته؟ توسعه اقتصادي در چه حالی است؟ افزون بر آن اگر حکومت یکدست شود اینگونه نیست که حقوق شهروندان را نقض می کند ولی به قیمت توسعه کشور بلكه مردم و کشور در اغلب زمينه ها دچار مشكل مي شوند. بعلاوه اختلافات از بين نمي رود هر چند سطحي می شود و شخصی. نکته آخر آنکه توجه شود در ابتدای انقلاب کشورهای توسعه یافته منهای ژاپن تماما در غرب بود اما امروزه در کشورهای منطقه شاهد تحولات گسترده هستیم. در ابتدای انقلاب نگاه اقوام همسايه به ايران بود اما امروز متاسفانه نگاه بسیاری از ایرانیان از درون به بيرون معطوف شده است. در زماني كه انقلاب پیروز شد هم وطنان ما در خوزستان آنجا را با کشورهای جنوبي خليج فارس مقایسه می کردند و مي ديدند وضع ایران خیلی بهتر است. ولي امروز می گویند همه نفت داریم ولی این وضع کشورهاي همسایه است و اين هم وضع ما. ترك ها و آذري هاي ما هم همين حس عقب ماندگي را دارند و در يك كلام اغلب شهروندان كرد و عرب و لر و فارس و ... ناراضي اند. درست است که حکومت یکدست در ایران شکست خورده است و بسیاری از عقلاي آنان شکست را پذیرفته اند اگرچه آن را اعلان نمي كنند ولی روز به روز فضا بسته تر و نارضایتی مردم بیشتر می شود و این نقطه ضعف اصلاحات است. نه به دلیل اینکه گفتمان اصلاحی غلط است بلکه به این دلیل که گفتمان اصلاحی زمانی می تواند موفق شود که حكومت حداقل حقوق ملت را رعايت كند. جالب آنکه در این سه سال بارها شنیده ایم که این دولت شعارهای انقلاب را احیا کرده است . ما می گوییم شما با عمل خود شعارهاي انقلاب را به محاق برده ايد مانند آزادي ها را. جواب می دهند ما که نمی خواهیم اشتباه شاه را مرتکب شویم. از دید اینها شاه موقعی اشتباه کرد که آزادی داد. یعنی روش استبدادي شاه جواب می داد. اشكال رژیم گذشته در آزادي دادن به مردم تحت فشارهای خارجی و داخلی بود. به زبان امروز می گویند دیگر نمی گذاريم دوم خرداد خلق شود. معناي حرفشان این است که آزادی انتخابات نمی دهیم. این یعنی توجیه رژیم گذشته در عمل. به علاوه باید از آقایان پرسید که دوم خرداد به اسلام و ایران و مردم بیشتر خدمت کرد یا اکنون که حکومت یکدست شده و نارضایتی و نا امیدی رو به اوج است؟
تاج زاده در پایان اظهار امیدواری کرد که در سال جاری هم عملکرد انقلاب ارزیابی شود و هم نقش مثبت و منفی نفت در ابعاد گوناگون.

