پایگاه اطلاع رسانی نوروز

23 اسفند 86

پاسخ‌هاي دكتر محمد صدر به سئوالات كاربران نوروز

نوروز - سجاد سالك: دكتر محمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح طلبان و سرليست جبهه مشاركت ايران اسلامي هفته گذشته مهمان سايت نوروز بودند و كاربران نوروز سئوالات خود را براي ايشان ارسال كردند،‌در ذيل متن كامل پاسخ‌هاي ايشان آمده است كه به صورت گفت‌وگويي رو در رو انجام شده بود.


شما عملکرد فراکسیون اقلیت مجلس هفتم را چطور ارزیابی می‌کنید؟
دكتر صدر: به نظرم این فراکسیون می‌توانست بیش از این فعال باشد. البته تا حدی وظایفی را انجام دادند اما انتظار از این فراکسیون بیش از این بود.

پویا صفری:
با درود بر جناب صدر
با عنایت به آنکه حضرتعالی به عنوان یکی از نامزدهای انتخاباتی مجلس هشتم در این عرصه فعالیت نموده و گام در عرصه گذاشته‌اید، لطفاً برنامه خود را با توجه به تخصصتان در ارتباط با روابط و حقوق بین‌الملل به ویژه در خاورمیانه توضیح بفرمائید و چه راهکارهایی را در قالب فعالیت در مجلس برای بهبود روابط ایران در این منطقه و جهان پیش‌رو دارید؟
دكتر صدر: در زمینه سیاست خارجی آقای احمدی‌نژاد تا به حال اشتباهات بسیار زیادی داشته است. البته اشتباهات وی در یکی دو ماه اول قابل توجیه بود چرا که معمولاً هر مدیری به زمان نیاز دارد تا تجربه‌اندوزی کند اما بعد از چند ماه آدم توقع دارد مدیر جایگاهش را بشناسد و وظایفش را درست انجام دهد. آقای احمدی‌نژاد همان ابتدا که به سر کار آمد یک سری اشتباهات در سفرهای خارجی‌اش انجام داد و یک سری حرف‌های نادرست در مورد هاله نور بیان کرد. اما این انتظار بود که احمدی‌نژاد به مرور کلامش را اصلاح و عملکردش را بهبود بخشد. ولی متأسفانه ما با گذشت 2 سال و نیم از عمر دولت می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد در حال تکرار اشتباهات گذشته است و نتیجه اقدامات وی در بعد سیاست خارجی این بوده که ایران جایگاه بین‌المللی خود را از دست داده است و ایرانی‌ها در خارج از کشور کرامت و عزت گذشته را ندارند. قطعاً مجلس آینده باید تلاش کند تا اشتباهات دولت را گوشزد کرده و تلاش کند جایگاه و منزلت واقعی ایران در سیاست خارجی احیا شود.

‌سعید: آیا دوم خرداد تدبیر حکومت برای رهایی از فشارها و تنگناهایی بود که درآن قرار گرفته بود؟ همانند انزوا، بهای پائین نفت، تنش با کشورهای منطقه، رفتن سفرای کشورهای خارجی و نارضایتی از وضع اقتصادی. همان‌گونه که آقای باهنر هم اخیراً گفته‌اند دوم خرداد یک زلزله 5 ریشتری بود که جلوی یک زلزله 9 ریشتری را گرفت یا اینکه حرکتی خودجوش و مردمی و بدون برنامه قبلی بود؟
دكتر صدر: دوم خرداد یک حرکت بسیار خودجوش و مناسبی بود که از جانب حاکمیت و مردم پذیرفته شد و نتایج بسیار مبارکی برای جمهوری اسلامی به همراه داشت در آن زمان تصور این بود که حاکمیت علاقه‌مند است فردی غیر از آقای خاتمی رئیس جمهور شود. در آن زمان همه تصورات بر این بود که حاکمیت تصمیم خودش را گرفته و قرار است فردی غیر از آقای خاتمی به عنوان فرد پیروز معرفی شود. در نهایت انتخابات بسیار خوب و سالمی برگزار شد و مردم توانستند تغییر و تحول مور نظرشان را به اجرا در آورند. در آن مقطع تصور عمومی این بود که اگر به رقیب آقای خاتمی رأی دهند همان حرکت‌های قبلی ادامه می‌یابد و تغییر و تحول مورد نظر اتفاق نمی‌افتد به همین دلیل مردم تصمیم گرفتند تا اراده و خواست خودشان را از طریق صندوق‌های رأی اعمال کنند. در نهایت این اتفاق به صورت خودجوش رخ داد و از نتیجه آن مشروعیت بالا و یک وجاهت بین‌المللی برای ایران پدید آمد.

م-د: نظر شما درباره خصوصی‌سازی (اصل 44) با توجه به این که شرکت‌های دولتی را به زور در بورس وارد می‌کنند چیست؟ همچنین به نظر شما چگونه می‌شود تورم افسار گسیخته را مهار کرد؟
دكتر صدر: خصوصی‌سازی اقدام بسیار مثبتی است و حتماً باید انجام شود. در این که فعالیت بخش خصوصی باعث فعال شدن اقتصاد و توسعه کشور می‌شود شکی نیست ما باید از تجربه دنیا در این زمینه استفاده کنیم. تجربه نشان داده که افزایش فعالیت بخش خصوصی باعث افزایش سرمایه‌گذاری و افزایش تولید می‌شود. منتهی باید مواظب باشیم که در خصوصی‌سازی به گونه‌ای عمل شود که دوباره یک سری شرکت‌ها و سازمان‌های زیر نظر دولت، سهام شرکت‌های بزرگ را بخرند و در نتیجه مردم در اقتصاد نقشی پیدا نکنند. متأسفانه چنین روشی در حال اعمال است و خصوصی‌سازی به معنای واقعی صورت نمی‌گیرد.
در پاسخ به سؤال دوم هم باید عرض کنم برای مهار تورم لازم است که تولید در کشور افزایش پیدا کرده و حجم نقدینگی در جامعه هم کاهش پیدا کند. از طرف دیگر لازم ات جلوی سیاست‌هایی که به افزایش نقدینگی منجر می‌شود گرفته شده و در مقابل سیاست‌هایی به اجرا در آید که باعث افزایش سرمایه‌گذاری خارجی شود. در این صورت می‌توان به اقتصاد کشور سر و سامانی داد و تورم افسار گسیخته را هم مهار کرد.

مرتضی رضایی:
با سلام فراوان به راد مردی چون شما
امید آنکه سلامت باشید و کامروا
جناب آقای دکتر صدر: در خصوص مذاکره با آمریکا سؤالی داشتم و آن این که آیا مذاکره با آمریکا در این شرایط که دولتی مثل دولت نهم بر سر کار است اولاً ممکن است و ثانیاً عاقلانه است؟ چرا که این دولت در مواجهه خود با روسیه و یا امارات کاملاً در موضع ضعف قرار دارد؟
دكتر صدر: نفس مذاکره کردن در سیاست خارجی نه تنها اشکالی ندارد بلکه اساساً یک روال طبیعی است. همچنین نفس رابطه داشتن با یک کشور خارجی هم معمولی و بسیار طبیعی به حساب می‌آید. در سیاست خارجی هیچ گاه نمی‌گویند که یک کشور چرا با کشور دیگر رابطه دارد. اگر سؤالی قرار باشد بپرسند می‌گویند چرا با فلان کشور رابطه ندارد برای این که اصل در داشتن رابطه است. مذاکره کردن هم همین طور است نفس مذاکره در دیپلماسی بسیار عادی و طبیعی است. ربطی هم به دوست و دشمن ندارد. همه کشورها با هم مذاکره می‌کنند. البته در این رابطه یک استثنا در مورد جمهوری اسلامی وجود دارد که با کشور اسرائیل مذاکره‌ای نخواهد داشت چرا که اساساً آن را به رسمیت نمی‌شناسیم.
به غیر از اسرائیل در مورد سایر کشورها، اصل برمذاکره و ارتباط است. اما در ارتباط با آمریکا بد نیست به نکاتی توجه شود ما با آمریکا مسائلی داریم که مهم‌ترینش این است که واشنگتن از ابتدای انقلاب تا به حال علیه جمهوری اسلامی بسیار بد عمل کرده است و آن گونه که باید از فرصت‌های موجود برای برقراری رابطه استفاده نکرده است یکی از علت‌های این مسأله به ویژه در دولت آقای بوش این است که سیاستمداران آمریکایی در تصمیم‌گیری‌های خود چندان به عقل بهایی نمی‌دهند و بیشتر از موضع قدرت‌طلبانه برخورد می‌کنند. بنابراین در مذاکره با آمریکا باید ملاحظاتی را مد نظر قرار داد. اما این که آیا این دولت می‌تواند مذاکره را انجام دهد یا نه پسخ جداگانه‌ای می‌طلبد. چون بحث رابطه با آمریکا مثل بحث انرژی هسته‌ای و موضوع عراق از مسائل استراتژیک است. در نتیجه باید در شورای عالی امنیت ملی بحث شده و در نهایت به تأیید مقام معظم رهبری برسد. بنابراین دولت نهم در این زمینه چندان از اختیار عمل برخوردار نیست که ما نگران باشیم آیا دولت توان مذاکره با آمریکا را دارد یا ندارد.
در پاسخ به بخش دوم سؤال در مورد ضعف ایران در مذاکره با روسیه و امارات باید بگویم که متأسفانه این دولت اشتباهات بسیار زیادی در سیاست خارجی داشته و همین اشتباهات دولت بوده که من را به این فکر انداخت وارد کاندیداتوری شوم.
متأسفانه دولت در زمینه سیاست خارجی به بحث تمامیت ارضی اهمیتی نمی‌دهد. رئیس جمور بر طبق قانون اساسی و سوگندی که در مجلس یاد می‌کند حافظ تمامیت ارضی و مرزهای کشور است بنابراین به محض این که کوچکترین خدشه‌ای به آن وارد شود لازم است عکس‌العملی جدی نشان دهد. اما ما شاهد آن هستیم که آقای احمدی‌نژاد اهمیت کمی در این خصوص قائل است جالب است که علاقه احمدی‌نژاد به مسافرت رفتن و اهمیت وی به سفرهای خارجی بسیار بیشتر است از دفاع از تمامیت ارضی کشور. به همین دلیل هم هست که ما دیدیم ایشان دو سفر اشتباه به امارات و قطر انجام داد همان موقع هم گفته شد که رئیس جمهور به عنوان سمبل حاکمیت کشور نباید به کشوری برود که به تمامیت ارضی ایران ادعا دارد. اما ایشان به امارات سفر کرد و پس از سفر شاهد آن بودیم که امارات باز هم ادعاهای خودش را در مورد جزایر سه‌گانه مطرح کرد. در سفر به قطر هم دیدیم که در حضور احمدی‌نژاد حرف‌های نامناسبی در مورد خلیج فارس مطرح شد و در پایان اجلاس هم در بیانیه‌ای که صادر شد مجدداً ایران را اشغالگر خواندند و ادعاهای تندی علیه ایران مطرح کردند. بدتر از همه این بود که احمدی‌نژاد وقتی به کشور بازگشت از پذیرایی گرم آن‌ها در تلویزیون تشکر کرد و این نشان می‌دهد که رئیس جمهور حساسیت لازم را نسبت به تمامیت ارضی کشور ندارد.

مرتضی رضایی:
شما چه نظری پیرامون سفر احمدی‌نژاد به کلمبیا، امارات متحده عربی و شرکت در کنفرانس همکاری خلیج فارس دارید؟
این که نظر شما نسبت به آخرین اجلاس کشورهای حاشیه دریای مازندران در تهران چیست؟ آیا آن را موفق و در راستای منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنید؟
با تشکر پیشاپیش از وقتی که می‌گذارید.
دكتر صدر: اگر نتیجه سخنرانی آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا را بررسی کنید به راحتی می‌توانید متوجه شوید که چه اتفاقی افتاده است. نتیجه اول سخنرانی وی در دانشگاه کلمبیا توهین بسیار بزرگ به رئیس جمهور ایران بود که توسط رئیس دانشگاه کلمبیا انجام شد. همچنین جملات بسیار سخیف و زشتی علیه رئیس جمهور ایران در آنجا مطرح شد. واقعاً سؤال است که چرا آقای احمدی‌نژاد باید در جایی حضور داشته باشد که رئیس دانشگاه رسماً به وی بگوید شما یک دیکتاتور حقیر هستید این در حالی است که فردی مثل ژنرال مشرف هم در آن جا سخنرانی داشت اما با وی بسیار مؤدبانه برخورد شد.
نتیجه دومی که سخنرانی در دانشگاه کلمبیا به همراه داشت این بود که تا قبل از حضور احمدی‌نژاد در این دانشگاه جو مطبوعاتی، رسانه‌ای و فضای بحث سیاسی در داخل آمریکا این بود که ارتش آمریکا باید از عراق برگردد یا بر نگردد، تعداد سرباز‌ها کم شود یا کم نشود و همه مباحث کاندیداها حول موضوع عراق می‌گشت. اما بعد از حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و آن جوی که ایجاد شد فضای بحث سیاسی در آمریکا تغییر پیدا کرد و موضوع روز این شد «آیا ایران باید مورد حمله نظامی قرار بگیرد یا نه».
جالب این جا است که به آقای احمدی‌نژاد مشورت لازم داده شده بود که به دانشگاه کلمبیا نرود اما ایشان با این توهم که سخنرانی من می‌تواند جو آمریکا را به نفع جمهوری اسلامی تغییر دهد به آنجا رفت و چنین نتایج بدی هم به بار آورد.

دماوند:
با سلام
نظر جنابعالی در شرایط کنونی در رابطه با موضوع هسته‌ای ایران چیست؟ غرب به هر ترتیب خواهان متوقف کردن این دانش در ایران است و اینکه کدام جناح در ایران دولت را در دست دارد تفاوتی نمی‌کند؟
دكتر صدر: در این که انرژی هسته‌ای صلح آمیز حق تمام ملل دنیا است هیچ شکی وجود ندارد. قطعاً ایران هم این حق را دارد که به انرژی هسته‌ای دست پیدا کند اما نکته مهمی که در این رابطه وجود دارد این است که در دولت آقای خاتمی 70 درصد امکانات تکنولوژیک و زیرساخت‌های مربوط به آن انجام شد و سایت نطنز اصفهان و آب سنگین اراک در زمان آقای خاتمی مراحل اجرای‌اش را طی کرد و همه چیز آماده شد برای بهره‌برداری نهایی از آن. به این ترتیب آقای احمدی‌نژاد بر سر سفره آماده انرژی هسته‌ای ایران نشست. در این میان نکته مهم این است که تمام برنامه‌های هسته‌ای ایران در زمان آقای خاتمی در حالی انجام شد که ما هیچ قطعنامه‌ای از شورای امنیت دریافت نکردیم ما در دوره جدید هم می‌بایستی در همان چارچوب منطقی زمان اصلاحات حرکت می‌کردیم تا هم به پیشرفت‌های هسته‌ای دست پیدا کنیم و هم گزارشی به شورای امنیت ارائه نشود.
در ابتدای کار هم به آقای احمدی‌نژاد توصیه شد که اگر ایران با آژانس همکاری خوبی داشته باشد اصلاً پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت نرفته و در نتیجه قطعنامه‌ تحریمی هم صادر نخواهد شد. اما متأسفانه آن موقع آقای احمدی‌نژاد باور نمی‌کرد که این اتفاقات ممکن است رخ دهد. به همین خاطر بود از همان اوایل به طور صریح اعلام کرد پرونده ایران از آژانس به شورای امنیت نخواهد رفت اما دیدیم که رفت. وقتی پرونده به شورای امنیت رفت، احمدی‌نژاد گفت که قطعنامه‌ای علیه ما صادر نخواهد شد اما شد. بعد گفت قطعنامه دومی در کار نیست اما قطعنامه دوم هم صادر شد. در مورد همین قطعنامه سوم چند ماه پیش دیدیم که احمدی‌نژاد با قاطعیت گفت: مطمئن باشید دیگر هیچ قطعنامه‌ سومی صادر نخواهد شد اما باز هم صادر شد. به خاطر همین است که می‌گویم تا به حال هیچ یک از پیش‌بینی‌های احمدی‌نژاد در مورد بحث هسته‌ای درست از آب در نیامده است.
این در حالی است که برنامه‌های هسته‌ای باید به گونه‌ای پیش برود که ضمن احقاق حقوق ما به قطع شدن روند صدور قطعنامه بینجامد و بعد برویم به سمت این که آثار صدور این قطعنامه‌ها را از بین ببریم.

نظرتان در مورد دستگاهی مثل شورای نگهبان چیست؟ آیا وجود مراکز تشخیص صلاحیت افراد!! در یک جامعه دمکراتیک قابل توجیه است؟
با سپاس و تشکر
دكتر صدر: شورای نگهبان در چارچوب وظایفی که برایش تعیین شده در همه جای دنیا وجود دارد ولی اسامی‌اش فرق می‌کند.یک جا اسمش مجلس سنا است، یک جا مجلس لردها است و در هر کشوری برای نهاد ناظر اسم خاصی گذاشته‌اند. همیشه هم معروف است که می‌گویند برای کنترل مجلس مردمی، یک مجلس دیگری با حضور عقلای قوم(با اسامی مختلف) در نظر گرفته می‌شود. بنابراین نفس وجود شورای نگهبان اصلاً عجیب نیست و در تمام دنیا هم هست. موضوع مهم بحث عملکرد شورای نگهبان است من فکر می‌کنم آن چیزی که باعث شده در نزد این مخاطب گرامی سایت نوروز و دیگر شهروندان اصل موجودیت شورای نگهبان زیر سؤال برود مربوط به عملکرد شورای نگهبان است. به همین خاطر است که امام خمینی‌(ره)‌ هم در زمان حیات خودشان چندین بار به شورای نگهبان تذکر دادند که کاری نکنید مردم نسبت به شما مسأله‌دار شوند.
فلسفه وجودی شورای نگهبان هم این است که چون انتخابات را قوه مجریه برگزار می‌کند برای این که دولت یک وقت اعمال قدرت نکند و نظرش را در انتخابات مؤثر واقع نکند ناظری به نام شورای نگهبان در نظر گرفته شده تا از اعمال نفوذ دولت در انتخابات جلوگیری شده و انتخابات به صورت سالم برگزار شود. اما متأسفانه طی سال‌های گذشته نه تنها وظیفه اصلی شورای نگهبان فراموش شده بلکه این شورا اساساً وارد فاز دیگری شده و با انجام نظارت استصوابی، خودشان به جای مردم دست به انتخاب می‌زنند. به همین خاطر عملکرد شورای نگهبان را در ردصلاحیت گسترده کاندیداها اصلاً درست نمی‌دانم و امیدوارم که اعضای این شورا روزی عملکردشان را اصلاح‌ کنم.

حمید:
با سلام
به فرض اگر شما بتوانید در مجلس هشتم یک اقلیت قدرتمند یا حتی اکثریت را بدست آورید، چه برنامه‌ای برای مهار دولت خواهید داشت؟ در حالی که تمام منتقدان اصلاح‌طلب دولت در مجلس هفتم، ردصلاحیت شده‌اند!
با تشکر
دكتر صدر: من اصلاً فکر نمی‌کنم که با توجه به این ردصلاحیت‌ها بتوانیم در مجلس اکثریتی داشته باشیم و من با نظر اصلاح‌طلبانی که می‌گویند می‌توانیم اکثریتی به دست بیاوریم مخالفم.
اما ما به دنبال این هستیم که با تشکیل یک فراکسیون اقلیت قدرتمند، نظارت کاملی بر اعمال و رفتار دولت داشته باشیم. از این زاویه حتی یک نماینده اصلاح‌طلب هم می‌تواند در مجلس منشاء اثر باشد.
شما اگر به قانون اساسی نگاه کنید می‌بینید که مجلس جایگاه بسیار بالایی دارد و یک نماینده هم مسؤولیت‌ها و وظایف بسیار مهمی برعهده دارد. در واقع اختیاراتی که قانون اساسی به یک نماینده داده است آنقدر زیاد است که حتی اگر یک نماینده اصلاح‌طلب در مجلس باشد می‌تواند بسیار تأثیرگذار باشد. نکته مهم این است که این نماینده فعال باشد. نمایندها اگر فعال نباشند حتی در قالب فراکسیون اکثریت هم نمی‌تواند منشاء اثر باشد. از همین زاویه اگر قرار باشد به مجلس هفتم نقدی داشته باشیم این است که نمایندگانش (چه اقلیت، چه اکثریت) فعال نبودند.
نماینده مجلس اگر نسبت به اتفاقات حساس و در مجلس فعال باشد به محض این که مشاهده کرد رئیس جمهور یا اعضای هیأت دولت کاری انجام داد که منافع کشور را تأمین نمی‌کند می‌تواند در درجه اول از طریق نطق پیش از دستور و نیز مصاحبه آن را مطرح کند. سپس می‌شود در قالب سؤال از وزیر آن را پیگیری کند. در همین یک نماینده اگر قوی و اهل کار باشد می‌تواند با استدلال‌های قوی ده نماینده را با خودش همراه کند و استیضاح یک وزیر را عملی سازد. بنابراین یک نماینده حتماً می‌تواند تأثیرگذار باشد به شرط این که غیر از ایفای وظیفه نمایندگی به چیزی دیگری فکر نکند.

هادی:
آقای دکتر صدر ماجرای ربوده شدن امام موسی صدر به کجا کشیده شد و آخرین اخباری که در این زمینه دارید لطفاً بیان نمایید؟
دكتر صدر: در این قضیه به طور قطع دولت لیبی و شخص آقای قذافی مسؤول است و باید پاسخ‌گو باشد. چرا که امام موسی صدر به دعوت شخص قذافی به لیبی سفر کرد و در این کشور مفقود شده است به همین خاطر مسؤولیت این قضیه از نظر حقوقی، سیاسی و انسانی مسؤول بوده و باید پاسخ‌گو باشد. در زمان آقای خاتمی یک کمیته تعیین سرنوشت امام موسی صدر تشکیل شد و بنده هم مسؤلش بودم. در این خصوص مذاکراتی به صورت غیر علنی با لیبی به عمل آمد. در مرحله اول آقای قذافی، خوب همکاری کرد اما مقداری که پرونده پیش رفت آقای قذافی همکاری‌هایش را قطع کرد و به تکرار حرف‌های گذشته‌اش پرداخت و همکاری‌ها قطع شد. با این حال معتقدم که مسؤول اصلی ربوده شدن امام موسی صدر آقای قذافی است.

رسول:
نظر جنابعالی در مورد نهضت آزادی چیست؟
دكتر صدر: من هیچ موقع ارتباط مستقیم و رو در رویی با اعضای نهضت آزادی نداشتم که بخواهم ارزیابی دقیقی از آن داشته باشم اما بنیانگذاران نهضت آزادی آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر یدالله اسلامی همگی آدم‌های بزرگی بودند و انسان‌هایی بودند که هم حساسیت‌های دینی داشتند و هم حساسیت‌های ملی و نسبت به ایران و اسلام دغدغه و تعهد داشتند. به همین خاطر من احترام بسیار زیادی برای اعضای نهضت آزادی قائلم.
من تا جایی که اعضای نهضت آزادی را می‌شناسم آن‌ها را افرادی خوب، مسلمان و متعهد می‌دانم البته شاید نسبت به برخی عملکردهای سیاسی آن‌ها انتقاداتی داشته باشم.

سجاد:
با توجه به نظرات مردم در همین سایت مردم با شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات مخالفند چرا اصلاح‌طلب‌ها به نظرات مردم بی‌توجهی می‌کنند همین مردمی که آن‌ها را به مجلس ششم فرستادند. هدف از شرکت‌تان چیه؟ چون نتیجه کاملاً مشخصه مؤید باشید؟
دكتر صدر: یکی از مشکلات بزرگ جامعه ما این است که همه به نام مردم حرف می‌زنند و می‌گویند مردم با فلان چیز مخالفند یا موافقند. این در حالی است که بهترین راه برای این که ببینیم مردم چه می‌گویند انجام نظرسنجی است. اما پاسخ به این که چرا در انتخابات شرکت می‌کنیم این است که ما اصلاح‌طلبان هم انقلاب را متعلق به خودمان می‌دانیم و هم جمهوری اسلامی را متعلق به خودمان می‌دانیم و هم ایران را ما اصلاح‌‌طلبان معتقدیم که یک سری اشتباهات و مشکلاتی در اثر عملکرد اشتباه دولت نهم به وجود آمده و معتقدیم که این عملکرد به جمهوری اسلامی در حال ضربه زدن است ما می‌خواهیم با ورود به مجلس جلوی ضربه خوردن به ایران و نظام را بگیریم. برای همین به اصلاحات معتقدیم و راه اصلاح‌ را هم حضور در صحنه‌ سیاسی و انتخابات می‌دانیم. بنابراین ما با ورود به صحنه آمده‌ایم تا اجازه ندهیم بچه خودمان به دست دایه از وسط نصف شود.

آینده:
لطفاً نظرتان را در رابطه با بندهای مربوط به چند همسری، طلاق، حضانت بچه‌ها در صورت طلاق، در لایحه خانواده که در مجلس آتی بررسی خواهد شد بگویید و دیگر اینکه در صورتی که لایحه به همین شکل فعلی باشد آیا به آن رأی مثبت خواهید داد یا خیر؟
دكتر صدر: من متأسفانه این لایحه را ندیده‌ام و نمی‌خواهم راجع به چیزی که ندیده‌ام اظهارنظر کنم چون معتقدم که اظهار نظرها همیشه باید دقیق و مستند باشد. اما قطعاً پس از ورود به مجلس و مطالعه لایحه نظر صریح خودم را در این باره اعلام خواهم کرد.
لطفاً نظرتان را در رابطه با احکام سنگسار، قطع دست و پا، پرتاب از بلندی، حکم اعدام برای مرتد فطری و ملی و سن بلوغ جزایی برای دختر 8 سال و 9 ماه و سن بلوغ جزایی برای پسر 14 سال و 7 ماه در لایحه مجازات اسلامی که به احتمال زیاد امکان پرداختن به آن در این دور مجلس نخواهد بود و در دور آتی بررسی خواهد شد بگویید و اینکه در صورتی که لایحه به همین شکل فعلی باشد آیا به آن رأی مثبت خواهید دارد یا خیر؟ لطفاً نظرتان در رابطه با ترکیب دو ماده 122 و بند 3 قسمت اول و ماده 123 بند 3 و ماده 123 بند 4 بخش اول که به طور خلاصه ترکیب تعریف جرم‌ها قسمت مربوط به جرم سیاسی و مطبوعاتی در آن و در ماده‌های محروم شدن از حقوق اجتماعی کسانی که جرم انجام داده‌اند منجمله کاندیداتوری برای مجلس و شوراها، وکالت دادگستری و یا حق اشتغال به روزنامه‌نگاری را و...را بفرمایید؟

همچنین نظرتان در رابطه با ماده 228 بند 10 که جرم علیه امنیت داخلی (جرمی که اخیراً به بسیاری از فعالین جنبش زنان و فعالین حقوق بشر و همینطور اهل مطبوعات داده می‌شود) از انواع مفسدفی‌الارض محسوب شده و مجازات آن همان محاربه می‌باشد نیز لطفاً بفرمایید؟
دكتر صدر: من به خاطر اینکه در خانواده‌ای روحانی و مذهبی حضور داشتم، مقداری با احکام اسلامی آشنا هستم. یکی از احکام بسیار مهمی که وجود دارد این است که اصل بر وجهه کلی اسلام است و هر اقدامی که به چهره اسلام ضربه بزند نباید انجام شود. این مسأله در مورد احکام دینی هم صادق است. یعنی این که اگر اجرای حکم اسلامی باعث شود به دلیل شرایط خاص جامعه به چهره اسلام لطمه‌ای وارد شود باید از انجام آن خودداری کرد.
در مورد موادی از قانون که در سؤال به آن اشاره شد با توجه به این که در جریان بند بند آن نیستم و تمرکز دقیقی بر مواد قانونی می‌طلبد فعلاً اظهار نظر نمی‌کنم.

ندا حقگو:
با سلام و عرض ادب و آرزوی توفیق
جناب آقای دکتر صدر
ای یار دیرینه و درد آشنا
جنابعالی چندین سال است در وزارت خارجه دست‌اندرکارید. آیا شایسته نظام و دولت است که در این وزارتخانه و خصوصاً در سفارتخانه‌ها تبعیض و بی‌عدالتی در بین کارمندان به وضوع نمایان باشد؟
دكتر صدر: طبیعی است که در نظام اسلامی و نظامی که مبنایش عدالت است تبعیض و بی‌عدالتی شایسته نیست. البته من مورد خاصی که این مخاطب گرامی در ذهن داشته را نمی‌دانم اما حقیقتاً در آن هفت سالی که من در مسؤولیت معاونت کشورهای عربی و آفریقایی بودم سعی می‌کردم تا جایی که می‌شود نگذارم تبعیض و بی‌عدالتی صورت بگیرد.

میثاق:
با عرض سلام
جناب آقای دکتر صدر
لطفاً برنامه‌های آینده خود را در صورت مؤفقیت در انتخابات و ورود به مجلس هشتم با توجه به اینکه اکثریت این مجلس حتماً‌ از جناح مخالف اصلاحات است تشریح بفرمائید آیا راه اقلیتی فرو رفته در سکوت را در مجلس در پی خواهید گرفت یا قصد بر افراشته کردن پرچم اصلاحات که همان حق و عدالت و کوتاه کردن دست مخالفان مردم و نظام از عرصه سیاسی است را در پیش خواهید گرفت؟
آیا امکان پیشبرد اهداف اصلاحات در مجلس هشتم با این شرایط وجود دارد؟ با تشکر
دكتر صدر: به این سؤال در بخش‌های قبلی پاسخ دادم و گفتم که نماینده اگر به معنای واقعی کلمه نماینده باشد با یک اقلیت کم تعداد و کم شمار هم می‌تواند پرچم اصلاحات را در پارلمان برافراشته کند. ورود خودم به صحنه انتخابات هم از همین زاویه برای انجام کار اصلاحی بود. در واقع من به خاطر مشاهده عملکرد ناصحیح دولت نهم و مشکلاتی که این دولت ایجاد کرده ترغیب شدم تا به صحنه بیایم. در صورتی که وارد مجلس شوم هم انشاء‌الله یک فرد فعال بوده و همراه دیگر دوتان اصلاح‌طلب تلاش خواهیم کرد فراکسیون قدرتمندی را شکل دهیم. در نهایت تلاش خواهیم کرد تا جلوی اقدامات منفی دولت نهم را بگیریم.

نیما پارسی:
آیا در صورتی که دولت نهم بتواند با آمریکا رابطه علنی برقرار نماید، می‌تواند از زیر بار فشارهای خارجی خلاص شود؟ آیا اساساً به نظر شما برقراری رابطه با آمریکا به نفع کشور ایران است یا خیر؟
دكتر صدر: بعضی‌ها خیال می‌کنند که برقراری رابطه با آمریکا حلال مشکلات سیاست خارجی ایران است. اما این‌گونه نیست رابطه داشتن البته خوب است اصل هم بر داشتن رابطه است اما نباید فکر کرد که اگر رابطه برقرار شد ما دیگر هیچ مشکلی نخواهیم داشت.
عملکرد آمریکا در رابطه با ایران به ویژه در سال‌های اخیر خیلی نامناسب بوده است. اجازه دهید در این جا من مثالی بزنم، صدای آمریکا سال‌ها است برنامه پخش می‌کند اما من جدیداً دیدم که صدای آمریکا متأسفانه در حد یک تلویزیون گروهکی پایین آمده و رسماً استراتژی براندازی را بدون تعارف اجرا می‌کند.
نمونه این عملکرد را در سطوح مختلف بسیار می‌توانیم ببینیم. به خاطر همین است که من معتقدم دولت جرج بوش در تصمیم‌گیری‌ها عقل را دخالت نمی‌دهد. به همین دلیل باید شرایط را سنجید و سپس با پیش شرط‌هایی که ما باید بگذاریم به سراغ مذاکره با آمریکا می‌توان رفت.
آیا هیچ می‌دانید که پس از گذشت حدود سی سال از عمر با برکت نظام جمهوری اسلامی هنوز اعضای خانواده سرایداران سفارتخانه‌ها از حقوق پایه انسانی اعم از بیمه و درمان محل یا کمک هزینه درمان و کمک هزینه تحصیلی کوپن بار و بلیط هواپیما فوق‌العاده‌های مستعمر و علی ‌رغم سختی و حساسیت کارشان از سایر تسهیلات رفاهی وزارت خارجه محروم می‌باشند؟ آیا تا کی این تبعیضات باید ادامه داشته باشد شما خوب می‌دانید که من چه می‌گویم. جنابعالی فردی سیاسی-فرهنگی و درد آشنا هستید امید است حداقل جهت آگاهی دست‌اندرکاران محترم این سؤالات را پاسخ دهید به ایمد مؤفقیت شما و سایر همفکران محترمتان.
وزارت خارجه چند نوع کارمند دارد که هر کدام از اینها امتیازات و ویژگی‌های خاص خودشان را دارد. کارمندان سیاس، کارمندان اداری، کارمندان قراردادی، کارمندان شرکتی و کارمندان محلی، پنج نوع از کارمندان وزارت خارجه را تشکیل می‌دهند که چهار نوع اول مربوط به داخل کشور است و کارمندان محلی هم مربوط به خارج کشور است.
کارمند محلی یعنی کارمندی که در محل سفارتخانه به استخدام سفارتخانه در آمده که م ممکن است ایرانی باشد و هم ممکن است بومی باشد. این کارمند محلی حق و حقوقی دارد اما حق و حقوقش با کارمندان رسمی و اداری متفاوت است که حق و حقوقش در قوانین آمده است. اما طبیعی است که مقداری تفاوت وجود داشته باشد و امتیازات کارمندان رسمی با کارمندان محلی متفاوت است.

امیر حسین:
به نام خدا. سلام آقای دکتر. ممنون که بخشی از وقتتون رو به پاسخ‌گویی به سؤالات ما می‌گذارید. این اعتقاد منه که در ایران مجلس در رأس امور نیست و در واقع در دست شورای نگهبانه یعنی هر موقع که صلاح دیدن آقایون قوانین رو مطابق با اسلام و قانون اساسی تشخیص می‌دهند و هر موقع نخواستن برعکس و در واقع قدرت قانون گذاری مجلس بسیار کم پتانسیله. با وجود این که شما هم قطعاً قبول دارید چه لزومی داره که تو انتخابات مجلس شرکت کرد؟ اون هم در این شرایط که اصلاً شرایط آزاد نیست و کاملاً یک طرفه و سیاسی نظارت استصوابی رو اعمال کردن بنابراین هیچ جوری قانع نمیشم در انتخابات فرمایشی مجلسی که اصلاً اختیاری از خودش نداره شرکت کنم باز هم تشکر می‌کنم . یا حق.
دكتر صدر: در صحنه سیاست ما صفر یا صد نداریم. یک آدم سیاسی بین صفر و صد نه تنها 99 گزینه بلکه 999 و حتی خیلی بیشتر انتخاب پیدا می‌کند. چون اگر آدم بخواهد به قضایا صفر و صدی نگاه کند یا باید ببرد و برود در خانه‌اش بنشیند و هیچ کاری هم انجام ندهد یا شکل شورشی و آنارشیستی پیدا کند که هیچ کدام از این 2 تا را ما نه قبول داریم و نه عاقلانه می‌دانیم. اساساً اصلاحات یعنی پیدا کردن راه‌های مسالمت‌آمیز مختلف برای پیشبرد اهداف و حل مشکلاتی که وجود دارد. در این چارچوب نمایندگی قدرتی دارد که اگر از آن به درستی استفاده شود بسیاری از امور پیش می‌رود. به عنوان مثال نطق پیش از دستور یک نماینده توان تأثیرگذاری بسیار زیادی دارد.
در سیاست قانون همه یا هیچ صدق نمی‌کند. نمی‌شود بگوییم یا همه چیز می‌خواهیم یا اصلاً هیچ چیزی نمی‌خواهیم. حتی امام خمینی‌(ره) هم که همگی قبولشان داریم نتوانست همه چیزهایی که مد نظرش بود را اجرا کند. حضرت علی(ع) هم نتوانست به همه خواسته‌هایش دست پیدا کند.چون ویژگی زندگی ما این است که به صددرصد خواسته‌ها نمی‌توان دست پیدا کرد اصلاً من می‌خواهم از این سؤال کننده محترم بپرسم که آیا خودش در زندگی به همه خواسته‌های مادی و غیر سیاسی دست پیدا کرده است؟ آیا می‌شود کسی بگوید من یا ماشین 150 میلیونی باید داشته باشم یا اصلاً ماشین نمی‌خواهم. آیا این حرف درست است؟ بنابراین ما باید در چارچوب امکانات و ممکنات حرکت کنیم و اهداف اصلاح‌طلبانه را پیش ببریم و به همین دلیل هم در انتخابات شرکت می‌کنیم.

بهرنگ:
سلام آقای صدر
به نظر شما با توجه با ساختار حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی وزارت خارجه تا چه حد توان تصمیم‌سازی و تأثیرگذاری در مسائل بین‌المللی و خارجی ایران را دارد؟ مثلاً با وجود شورایعالی امنیت ملی و تصمیمات رهبری به نظر می‌رسد از حدود هفت یا هشت سال گذشته وزارت خارجه تا حد یک اداره کل تنزل پیدا کرده است و وزرای خارجه صرفاً در حد یک سخنگو و مشاور عمل می‌کنند؟
دكتر صدر: در قانون اساسی تعیین خط مشی‌های کلی نظام برعهده رهبری است. همچنین مسائل بسیار مهم و استراتژیک هم در شورای عالی امنیت ملی مطرح و در آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. مسائل مهم سیاست خارجی همه جزو مسائل استراتژیک به حساب می‌آید. در شورای عالی امنیت ملی وزرای سیاسی مقام‌های امنیتی و فرماندهان نظامی حضور دارند.
در این شورا وزیر امور خارجه با حضور خودش در تصمیم‌سازی‌ها بسیار می‌تواند تأثیرگذار باشد در بعد سیاست خارجی، وزیر امور خارجه تنها تصمیم‌ساز است. برای اینکه افراد دیگر همه گوش می‌دهند ببینند وزیر خارجه چه می‌گوید و بعد برنامه‌ریزی می‌کنند. بنابراین وزیر خارجه در تصمیم‌سازی حضور بسیار پر رنگی دارد اما در تصمیم‌گیری شورای عالی امنیت ملی و رهبری تعیین کننده هستند.

امین:
نظر شما در باره استمداد از دشمن برای پیروزی در انتخابات چیست؟ و بفرمایید چرا شما و دوستان شما عموماً چنین شخصیتی دارید؟ مانند شیرین عبادی، اکبر گنجی، افشاری و...؟
دكتر صدر: تکیه به نیروی خارجی برای مقابله رقیب داخلی قطعاً کار غلطی است و در چارچوب تفکر بنده و هیچ یک از اصلاح‌طلبان نمی‌گنجد. ممکن است بعضی از خارجی‌ها بخواهند شرایط داخل کشور سوء‌ استفاده کنند اما هیچ کدام از دوستان واقعی من(نه افرادی که نام برده شد) چنین روشی را قبول ندارند.
همه ما مثل همه ایرانی‌ها به استقلال کشور و عدم وابستگی به نیروی خارجی بسیار حساس هستیم. بنابراین ما به هیچ وجه وابستگی به خارج را مورد تأیید قرار نمی‌دهیم.
چرا همواره فکر می‌کنید ما خیلی ضعیف و بی‌مقداریم و دشمنان بسیار گردن کلفت و غیرقابل شکست؟ علت این همه عدم اعتماد بنفس در شما و همفکرانتان در چیست؟ (هر چند اعتماد به نفس شما برای دستان داخلی زیاد است اما برای دشمنان بسیار ضعیف است)
ما نه تنها فکر نمی‌کنیم که ضعیف هستیم بلکه خودمان را بسیار قوی هم می‌دانیم. چون ما فرزندان انقلابی هستیم که نه تنها آمریکا را شکست داد بلکه شوروی را هم به فروپاشی کشاند. ما چون به اسلام، انقلاب، امام و مردم اعتقاد داریم هیچ موقع خودمان را ضعیف نمی‌دانیم بلکه بسیار هم قوی می‌دانیم. اما معنای این گفته این نیست که عقل را در تصمیم‌گیری‌هایمان دخالت ندهیم. این جمله معروف امام است که می‌گفت: آقایی مطرح می‌کرد که از گاو خیلی می‌ترسد چون هم شاخ دارد و هم خیلی زور دارد.
ما باید مواظب باشیم اسیر شعارها و توهمات نشویم. اگر اسیر این شعارها شویم چنان ضربه‌ای به کشور می‌زنیم که واقعاً جبران ناپذیر است نباید با توهمات و خیال‌ها، کاری انجام دهیم که این نظام ضربه بخورد و این مستلزم آن است که در سیاست، عقل را دخالت دهیم و همیشه بسنجیم که قدرت و امکانات ما چقدر است و امکانات و قدرت رقیب را هم ارزیابی کنیم.
این مسأله اصلاً بحث ترس نیست بحث عقلانیت است و ما همیشه باید تلاش کنیم که عقلمان به احساسمان غلبه داشته باشد وگرنه ضربات اساسی خواهیم خورد.

کدام کشور مورد علاقه شماست که همه نوع آزادی برای همه اقشار مهیا کرده است؟ الگوهای شما مثل انگلیس و فرانسه و آمریکا حتی اجازه تحقیق علمی راجع به هولوکاست هم نمی‌دهند. اما شما می‌خواهید حتی راجع به بنیان‌های اعتقادی مردم و حکومت هم نظر انتقادی بدهید و وهین کنید. حزب شما می‌گوید تحقیق و البته انتقاد راجع ب خدا و رسول هم مانعی ندارد اما مسؤولان به سکوت راجع به هولوکاست دعوت می‌کنید؟
دكتر صدر: ما باید ببینیم که هولوکاست اساساً‌ چیست؟ هولوکاست یک دعوایی است بین مسیحیان اروپا و یهودیان اروپا. یهودیان اروپا می‌گویند هیتلر با کوره‌های آدم‌سوزی، تعداد زیادی از یهودیان را کشت. این یک بحثی است بین مسیحیان و یهودیان اروپا و جمهوری اسلامی از طرح این بحث هیچ منافعی ندارد. اما ضررهای بسیار زیادی دارد.
طرح بحث هولوکاست که دنیا نسبت به آن حساس است و کل دنیای غرب، خودش را از این بحث بری می‌کند به نفع ما نیست حالا نتیجه این بحث چه شد؟ نتیجه‌اش این شد که همه دنیا علیه ما بسیج شد و اسرائیل مظلوم‌نمایی را شروع کرد و مسؤولیت ناامنی خودش را به گردن جمهوری اسلامی انداخت.
نتیجه این مظلوم‌نمایی به تبلیغات علیه ایران منجر شد و سپس به قطعنامه رسمی شدن هولوکاست در سازمان ملل انجامید. اسرائیل 50 سال است که می‌خواست قطعنامه‌ای را برای رسمی شدن هولوکاست به تصویب برساند اما موفق نشده بود. اما عملکرد آقای احمدی‌نژاد به اسرائیل کمک کرد تا قطعنامه تصویب شود. اکنون اسرائیل با همین مظلوم‌نمایی دست به جنایت می‌زند و می‌گید حماس عامل ایران است و با این بهانه‌ها تمام جنایاتش را توجیه می‌کند.

در 8 سال مملکت‌داری شما چه کاری کردید غیر از اضطراب و استرس عمومی، کدام طرح اقتصادی و کدام پیروزی سیاسی. ولی حالا به دولتی ایراد می‌گیرد که در 2 سال معادل 8 سال شما و بلکه بیشتر کارهای عمرانی و رفاهی و...کرده است. و شما می‌دانید که این حجم کار بالاخره حجم نقدینگی را در کشور بالا برده و طبیعی است که درصدی تورم را هم دنبال داشته باشد؟
دكتر صدر: ویژگی برنامه‌های اقتصادی دولت فعلی این است که هیچ یک از کارشناسان اقتصادی آن را تأیید نمی‌کند. یعنی اساتید علم اقتصاد با هر تفکر سیاسی در داخل و خارج از مجلس بدون استثنا از روزی که احمدی‌نژاد کارش را شروع کرد گفتند که برنامه‌هایش علمی نبوده و برای جلب نظر مردم پوپولیستی بوده و باعث افزایش نقدینگی و افزایش تورم می‌شود الان هم می‌بینید که آقای مظاهری رئیس بانک مرکزی روش‌های 2 سال گذشته را زیر سؤال می‌برد و بالاخره معلوم شده که روش‌های اقتصادی دولت غلط بوده و همین سیاست‌های غلط بوده که به گرانی دامن زده است.
از سوی دیگر بنا به گفته همه کارشناسان این دولت حتی یک پروژه عمرانی جدید انجام نداده و هر پروژه‌‌ای که افتتاح کرده کار دولت قبل بوده اما آن را به گونه‌ای تبلیغ می‌کند که انگار خودشان به بهره‌برداری رسانده‌اند. من به این سؤال کننده عزیز توصیه می‌کنم که اسیر احساسات و تبلیغات نشود و ببیند واقعیات چیست؟

در دوران شما با آنکه همه شرایط آن‌ها از جمله بازدید بی حد و حصر و تعلیق و...را پذیرفتید اما ایران محور شرارت شد و در انزوا قرار گرفت ولی الان با شکسن همه آن محدودیت‌ها باز هم کاملاً از موضع برتر با دنیا تعامل می‌کند. بدون سمپاشی بفرمایید نظرتان چیست؟
دكتر صدر: ما اصلاً دنبال سمپاشی نیستیم و از این که سؤالات اینقدر صریح پرسیده می‌شود خوشحال هستم. اما در پاسخ به این سؤال باید بگویم همانطور که در بخش‌هی قبلی توضیح دادم 70 درصد از امکانات تکنولوژی هسته‌ای ایران در زمان آقای خاتمی تأمین شده 10 درصدش مربوط به قبل از آقای خاتمی است. 20 درصد هم به دولت جدید مربوط است. یکی از اشتباهات آقای احمدی‌نژاد این است که زحمات مجموعه افرادی که در سال‌های گذشته زحمت کشیده‌اند را نادیده می‌گیرد و البته باید انتظارش را داشته باشد که در آینده دیگران هم در مورد خودش این روش را اعمال کنند.
اما حرف این سؤال کننده محترم در مورد محور شرارت کاملاً درست است یعنی به رغم اینکه ایران در سقوط طالبان با آمریکا همکاری کرد، چنین تصمیمی گرفته شد. علت این تصمیم این است که دولت جرج بوش هم عقل را در تصمیم‌گیری‌ها به کار نمی‌برد. آقای جرج بوش هم اسیر شعارها است، اسیر اندیشه‌های ذهنی خودش است و ایدئولوژیک برخورد می‌کند حتی از واژه جنگ صلیبی استفاده کرد. یعنی بوش همان طوری فکر می‌کند که در ایران هم بعضی‌ها این‌گونه فکر می‌کنند. بوش هم فکر می‌کند که وظیفه دارد ارزش‌های آمریکایی را در تمام دنیا برقرار کند. به همین خاطر است که ما با افراطی‌گری و عملکرد غیر عقلانی مخالفیم و این روش‌های حکومتی را اشتباه می‌دانیم. چه در آمریکا باشد و چه در ایران با آن مخالفیم.

هادی:
آقایان دارند تبلیغ می‌کنند که دولت هشتم به خواست آمریکا عمل می‌کرد و دولت نهم علیه آمریکاست اگر چه فقط دشمن آمریکا بودن هم امتیاز نیست مانند اینکه دوستی آمریکا با دولتی هم نشانه ضعف و امتیاز منفی نیست اما سؤال این است چرا دولتی که با دعای آقایان دوست آمریکا بود. برای فروش نفت به قیمت 28 دلار با مخالفت آمریکا مواجه بود و آمریکا می‌گفت نباید نفت از 25 دلار بیشتر بفروش برود. ولی در حال حاضر برای فروش نفت به قیمت 100 دلار توسط دشمن!! آمریکا هم مخالفتی از طرف آمریکا در کار نیست؟
دكتر صدر: سؤال خامی نیست که من به آن جواب دهم اما مسلم است که دولت قبلی دوست آمریکا نبود چرا که در روابط بین‌الملل اساساً بحث دوستی و دشمنی مطرح نیست بلکه بحث منافع مطرح است. در این راستا دولت آقای خاتمی تلاش می‌کرد تا منافع ملی را تأمین کند و یکی از مهم‌ترین منافع هم رفع تهدیدات است که دولت قبلی هم در جهت رفع تهدیدات عمل کرد و در این زمینه هم موفق بود و منافع ملی را تأمین کرد. از طرف دیگر قیمت نفت که کاملاً در دست آمریکا نیست. اینقدر شاخص‌های مختلف روی قیمت نفت تأثیر می‌گذارد که نمی‌شود آن را به آمریکا ربط داد.

علی ل:
با سلام و تشکر
جسارتاً آقای دکتر دلیل تأیید صلاحیت خودتون را چی می‌دونید؟
دكتر صدر: بنده اسمم محمد است سید هم هستم اما پیغمبر نیستم. به همین دلیل علم غیب ندارم چون علم غیب ندارم واقعاً نمی‌دانم چرا تأیید صلاحیت شدم اما مسأله‌ای که برای خود من هم مطرح است این است که من تعداد زیادی از دوستان اصلاح‌طلب را در تهران و شهرستان‌ها می‌شناسم که صلاحیت‌شان از من بیشتر است اما تأیید صلاحیت نشدند. من بدون تواضع این را می‌گویم، واقعاً نمی‌دانم چه معیاری بوده که باعث شده دوستان عزیزی که شایستگی بسیار زیادی دارند با یک سری ادعاهای غیر معقول کنار گذاشته شوند اما بنده تأیید صلاحیت شوم. بنده واقعاً پاسخی برای این سؤال ندارم فقط می‌توانم بگویم که عملکرد هیأت‌های اجرایی و نظارتی، منصفانه، قانونی و عادلانه نبود.

سعید:
به نظر شما 30 سال زمان زیادی نیست برای اینکه مقامات عالیرتبه نظام فرق سیاست خارجی توسعه‌گرا و سیاست خارجی مبتنی بر هوچی‌گری را بفهمند؟
دكتر صدر: به نظر من زمان زیادی است و اگر کسی استعداد سیاسی داشته باشد در زمانی کمتر از این مدت می‌تواند این نکته را بفهمد. منتهی این جا بحث زمان و استعداد نیست بحث نوع تفکر است، یک تفکری وجود دارد که خیال می‌کند با شعار دادن و سخنرانی در دیگر کشورها می‌شود دنیا را عوض کرد و در دیگر کشورها تحول ایجاد کرد اما واقعاً این‌گونه نیست و تجربه دولت اصلاحات نشان داد که می‌شود با منطق و برنامه‌ریزی و استراتژی صحیح هم منافع کشور را تأمین کنیم، هم سرمایه زیادی به کشور بیاوریم و هم ریسک سرمایه‌گذاری را پائین بیاوریم و موقعیت ایران را در جامعه بین‌المللی بالا ببریم.

امیر:
به نام خدا
با سلام
احتمالاً زمانی که به این پوشش‌ها پاسخ می‌دهید انتخابات مجلس 8 برگزار شده و نتایج آن مشخص شده و به احتمال قریب به یقین اصلاح‌طلبان اقلیتی در همان حدود مجلس 7 را بدست آورده‌اند.
آقای دکتر می‌خواستم بدانم خط قرمز شما برای حضور(عدم حضور) در انتخابات چیست؟
شورای نگهبان و یا هیأت‌های اجرایی چگونه باید عمل کنند تا شما در انتخابات شرکت نکنید؟
وقتی طرف مقابل قاعده بازی را رعایت نمی‌کند چرا شما اصرار به شرکت در انتخابات دارید؟ در حالی که بدون شک شکست خواهید خورد(بخاطر حذف نیروهای درجه اول)؟
دكتر صدر: ما اگر هیچ کاندیدایی برای شرکت در انتخابات نداشتیم قطعاً در آن شرکت نمی‌کردیم اما تا زمانی که می‌شود کاندیداهای اصلاح‌طلبی را به مجلس فرستاد معتقدیم باید در انتخابات حضور فعالانه داشت. طرف مقابل ما خیلی کارها می‌کند. یکی هم این است که قاعده بازی را رعایت نمی‌کند ما که نباید مثل او عمل کنیم.
ما سعی می‌کنیم با شرکت در انتخابات نه تنها ویژگی طرف مقابلمان را پیدا نکنیم بلکه آن را اصلاح کنیم و آن‌ها را هم وادار به رعایت قواعد بازی کنیم.
و سؤال آخر آیا در هر انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار شود شرکت می‌کنید؟ تحت هر شرایطی؟ با سپاس.
ما در هر انتخاباتی که قانونی، عادلانه و رقابتی باشد شرکت خواهیم کرد. یعنی جایی که انتخاب معنا داشته باشد و اراده مردم بتواند بازتاب پیدا کند حضور خواهیم داشت.

علی کریمی:
جناب دکتر صدر
با سلام و احترام
لطفاً بفرمایید در صورت پیروزی نسبی در انتخابات مجلس راهکار عملی برای ایجاد روابط با ایالات متحده آمریکا و برون رفت از بن‌بست موجود چگونه طراحی خواهد شد؟
دكتر صدر: در سؤال قبلی پاسخ دادم که اصل بر داشتن رابطه است. یعنی نداشتن رابطه دلیل می‌خواهد. قطع رابطه ایران و آمریکا هم به اراده ایران نبود.
این آمریکا بود که رابطه را قطع کرد. بنابراین چون آمریکا رابطه را قطع کرده، خودش باید به گونه‌ای عمل کند که زمینه برقراری رابطه با ایران فراهم شود. بهترین زمینه هم برای برقراری رابطه این است که آمریکا دست از اقدامات خصمانه‌اش علیه ایران بردارد و اقدام‌هایی انجام دهد که نشان دهد قصد برقراری یک رابطه برابر و متعادل را دارد.

مرتضی:
با سلام
در صورت انتخاب شما برنامه‌های شما برای بهبود اعتبار شهروندان ایرانی و بهبود جایگاه دیپلماسی ایران در جهان چیست؟ و آیا در رابطه با برخی کشورهای آمریکای لاتین که در دولت فعلی با آن‌ها رابطه گسترده برقرار شده است تجدید نظر می‌کنید؟
در دولت آقای خاتمی دیدیم که هم دیپلماسی ایران در جهان جایگاه قابل قبولی داشت و هم شهروندان ایرانی در دنیا احترام و منزلت پیدا کرده بودند.
دكتر صدر: برنامه‌های ما در صورت ورود به مجلس همان برنامه‌هایی است که در دولت اصلاحات به بهبود اعتبار شهروندان ایرانی کمک کرد در مورد بخش دوم سؤال هم باید بگویم اصلاً قصد تجدیدنظر در رابطه با کشورهای آمریکای لاتین را نداریم. اصل بر داشتن رابطه است بنابراین همانطوری که با آمریکا می‌شود رابطه داشت با کشورهای آمریکای لاتین هم می‌شود رابطه داشت جالب است بدانید در سال 1360 تا 1364 که من در وزارت خارجه مدیرکل اروپا و آمریکا بودم سفارتخانه ایران در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین را خود من تأسیس کردم. بنابراین گسترش رابطه با این کشورها می‌تواند ادامه پیدا کند. اما در مورد روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بای ملاحظاتی را در نظر گرفت و به گونه‌ای عمل نشود که سرمایه‌های ایران در این کشورها با مشکلاتی روبه‌رو شود.

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد