نوروز: روزنامه اعتماد در شماره روز يكشنبه خود مصاحبه مفصلي را دكتر محسن ميردامادي دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي ترتيب داده بود كه نظر به اهميت اين مصاحبه و همچنين حذف برخي قسمتهاي آن در نسخه چاپي روزنامه نوروز متن كامل اين مصاحبه را جهت اطلاع خوانندگان منتشر ميكند.
اعتماد: گروه سياسي،کيوان مهرگان؛ اين روزها سران گروه ها و اعضاي ارشد احزاب اصلاح طلب در تکاپويند تا در انتخابات مجلس هشتم با يک ائتلاف گسترده شرکت کنند. در اين ميان دغدغه هايي نظير ردصلاحيت گسترده نامزدهاي اصلاح طلب و نگراني از به خطر افتادن سلامت انتخابات نيز محور ديگري براي اجماع و ائتلاف اصلاح طلبان شده است. اگرچه محسن ميردامادي، دومين دبيرکل حزب مشارکت پاسخ اين نگراني را با اين جمله «که به اندازه کافي کانديدا داريم که رد صلاحيت نشوند»، مي دهد،اما دغدغه ها و نگراني هاي احزاب اصلاح طلب در کنار پرسش هايي که اين روزها در ذهن جامعه از فعاليت احزاب اصلاح طلب در جريان است محور گفت وگو با دکتر محسن ميردامادي دبير کل حزب مشارکت است که آن را مي خوانيد.
* روزي كه اصلاحطلبان از قدرت خارج شدند، فصل مشترك مواضع آنها اين بود قدرتي كه در اختيار دارند متناسب با مسووليت آنها نيست، حالا پرسش اين است كه چه اتفاقي افتاده است كه اصلاحطلبان ميخواهند دوباره به قدرت برگردند. آيا بستري فراهم شده است كه انديشههاي اصلاحطلبانه را پيگري كنيد يا اينكه اتفاق ديگري افتاده است كه ضرورت حضور اصلاحطلبان در قدرت را فراهم كرده؟
اتفاق جديدي نيفتاده است، اين يك مساله طبيعي است. كار سياسي همين است كه احزاب و گروههاي مختلف در هر مرحلهيي تلاش مي كنند وارد عرصه قدرت شوند و منويات خودرا دنبال و پياده كنند و برنامههايي كه به نظرشانبراي مملكت مفيد است را به نتيجه برسانند. اين طبيعت فعاليت همه احزاب و گروهها است كه يك روز در قدرت هستند و روز ديگر خارج از قدرت و تلاش ميكنند كه دوباره به قدرت بازگردند.
* شما هشت سال در نهادهاي سياسي و انتخابي حضور داشتيد، آن موقع و با وجود مشروعيت بسيار بالايي كه از طرف افكار عمومي داشتند نتوانستند از ظرفيتهاي قدرت استفاده كنند. امروز چه اتفاقي افتاده است؟
اين صحيح است كه بسياري از كارهايي كه اصلاحطلبان ميخواستند انجام بدهند، نتوانستند. اما همين اصلاحطلبان خيلي از كارها را هم توانستند انجام دهند كه به آنها كمتر توجه مي شود. مقايسه وضع امروز كشور با دوره اصلاحات بخوبي اين مسئله را نشام ميدهد. ولي ما بايد از مطلق گرائي پرهيز كنيم و مسائل را نسبي ببينيم. اگر كسي تصور كند اگر اصلاحطلبان دوباره وارد مجلس و دولت شوند همه برنامههائي را كه مي خواهند بدون كم و كاست عملي خواهد شد اشتباه ميكنند. اينكه توقع داشته باشيم همه برنامههاي مطلوب را در يك دوره مجلس و رياست جمهوري بتوان پياده و اجرا كرد و همه موانعي كه در مقابل اصلاحات و مقاومتهايي كه در مسير و روند دموكراسي كشور وجود دارد را بشود برطرف كرد، اين نوعي ايدهآليستي فكر كردن است كه ما انتظار داشته باشيم در يك دوره چهار ساله بتوان كارهاي ده بيست ساله را انجام داد. بطور تدريجي و در يك دوران طولاني ميتوان اصلاحاتي انجام داد و ممكن است اين دوره تدريجي چند دهه طول بكشد.
* شما مگر برنامه خاصي داريد كه آنچه در توان داريد را اجرا كنيد؟
طبيعي است كه برنامه داريم. تلاش امروز اصلاحطلبان اين است كه به مجلس وارد شوند بخشي از برنامههايشان را كه به قوه مقننه مربوط ميشود عملي كنند.
* آيا مشكلات جامعه ما فقط قانونگذاري است؟
خير، بخش محدودي از آن قانونگذاري است.
* حتي اگر شوراي نگهبان رد كند؟
كار هاي شوراي نگهبان و امثال اينها دليل نميشود كه ما در اين عرصه فعاليت نكنيم. براي اينكه اگر ما ميگوييم اصلاحات، معنايش اين است كه از همين مجراها عبور كنيم و همين عيب ها را اصلاح كنيم. اگر اين اشكالات و موانع وجود نداشت كه شعار اصلاحات موضوعيت پيدا نميكرد.ما كه نميخواهيم انقلاب كنيم، ميخواهيم عيوب موجود را برطرف كنيم. اگر اين اصل را بپذيريم بايد تدريج را بپذيريم و قبول كنيم كه اين نواقص تدريجي برطرف ميشودنه ناگهاني و نه در كوتاه مدت. شما تجربه اصلاحات در ديگر كشورها را نگاه كنيد. اينگونه نبوده كه يكشبه از ديكتاتوري عبور كرده و فردايش به دموكراسي دست يافته باشند و در مقابل اين تغيير هم هيچ مقاومتي نشده باشد و كارها همه بر وفق مراد پيش رفته باشد. آنها هم اين مراحل را طي كردهاند. در فرانسه پس از انقلاب 1789 حدود هشتاد سال طول كشيد تا دموكراسي ماندگار محقق شد. در همين تركيه كنار خودمان ببينيد در فرايند اصلاحات حتي در يك مرحله نخست وزير اصلاح طلب آنها (آقاي اربكان) با تلاش نظاميان از نخست وزيري عزل شد و سپس به زندان افتاد. ولي اين مسير را رها نكردند و با تدريجي امروز به موفقيت هاي بزرگ دست يافته اند.
* آقاي دكتر! اصلاحطلبان ميخواهند در مسووليتها سهيم شوند يا در قدرت. چون زماني كه دولت و مجلس دستشان بود ميگفتند ما 15 درصد قدرت را در دست داريم. با شرايط جديدي كه اتفاق افتاده فكر ميكنيد چند درصد قدرت به شما برسد؟
اين عدم تناسبكه شما به آن اشاره كرديد درست است كه اصلاحطلبان در مسووليت شريك بودند اما در قدرت به آن ميزان سهيم نبودند. يا به عبارت دقيقتر اينكه نهادهايي كه با راي مردم شكل ميگيرند و قاعدتاً بايد پاسخگوي مردم باشند بايد اختيارات كافي هم داشته باشند. در صورتي كه در واقعيت امر مسئوليتهاي زيادي بر عهده دارند اما اختيارات كافي ندارند.
* با اين اوصاف ميخواهيد چكار كنيد؟
عدهيي ميگويند راه حل اين است كه اصلاحطلبان در انتخابات شركت نكنند و در عرصه قدرت حضور پيدا نكنند تا زماني كه قدرت و مسووليت با هم تناسب داشته باشد. ولي اين مساله هيچ وقت خود به خود محقق نخواهد شد و هيچ وقت كساني كه قدرت و اختيار بدون مسئوليت دارند نمي آيند نامه فدايت شوم بنويسند و اختيارات خود را رها كنند . بايد با تلاش و زحمت در جهت متناسب كردن اين دو (مسووليت و قدرت) حركت كرد و در اين مسير خسته نشد.
* آيا اصلاحطلبان توان اين كار را دارند؟
بله!
* چگونه؟
خواست عمومي اين است و جامعه به اين سمت حركت ميكند. نهادهاي انتخابي به تدريج خودشان ميتوانند تاثيرگذاري بيشتري داشته باشند. اما اگر انتظار در اين روند را بيش از اندازه بزرگ كنيم نتيجه معكوس و عليه خود ما خواهد شد.
* الان چه برنامهيي براي مجلس هشتم داريد كه از سهم قدرت آن استفاده كنيد كه تاثيرگذاري لازم را داشته باشد و بتوانيد آن را به عنوان يك بازيگر مطرح كنيد؟
براي برنامهريزي آينده بايد ابتدا نگاهي به گذشته داشته باشيم و نقاط قوت و ضعف گذشته را بشناسيم. اگر عوامل عدم موفقيت نسبي اصلاحطلبان را بخواهيم بشماريم، بخشي از اين عوامل مربوط است به مخالفت مخالفان اصلاحات. نهادها و افرادي با روشهاي شبه قانوني و يا غيرقانوني تلاش ميكردند كه به هر قيمت مانع اصلاحات شوند. ولي بخشي از ناكامي ها هم به خاطر اشتباهات خود اصلاحطلبان بوده است.
* ميتوانيد به طور مصداقي اشاره كنيد اشتباهات اصلاحطلبان كدام بود؟
يكي از كاستيهاي جريان اصلاحات كه من شخصاً آن را مهمترين دليل عدم موفقيت ميدانم، البته نه به اين معناكه اگر اين كاستي را نداشتيم هيچ عدم موفقيتي نبود بلكه عدم موفقيتها بسيار كمتر ميشد، نداشتن سازمان و تشكيلات مناسب براي مديريت و پيشبرد اصلاحات بود. در يك نظام دموكراتيك بايد سازمان يا تشكيلات حزبي يا جبههيي قوي به عنوان عقبه دولت و مجلس و دستگاههاي انتخابي وجود داشته باشد تا بتواند براي آن نهادها برنامهريزي كند و آنرا هدايت و مديريت كند. اگر اين عقبه را نداشته باشيد، مجلس و دولت منسجم، هماهنگ و قابل هدايت نميشود و كارآمدي لازم را پيدا نمي كند.
* ساخت حقيقي قدرت در ايران اجازه چنين فعاليتي را ميدهد؟
تا حدي اجازه اين كار را ميدهد. بايد توجه داشته باشيم كه همه اين امور نسبي است ما بايد اين حد را توسعه بدهيم و ميزان آن را بيشتر كنيم. متاسفانه در زماني كه مجلس در اختيار اصلاحطلبان بود چنين عقبهيي وجود نداشت براي همين شاهد يكسري ناهماهنگيها بوديم. اين ضعف باعث شد كه اصلاحطلبان درمجلس نتوانند پتانسيل خودشان را از قوه به فعل برسانند. تا زماني كه نتوانيم اين ضعف را برطرف كنيم، حكايت همچنان باقي است.
* اين ضعف را برطرف كردهايد؟
وضعيت اصلاحطلبان از نظر حزبي و سازماندهي بهتر از گذشته است. از زماني كه اصلاحطلبان از قدرت بيرون آمدهاند، منسجم تر شدهاند و پذيرفته اند كه با هم همكاري كنند و با هم حركت كنند.
* اينكه اصلاحطلبان پذيرفتهاند با هم همكاري كنند ناشي از واقعيت بيرون بودن از قدرت است يا به يك فهم مشترك از فعاليتهاي ائتلافي رسيدهاند؟
هر دو. يعني بخشي به خاطر بيرون بودن از قدرت و بخشي هم رسيدن به فهم مشترك فعاليت ائتلافي. تجارب گذشته، به خصوص انتخابات رياست جمهوري كه موجب شد اصلاحطلبان راي نياورند و شرايط كشور به سمتي برود كه امروز شاهد آنيم موثر بوده است. البته عملكرد راديكال دولت احمدينژاد هم باعث شده اصلاحطلبان بيشتر به هم نزديك شوند.
* يعني اگر اين عوامل وجود نداشت تشتت در بين اصلاحطلبان همچنان تداوم مييافت؟
تا حدي. به خصوص بيرون بودن از قدرت كاملا تاثير گذار بوده است.
* به فرض اينكه تحليلهاي شما جامعه مخاطبتان را متقاعد كند كه بايد در انتخابات شركت كنيد. چگونه ميخواهيد از فيلترهاي نظارت شوراي نگهبان بگذريد؟
ما نميتوانيم امروز در مورد رفتار شش ماه بعد شوراي نگهبان اظهارنظر كنيم. فكر ميكنم خود آنها هم الان نمي دانند در آن زمان چگونه عمل خواهند كرد.
* چرا؟
چون زماني كه شما با يك مجموعه قابل پيشبيني كه اصول و منطقي بر رفتار آنها حاكم است روبهرو هستيد، ميتوانيد پيشبيني كنيد كه در آينده چه اتفاقي ميافتد. شوراي نگهبان چون اصولي بر آن حاكم نيست، رفتارش هم قابل پيشبيني نيست. شما عملكرد گذشته شوراي نگهبان را در مراحل و دوره هاي مختلف نگاه كنيد. كسي نميتواند از مجموع آنها يكسري اصول دربياورد. نامزدهايي داريم كه يك دوره در ميان تاييد و رد صلاحيت شدهاند.لذا از الان براي انتخابات مجلس آينده نميتوان گفت شوراي نگهبان چكار خواهد كرد.
لابد شنيده ايد كه يكي از حقوقدانان شوراي نگهبان در مورد كساني كه در انتخابات مجلس هفتم در صلاحيت شدند گفته است براي تائيد صلاحيت بايد توبه كنند.
اگر كسي بخواهد با ادبيات ايشان اظهار نظر كند خواهد گفت شوراي نگهبان بايد از آنچه در انتخابات مجلس هفتم انجام داد توبه كند. ولي من فكر مي كنم بايد اين ادبيات را كنار گذاشت و هر كسي وظيفه قانوني خودرا انجام دهد. شوراي نگهبان سليقه سياسي خودرا دخالت ندهد و بي طرفانه و بر اساس قانون عمل كند آنوقت همه به آن تمكين خواهند كرد.
* اگر بنا به رد صلاحيت گسترده باشد، شما چه ميكنيد؟
ما به اندازه كافي نامزد خواهيم داشت كه در انتخابات شركت كنيم. ما به عنوان يك حزب نميتوانيم بنا را بر اين بگذاريم كه شوراي نگهبان همه را قلع و قمع و ردصلاحيت خواهد كرد پس نميشود شركت كرد. بناي فعلي ما اين است كه در انتخابات شركت كنيم.
* هنوز از شركت نكردن در انتخابات مجلس هفتم دفاع ميكنيد؟
آن سناريو اصلا انتخابات نبود. در آن برنامه اي كه تدارك ديده شده بود و رئيس قوه مجريه و قوه مقننه وقت هم به آن اشاره كرده بودند تكليف 190 نفر از نمايندگان مجلس بعدي قبل از انتخابات مشخص بود و همه رقباي راي آور آنها را حذف كرده بودند. اين در هيچ كجاي دنيا انتخابات تلقي نمي شود.
* فكر ميكنيد انتخابات هفتم تكرار خواهد شد؟
نظر من اين است كه با مجموعه اتفاقاتي كه پس از آن انتخابات و در سالهاي اخير افتاده و امروز هم كشور مبتلا به پيامد ها و تبعات آن است كساني كه عامل و باعث آن سناريو بودند بعيد است در پي تكرار آن باشند.
* در صورت حضور در انتخابات برنامههايي كه بتوانيد مردم را متقاعد كنيد كه به شما راي بدهند، داريد؟
ما در آستانه انتخابات برنامههايمان را براي مجلس ارائه ميكنيم. ما تيمي تشكيل دادهايم كه از مدتي قبل كار روي برنامههاي مجلس هشتم را شروع كرده اند. برنامه براي اموري كه در اختيار و توان مجلس است. مثلاً در سياست خارجي مجلس تاثيرگذاري كمي دارد. سياست خارجي عمدتا در اختيار دولت و تا حدي هم شوراي عالي امنيت ملي است. اما در مسائل اقتصادي مجلس تاثيرگذار است در حوزه هاي سياسي ، فرهنگي و اجتماعي هم به نسبت تاثير گذار است. ما هم روي اين مسائل برنامه خواهيم داشت.
* يعني از غلظت برنامههاي سياسيتان كم كردهايد و به سمت برنامههاي اقتصادي رفتهايد؟
براي پاسخ به پرسش شما بايد لازم است ابتدا نكته اي را اشاره كنم و آن اينكه آيا اصلاحطلبان در دورهيي كه در دولت و مجلس حضور داشتند به اندازه كافي به مسائل اقتصادي پرداختند يا اينكه همه توجهشان به مسائل سياسي بود. بنده معتقدم كه اگر كارنامه اقتصادي دولتهاي بعد از انقلاب ارزيابي و مقايسه شود، موفقترين دولت، دولت خاتمي بوده است. حالا اينكه غلظت برنامه هاي سياسي چقدر بايد باشد و اينكه بدون توسعه سياسي، توسعه اقتصادي امكانپذير هست يا نه اين بيشتر يك بحث نظري است و بسياري از صاحبنظران معتقدند كه ما اگر يك نظام دموكراتيك نداشته باشيم توسعه اقتصادي هم نميتواند رخ بدهد.
*پس هنوز معتقديد كه توسعه سياسي مقدم بر توسعه اقتصادي است؟
اين دو همراه هم هستند، نميشود هيچكدام را مقدم بر ديگري دانست، اينها مكمل هستند.
*پس به اين نتيجه رسيدهايد كه دموكراسي را به نان سفره مردم ترجمه كنيد؟
دموكراسي و توجه به سفره مردم لازم و ملزوم هم هستند. من اين دو را از هم جدا نميبينم. علاوه بر اين ما معتقديم كه دموكراسي واقعي خود به خود موجب بهبود معيشت مردم ميشود.
*اگر چه شما معتقديد كه در حوزه اقتصادي عملكرد مطلوبي داشتهايد اما نماي بيروني فعاليت شما سياسي است. اين روال را در صورت ورود مجدد به قدرت پي ميگيريد؟
آنچه باعث چالش و جلب توجه بيروني بيشتر ميشد ناشي از اقداماتي بود كه جناح مقابل ميكرد. مثل ماجراي كوي دانشگاه، قتلهاي زنجيرهاي يا توقيف فله اي مطبوعات. اينها همهعملكرد آنها بود و طبعا بايد به آنها اعتراض ميشد و سرو صدا داشت. ولي مباحث و مسائل اقتصادي و امثال آن ماهيتا اين گونه حواشي را نداشت.
*يكي از ايرادات اصلاحطلبان اين است كه مدام روي نقاط ضعف دولتها انگشت ميگذارند. در دوم خرداد 76 روي نقاط ضعف دولت هاشمي و هماكنون ناكارآمدي دولت احمدينژاد را تبليغ ميكنيد. آيا نميخواهيد خط تبليغاتي خود را از وجه سلبي به سمت وجه اثباتي تغيير دهيد؟
اينطور نبوده كه در گذشته فقط روي نقاط ضعف رقيب تاكيد شود. در دوم خرداد برنامهيي كه اعلام شده بود در زمينه هاي مختلف برنامه ايجابي هم داشت مثلا تنشزدايي در سياست خارجي. اما طبيعي است وقتي در جامعه رقابت سياسي ايجاد شود گروهها نقاط ضعف رقيب خودشان را برجسته ميكنند. خاص كشور ما هم نيست و در همه جا همينطور است. رقيب ما تنها به پرداختن ضعف هم اكتفا نمي كند و از بستن افترا و دروغ هم ابايي ندارد.
*اصلاحطلبان در سومين دوره شوراي شهر تهران يك اقليت 4 نفره دارند اما اين اقليت هيچ نمودي ندارد. آيا همين پيامي به جامعه نيست كه ممكن است با ورود به مجلس هم اين رويه تكرار شود؟
شما بايد انتظاراتتان از اين افراد به اندازه اقليت باشد. من عقيده دارم همين تعداد كم در شوراي شهر تهران يك اقليت كارآمد هستند و كارهاي مهمي كردهاند. مهمترين كارشان اين بود كه اجازه ندادند شهرداري تهران به دست گروه آقاي احمدينژاد بيفتد. اين كار كوچكي نبود. تا حدي كه من اطلاع دارم در برنامه ريزي هاي درون شورا هم كاملا تاثير گذار هستند.
*يعني همين اقدامات آنان براي شما كفايت ميكند؟
اگر اكثريت شوراي تهران اصلاحطلب بود طبعا هم تعيين شهردار شكل ديگري پيدا مي كرد و هم شورا نمود متفاوتي به خود مي گرفت. اما از اقليت بيش از اين نبايد انتظار داشت.
*اخيراً بحثهاي مربوط به ميانهروي در بين جناحهاي سياسي مطرح شده است. در برابر ميانهروي هم پرهيز از تندروي را مطرح ميكنند و جهتگيريها هم به سمت و سوي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب است. شما تا چه اندازه با مباحث ميانهروي موافقيد؟
يك سوي ميانه روي پرهيز از كندروي است!!
*ولي آنها كه اين مسئله را مطرح مي كنند منظورشان پرهيز از تندروي است.
اگر مراد از ميانهروي اين است كه ما واقعبين باشيم و با واقعيتهاي جامعه و در حد ظرفيت جامعه حركت كنيم اين بحث درستي است. اما نكته اين است كه دوستان ما زماني ميتوانند ديگران را نقد كنند و به آنها ايراد بگيرند كه قبل از آن خودشان را نقد كرده باشند و نقاط ضعف خود را شناخته باشند. آن موقع ميتوانند قضاوت عادلانهيي نسبت به جريان اصلاحات و ساير گروههاي اصلاح طلب داشته باشند. ما فكر ميكنيم براي پرهيز از بحث ها و تقابل هاي بي حاصل و متهم كردن يك ديگر بهتر است گروههاي اصلاح طلب هر كدام ابتدا خودشان را نقد كند. ما در يك سال گذشته در جبهه مشاركت اين كار را كردهايم و در مورد نقاط ضعف و قوت خود به جمع بنديهائي رسيده ايم.
*برآيند بررسي اين نقاط ضعف و قدرت چه بوده است؟
يكي از نتايج اين است كه در انتخابات مجلس و رياستجمهوري آينده ائتلافي حركت كنيم و جداگانه حركتي نكنيم.
*يعني از مواضع گذشتهتان عقبنشيني كردهايد؟
شما وقتي در ائتلاف شركت ميكنيد و مي خواهيد جمعي حركت كنيد خواهناخواه از يكسري برنامهها و مواضع گذشته مورد نظرتان عدول ميكنيد.
*اين استراتژي يا تاكتيك حزب شما است؟
به طور طبيعي ائتلاف يك تاكتيك است. اما در يك انتخابات خاص ائتلاف ميتواند استراتژي يك حزب باشد و فعلا براي ما اينطور است. يعني به هر قيمتي با ائتلاف خواهيم ماند. طبعا در يك كار ائتلافي گاهي ضروري مي شود در مجموعهيي كه حركت ميكنيم با سرعت كند ترين عضو آن مجموعه حركت كنيم تا ائتلاف لطمه نخورد.
*حتي اگر كانديداهايتان را در ليست قرار ندهند؟
بسياري از احزاب وقتي در ائتلاف شركت ميكنند و از جمله ما بايد از برخي از كانديداهايمان بگذريم چون اگر اين كار را نكنيم ائتلاف شكل نميگيرد. ولي فكر نميكنم اين امر در مورد كانديداهاي اصلي مطرح باشد.
*اين ائتلاف مشمول نيروهايي كه طرفدار آقاي هاشمي هستند ميشود؟
ائتلاف، ائتلاف اصلاحطلبان است يعني كساني كه در دوره اصلاحات بوده اند و با اصلاحات همراهي داشته اند و طبيعي است كه تمام گروههايي كه خود را اصلاحطلب ميدانند در اين ائتلاف جاي ميگيرند.
*بحثهاي زيادي درباره سرليست بودن حسن روحاني شد. واكنش حزب مشاركت به اين بحث چيست؟
اين بيشتر يك بحث مطبوعاتي بود. ما نه در حزب مشاركت و نه در ستاد اصلاحطلبان هنوز وارد بحث نامزدها نشدهايم. زماني كه بحث نامزدها مطرح شود ميتوانيم درباره آن بحث كنيم.
*زمان برگزاري انتخابات يك زمان مرموزي است. با فرض تاييد صلاحيت نامزدهايتان چه مكانيسمي تدارك ديدهايد كه از آراي شهرونداني كه به نام نامزدهاي شما به صندوق ريخته ميشود، صيانت كنيد؟
اين نگراني را ما هم داريم. به خصوص با تجربهيي كه در انتخابات شوراها پيش آمد، اين نگراني همچنان وجود دارد. در انتخابات شوراها يك اتفاق جديد افتاد و آن اينكه نتايج صندوق به صندوق آرا اعلام نشد و فقط يك نتيجه نهايي اعلام شد. تنها كاري كه ما ميتوانيم انجام بدهيم اين است نظارت بر انتخابات كه توسط نماينده نامزدها انجام ميشود را تقويت كنيم. البته مكانيزم انتخابات ما اينطور نيست كه اگر تخلفي در نتيجه انتخابات صورت بگيرد، معلوم نشود.
*با توجه به تاريخ برگذاري انتخابات فكر ميكنيد با اين شيوه نظارتي بتوانيد از تخلفات احتمالي پيشگيري يا جلوگيري كنيد؟
مشكل عمده در رابطه با تاريخ انتخابات در مورد تهران است كه شمارش آرا معمولا حدود يك هفته طول ميكشد. در شهرستانها و مراكز استان ها 24 ساعت و نهايتاً 48ساعت بعد از رايگيري نتايج معلوم است. ولي در مورد تهران نگراني جدي وجود دارد و اين وظيفه مسئولان انتخابات است كه تلاش كنند به هر نحو اين نگراني را برطرف كنند.
*اصلاحطلبان در نبود رسانههاي فراگير چگونه ميخواهند پيامشان را به هوادارانشان برسانند؟
اين نكته بسيار مهمي است. خصوصاً با برخوردي كه اخيرا با همميهن و شرق شد بخشي از جناح حاكم به طور جدي در پي آن است كه نگذارد جناح اصلاحطلب رسانهيي داشته باشد. پيام توقيف شرق و همميهن اين بود كه ما نميگذاريم انتخابات آزاد برگزار شود. من معتقدم اين اراده بخشي از جناح حاكم است كه مي خواهد به هر نحو شده نظر خود را تحميل كند.
*شما نامزد انتخابات ميشويد؟بستگي به تصميم حزب دارد. براي اعضاي حزب حزب تصميم ميگيرد.
آيا وزراي دولت آقاي خاتمي را كانديدا مي كنيد؟
به نظر من اكثر وزراي دولت آقاي خاتمي براي كانديدا شدن كاملا مناسب هستند. اين بيشتر بستگي به خود آنها دارد كه بيايند يا نه.
