ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


18 بهمن 86

مخالفت مراجع با دولتي شدن قرض الحسنه ها

روزنامه اعتماد- بهراد مهرجو: مردان کهنسال انقلابي در خاطرات خود نقل مي کنند که خانواده مبارزان آنچنان گرفتار تنگدستي هاي روزگار شده بودند که براي تامين نيازهاي روزانه بحران هاي بسياري را از سر مي گذراندند. اگر مردان خانواده در مواجهه با سياست ورزي هاي متداول اسير زندان هاي طولاني مدت بودند، خويشان آنها نه اسير حکومت مي شدند و نه در حلقه مبارزان گرد مي آمدند. آنها در بحران فقر باقي مي ماندند تا گرفتاري ها چندين برابر شده باشد؛ «روزي در زندان به ديدن پدر رفتيم.

همانجا به ايشان گفتم که از اين پس شما وقت خود را به مبارزه صرف کنيد و تامين هزينه هاي زندگي خانواده با من باشد.» يحيي آل اسحاق هنوز در حلقه بازاريان مسلمان جايگاهي براي خود نيافته بود که اينگونه پدر را به ادامه راه تشويق مي کند. او و بسياري ديگر از خانواده هاي مبارز هرچند سعي در تعديل اوضاع داشتند ولي هيچ گاه به سادگي به مقصود نرسيدند. اما سال هاي دهه40 روي ديگري نيز داشت؛ «روزي در مسجد نشسته بوديم که فردي درميان دو نماز براي جمع آوري کمک آمد. او شروع به سخنراني کرد و از مشکلات خود گفت. همين جا ايده يي به ذهن ما رسيد.» علاءالدين ميرمحمدصادقي از روزهايي ياد مي کند که هنوز قرض الحسنه هاي تهران شکل نگرفته بودند؛ «پس از آن قرار شد اتاقي در همان مسجد را به قرض الحسنه اختصاص دهيم.» اولين قرض الحسنه بازار چنين شکل گرفت تا ايده يي نو در ميداني جديد مورد آزمايش قرار گرفته باشد. اما نگراني ها همچنان ادامه داشت؛ «روزي آقا تقي سيدخاموشي به همراه چند نفر ديگر از دوستان به حجره ما در بازار آمدند. آنها از اين جريان ابراز نگراني مي کردند که در صورتي که قرض الحسنه دچار مشکل مالي شود، آنها بايد چه کنند. اين نگراني آنها بيشتر از آبرو بود چراکه اعتقاد داشتند مردم به اعتبار آنها پولي به صندوق داده اند و درست نيست که در صورت بروز مشکل براي تامين پول آنها دچار مشکل شوند.» ميرمحمدصادقي هنوز در بازار تهران حجره يي براي خود داشت، دوستان مبارز او نيز نزدش آمده بودند که براي ياري دهندگان قرض الحسنه تدبيري تازه ارائه کند؛ «قرار شد بنده و يکي ديگر از دوستان مقداري پول به عنوان اندوخته در صندوق بگذاريم.» اينگونه اولين اندوخته اضافي در نخستين قرض الحسنه بازار تهران شکل گرفت تا در آينده روند تاسيس قرض الحسنه با شتابي چندين برابر پي گرفته شود. قرض الحسنه ها براي ادامه حيات چنان گرفتار ترديد بودند که به سادگي زير بار اتفاقات جديد نمي رفتند. اما به موازات تکاپوها براي تامين اندوخته صندوق هاي جديد دو موج نيز ايجاد شده بود که يکي از صندوق هاي جديد حمايت مي کرد و ديگري نيز در ميان حضور چهره هاي تازه در حلقه موسسان صندوق ها رخ مي داد. تعداد زيادي از مبارزان در ميان قرض الحسنه ها جايگاهي براي خود يافته بودند. از مهدي عراقي همراه امام گرفته تا حبيب الله عسگراولادي جملگي به کسوت هيات امناي صندوقي درآمده بودند. چهره هايي همچون برادران خاموشي، اسدالله عسگراولادي، لولاچيان، حاج طرخاني و عده ديگري هم در ليست حاميان قرض الحسنه ها بودند که اولين هجمه هاي حکومتي بر قرض الحسنه ها آغاز شد؛ «ساواک مي آمد و تمام اسناد مالي قرض الحسنه ها را مي گشت. ساواک چندين بار به صندوق ها هجوم آورد و اسناد را با خود برد.» خاطرات مرحوم تقي سيدخاموشي مملو از واگويه هايي بود که هريک بخشي از تاريخ قرض الحسنه ها را افشا مي کند. اخوي بزرگ تر علينقي خاموشي متولي ايده قرض الحسنه ها بود. او روزهاي دهه هاي 40 و50 سراهاي بازار تهران را طي مي کرد تا مردان جديدي را براي حمايت از ايده هاي خود بيابد؛ «قرض الحسنه فکري بود که بسيار کارايي داشت. قرض الحسنه هم کمک به مردم نيازمند بود و هم اجر معنوي داشت.» شايد اگر مرداني همچون او در بازار ساعت ها به گشت و گذار نمي پرداختند، هيچ گاه ايده قرض الحسنه ها نيز به سرانجام نمي رسيد؛ «بنده به قرض الحسنه ها آشنايي نداشتم. روزي يکي از دوستان آمد و گفت که آقاي تقي خاموشي قرض الحسنه يي تاسيس کرده اند، بد نيست شما هم در آن حضور داشته باشيد. بنده هم پذيرفتم.» محمدرضا اعتماديان نيز حضور خاموشي را به عنوان نقطه عطف قرض الحسنه هاي بازار برمي شمارد. تقي خاموشي عزم کرده بود در کنار ديگران ايده هاي خود را ترويج دهد. از همين روي بود که تاسيس قرض الحسنه ها پس از اندکي روندي تصاعدي به خود گرفت. گذر از سال هاي مبارزه نيز هرچند حوادث جديدي را براي قرض الحسنه ها رقم زد ولي روزگار آنان را پريشان نساخت. بازاريان مبارزي که پيش از انقلاب براي تامين هزينه هاي نبرد، اولين صندوق هاي قرض الحسنه را در بازار تهران بنيان گذاشتند، پس از پيروزي جهاد ايده هاي بزرگ تري را در سر مي پروراندند؛ «ايجاد بانک اسلامي». آنها سال ها قبل اولين صندوق قرض الحسنه را در بازار تهران و به کمک افرادي که بعدها موتلفه اسلامي را بنيان گذاشتند، تشکيل دادند. بازاريان قصد داشتند که نهاد مالي قوي را براي حمايت از جنبش هاي انقلابي سامان دهند از همين روي صندوق هاي قرض الحسنه را به عنوان پايگاه مالي جنبش اسلامي برگزيدند. در راس شاخه مبارزان بازاري نيز افراد بانفوذي همچون حاج سعيد اماني، حبيب الله عسگراولادي و انصاريان قرار داشتند. آنها تامين مالي جنبش را بر عهده گرفته بودند. بازاريان تهران «صندوق ذخيره جاويد» را در مسجد لرزاده بنا نهادند ولي پس از مدتي کوتاه تشکل مذهبي ديگري از دل بازار تهران دومين صندوق قرض الحسنه را تاسيس کرد. اين صندوق که «قرض الحسنه جاويد» نام داشت، به دليل کارکردهاي سياسي پشت پرده يي که داشت، بارها مورد هجوم ساواک قرار گرفت. سال ها از تاسيس صندوق هاي قرض الحسنه بازار تهران مي گذرد ولي همچنان عده يي اعتقاد دارند که اصلي ترين کارکرد اين نهاد هاي مالي در ياري رساندن به تجار سرشناس بازار است. وقوع انقلاب اسلامي فرصت جديدي را در اختيار گردانندگان قرض الحسنه ها قرار داد تا ايده يي بزرگ تر را اجرايي سازند. قرض الحسنه ها نهادي قدرتمند بودند ولي شايد ايجاد ايده يي بزرگ تر براي مردان بازاري اتفاقي بهتر بود. انقلاب به ثمر رسيده بود و بازاريان مسلمان نيز از گردونه حکومتداري بيرون مانده بودند. آنان پس از پيروزي جهاد بايد به حجره هاي خود بازمي گشتند تا دولتي جديد روي کار آيد و بازاريان را به بازي بگيرد اما هنوز ايده هاي جديد وجود داشت؛ «بانک اسلامي». طرحي که پس از پيروزي در ذهن مبارزان شکل گرفته بود، مختصاتي جديد داشت. اگر راه اندازي قرض الحسنه ها ايده يي نوظهور بود، بانک اسلامي شگفتي در اين ميدان به شمار مي آمد. اما شايد بازاريان هنگامي که ايده پردازي مي کردند، مطلع نبودند که بانک اسلامي آنها به سازمان اسلامي بدل خواهد شد تا طرحي که يک دهه روي آن فکر کرده بودند سه دهه ديگر هم به بايگاني فرستاده شود.

محمدرضا اعتماديان در کتاب خاطرات خود مراحل شکل گيري سازمان اقتصاد اسلامي را چنين شرح مي دهد؛ «به محض پيروزي انقلاب اسلامي، دوستان با آمادگي، پيشنهاد تاسيس بانک اسلامي را داده، براي پذيره نويسي اقدام کردند. ما به محضر آياتي چون شهيد بهشتي و موسوي اردبيلي رسيديم و قرار شد با همراهي آنان و با سرمايه يي حدود دويست ميليون تومان شروع به پذيره نويسي کنيم که لازم به ذکر است که 120ميليون تومان از اين پول به وسيله موسسان و هشتاد ميليون تومان آن به وسيله مردم تامين شد.» تيم حاکم بر سازمان اقتصاد اسلامي براي اولين بار در آخرين روزهاي دهه 50 طرح راه اندازي بانک اسلامي را ارائه کردند. آنان حمايت مردان مبارز انقلابي همچون آيت الله صدوقي، آيت الله بهشتي و آيت الله موسوي اردبيلي را به همراه داشتند. اما مخالفت ها نيز در همين ايام شکل گرفت، چه بني صدر قانون ملي کردن بانک ها را به شوراي انقلاب فرستاد، بانک اقتصاد اسلامي نيز در خطر قرار گرفته بود ولي باز هم نفوذ مردان انقلابي بازاري به ياري ايشان آمد؛ «در فروردين سال 1358 به قم خدمت حضرت امام رفته و بعد از تقديم گزارشي از ايشان خواهش کرديم که بانک تازه تاسيس ما را از ملي شدن مستثني کرده و همچنين حسابي در بانک ما باز کنند. ايشان نيز لطف کردند و صد تومان به ما دادند که در حساب ايشان باشد و ما را خوشحال کردند. در همانجا به قطب زاده که مسوول وقت صدا و سيما بود، گفتند که اين بانک مستثني است و شما اعلام کنيد.» اعتماديان در حلقه مرداني همچون علاءالدين ميرمحمدصادقي، آيت الله غيوري، حاج آقا درخشاني و چندين تن ديگر همچنان اداره سازمان اقتصاد اسلامي را برعهده دارند. اما برخلاف تصور گروه هدايت گر سازمان اقتصاد اسلامي باز هم مخالفت ها آغاز شد؛ «متاسفانه دولت موقت شروع به مخالفت کرد. وزير دارايي و رئيس کل بانک مرکزي و مخصوصاً بني صدر با اقدامات ما مخالف بودند. عده يي از دوستان مي گفتند چون امام مجوز داده بايد ايستادگي کنيم ولي گروه ديگري نيز بر اين باور بودند که چون دولت موقت نوپاست و تجربه چنداني ندارد، نبايد براي آن مشکل ايجاد کرد.» محمدرضا اعتماديان چنين روايتي را از دليل توقف فعاليت بانک اقتصاد اسلامي ارائه مي دهد. او روايت مي کند که دولت موقت شرط کرده بود براي ادامه فعاليت هاي آنان بايد پيشوند موسسه جايگزين بانک شود. اينگونه بود که ايده تشکيل بانک اسلامي توسط متشرعين بازاري در نطفه ناکام باقي ماند ولي آنها دست از تلاش برنداشتند و همچنان اهداف خود را از سنگر ديگري پيش مي بردند. «حمايت از صندوق هاي قرض الحسنه» به اصلي ترين هدف موسسان سازمان اقتصاد اسلامي بدل شده بود.

آنها براساس مصوبه شوراي انقلاب که تا سال هاي بعد همچنان بر قوت خود باقي ماند، حق نداشتند اعتبارات اسنادي داشته باشند و وارد حوزه فعاليت بانک ها شوند. مردان بازاري نيز نااميدي پيش گرفته بودند که اتفاقي جديد رخ داد. عزت الله سحابي دومين رئيس سازمان برنامه و بودجه پس از انقلاب در حلقه معتمدان بازرگان بود. او براي بازاريان نيز طرحي جديد داشت؛ «شما از بانک اسلامي بگذريد و سازماني به عنوان سازمان اقتصاد اسلامي تاسيس کنيد. اين سازمان هم مي تواند بر فعاليت قرض الحسنه ها نظارت داشته باشد.» نوانديشي مبارز ملي- مذهبي موجب شد گردانندگان قرض الحسنه هاي بازار تهران به ساختماني در ضلع شمالي ميدان امام خميني هجرت کنند و حداقل 30 سالي را در آنجا بگذرانند. ايده هاي قديمي فراموش شده در صندوق خانه بايگاني سازمان اقتصاد اسلامي خاک مي خورد. جلسات بازاريان سابق نيز به روال سي ساله عصر پنجشنبه ها در سازمان اقتصاد اسلامي برگزار مي شد؛ سازماني که روزگاري علي موسوي گرمارودي شاعر انقلابي را به عنوان سخنگوي خود برگزيده بود، اکنون به سکوتي طولاني فرو رفته بود. نظارت بر يک هزار و 500 قرض الحسنه نيز تنها مسووليت سازمان بود.

گاهي نيز ارسال کمک براي نيازمندان به عنوان هدف نهايي انتخاب مي شد ولي شايد اين براي راهبران سازمان اقتصاد اسلامي کافي نبود؛ چه آنان همچنان تلاش مي کردند ايده هاي سابق خود را به ثمر رسانند. دهه 60 اينگونه در سکوت به پايان رسيد. تنها در زمان حضور دولت شهيد رجايي سازمان اقتصاد اسلامي براي ياري دولت انقلابي گندم وارد کرد و اندوخته هاي خود را به دولت وام داد تا بحران تامين نياز شهروندان فراگير نشود. دهه 70 هم به ايامي گذشت که نهادهاي نظامي وارد جريان قرض الحسنه ها شدند و گوي رقابت را از سازمان اقتصاد اسلامي ربودند. دهه 80 اما بحراني شکل گرفت که همه را گرفتار خود کرد ولي سازمان همچنان در حاشيه باقي مانده بود؛ «در مورد بحران قرض الحسنه ها سازمان هيچ گاه دخالتي نکرد چراکه اعتقاد بر اين بود که اين جريان چندان به سازمان ارتباطي ندارد. ما از خيلي پيش تر تذکر داده بوديم که دولت يا بانک مرکزي بايد به اين جريان رسيدگي کنند ولي کسي توجه نمي کرد.» مديرعامل سازمان اقتصاد اسلامي بر اين باور است که بحران قرض الحسنه ها حاصل بي تدبيري بوده و از همين روي سازمان اقتصاد اسلامي به آن ورود نکرده است. اما طلوع دولت نهم همزمان شد با آغاز دوره جديد فعاليت قرض الحسنه ها. رئيس دولت از ميان توده ها برآمده بود و قرض الحسنه را بيش از سايرين مي شناخت. او در ياري حلقه مياني بازاريان مانند جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار نيز کم نگذاشته بود؛ «برخي روزها آقاي احمدي نژاد به بازار تهران مي آمدند. بنده هم همراه ايشان به قدم زدن در بازار مي پرداختيم.» کريمي اصفهاني از روزهايي روايت مي کند که شهردار تهران هنوز کشورداري را تجربه نکرده بود. رئيس دولت به مردان بازاري وعده داده بود قرض الحسنه را براي آنان به بانکي قدرتمند بدل سازد تا ايده روزهاي ابتداي انقلاب نيز به ثمر رسيده باشد. ايده تاسيس بانک اسلامي اولين بار از سوي محمود احمدي نژاد طرح شد. او قصد داشت بانک قرض الحسنه را به ياري سازمان اقتصاد اسلامي شکل دهد؛ «ايشان و رئيس کل بانک مرکزي قول مساعد در اين رابطه داده اند.» اين جمله را يکي از اعضاي هيات مديره سازمان اقتصاد اسلامي بيان داشته بود ولي شايد او هيچ گاه تصور نمي کرد ايده هاي سه دهه قبل نه با ياري سازمان اقتصاد اسلامي که به کمک دولتي ها روزي به ثمر نشيند. بازاريان نيز همراه دولت بودند تا روزي که قرض الحسنه دولتي شکل نگرفته بود ولي پس از آنکه رئيس دولت بي اعتنا به مردان بازاري اولين قرض الحسنه دولتي را تاسيس کرد، موجي از اعتراض ها نيز آغاز شد. اولين جلسه نيز در همان روزي برگزار شد که رئيس دولت تولد قرض الحسنه دولتي را جشن گرفته بود. مديران قرض الحسنه ها در سازمان اقتصاد اسلامي گرد هم آمدند و نجواي اعتراض سر دادند. اندکي بعد آنها مسير قم را پيش گرفتند تا گلايه هاي خود را از ميداني ديگر به گوش قوه مجريه برسانند. آنان به ديدار دو مرجع ساکن قم رفتند تا به سنت 30 سال قبل باز هم علما براي آنها پادرمياني کرده باشند. آيت الله صافي گلپايگاني و آيت الله مکارم شيرازي نيز در نشست خود با مديران قرض الحسنه هاي دولتي به تبشير دولت پرداختند و قوه مجريه را هشدار دادند که پاي در ميداني نگذارد که سرانجامي ندارد. اين دو بيان داشتند که قرض الحسنه نبايد دولتي باشد تا شايد اينگونه ياري به بازارياني رسانده باشند که سال ها خمس و زکات شرعي خود را به حوزه هاي علميه تحويل مي دادند. ياران سنتي روحانيت در دهه سوم انقلاب باز هم به سوي قم متوسل شدند تا خاطره روزهايي که تيم بازار به ديدار امام (ره) رفته بودند باز هم تکرار شود. اگر 30 سال قبل بازار براي رهايي از بندهاي دولت موقت مسير قم را پيش گرفته بود، اکنون براي بازگشايي گره کور قرض الحسنه ها و دولت نهم باز هم پايتخت ديني ايران پادرمياني خواهد کرد اما شايد اوضاع قدري تغيير کرده باشد چراکه اين بار دولت قصد تعديل جريان سنتي بازار را همچون صدر انقلاب ندارد چراکه حذف جريان بازار ايده مناسب تري براي سکانداران قوه مجريه به شمار مي آيد.

مخالف دولتي شدن

مردان معترض قرض الحسنه ها همچنان به گلايه هاي خود ادامه مي دهند ولي نجواهاي آنان به گوش راهبران قوه مجريه رسيده است.مبارزه در ميدان قرض الحسنه ها آخرين بار از سوي مراجع قم پيگيري شد تا شايد اينگونه دوراني جديد در عمر نهادهاي مالي خيريه ايجاد شود. محمدرضا اعتماديان عضو هيات مديره سازمان اقتصاد اسلامي و مشاور امور اصناف و بازرگانان رئيس جمهور نيز اعتقاد دارد که فعاليت هاي قرض الحسنه همچنان بايد شکلي خيريه داشته باشد. او براين باور است که ورود دولت به اين حوزه چندان معقول نيست. اعتماديان در اين مورد چنين نظر مي دهد؛ «مديران صندوق هاي قرض الحسنه افرادي آگاه به شمار مي آيند که براي فعاليت هاي خيريه تلاش مي کنند و زمان خود را صرف اموري مي کنند که اجر معنوي آن تاييد شده است. صندوق هاي قرض الحسنه مزاياي بسياري دارند ولي به هرصورت گاهي ضعف هايي نيز به چشم مي خورد که به طور حتم بايد برطرف شود. البته ميزان متخلفان در صندوق هاي قرض الحسنه بسيار کم و ناچيز است. البته دولت در اين مورد هم نمي تواند بي تفاوت باشد. برخي فعاليت ها در قرض الحسنه ها صورت مي گيرد که نياز به اصلاح دارد به طور مثال گرچه صدور حواله در صندوق هاي قرض الحسنه قانوني و شرعي است، ولي برخي صندوق ها حواله ها را به شکل چک چاپ مي کنند و مردم عادي آن حواله ها را با چک که جنبه حقوقي و قانوني دارد، اشتباه مي گيرندالبته در بيان اعتراض ها مشکلات آيين نامه بانک مرکزي بايد حل شود و نبايد مقابل آيين نامه دولت ايستادگي کرد.مظاهري رئيس کل جديد بانک مرکزي در يک نشست 5/3 ساعته که با مديران قرض الحسنه داشت، اعلام کرد طبق قانون مي خواهد بر بازار پولي کشور تسلط داشته باشد و در اين کار هم جدي است؛ «با اين فکر که بايد از نهاد قرض الحسنه محکم دفاع کنيم، موافقم، ولي در موارد قانوني بايد با رفتار خوب حرکت کنيم تا وصله يي به ما نچسبد. همه بنيانگذاران قرض الحسنه در کشور براي انقلاب اسلامي زحمت کشيديم و به آن علاقه منديم، ولي اگر نواقص آيين نامه رفع نشده باشد و کاري که بخواهد بر صندوق ها تحميل شود، اگر بر آن اصرار شد، در مقابل آن ايستادگي مي کنيم. در احاديث آمده است قرض الحسنه به علت رفع مشکل مسلمانان و جلوگيري از ترويج رباخواري در جامعه دو برابر صدقه ثواب دارد. به همين دليل بايد به راهي رفت تا سنت قرض الحسنه گسترش يابد نه اينکه سد را در مقابل آن ايجاد کرد.»


فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد