ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |»


7 شهریور 86

عبدي در نشست جامعه شناسي تحزب: استقلال مالی از دولت مهمترین مساله پیش‌روی احزاب


نوروز: سومین نشست از سلسله نشست‌های «تجربه‌ تحزب در ایران» یكشنبه‌شب با عنوان «جامعه‌شناسی تحزب» از سوی شاخه جوانان منطقه‌ تهران جبهه‌ مشاركت ایران اسلامی با سخنرانی «عباس عبدی»، «علیرضا رجایی» و«سهراب رزاقی» برگزار شد.

به گزارش خبرنگار نوروز،«عباس عبدی» اولین سخنران این نشست با بیان اینكه «همواره سعی شده در تجربه‌ كوتاه‌مدت احزاب در ایران از زاویه‌ اقتصادی به موضوع تحزب نگاه شود»، ادامه داد: مهم این است كه باید ببینیم حزب چه كالایی تولید می‌كند و تا چه حد عرضه و تقاضا برای آن وجود دارد. اگر حزب را یك كارخانه در نظر بگیریم باید ببینیم این كارخانه چه تولید می‌كند. حزب در اصل دو تولیدی دارد كه در ظاهر به هم سنجاق می‌شوند و مردم می‌توانند به یكی از دو كالا یا هر دو واكنش نشان دهند؛ كارخانه‌ تولید برنامه برای اداره‌ كشور و كارخانه‌ای كه نیروی لازم را برای اجرا فراهم می‌كند و در واقع حزب به نوعی پیمانكار است.

وی افزود: وقتی در كشوری كه احزاب در آن نهادینه شده‌اند مردم به یك حزب رای می‌دهند به هر دو جزء آن یا به هر دو كالای آن رای می‌دهند و وقتی حزبی را تایید می‌كنیم هر دو جزء آن را تایید می‌كنیم اما هنگامی كه مردم به یك حزب رای نمی‌دهند با فرض شرایط آزاد باید توجه كنیم كه لزوما به هر دو وجه رای منفی نمی‌دهند بلكه یكی از آن‌ها هم كافی است.

عبدی با بیان اینكه «احزاب باید ببینند اگر مردم به آنها اقبالی نشان نمی‌دهند در كدام وجه توانایی یا برنامه‌ریزی مشكل دارند»، اظهار كرد: اولین نكته این است كه حزب كالای تولیدی خود را به چه كسی می‌فروشد و در ازای آن چه چیزی می‌خواهد بگیرد. علی‌القاعده این است كه كالای خود را به مردم عرضه كند و به ازای آن رای بیاورد. اما مشكل این است كه در ایران این كالا واقعیت خارجی ندارد چون مجرای دسترسی به قدرت از آن رای نیست و در واقع رای تبدیل به قدرت نمی‌شود.

وی افزود: استقلال مالی دولت از ملت اجازه نمی‌دهد كه رای تبدیل به قدرت شود. بنابراین اولین سیكل معیوب این است كه حزب برای آن‌كه بتواند به عنوان یك نهاد مدنی در كشور پا بگیرد باید اول قدرت را به دست بیاورد. در حالی كه قدرت در دست رای‌دهنده نیست.

وی ادامه داد: مشكل دیگر احزاب این است كه یك حزب باید طرفدار داشته باشد تا در شرایطی بتواند منافع یك قشر را تامین كند. اما در ایران چون اقشار و طبقات مختلف اجتماعی كه منافع‌شان آن‌قدر اولویت داشته باشد كه بتواند تفاوت‌ها را به نمایش بگذارد، وجود ندارد، چنین امری محقق نمی‌شود.

این روزنامه‌نگار به «شكاف ملت و دولت» اشاره و خاطرنشان كرد: همه مردم فارغ از طبقات اقتصادی و ... می‌توانند خود را یكی فرض كرده و در برابر قدرت یك جبهه مشترك برای اصلاح زیر ساختارها و شكاف‌ها تشكیل دهند، اما مشكل اینجاست كه مردم بابت كالایی كه از آن استفاده عام كنند، هزینه نمی‌پردازند.

این روزنامه‌نگار با تاكید بر اینكه «حزب موفق حزبی است كه دبیركل و معاونان او برای آن وقت صرف كنند»، ادامه داد: حزبی می‌تواند بهترین نیروها را جمع كند كه حتی در سطح متوسط زندگی متناسب با نیرویی كه در جامعه وجود دارد برای مردم فراهم كند. در عین حال كالایی كه عرضه می‌كنند باید كاملا شفاف باشد و در عین حال متنوع. البته حزب به دلیل این‌كه مانند یخی در آب است با چشم دیده نمی‌شود و اساسا نمی‌تواند شفاف باشد.

وی افزود: رفع تبعیض یكی از عواملی است كه بسیاری از تولیدكنندگان یعنی احزاب به دنبال آن هستند. این رقابت ناعادلانه‌ای است كه وجود دارد مثلا در كشوری كه می‌توان در كوتاه‌مدت وام گرفت با كشوری كه چندین ماه طول می‌كشد تا وامی گرفته شود، تبعیض وجود دارد. مشكل احزاب نیز این است كه قوانین تبعیض‌آمیزی در آنها وجود دارد و یا در روزنامه‌ها مثلا در یك روزنامه یك فعلی انجام می‌شود كه به خاطر آن روزنامه را می‌بندند اما در روزنامه‌ای دیگر همان فعل انجام می‌شود و هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد و آب از آب تكان نمی‌خورد.

این روزنامه‌نگار همچنین گفت: سوالی كه پیش می‌آید این است كه وقتی شرایط فراهم نیست تا كار تشكیلاتی موثر ایجاد شود، آیا باید بیكار نشست؟ پاسخ این است كه باید به محدودیت‌ها توجه شود اما در زمینی كه شوره‌زار است به هر حال یك یا دو كالا هست كه می‌تواند تولید شده و به بار بیاید؛ لذا برای آنكه احزاب بتوانند موفق شوند مهمترین متغیری كه برای برهم زدن این بازی باید توجه كنند استقلال از منابع مالی دولت است.

رجایی: مبنای فعالیت‌های حزبی در ایران همواره جریان‌های چپ و سوسیالیست بوده‌اند
«علیرضا رجایی» از فعالان ملی مذبی و سخنران بعدی این نشست، با بیان اینكه «شدت، عمق و كمیت جنبش‌های اجتماعی در ایران همواره وسیعا در جریان بوده و نمی‌توان انكار كرد كه نوع ساختارهای اجتماعی در ایران دائما برای كسب قدرت بوده است»، گفت: لازم است اشاره كنیم به نهادی كه از قرن هجدهم مركزیت ایدئولوژیك داشته و پدیده‌ای كاملا بی‌بدیل است كه آن روحانیت شیعی است كه در سه قرن اخیر مركزیت ایدئولوژیك داشته است و عمیقا با مردم رابطه و پیوندی عمیق برقرار كرده است. این نهاد به جهت نحوه استدلال‌هایی كه مقبولیت در نزد این سرزمین پیدا كردند جایگزین‌های بی‌بدیلی شدند. بنابراین هر نوع فعالیت حزبی كه بخواهد در درون شكل بگیرد خواه ناخواه و عملا از جهت مضمونی با روحانیت پیوند برقرار می‌كند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینكه «سیكل معیوب استبداد و دموكراسی، استبداد و جنبش اجتماعی همواره در ایران وجود داشته است»، خاطر نشان كرد: به نظر می‌رسد در آینده بسیار نزدیك نیز این سیكل معیوب محتمل‌الوقوع است و شاید پاسخ قطعی برای این پرسش كه چرا مبارزه برای كسب قدرت سیاسی موضوعی است كه همواره لاینحل باقی مانده است این باشد كه ساخت قدرت پس از گذشت مدتی دوباره تكرار می‌شود ولی نمی‌تواند استمرار پیدا كند.

رجایی ادامه داد: وقتی دوم خرداد اتفاق افتاد گفته شد كه اگر ساخت حزبی شكل نگیرد چیزی مانند 28 مرداد روی خواهد داد كه همین طور هم شد و چیزی كه به نظر می‌رسد این است كه یا در یك دور عقب‌گرد باطل هستیم یا اینكه اتفاقی رخ می‌دهد كه تدریجی و فرساینده است اما گاهی رو به جلو.

وی افزود: به نظر من كشوری نظیر ایران كه از جنس تمدن‌های كهن است می‌تواند به برنامه‌های توسعه و پیشرفت دست پیدا كند.

این استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود تاكید كرد: بی‌تردید كار حزبی در ایران دشوار است اما فراموش نكنیم كه اصولا مبنای فعالیت‌های حزبی همواره جریان‌های چپ و سوسیالیست بوده‌اند و ایدئولوژی لیبرال به دلیل طی دوران تاریخی ایران در همه زندگی ما رسوخ كرده است.

سهراب رزاقی: تنها از جامعه مدنی دموكراتیك می‌توان دفاع كرد
«سهراب رزاقی» پژوهشگر اجتماعی، به عنوان سومین سخنران نشست «تجربه تحزب در ایران» كه عصر روز گذشته در دفتر مركزی حزب مشاركت برگزار شد، گفت:اگر احزاب نتوانسته‌ اند در كشور موفقیت پیدا كند به دلیل نبود نهادهای مدنی است و برون رفت آن، توسعه یافتگی و رسیدن به یك جامعه مدنی است، كه آنهم تنها با حمایت مردم و احزاب سیاسی قدرتمند شكل می‌گیرد.

وی افزود:پروسه جامعه مدنی‌سازی در عصر جدید به جای ملت‌سازی قرار گرفته است، علت آن هم چند دلیل است، یكی تغییر پارادایم توسعه است، در این پارادایم جامعه مدنی بازیگر اصلی است، كه در الگوهای سابق دولتها این نقش را ایفا می‌كردند. چرا كه جامعه مدنی با جامعه هدف بهتر ارتباط برقرار می كند و سخن می‌گوید، دومین عامل، چرخشی است كه در نظریه‌های سیاسی پدید آمده است، و جامعه مدنی جایگزین دولت شده است، كه البته ناتوانایی‌های دولت باعث جایگزینی جامعه مدنی شده است برای همین در این دو دهه حجم بالایی از مباحث را به خود اختصاص داده است.

این استاد دانشسگاه در ادامه افزود:گرچه در جامعه ما كمتر به محتوا و اصل جامعه مدنی توجه می‌شود و بیشتر به شكل یك شعار سیاسی مانده است. اما اكنون به یكی از مهمترین مباحث دنیا بدل شده است.نكته دیگر فرآیند جهانی شدن است، همواره احزاب بین جامعه مدنی و دولتها در ارتباط هستند.

وی در ادامه افزود:جامعه مدنی در سالهای اخیر به عنوان یك طرح‌ رهایی بخش مطرح شده است و از این‌رو باید نگاه ویژه‌ای به جامعه مدنی داشت. برخی از جامعه مدنی،به عنوان اسم جمع استفاده می‌كنند، برخی به عنوان پادزهری در برابر دولت استفاده می‌كنند.
رزاقی در ادامه افزود: در عصر روشنگری مفهوم دولت و جامعه تفاوتی نداشت ولی از آن پس این مفاهیم از یكدیگر جدا شدند و از آن پس شناخته شد كه یكی در پی محدودیت و كسب قدرت است و دیگری در پی حفظ و گسترش آن است.

وی در ادامه افزود: جامعه مدنی در جوامع مختلف متفاوت بوده است، جامعه مدنی كه در اروپای شرقی شكل گرفته است با جامعه مدنی كه در آمریكای لاتین شكل گرفته است، متفاوت است.

وی درادامه با بیان اینكه«از جامعه مدنی تعریف های گوناگون وجود دارد و ما تنها از جامعه مدنی كه كثرت‌گرا و دمكراتیك باشد،می‌توانیم دفاع كنیم»، گفت: اما چرا جامعه مدنی این همه ارزش پیدا كرد؟ زیرا كانون مقاومت در برابر سلطه‌گری دولت است و سعی می‌كند اساساً قدرت دولت را فروكاهد و سعی می‌كند قدرت شهروندان را بیشتر كند. شاید یكی از دلایلی كه قدرت مطلقه شكل می‌گیرد ناشی از عدم قدرت‌یابی شهروندان است. در عین حال جامعه مدنی محلی برای بروز استعدادها و خلاقیت‌ها را اجتماعی است و مدرسه تساهل، مدارا، و دمكراسی است. همچنین كانون تولید سرمایه اجتماعی است. سرمایه‌ای كه پیش‌زمینه توسعه است.

رزاقی در ادامه افزود: جامعه مدنی اگر دمكراتیك باشد، عنصر اصلی آن برابری است. اما چرا جامعه مدنی در ایران نتوانسته به چنین نقطه‌ای دست پیدا كند و هنوز بی‌روح است یكی از دلایل آن مواجه با دولت مطلقه است كه در همه‌جا نفوذ و بسط دارد.یكی دیگر از دلایل مشكلات جامعه مدنی، ضعف روشنفكری در جامعه ایرانی است تا زمانی كه روشنفكری ما نیاید و جامعه مدنی را به مثابه امری مهم نگاه نكند، همین مشكل وجود خواهد داشت.

وی در ادامه به برشمردن خصوصیات جامعه مدنی ضعیف پرداخت، و گفت: اساساً جامعه مدنی در ایران ازهم گسسته است و جامعه ای خاموشی است كه نمی‌تواند از حقوق خود دفاع كند، دوم اینكه درصد پایینی از جمعیت ایران در این جوامع فعالیت می‌كند و چون فضای مناسبی وجود ندارد، ندارد برای فعالیت، برای همین یك قدرت كاغذی است، اگر بخواهیم كارآمد شكل یابد باید انسجام كافی داشته باشد.
.
سهراب رزاقی در پایان افزود:دمكراسی برای همه انسانها یك حق است، و راه رسیدن به آن این است كه جامعه مدنی ابتدا شكل گیرد. اگر آزادی كه همواره مطالبه یكصد ساله ما ایرانی هاست ناكام مانده به این دلیل است كه همواره برپایه سیاست چرخیده است، در حالی كه باید آزادی برپایه نهادهای مدنی و جامعه مدنی باشد.


« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد