پایگاه اطلاع رسانی نوروز

10 آذر 86

امین‌زاده: افزایش تعداد سانتریفیوژها جشن ملی ندارد

سومین نشست کمیته هوادارن سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در خصوص بررسی مسائل سیاسی کشور با حضور دكتر «محسن امین‌زاده» معاون وزیر امور خارجه دولت خاتمی و عضو هیئت علمی دانشگاه، تحت عنوان «بررسی سیاست خارجی دولت نهم» برگزار شد.

به گزارش کمیته رسانه‌های سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، امین‌زاده در سخنان خود در این نشست با بیان اینكه «هرج و مرج‌گرایی در رفتار سیاست خارجی دولت نهم فقط ناشی از هرج و مرج در شیوه تفکر و تصمیم‌گیری درسیاست خارجی دولت نیست»، اظهار داشت: به نظر می‌رسد که دولت چنین تصویری از رفتار خود را می‌پسندد و به ترویج آن هم توجه دارد. یعنی استقبال می‌کند که از سوی دیگران، غیرقابل محاسبه، شگفت‌انگیز، غیرقابل درک و ناسازگار با هنجارهای متعارف بین‌المللی جلوه کند.

وی گفت: «روشی كه دولت در عرصه خارجی در پیش گرفته، چهره‌ای غیرقابل درك و ناسازگار با هنجارهای متعارف را از دولت ایران به نمایش گذاشته و از این نظر توجه‌برانگیز هم هست، اما این شیوه سیاست خارجی ایران را رادیکال، افراطی، تهاجمی و ماجراجو معرفی می‌کند. مثلا دولت تصور می‌کند برای خروج از گرفتاری در بحث هسته‌ای خوب است یک مناقشه دیگر به راه اندازد که تندتر و توجه برانگیزتر از بحث هسته‌ای باشد و لذا سراغ بحث ضرورت نابودی اسرائیل می‌رود. فکر می‌کند نباید از بحث هسته‌ای عقب نشست لذا باید یک بحث حادتر را مطرح کرد تا توجه جهانیان از بحث هسته‌ای منحرف شود. در کوتاه مدت هم موفق می‌شود چون ادعای مطرح شده توسط رئیس‌جمهور ایران درباره ضرورت نابودی اسرائیل در راس خبرهای جهان قرار می‌گیرد، اما نهایتا این سیاست بسیار مخرب است و پل‌های روابط ایران با جامعه جهانی را خراب می‌کند».

معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات ادامه داد: «سئولان كنونی با اتخاذ این سیاست خارجی ماجراجویانه فكر می‌كنند کشور اقتدار و عزت بدست می‌آورد و می‌تواند از این طریق در عرصه بین‌المللی در موضعی بالاتر از قبل قرار گیرد و در آن شرایط معامله کند. طبق این سیاست، تندترین حرفها توسط مسئولانی بیان می‌شود که در پس آن تمایل به گفتگو هم دارند، غافل از آنکه این تاکتیک اعمال شده به‌جای استراتژی، همه پایه‌های تعامل ایران با جهان را سست می‌کند».

امین‌زاده با بیان این مطلب، این گونه سیاستها را مخرب و آسیب‌رسان دانست و اظهار داشت: در محیط‌های پوپولیستی می‌توان برای این نوع رفتار شاهد ابراز احساسات مردمی هم بود که برای اظهارات رادیکال این مسئولان هورا می‌كشند، اما نهایتا این سیاست‌ها خسارات سنگینی به منافع و امنیت ملی وارد می‌کند . چیزی که امروز شاهدیم و می‌بینیم این است که اینگونه رفتار به عزت و منزلت و نفوذ ایران درصحنه جهان لطمه زده و در صورت ادامه این لطمات بیشتر هم خواهد شد.

وی با بیان اینكه «ما امروز شاهد بدترین موقعیت در صحنه بین‌المللی پس از پیروزی انقلاب هستیم»، گفت: من در ابتدای سال جاری گفتم که هیچ‌گاه در طول 28 سال گذشته عملكرد سیاست خارجی ایران به بدی سال 1385 نبوده است و ابراز امیدواری کردم که آن سال برای همیشه بدترین سال ایران در صحنه بین‌المللی باقی بماند؛ اما با توجه به تحولات اخیر به به نظر می‌رسد موقعیت جهانی ایران در سال 1386بدتر از سال گذشته خواهد بود.

وی اضافه كرد:«همچنانکه بارها گفته شده آنچه که امروز به نام سیاست خارجی رقم می‌خورد اصولاً نیازی به وزارت خارجه ندارد. این سیاست خارجی یك میكروفن می‌خواهد و یک یا دو مقاله‌نویس هیجان‌برانگیز».

امین‌زاده ماموریت اصلی سیاست خارجی را ایجاد فضای تعامل و گفت‌وگو دانست و خاطرنشان كرد: سیاست خارجی موفق تلاش می‌كند تا با استفاده از ابزار مناسب، منافع ملی را تامین و تهدیدات را خنثی کند، فرصت‌های منافع ملی را افزایش دهد و راه را بر تهدیدات دیگران ببندد. ایران اگر می‌خواهد هسته‌ای بشود و هسته‌ای بماند، باید دنیا را آماده و امكانات لازم برای این كار را فراهم كند. باید اطمینان جهانیان را جلب کند و با همه اعتمادسازی کند. نمی‌توان با مانور نظامی و پرخاشگری و ایجاد وحشت برای کشورهای کوچک و بزرگ، هسته‌ای شد. اگر امروز ایران به پیشرفت‌ها و امكانات مهمی در زمینه هسته‌ای دست یافته، این امکانات درشرایطی فراهم شده که تلاش‌های دولت اصلاحات برای کاهش نگرانی‌ها و دشمنی‌ها با ایران در عرصه سیاست خارجی کارساز بوده است.

وی با تاكید بر اینكه «هسته‌ای شدن نیازمند اعتمادسازی در سطح جهان است»، گفت: وقتی كشور می‌رود که قدرتمندتر از گذشته باشد، باید نشان دهد که قدرت او باعث تهدید دیگران نیست . باید نشان دهد كه برای مقاصد صلح آمیز به دنبال این فناوری می‌رود، چون حتی رسیدن به این فناوری اگر با اعتمادسازی نباشد، می‌تواند برای همسایگان ایران نگران‌كننده باشد.

امین‌زاده ادامه داد: وقتی کشوری درحال قدرتمندتر شدن است، پیش از هرچیز باید با اعتمادسازی به دیگران نشان دهد كه قدرتمندترشدنش مایه تهدید برای دیگران نیست بلکه باعث امنیت بیشتر جهان و منطقه تحت نفوذش می‌شود. اگر کشوری در عرصه بین‌المللی قدرتی بدست می‌آورد و این قدرت، و پیامدهای آن برای دیگران قابل پیش‌بینی نباشد، همه می‌توانند آن قدرت را خطری برای خود تلقی کنند. قدرت مذکور می‌تواند برای همه کشورهای کوچک و بزرگ خطرناك تلقی شود. دراین صورت حتی کشورهای کوچک و ضعیف هم درصدد چاره‌جویی برمی‌آیند و به سراغ کشورهای دیگر می‌روند و از آنان طلب کمک می‌کنند. ولی به نظر می‌رسد برای سیاستمداران سیاست خارجی كشور، این مساله چندان مهم نیست. چون نه تنها از این سیاست پیروی نمی‌کنند و به دنبال اطمینان بخشی نیستند، بلکه از ترسیدن دیگران احساس قدرت بیشتری هم به آنان دست می‌دهد.

معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات با اشاره به اینكه «اقتدار ما باید موجب افزایش احترام باشد»، گفت: سیاست خارجی ما به‌جای آنكه لوازم و اسباب بزرگی ایران را فراهم كند، تلاش كرده با بزرگ‌نمایی و خودنمایی، واقعیتها را حتی بزرگتر و کوبنده‌تر از آنچه هست به نمایش بگذارد و این رفتار دنیا را به این نتیجه رسانده که باید تصمیم جدی علیه ایران بگیرند و حتی كسانی كه تا دیروز اصلا با ما مخالف نبودند و در كنار ایران قرار داشته‌اند، تدریجا به این نتیجه رسیده‌اند كه در این اجماع علیه ایران، خود را كنار بكشند و از حمایت از ایران پرهیز کنند. ولی متاسفانه این نتایج روشن نیز تاثیری نداشته و همچنان آن سیاست نگرانی آفرین دنبال شده و ایران شرایط بدتری پیدا كرده‌است.

امین‌زاده اجماع بین‌المللی در سال 85 علیه جمهوری اسلامی ایران را در تاریخ سازمان ملل متحد بی‌نظیر دانست و ادامه داد: هیچ‌گاه در شورای امنیت سازمان ملل حتی در خصوص مسائلی همچون صلح خاورمیانه، حمله به عراق و یا درگیری‌های اروپای شرقی چنین اجماعی شكل نگرفته بود. پس از صدور قطعنامه دوم اتفاقی كه رخ داد، این بود که تحریم‌ها را تشدید كردند و حوزه برخورد با ایران را فراتر بردند. بحث تروریسم به بحث هسته‌ای اضافه شد و آنان به این بهانه كه ایران به تروریست‌ها اسلحه می‌رساند، تحریم صدور اسلحه ایرانی را در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رساندند.

وی با تاكید بر اینكه «ایجاد چنین اجماعی علیه ایران تنها به خاطر اقدامات امریكا نبود»، گفت: آنچه كه منجر به چنین اجماعی شد فشارهای آمریکا از یک سو و رفتار ایران از سوی دیگر بود. رفتاری که موجب شد ادعاهای مطرح شده از سوی آمریکا علیه ایران باورکردنی شود و همه به ایران به عنوان یك تهدید احتمالی نگاه کنند. اجماع علیه ایران، بزرگترین اجماع بین‌المللی علیه یك كشور و بزرگترین شكست ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی بود.

معاون سابق وزارت امورخارجه تاكید كرد: ایران حتی در دوران جنگ و گروگانگیری نیز شاهد چنین اجماعی علیه خود نبوده است. ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، متاسفانه گذشتن ایران از مرحله‌ای بازگشت‌ناپذیر بود که عملا ادامه کار را به دست آمریکا داد. همانطوركه ورود پرونده به شورای امنیت نیاز به تصمیم همگان داشت و ایران می‌توانست با تدبیر مانع این اجماع شود، خروج پرونده ایران هم نیازمند تصمیم تمام اعضای دائم شورای امنیت است یعنی بعد از این مرحله امریكا به تنهایی می‌تواند مانع بسته شدن پرونده ایران برای همیشه بشود و تا زمانی که همه مسائلش را با ایران حل نکند، این پرونده را باز نگه دارد.

امین‌زاده خاطرنشان كرد: تصور نکنید کسی متوجه این امر نبود. تقریبا تمامی کارشناسان صاحب‌نظر سیاست خارجی با سلیقه ها و مواضع داخلی متفاوت از پنج سال پیش بارها این مساله را تكرار كرده‌اند و به آنان که مانع حل بحران در دوره دولت آقای خاتمی بودند و بعدا هم در دولت بعدی اداره کار به دست گرفتند، گفته‌اند نگذارید این اتفاق بیافتد. اگر شما واقعا ضدآمریكایی هستید و می‌خواهید علیه سیاست‌های آمریكا موضع بگیرید، بخاطر این باورهایتان هم که شده پرونده ایران را به دست آمریکا نسپارید. نگذارید پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل برود، چون رفتن پرونده به شورای امنیت یعنی قرار گرفتن پرونده هسته‌ای ایران در دستان آمریكا. اگر در تمام مراجع بین المللی، ایران و آمریكا جایگاه برابر داشتند و مثلا درشورای حکام آژانس انرژی اتمی ایران و آمریکا و بقیه کشورها از جمله دوستان ایران حق رأی برابر داشتند، در شورای امنیت، ایران متهم پرونده‌ای در زمینه نقض صلح جهانی است كه قاضی القضات آن پرونده امریكاست. متاسفانه علی‌رغم این هشدارها مسئولان سیاست خارجی مسئله را جدی نگرفتند و اجازه دادند که پرونده هسته‌ای ایران به چنین دادگاهی ارجاع شود و طبعا باید پاسخگوی عواقب آن هم باشند.

وی با اشاره به تلاش غربی‌ها برای صدور قطعنامه جدید علیه جمهوری اسلامی ایران، اظهار داشت: پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت فعال است، به همین جهت به نظر می‌رسد تحریم‌های بیشتری علیه ایران اعمال خواهد شد. یعنی تحریم‌ها از سطح بانك‌های ایرانی هم فراتر می‌رود و به همه راههای ارتباطی ایران با دنیا سرایت می‌کند. باید توجه داشت که درفضای حساس کنونی عملا از زمانی كه زمزمه‌های یك تحریم شنیده می‌شود، در واقع از همان زمان تحریم آغاز شده است، چون وقتی قرار است تحریمی علیه كشوری شكل بگیرد از ماه‌ها قبل از آن شركت‌ها و طرف‌های قراردادهای كشور، قراردادهای خود را مناسب با شرایط پیش روی ایران، تنظیم می‌کنند. یعنی هزینه‌های تحریم ماه‌ها قبل به ایران تحمیل می‌شود و ایران میلیاردها دلار پول بابت رفتار سیاسی‌اش در سطح بین‌المللی هزینه می‌کند. با تحریم‌های جدید علیه ایران از سوی آمریکا این مشکلات هرروز بیشتر خواهد شد.

این كارشناس مسائل سیاست خارجی افزود: باید توجه داشت که آنان که در واشنگتن و در سایر کشورهای جهان موضع متعادل‌تری دارند و مخالف حمله نظامی به ایران هستند، به دنبال تحریم های اقتصادی بیشتر ایران هستند. آنها براین عقیده‌اند که باید ایران تحت تحریم‌های شدیدتری قرار گیرد و با تحریم‌های بیشتر وادار به پذیرش تصمیمات شورای امنیت بشود تا نیازی به حمله نظامی نباشد و بوش بهانه‌ای برای حمله نظامی نداشته باشد. یعنی میانه‌رو ترین‌ها در غرب به دنبال تحریم‌های بیشتر برای جلوگیری از برخورد نظامی هستند.

امین‌زاده با بیان اینكه «امروز وضعیت اقتصادی ما بسیار بد است»، گفت: تنها شانسی كه دولت آورده، قیمت بالای نفت است، اما حتی این پول ها هم نمی‌تواند برای راه‌اندازی مجدد پروژه‌های زیربنایی کارساز باشد. اگر پیگیری كنید، می‌بینید در پروژه‌های بزرگ در این كشور پیشرفت جدید و جدی رخ نداده است. بسیاری از پروژه‌های بزرگ متوقف شده است. ساخت هیچ پروژه بزرگ جدیدی آغاز نشده و متاسفانه این مسئله چشم‌انداز بحران اقتصادی ایران را باز هم گسترده‌تر می کند.

وی با طرح این پرسش كه «در قبال این همه خسارت، ایران واقعا چه چیزی به دست آورده است؟»، گفت: ایران از زمان دولت اصلاحات توانست سانتریفیوژ تولید کند. ساختن این دستگاه یک تكنولوژی جدید برای کشور بود و بومی کردن یک صنعت خود یک پیشرفت مهم است. مثل آن است که ایران اولین موتور اتومبیل یا هواپیما یا کشتی را به صورت بومی با استفاده از نمونه‌هایی که دارد، بسازد. طبعا موفقیت بزرگی است. زمانی که اولین محصول ایرانی هرکدام از این دستگاه‌ها آزمایش شود، یک پیروزی در آن زمینه محسوب می شود و آن صنعت می‌تواند جشن بگیرد که تولیدش بومی شده است. بر همین سیاق، روزی که اولین سانتریفیوژهای ساخت ایران آزمایش شد، یک پیروزی بزرگ ملی بود. می‌توانستیم جشن هسته‌ای بگیریم. اما به نظر دولت اصلاحات این سروصداها لازم نبود. برای ایجاد خط تولید سانتریفیوژها هم جشنی گرفته نشد. اما در طول دو سال گذشته چه چیز براین مزیت و فضیلت ایران افزوده شده است؟ ایران آن خط تولید را فعال‌تر کرده است. تعداد سانتریفیوژها را از 16 مثلا به 160 عدد (چندان فرقی نمی‌کند) و یا به 1600 عدد افزایش داده است. طبعا کسی برای خوب کار کردن یک خط تولید هرروز جشن نمی‌گیرد. واقعا رسم عالم چنین است که هربار که تعداد تولید محصولی که قبلا نمونه‌اش تولید شده و جواب داده از حدی عبور می‌کند، دوباره جشن ملی می‌گیرند؟ معلوم است کشوری که در دوره اصلاحات خط تولید سانتریفیوژ درست کرده و 16 یا 160 دستگاه حساس تولید کرده ( تعداد چندان مهم نیست ) قادر به تولید تعداد بیشتری هم هست، اما کجای این کار جشن ملی لازم دارد؟ کاش جشن ملی بود و این همه خسارت به کشور وارد نمی‌شد. چه چیزی در فن آوری هسته‌ای ایران از 16 دستگاه تا 1600دستگاه تغییر کرده که ارزش آن را داشته باشد که به خاطر آن این همه منافع کشور به خطر بیفتد.

وی ادامه داد: واقعا سهم هرکدام از دولت‌ها در فرآیند هسته ای شدن ایران چیست؟ من سهم دولت‌های قبل از اصلاحات را حدود 30 درصد و سهم دولت خاتمی ازفرآیند هسته‌ای شدن را حدود 60 درصد می‌دانم. سهم دولت کنونی واقعا بیش از 10 درصد این فرآیند نیست.

امین‌زاده ادامه داد: كار بزرگ همان كاری بود كه پنج سال پیش رخ داده است و در آن تاریخ تا به امروز هیچ اتفاق بزرگی رخ نداده است. واقعا ایران برای چه این همه هزینه و خسارت داده است؟ برای آنکه توانسته تعداد کپی‌هایش را از دستگاه تولیدی خودش ده برابر کند؟ ایران به‌رغم همه فشارهای آمریکا و تحریم‌هایش UCF اصفهان را تحت نظارت بین‌المللی ساخت و هزینه‌ای هم بابت آن نپرداخت. تولیدکننده سانتریفیوژ شد و هیچ تحریمی روی نداد. نه تهدیدی در کاربود و نه تحریمی. نه آمریکا توانست علیه ایران اجماع ایجاد کند و نه می‌توانست دیگران را علیه ایران تحریک نماید.

امین‌زاده تاكید كرد: واقعا مسئولان كنونی كشور چگونه می توانند پاسخ دهند که چرا به خاطر ادامه کار خط تولید سانتریفیوژهای کشور که در دولت پیش از آنان طراحی و اجرا شده بود، بزرگترین تحریم‌ها را برای کشور به ارمغان آورده‌اند. درحالیکه دولت پیشین با تدبیر درست کارهای اصلی را بدون چنین خساراتی به انجام رسانده بود.

وی تصریح كرد: پس از علنی تر شدن موفقیت‌های هسته‌ای ایران ، آمریکا که طبعا مخالف توسعه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران هم بود، مدعی شد که ایران قصد ساخت سلاح هسته‌ای دارد. از همان زمان گفته شد که اگر این شبهه آمریکا توسعه پیدا کند و برای دیگران باورکردنی شود، ایران دچار مشکل خواهد شد و باید این ترفند آمریکا را خنثی کرد، اما کسی به آن توجه جدی نکرد و رفتار ایران بخصوص در دوسال اخیر بیشترین امکان را برای آمریکا فراهم کرد تا از این شبهه استفاده کند و در مسیر اهداف خود دیگران را همراه کند.

امین‌زاده با بیان اینكه «تا زمانی كه ایران مساله خود را با دنیا حل نكند، روسها نیروگاه بوشهر را راه‌اندازی نخواهد کرد»، اظهار داشت:ایران باید تلاش می‌كرد به جای این نوع برخوردها، در تعامل با جهان امکان ساخت چند نیروگاه با کیفیت عالی را بدست می‌آورد. اگر ایران نیروگاه نداشته باشد، تولید سانتریفیوژهای ایران هیچ کاربردی جز نظامی نخواهد داشت و طبعا این مسئله ادعای آمریکا را تقویت خواهد کرد. اگر ایران به دنبال بمب هسته‌ای نیست که این مسئله مورد تاکید همه مسئولان است، وظیفه سیاست خارجی ایران آن بود و هست كه در این رابطه با همه دولت‌های جهان اعتمادسازی كند، ولی متاسفانه آنها برخلاف مسیر عمل كردند و حتی دوستان ایران را نیز دچار تردید و ترس کردند.

امین‌زاده درپاسخ به پرسشی درباره مذاکرات ایران و آمریکا در عراق، گفت: «نفس شکستن تابوی مذاکره با آمریکا مثبت است، اما دست آورد ایران از این مذاکرات ناچیز است . طبیعی هم هست زیرا ایران در شرایطی که متهم شورای امنیت سازمان ملل متحد است و هرروز دعوای جدیدی علیه او اقامه می‌شود، قدرت چانه‌زنی کافی در مقابل آمریکا ندارد.

وی افزود: تصور می‌شد که به دلیل مشکلات آمریکا در عراق این قدرت چانه‌زنی بدست آید اما عملا آمریکا موفق شده در افکار عمومی خود بخش زیادی از مشکلات عراق را به گردن ایران بیندازد و با نمایش این مذاکرات در میان افکار عمومی خود مدعی شود که همه راه‌ها از جمله مذاکره را با ایران تجربه کرده است. درعین حال، من معتقدم باید گفت‌وگوها حتی اگر کم ثمر هم باشد، ادامه پیدا كند، چون انجام این گفت‌وگو به کاهش فضای بحرانی علیه ایران کمک می‌کند. البته نباید انتظار زیادی از مذاکرات داشت، زیرا این مذاکرات کمک زیادی به حل مشکلات ایران با جامعه بین‌الملل نمی‌کند، تنها می‌تواند قدری فرصت برای ایران بخرد .
وی در پاسخ به سؤالی درباره سفر احمدی‌نژاد به سازمان ملل متحد، تاكید كرد: برخلاف آنچه گفته می‌شود این سفر به تشدید فضای منفی ایجاد شده علیه ایران توسط رسانه‌های آمریکایی در میان افکار عمومی این کشور کمک کرده است. هرچند وقتی ایشان صحنه سخنرانی خود در دانشگاه کلمبیا را رها نکرد و در مقابل دوربین رسانه‌های آمریکایی از مواضع قبلی خود در مورد نابودی اسرائیل و هولوکاست کوتاه آمد، بخشی از برنامه طراحی شده علیه رئیس‌جمهور ایران خنثی شد، اما اگر قدری جامع‌تر به مسئله نگاه کنیم، درمی‌یابیم که این ترفند رئیس‌جمهور بخش اندکی از خسارت سفر را کاهش داده است. دانشگاه کلمبیا خود بخشی از یک تدبیر بزرگتر علیه جمهوری اسلامی ایران بوده که یک کار کارشناسی ساده در وزارت خارجه نیز می‌توانست ابعاد آن را برای مسئولان کشور قبل از سفر ترسیم کند.

امین‌زاده افزود: حرمت‌شکنی نسبت به جمهوری اسلامی ایران و رئیس‌جمهور ایران تاثیرات ماندگار خودش را دارد. نه تنها هیچکدام از رؤسای جمهور ایران در گذشته در سفر به نیویورک، چنین مورد توهین رسانه‌ها و افکار عمومی قرار نگرفته‌اند بلکه هیچ رئیس‌جمهور دیگر مخالف آمریکا نیز در رسانه‌های این کشور اینگونه تحقیرآمیز مورد توهین و بی‌حرمتی واقع نشده است. اگر دستگاه سیاست خارجی کشور وظیفه خود را درست انجام می‌داد، رئیس‌جمهور ایران را قانع می‌کرد که سفر او نه تنها فایده‌ای ندارد، بلکه باعث وهن خود و کشوری خواهد شد که ایشان آن را نمایندگی می کند و این مسئله به عزت و منزلت کشور در میان مردم آمریکا و حتی جهان لطمه خواهد زد.

معاون سابق وزارت امور خارجه تاكید كرد: اگر حامیان دولت حجم توهین‌ها به رئیس‌جمهور را مرور کنند، در می‌یابند که چرا این سفر به کشور لطمه زده است. اگر آنان فضای ایجاد شده پس از سفر را هم بررسی کنند، به ابعاد این خسارات پی خواهند برد. اگر این سفر در چارچوب حفظ منافع ملت ایران بوده باید بگوییم، این سفر شكست خورده است. اشتباه نشود ممکن است مخاطبان این فحاشی‌ها حتی به لحن و شیوه برخورد مسئولان دانشگاه كلمبیا و رسانه‌ها هم معترض باشند، اما متاسفانه نهایتا چیزی که عملا در ذهن مخاطبان این تبلیغات نهادینه می‌شود، روا دانستن بی‌حرمتی نسبت به یک ملت بزرگ و نماینده آن ملت است.

امین زاده درپاسخ به سوالی درباره سفر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به ایران گفت: طبعا برگزاری اجلاسی با حضور چند رئیس‌جمهور درایران، درشرایط کنونی كه کشور به سمت انزوا کشیده شده است، یک موفقیت به حساب می‌آید و از این منظر مثبت بوده است، اما باید توجه داشت که این اجلاس دررابطه با خزر موفقیت ویژه‌ای نداشته، زیرا همه اعضا بر مواضع گذشته خودشان در مورد تقسیم بستر دریا تاکید کرده‌اند. مواضعی که ناقض حقوق ایران در تقسیم ذخایر بستر دریای خزر بوده است .

وی ادامه داد: تکرار این مواضع در ایران، طبعا می‌تواند نوعی پسرفت نیز تلقی شود، زیرا معمولا دراین نوع اجلاس‌ها، رهبران میهمان رعایت میزبان را می‌کنند. در دولت اصلاحات در بحثهای مربوط به سهم ایران از ذخایر بستر دریا براساس رویه‌های مربوط به دعاوی مشابه در دریاهای مشترک، پیشرفت‌های نسبتا خوبی به دست آمد. حقوقدانان بین‌المللی طرف مشاوره ایران سهمی بین 18 تا 22 برای ایران را قابل قبول تلقی می‌کردند و انتظار می‌رفت که قبل از اجلاس خزر در تهران پیشرفتی به این سمت حاصل شود، اما خبرها نشان داد که هیچ پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده است. به هرحال مسوولان به دنبال سفر چند رییس‌جمهور به ایران بودند، که جز با تشکیل اجلاس خزر فعلا به ایران سفر نمی‌کردند و لذا طبعا منتظر پیشرفتی در این مسئله نمانده و به مزایای جانبی آن قانع بوده‌اند.

وی تصریح كرد: آقای پوتین در خصوص بوشهر، نیز خیال همه را راحت کرد. اخیرا روسیه یک سال به یک سال راه‌اندازی نیروگاه را به تاخیر می‌انداخت. ادبیات آقای پوتین درباره مشکلات فنی پروژه به شکلی بود که می‌تواند برای سالها عدم راه‌اندازی نیروگاه را توجیه کند. مسلما چنانکه گفته شد؛ روسیه تا حل مسائل ایران با جامعه جهانی، نیروگاه بوشهر را راه‌اندازی نخواهد کرد. چه رهبران دوکشور سفر دوجانبه داشته باشند و چه نداشته باشند.

امین زاده افزود: البته علت سفر آقای پوتین به تهران در این مقطع زمانی چندان ارتباطی با اجلاس خزر و نیروگاه بوشهر نداشته است. باید این سفر را درچارچوب کشمکش‌های روسیه و آمریکا و خط و نشان کشیدن‌های این دو علیه یکدیگر بر سر استقرار پدافندموشکی آمریکا در اروپا جستجو کرد. به هرحال ما نیاز به حضور آقای پوتین داشته‌ایم که نشان دهیم منزوی نیستیم و آقای پوتین هم نیاز به سفر به ایران داشته که به آمریکا بگوید دستش چندان هم که به نظر می‌رسد، خالی نیست. اگر قدری بیندیشیم درمی‌یابیم مساله خسارت‌بار این است که ایران در میانه این همه مشکلات ریز و درشت خودش، بجای آنکه از روابط با دیگر کشورها چیزی بدست آورد، خود وجه‌المصالحه و ابزار تهدید یک قدرت علیه قدرت دیگر قرار می‌گیرد.

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد