ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |»


25 شهریور 86

محمد صدر معاون سابق وزارت امور خارجه: تهديدها در دولت نهم به فرصت تبديل نشد

سرمايه_ مجتبي فتحي: دكتر محمدصدر از جمله منتقدان جدي عملكرد دولت نهم در حوزهء سياست خارجي است. اين رويكرد انتقادي را مي‌توان از مواضع وي به سادگي دريافت. معاون عربي - آفريقايي وزارت امور خارجه دولت خاتمي كه اينك با تغيير دولت به دفتر مطالعات سياسي وبين‌المللي وزارت خارجه نقل مكان كرده است، همچنان روزگار را با خاطرات ديپلماسي دولت گذشته سپري مي‌كند. عبور هر روز از راهروي ساختمان مجامعدفتر مطالعات سياسي وبين‌المللي وزارت خارجه كه با هداياي مقامات كشورهاي جهان به دولت خاتمي تزيين شده عاملي مضاعف بر تحريك اين حس نوستالوژيك است. با اين حال حضور دردفتر مطالعات سياسي وبين‌المللي وزارت خارجهء دولت نهم باعث نشده است كه در رويكرد انتقادي وي خللي ايجاد شود. اين عضو ارشد موسسهء باران معتقد است كه برخلاف دولت خاتمي دولت نهم نتوانسته است كه تهديدها را به فرصت تبديل كند. صدر علاوه بر انتقاد از عملكرد دولت در حوزهء سياست خارجي به ادبيات ديپلماتيك فعلي نيز انتقاد دارد و تاكيد مي‌كند كه چنين ادبياتي در وزارت خارجه بسيار غريب است. آن‌چه در پي مي‌آيد گفت‌وگوي «سرمايه» با دكتر محمد صدر، پژوهشگر بين‌المللي با محوريت بررسي عملكرد دولت در حوزهء سياست خارجي طي دو سال گذشته است.

سوت نيمهء اول براي دولت نهم به صدا درآمد و دو سال متفاوت با اعمال سياست‌هاي جديد پشت سرگذاشته شد. بفرماييد سياست خارجي دولت نهم چه تفاوت‌هاي ماهوي با دولت‌هاي گذشته دارد؟
اگر بخواهيم عملكرد دولت نهم در بعد سياست خارجي را ارزيابي كنيم، بايد ببينيم كه دولت نهم در چه وضعيتي دستگاه ديپلماسي را تحويل گرفت. يعني در واقع بايد ببينيم وضعيت ايران در آخر دولت اصلاحات در عرصهء بين‌المللي چگونه بوده است و چه شرايطي داشت.

دولت گذشته در شرايطي به كار خود پايان داد كه ايران در جامعه بين‌المللي داراي جايگاه خاصي بود. به‌ويژه بعد از تصويب ايدهء گفت‌وگوي تمدن‌ها با نام‌گذاري سال 2001 از طرف سازمان ملل به عنوان سال گفت‌وگوي تمدن‌ها، ايران به عنوان يكي از كشورهايي كه در جامعه بين‌الملل فعال است و طرح ارايه مي‌دهد و طرحش مورد قبول جهان قرار مي‌گيرد شناخته مي‌شد.

همچنين در كنار آن در عرصهء سياست داخلي به دليل پيگيري توسعهء سياسي، آزادي احزاب، آزادي مطبوعات و... باز بودن جو سياست داخلي را نشان مي‌داد كه اين باعث شده بود جامعهء بين‌المللي ايران را به عنوان كشوري كه به آزادي، قانون و انتخاب توسط مردم احترام مي‌گذارد بشناسد.

ضمن آن‌كه روابط با تمامي كشورهاي اروپايي، كشورهاي همسايه و عربي كه در گذشته با مشكلاتي همراه بود خيلي خوب شده بود و تعاملات به خوبي پيش مي‌رفت.

در مجموع وجاهت بين‌المللي امنيت كاملي را به ايران داده بود. به طوري كه همهء تهديدها به فرصت تبديل شده بود و هيچ خطر جنگي ايران را تهديد نمي‌كرد. ضمن آن‌كه تمام اهداف انقلاب و ارزش‌هاي اصيل انقلاب حفظ شده بود.

رابطه با گروه‌هاي فلسطيني، حزب‌الله لبنان و دولت لبنان در شرايط بسيار خوبي بود. به طور مثال سفري كه آقاي خاتمي به لبنان انجام داد يك سفر استثنايي بود و ملت لبنان با تمام وجود از ايشان استقبال كردند.

بنابراين دولت نهم در اين شرايط دستگاه ديپلماسي را تحويل گرفت. با اين حال هرچه پيش مي‌رفت به مرور زمان موقعيت‌هاي كليدي از بين مي‌رفت.

از جمله مهم‌ترين دلايل در اين باره (از دست دادن موقعيت‌هاي كليدي) ادبياتي بود كه در سياست خارجي از سوي دولت نهم به كار گرفته شد. اين ادبيات به هيچ وجه ادبيات ديپلماتيك نبود. مطرح كردن قطار بي‌ترمز و دنده عقب هرگز در عرصه بين‌المللي وجاهت ندارد.

زماني اين گونه موضع‌گيري‌ها با هدف خوراك تبليغاتي در داخل و اثرگذاري بر آن مطرح مي‌شود اما بايد در نظر گرفت كه كشورهاي جهان اين موضوعات را دقيقا دنبال مي‌كنند و خيلي وقت‌ها اثر منفي يك موضع‌گيري تند از عمل آن خيلي بيش‌تر است.

البته اين نوع ادبيات در كنار اقدامات عملي مثل برگزاري كنفرانس هولوكاست به كار گرفته مي‌شود. كنفرانسي كه بسيار به ضرر ايران و به نفع اسرائيل تمام مي‌شود. يعني اسرائيل توانست از اين كنفرانس بسيار استفاده كند و جهان را عليه ايران بسيج كند.

اين موضع‌گيري حتي موردقبول جنبش مقاومت اسلامي فلسطيني (حماس) هم نبود. اساسا هولوكاست هيچ ارتباطي به ما نداشت. هولوكاست دعوايي است بين يهوديان و اروپايي‌ها. ولي وقتي ايران در سطح رييس ‌جمهوري وارد اين قضيه مي‌شود و كنفرانسي را برگزار مي‌كند آن هم نه در يك محيط علمي و دانشگاهي بلكه در وزارت‌خارجه ضربهء بزرگي در بعد سياست خارجي وارد مي‌شود.

در كنار اين‌ها مطرح‌كردن موضوعاتي از قبيل اين كه «اسراييل بايد از نقشهء جهان محو شود»; اين علامت را دارد كه سياست خارجي شناخته شده نيست يعني گوينده در شرايطي اين جملات را به كار مي‌برد كه نمي‌داند اثر اين حرف‌ها در جامعهء بين‌الملل چيست.

اين موضع‌گيري‌ها فشارها و برخوردها را افزايش مي‌دهد و به ضرر ايران است.

وقتي كشوري مي‌خواهد فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را پيش ببرد عقل حكم مي‌كند كه تلاش شود تا مقاومت‌ها و عكس‌العمل‌ها كاهش پيدا كند. يعني بايد خيلي آرام، عاقلانه و با تدبير سياست خارجي را پيش ببرد. نه اين‌كه به گونه‌اي موضع‌گيري كند كه ديگران گمان كنند اين‌ها ماجراجو هستند و مي‌خواهند همهء دنيا را به هم بريزند پس انرژي هسته‌اي براي اين‌ها خيلي خطرناك است.

نتيجهء پيگيري اين‌گونه سياست‌هاي متفاوت در عرصهء خارجي اجماع بين‌المللي عليه ايران در پروندهء‌هسته‌اي بود و باعث شد پروندهء هسته‌اي ايران از آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد منتقل شود و در آن‌جا قطعنامه‌هاي تحريم عليه ايران تصويب شود.

همچنين، روابط ما با كشورهاي عربي نيز دچار مشكل شده و برخورد آن‌ها با اتباع ايراني به ويژه در فرودگاه دوبي اهانت‌آميز شده است و اين در حالي است كه بيش‌ترين روابط اقتصادي با اين امارت وجود دارد. همهء اين‌ها نشان مي‌دهد كه در وضعيتي خوبي نيستيم و بايد تدبير و برنامه‌ريزي جديدي انجام گيرد.

به نظر شما تغيير سياست خارجي از استراتژي تنش‌زدايي در دولت خاتمي به استراتژي ديپلماسي فعال به تعبير دولتمردان در دولت نهم و به تعبير منتقدان ماجراجويانه اين امكان را فراهم كرده تا تهديدها به فرصت‌ها تبديل شود همان‌گونه كه در دولت گذشته صورت گرفت.

در ابتدا توضيح دادم، وقتي دولت نهم دستگاه ديپلماسي را تحويل گرفت ما در سياست خارجي تهديدي نداشتيم و به هيچ‌وجه بحث حمله نظامي يا تحريم اقتصادي بين‌المللي توسط سازمان ملل عليه ايران مطرح نبود. بلكه برعكس ايران وجاهت بين‌المللي داشت.

متاسفانه با تغيير سياست از سوي دولت نهم نه تنها تهديدها به فرصت تبديل نشد بلكه فرصت‌ها تبديل به تهديد شد و نتيجه‌اش اين شد كه تا به حال دو قطعنامه تحريمي عليه ايران تصويب شده و اكنون نيز صحبت از تصويب سومين قطعنامه است كه هرچه پيش‌مي‌رود شدت تحريم‌ها نيز بيش‌تر مي‌شود.

نكته‌اي كه در اين باره وجود دارد اين است كه دولت نهم معني قطعنامه‌هاي تحريمي را نمي‌داند يا حداقل تظاهر مي‌كنند. مثلا آقاي رييس‌جمهوري مي‌گويد كه قطعنامه يك ورق پاره‌اي بيش نيست يا اين‌كه سازمان ملل آبروي‌اش رفته است. ولي مي‌دانيم كه واقعيت اين نيست.

زماني مشاهده شده كه به طور مثال برنج و شكر آنقدر وارد مي‌شود كه حتي توليد داخلي را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد، وقتي پرسش در اين باره مطرح مي‌شود مي‌گويند كه اين اقدامي است تدافعي براي تحريم‌ها كه اين معلوم مي‌كند كه قطعنامه‌ها نمي‌تواند ورق پاره باشند.

اميدوارم در عملكرد دولت نهم در سياست خارجي كه نتيجهء خوبي را نداشته است تغييراتي ايجاد شود تا منافع ملي ايران و انقلاب اسلامي را تامين كند.

تاكنون برخي ضعف‌ها و نواقص عملكرد دولت در حوزهء سياست خارجي را برشمرديم با اين وجود بايد بر اين نكته تاكيد كنيم كه دولت نهم تاكنون در اين حوزه كارهايي كرده كه در دولت‌هاي گذشته امكان آن نبوده است. مذاكره با آمريكا، به يك‌باره مطرح كردن ارتباط مجدد با مصر از آن جمله است كه حتي آقاي الهام سخنگوي دولت اين اقدامات را تابوشكني‌هاي ناشي از اطمينان و اعتماد مردم مي‌داند نظر شما در اين باره چيست؟

اين‌كه تابوشكني ناشي از اعتماد مردم صورت گرفته است بايد اين اعتماد را از طريق آراي مردم به دو رييس‌جمهوري سابق و فعلي بررسي كرد. تا از اين طريق روشن شود كه مردم به كدام دولت بيش‌تر اعتماد دارند. در شرايطي كه در مرحلهء اول انتخابات 22 ميليون نفر به آقاي خاتمي راي دادند آقاي احمدي‌نژاد در مرحلهء اول تنها نزديك به شش ميليون راي كسب كرد. بنابراين بحث اعتماد بحث تبليغاتي نيست و فقط در چارچوب آرا مي‌تواند مورد بررسي قرار گيرد.

اما در مورد تابوشكني‌هاي دولت آقاي احمدي‌نژاد بايد عرض كنم كه در سياست خارجي تصميم‌گيري دربارهء مسايل مهم و استراتژيك طبق قانون و به لحاظ ساختاري كه كشور ما دارد تنها بر عهدهء دولت نيست.

مسايلي مثل مذاكره با آمريكا، مصر، عراق انرژي هسته‌اي و ... به كل نظام مربوط مي‌شود و كل نظام در موردش تصميم‌گيري مي‌كند.

مثلا در بحث مذاكره با آمريكا اين موضوع در شوراي عالي امنيت ملي مورد بررسي قرار مي‌گيرد وقتي تصويب شد مورد تاييد رهبري قرار گرفته وقتي آن‌جا هم تاييد شد اين مذاكره انجام مي‌شود.

آن سطح تصميم‌گير در يك زماني صلاح نديد و شرايط سياسي جهان را مناسب مذاكره ارزيابي نكرد چون گمان مي‌برند منافع ايران تامين نمي‌شود بنابراين مذاكره‌اي صورت نگرفت اما همان سطح در اين شرايط مذاكره را مناسب تشخيص داد.

با اين حال تهران در شرايطي پذيرفت كه با آمريكا مذاكره كند كه موج اتهام‌زني‌ها مبني بر دخالت ايران در ايجاد ناامني‌در عراق افزايش يافته بود بر اين اساس به عقيدهء برخي از تحليل‌گران باز هم در شرايط مناسبي مذاكره با آمريكا انجام نشد.

اين مهم نيست كه طرف مقابل چه ادعا و چه اتهامي دارد اين مسايل را كه آمريكايي‌ها همواره مطرح مي‌كنند مواضع تبليغاتي است. زماني كه بحث مذاكره مطرح شد وزارت خارجهء ايران خواستار درخواست كتبي و رسمي از طرف آمريكا شد و آمريكايي‌ها اين اقدام را از طريق سفارت سوئيس انجام دادند كه اين نشان از آن دارد كه آن‌ها نيازمند مذاكره هستند. شيعيان، كردها، تركمن‌ها، آشوري‌ها و حتي بخشي از سني‌هاي عراق ايران را دوست دارند آمريكايي‌ها هم اين را مي‌دانند و اين دوست داشتن نفوذ براي ايران مي‌آورد و مي‌خواهد از اين نفوذ ايران استفاده كند و امنيت را در عراق برقرار كند.

در شرايطي كه تهران و واشنگتن همچنان بر تقابلات ايدئولوژيك به جاي تعاملات بين‌المللي تاكيد مي‌كنند و همواره به دلايل مختلف يكديگر را متهم مي‌كنند چقدر مي‌توان اميدوار بود كه از دل اين مذاكرات امنيت بيرون بيايد.
تنش، درگيري و تند حرف زدن در يك مذاكره‌اي كه بعد از 27 سال برقرار مي‌شود كاملا طبيعي است. حتي ممكن است تا چند دور مذاكره بعدي هم ادامه داشته باشد اما به مرور زمان اين تنش‌ها فروكش مي‌كند و دو طرف به سراغ بحث اصلي يعني امنيت عراق مي‌روند.

بعد از دور اول مذاكرهء ايران - آمريكا دو موضع متفاوت در كشور به وجود آمد. يك موضع اين بود كه مذاكرات توان اين را ندارد كه در ديگر مباحث مورد مناقشه دو طرف نقش بازي كند. موضع ديگر اين بود مذاكرات هرچند در سطح پايين توان اين را دارد كه باعث شود ديوار بي‌اعتمادي دو طرف كوتاه‌تر شود. شما بر كدام يك از اين مواضع تاكيد مي‌كنيد؟

اين بسيار طبيعي است كه اگر مذاكرات نتايج مثبت و رو به جلوي داشته باشد و براي طرفين همكاري‌ها ملموس و عيني شود به ديگر مباحث و مناقشات بين ايران - آمريكا گسترش پيدا كند.

آمريكايي‌ها اين را خوب مي‌دانند كه از نظر ايران قابل قبول نيست كه در حل مشكلات آمريكا در عراق مشاركت داشته باشند، اما از آن طرف اجازه دهند كه آمريكا اقداماتش را در بحث پروندهء هسته‌اي و تحريم‌هاي بيش‌تر و قطعنامه‌هاي بيش‌تر در سازمان ملل دنبال كند.

اين طبيعي است كه موضوعات و مناقشات كنار هم قرار گيرد. اگر در يك مذاكره‌اي منافع يك طرف تامين شود بايد منافع طرف ديگر هم در نظر گرفته شود.

من فكر مي‌كنم آمريكايي‌ها آن‌قدر هم كم‌دان نيستند كه اين موضوع را متوجه نشوند كه از اين طريق مي‌‌توانند مشكلات خودشان را حل كنند. در عين حال همچنان مانع از فعاليت‌هاي همه‌جانبهء سياسي، اقتصادي و بين‌المللي ايران شوند. بنابراين مطمئنا اگر مذاكرات به نتيجه برسد در واقع بر موضوعات مهم ديگر هم اثر خواهد گذاشت.

تاكنون سه دور مذاكره ميان ايران و آمريكا برگزار شده; دو دور در سطح سفرا و يك دور هم در سطح كارشناسان و به نوعي به جاي آن‌كه سطح مذاكرات افزايش پيدا كند شاهد نزول سطح مذاكره‌كنندگان هستيم. به عقيدهء برخي تحليل‌گران براي آن‌كه نتايج ملموس‌تر و مطمئن‌تري از مذاكرات به دست بيايد بايد سطح مذاكره‌كنندگان افزايش يابد، نظر شما در اين باره چيست؟

در دور سوم مذاكرات نزول سطح مذاكره‌كنندگان صورت نگرفته است. اين در واقع ارجاع موضوع به بحث كارشناسي است كه اين نشان‌دهندهء اين است كه موضوع جدي‌تر شده است.

اما دربارهء افزايش سطح مذاكرات بايد گفت كه اگر اين روند به سمتي برود كه احساس به دست آمدن توافقات به وجود بيايد طبيعتا سطح مذاكره‌كنندگان نيز افزايش پيدا مي‌كند.

ارزيابي شما از اين دور مذاكرات چيست. به نظر شما تهران در هدايت آن خوب عمل كرده است.
در حال حاضر خيلي زود است كه بخواهيم به ارزيابي اين مذكرات بپردازيم. سه دور مذاكره بعد از 27 سال برگزار شده و طرفين در حال اعلام شفاف و رودروي مواضع خود هستند و طبيعي است كه در مذاكرات اوليه يك مقدار گله‌گذاري‌ها، نظرات و خواسته‌ها مطرح شود. بنابراين ارزيابي دقيق خيلي زود است و بايد منتظر ماند تا نتايج مذاكرات منتشر شود.

در ادامهء اين گفت‌وگو اگر موافق باشيد به بررسي يكي ديگر از موضوعات مناقشه‌برانگيز در حوزهء سياست خارجي يعني پروندهء هسته‌اي ايران بپردازيم. همراه با تغيير و جابه‌جايي دولت، مذاكره‌كنندگان هسته‌اي و به دنبال آن راهبرد و سياست ايران در عرصهء بين‌المللي تغيير كرد. به نظر شما اين تغيير سياست و راهبرد چه تفاوت‌هايي با يكديگر دارد.

در دولت آقاي خاتمي سعي بر اين بود كه پروژهء هسته‌اي به خوبي پيش برود كه البته به خوبي هم پيش رفت اما حساسيت‌هاي بين‌المللي برانگيخته نشود و پروندهء هسته‌اي ايران به شوراي امنيت نرود و تحريمي عليه ما اعمال نشود كه در اين زمينه موفق عمل شد. ضمن آن‌كه پروژه‌هاي رسمي چه در اصفهان و چه در نطنز به خوبي پيش رفت; زماني كه آقاي خاتمي دولت را تحويل گرفت مركز UCF در اصفهان كه اورانيوم را فرآوري مي‌كند فقط در حد يك سولهء ساختمان بود و چيني‌ها با فشار آمريكا كار را رها و ايران را ترك كردند. كارشناسان ايراني بدون كمك گرفتن از خارج با ايده‌هاي انقلابي، اسلامي و ملي و عشق به ايران اين مجموعه را ساخته و تكميل كردند دو رآكتور آب سنگين اراك و مجتمع غني‌سازي اورانيوم نطنز نيز اين‌گونه بود.

يعني تمام اين كارها بدون آن‌كه حساسيتي بين‌المللي را برانگيزد انجام شد. حتي در دوره‌اي از مذاكرات تصميم بر اين شد كه در مرحله‌اي براي اين‌كه جو شديد عليه ايران كاهش پيدا كند، غني‌سازي متوقف شود.

متاسفانه يك سري اطلاعاتي را ليبي از وضعيت انرژي هسته‌اي ايران به آمريكا داد كه براي ايران مشكل‌ساز شد و نزديك بود كه شرايط بدي عليه ايران به وجود بيايد. به ويژه آن‌كه آمريكا پس از ساقط كردن صدام حالت تهاجمي داشت.

براي اين‌كه خطرات در اين زمان متوجه ايران نشود تصميم گرفته شد كه غني‌سازي در مقطعي قطع شود.

با اين حال بايد گفت كه 70 درصد پروژهء هسته‌اي ايران در دولت آقاي خاتمي به سرانجام رسيد و تحويل دولت نهم شد. در عين حال پروندهء ما به سازمان ملل نرفت و در شوراي امنيت مورد بررسي قرار نگرفت و قطعنامه‌اي هم عليه ايران صادر نشد و اجماع بين‌المللي هم عليه ايران به وقوع نپيوست.

اما در شرايط فعلي متاسفانه اين‌گونه شد كه ما قطعنامه گرفتيم. اكنون نيز فضا را بايد به گونه‌اي پيش ببريم كه قطعنامهء جديدي نگيريم كه البته در حال حاضر مذاكراتي در جريان است كه من اميدوارم به نتايج مثبت برسد.

مهم‌ترين نقدي كه اصول‌گرايان نسبت به ديپلماسي هسته‌اي ايران در دولت خاتمي دارند پذيرش توقف غني‌سازي در دو سال پاياني عمر دولت بود و اين ادعا وجود دارد كه پذيرش غني‌سازي باعث شد كه پيشرفت‌هاي هسته‌اي ايران به مدت طولاني به عقب بيفتد. نظر شما در اين باره چيست؟
اگر پذيرش غني‌سازي باعث عقب افتادن پيشرفت‌هاي هسته‌اي ايران شد، آقاي احمدي‌نژاد نمي‌توانستند امروز شعار بدهند كه اين تعداد سانتريفيوژ فعال در كشور داريم. دستاوردهاي پروژهء هسته‌اي ايران ادامهء فعاليت‌هاي تكنيكي كارشناسان هسته‌اي در دولت خاتمي است.

اما دربارهء پذيرش غني‌سازي بايد گفت كه آن شرايط، شرايط حساسي بود و در صورت عدم پذيرش غني‌سازي ايران به خطر مي‌افتاد. آمريكا به عراق حمله كرده بود. بعد از حادثهء 11 سپتامبر واشنگتن خوي وحشي‌گري داشت مخصوصا بوش. بنابراين با در نظر گرفتن شرايط مجموعهء نظام به اين نتيجه رسيد كه فعلا مدتي فعاليت‌هاي هسته‌اي متوقف شود كه خطر پيش‌رو رد شود.

بنابراين با توجه به اظهارات شما دولتي كه در طول دو سال از عمر خودش سالي يك بار جشن هسته‌اي برگزار مي‌كند كه اولي دستيابي به چرخهء سوخت هسته‌اي و ديگري ورود به چرخهء غني‌سازي اورانيوم در مقياس صنعتي است، نمي‌تواند دستاوردها را به تنهايي به نام خود ثبت كند؟

قطعا اين‌گونه است. البته ضمن اين‌كه اين‌گونه جشن برگزار كردن‌ها نه با اصول علمي و تكنيكي و نه با اصول سياسي و بين‌المللي مطابقت دارد.

اين‌گونه جشن‌برگزار كردن‌ها كار سختي نيست بلكه ما بايد بيش‌تر به محتوا و كار اساسي بپردازيم تا منافع ايران به خطر نيفتد.

بعد از آن‌كه به تعبير آقاي احمدي‌نژاد قطار هسته‌اي ايران بدون ترمز و دنده عقب به مسير خود ادامه مي‌داد به نظر مي‌رسد كه در مقطع كنوني شرايط به گونهء ديگري در حال پيشروي است. تحليل شما از فضاي حاكم بر پروندهء هسته‌اي ايران چيست؟
اولا بايد عرض كنم كه من دوست ندارم از اين اصطلاحات غيرديپلماتيك كه در دولت فعلي بسيار هم به كار برده شده به كار ببرم. حداقل در ادبيات ما در وزارت خارجه اين گونه نيست. بنابراين اجازه دهيد كه من از اين لغات و اصطلاحات استفاده نكنم.

اما دربارهء فضاي حاكم بر پروندهء هسته‌اي در مقطع كنوني بايد عرض كنم كه آمريكا خيلي سعي كرد كه يك اجماع بين‌المللي عليه ايران به وجود بياورد و پروندهء ايران را به سازمان ملل و شوراي امنيت ببرد و عليه ايران قطعنامه صادر كند كه متاسفانه موفق هم بود. دليلش هم همان عملكردهايي بود كه گفتم. در حال حاضر مذاكراتي بين تهران و آژانس در حال برگزاري است و اين تصور به وجود آمده است كه تهران مي‌تواند به سوالات آژانس كه تاكنون به آن پاسخي داده نشده است پاسخ دهد. تا پس از آن با دريافت پاسخ‌ها آژانس اظهارنظر كند كه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران صلح‌آميز است يا خير گزارشاتي كه تاكنون آژانس منتشر كرده دوپهلو بوده است. به اين ترتيب كه از يك طرف مي‌گويد كه موارد انحراف ديده نشده و از طرف ديگر مي‌گويد نمي‌تواند تاييد كند كه برنامهء ايران صلح‌آميز است يا خير. علتش هم نداشتن پاسخ سوال‌هاي باقي‌ماندهء ايران در آژانس است.

آقاي لاريجاني هم قول داده است كه تهران اين سوالات را پاسخ دهد. همين قضيه يك جو مثبتي را حاكم كرده است. جوي كه اكنون تصويب قطعنامهء سوم را به تاخير انداخته است.

در اروپا اين احساس وجود دارد كه مذاكرات تهران-آژانس به نتيجه مي‌رسد بنابراين دليلي براي صدور قطعنامهء جديد وجود ندارد. اين در حالي است كه آمريكا تلاش‌هاي گسترده‌اي براي صدور قطعنامه آغاز كرده است.

بنابراين فكر مي‌كنم تا نتيجهء قطعي از اين مذاكرات دريافت نشود، كار قطعنامه پيش نمي‌رود. اگر به يك نتيجهء قطعي نرسند دوباره طبق معمول آمريكا و انگليس پيشاپيش ديگر كشورها به سمت صدور قطعنامه حركت خواهند كرد.

برخي تحليل‌گران داخلي پس از تصويب قانون‌هاي تحريم‌هاي اخير كنگرهء آمريكا معتقدند كه واشنگتن به دليل آن‌كه نتوانست در اجماع جهاني را در تصويب قطعنامهء سوم عليه ايران موفق شود و در انزواي بين‌المللي قرار گرفته است به اين نوع تحريم‌هاي دوجانبه روي آورده نظر شما در اين باره چيست؟
چيزي كه در كنگرهء آمريكا تصويب شده است چيز جديدي نيست، يكي از اشتباهاتي كه بعضي از آقايان در دولت فعلي مي‌كنند اين است كه گمان مي‌كنند كه اين تحريم‌ها تنها در اين دولت صادر شده است اين در حالي است كه اين تحريم‌ها از اول انقلاب بوده است.

اما آن چيزي كه از اول انقلاب نبوده است و اكنون در دولت نهم گرفتار آن شده‌ايم تحريم بين‌المللي است.

يكي از مسايل چالش‌برانگيز موضوع هسته‌اي و در حوزهء سياست خارجي عدم تكميل نيروگاه اتمي بوشهر توسط روس‌هاست. به نظر شما به چه دليل روسيه تاكنون از تكميل نيروگاه اتمي بوشهر سر باز زده است؟

روسيه در بحث نيروگاه اتمي بوشهر به دنبال منافع خودش است. روسيه در روابط بين‌الملل نه تنها با ما بلكه با آمريكا و باقي كشورها بازي مي‌كند.

همان طور كه در قطعنامه‌هاي قبلي شوراي امنيت ديده شد روسيه به عنوان عضو اصلي و عضو داراي حق وتو به قطعنامه‌ها راي مثبت داد و عين مصوبات را تاكنون اجرا كرده است.

اين اشتباه بزرگي است كه فكر كنيم روسيه به خاطر ايران در مقابل آمريكا و اجماع بين‌المللي براي صادرنشدن قطعنامه‌ها مي‌ايستد.

اين شرايط دربارهء نيروگاه اتمي بوشهر نيز صادق است.

به گفتهء برخي تحليل‌گران به دليل اين‌كه گزينهء ديگري براي تكميل نيروگاه اتمي بوشهر در اختيار نيست تهران چاره‌اي جز اين ندارد كه با بدقولي‌هاي روسيه همراهي كند. آيا واقعا هيچ كشوري حاضر به همكاري با ايران براي تكميل نيروگاه اتمي بوشهر نيست؟
اگر كشوري مي‌خواست به ايران كمك كند نزديك‌ترين همان روسيه بود ولي وقتي روسيه حاضر نيست اين كار را بكند، نمي‌شود انتظار از انگليس و فرانسه و آلمان داشت يا حتي چين كه UCF اصفهان را به خاطر معامله‌اي كه با آمريكا كرد ترك كرد.

اگر كشوري وجود داشته باشد كه بتواند در مقابل آمريكا مقاومت كند و نيروگاه اتمي بوشهر را تكميل كند همان روسيه است كه اين كشور هم اكنون تمايل به اين كار ندارد.

بنابراين معتقديد كه بايد با همين شرايط پيش رفت و به نوعي خريدار نازهاي روس‌ها بود تا شايد يك روزي نيروگاه هسته‌اي ما را تكميل كند.
نه ما بايد ببينيم كه چرا روسيه اين گونه عمل مي‌كند. من معتقدم كه روسيه مي‌داند شرايط بين‌المللي ما به دليل تحريم‌ها به گونه‌اي است كه انتخاب ديگري نداريم، در عين حال روسيه خلاف قطعنامه‌هاي سازمان ملل كاري انجام نمي‌دهد. به همين دليل بايد تغبير سياست جدي بدهيم تا انتخاب ما بيش‌تر شده و كشورهاي ديگر داراي تكنولوژي هسته‌اي حاضر به همكاري با ايران شوند.


« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد