گفت و گو با یک چند نفری...
مهناز عادلی- روزنامه اعتماد ملی/ صفحه تپق
به طور شبهه ناکی شایعه کرده اند چند سالی می شود فضای ارائه هر مدل طنزی ،اعم از نوشتاری و تصویری کمی کم شده است .این افراد شایعه پرداز که جز ایادی استکبار چیزی نیستند، می گویند از سال 76 به این ور،برای خودمان به فضای مدرن و حرفه ای جالب توجهی ،اول دست یافته،سپس عادت کردیم. با از بین رفتن فضای مذکور مطبوع و تعطیلی تند تند مطبوعه های مذکور کذایی، اوضاع قمر در عقربی بهمان چنگ انداخت.این افراد معلوم الحال،به طور بی شرمانه و ننگینی بر سر زبانها انداختند که طنز رونق یافته در همان دوره محدود مطبوع مذکور[که بطور ظن آور و شبهه آلودی "دوران طلایی" نام گرفته است]،هم از سوی اصحاب جرائد، به خاطر جذب مخاطب و رونق بیشتر مورد استقبال قرار گرفته بود،هم از سوي مردم، و این زمینه ساز نابودی ذهنيتي شده بود که طنز و کارتون را تنها شوخي زودگذری ميدانست. معلوم الحالان این جور وانمود کردند که خیلی بد شده است بعد از طی چنین دورانی[همان که طلایی است!]، طنز و کاريکاتور که عمده عوامل مهم در تعطيلي روزنامهها بودند، نه تنها توسط مسوولان وقت جرائد از صفحات حذف شده،بلکه به جاي آن که راهکاري براي تعديل قضیه پيدا شود، صورت مساله از صفحه روزگار محو شده است کلا. ایادی دشمن اشاره ای نمی کردند که این سوژههاي شبهه ناک خودشان بود که روزمره شده بود و این ربطی به نیش و کنایه های ناجور هنر بدجور كاريكاتور نداشت. معلوم الحالان دست نشانده مذکور یادآوری می کردند که شفاف نبودن خط قرمزها و ناآگاهی از حد و حدود انتقاد و سردرگمي ميان صاحبان جرايد باعث تشدید دوري طنزپردازان از میدان باصطلاح نقد معضلات سياسي-اجتماعی شده است...به حق چیزهای نشنیده! بالاخره اش این شد که حقیقت از زیر ابر این گونه بیرون آمد و معلوم شد که تمام این مقدمه چینی های مرموز مذکور، برای این بود که بعد از طی آن سالهای شبهه آور رنگی [که به حق، اوج امورشان به طور فله ای در مطبوعات برچیده شد ]، ایادی طنزپرداز که دیگر جایی برای ارائه کارهای خود نمی دیدند ، وارد فضای سایبر و باصطلاح مجازی قضیه شدند تا ببینند می شود حرکت خزنده شان را مثلا رو به رشد کنند یا نه.حالا ما در این گیر و دار هر چی به طور ارزشی و با اخلاق ورزشی بهشان گوشزد کردیم که برادر من! بالا بروید،پایین برگردید، هنر در تنهایی شکل می گیرد و نه در جمع، فعالیتهای گروه های مشکوک نامطبوع مذکور با تلاشی مذبوحانه به بهانه تولید و ترویج طنز تصویری در اینترنت آغاز به استارت کرد و حرکات سایبری بدی از خود درآورد. در حالی که در یکی-دو سال اخیر انواع و اقسام ابرها و توفانهای پرفشار و کم فشار مختلف جوی و ابر و باد و مه و خورشید و فلکی بر این وادی، خود به خود به طرز خوبی زیاد شد ، اتفاقات دیگری هم این وسط دامن زده شد که[حقش بود!] و از ذکر مصداقهایش فقط به علت کمبود جا و نه چیز دیگری، خودداری می کنیم به امید این که آنها که دستشان در کار است به آنهایی که نمی دانند بگویند و دست معلوم الحالان نامطبوع رو شود. جریانات ذکر نشده مذکور نام طنز و کارتون را به عنوان هنری ناجور که تنها برای فصل کردن و خرابی بار آوردن خلق شده، بر سر زبانها انداخت تا حدی که خوشبختانه دیگر احدی از ارباب جرائد روی خوش به این باصطلاح هنر مخرب و آشوب گر و فتنه درست کن و بی تربیت نشان نداد که نداد. از آنجا که تمام این جریاناتی که خیلی مختصروار نقل کردیم، تا امروز هر یک در نوع خود به طور خزنده ای تداوم یافته و ول کن معامله که نیست هیچ، برای ما هی رشد روزافزون هم می کند، بر آن شدیم بشتابیم تا بیخ قضیه بیشتر نشده است،سر چشمه را دو دستی بگیریم و تکلیف کل مسائل غیر بشری نام برده را در همین نشست یکسره کنیم .پس در تپق این شماره با چاهار نفر اینکاره و مظنون به خیلی چیزها [از همان نوعی که بعد از آن سالهای مذکور اند مذکور وارد محیط مرموز مجازی شده بودند] به طور افشاگرانه ای گفت و گو کردیم و پای صحبت نیمه پنهان مفقود شده شان نشستیم بلکه کلا دست بردارند...دنبالمان کنید تا گوشی دستتان بیاید و ببینید چه خبرها که نیست.
- شما مشکل دارید؟
حسن کریم زاده-اين روزها همه مشكل دارند.
کیوان زرگری- خير
یحیی تدین- بله
- مشکلات کاریکاتوری تان از کجا نشات می گیرد؟
ک-شما هم فهميديد؟
ز- از سوژه هاست
ت- من نمي دانم. خدا مي داند.
- چرا این قدر مشکل درست می کنید، مگر آزار دارید؟
ک-نه، بنزين نداريم.
ز- مشكلات زيادند. تقصير من چيست؟
ت- كي گفته است؟
-اگر آزار ندارید چرا کاریکاتور می کشید،چیز دیگری نبود؟
ک-چرا. اكس و شيشه.
ز- فرقي نمي كرد. آنوقت طور ديگری متهم مي شدم.
ت- مشكل داشتن با آزار داشتن فرق مي كند.
-چرا این قدر مشکوکید؟
ک-براي اين كه بعضيها نان بخورند.
ز- احتمالا قلم زياد توي دستم مانده!
ت- به ساعتم رفته ام .هيچوقت درست كوك نمي شود.
اگر کاریکاتور و طنز مردم آزار نیست، مشکوک هم نمی زنید، چرا خیلی ها اذیت می شوند؟
ک-شايد مردم نيستند.
ز- چون تحملشان كم است.
ت- حتما از جاي ديگر است. غفلتا فكر مي كنند از كاريكاتور است.
-آبشخور کاریکاتور از کجا نشات می گیرد؟
ک-از لوزالمعده، حد فاصل اثنيعشر و طحال.
ز- مخچه
ت- تناقضات
-شریان حیات کاریکاتور اگر چه شود بند می آید؟
ک-دولتي!
ز- وقتي كه از آن استفاده ابزاري بشود.
ت- اگر همه بخندند
-شاکله قدرت یک کاریکاتور اگر مشکل نسازد و آزار نداشته باشد و رنگش قرمز نباشد از کجا نشات می گیرد؟
ک-از محدودهاي كه نميتوانم راجع بهش صحبت كنم!
ز- بايد بگرديد حتما يك چيزي پيدا مي كنيد!
ت- واقعيت همراه با كمي اغراق به نفع مردم
-هنجارهای کاریکاتور اگر گریز نپذیرد و ساختار شکن نشود مگر چه عیبی دارد که اینهمه تلاش مذبوحانه می کنید ؟
ک-ها؟ (با لحنِ گلمراد!)
ز- آن وقت مي گویند بابا تو اينكاره نيستي !
ت- چيزي عيب ندارد. ما فكر مي كنيم عيب دارد.
-مردم آزار ترین شغلها چیست؟
ک-سياستمداري.
ز- دلالي
ت- مفت خوري
-خطرناک ترین شغل دنیا کدام است؟
ک-ژورنالیسم.
ز- جديداً بنزين فروشي
ت- آدم كشي
-دلپذیرترین شغل دنیا چی؟
ک-آشپزي.
ز- باغباني
ت- عشق بازي
-بی آزار ترین شغل دنیا کدام؟
ک-مردهشوري.
ز- بيكاري
ت- به قول سعدي دانه كشي
-کی گفت خط ، قرمز است؟ چرا مشکی نباشد که رمانتیک تر است؟
ک-آخر آن موقع رضا صادقي «مشكي» را نخوانده بود.
ز- آنوقت مشكي ضايع مي شد.
ت- چون به خون نزديكتر است.
-چرا کاریکاتور طلایی است؟ چرا گل باقالی نباشد؟
ک-به ياري خدا، در دست بررسي است.
ز- من مخالفتي ندارم.
ت- نمي دانم
-ادیتوریال کارتون سخت تر است یا خوزه مائوروده واسکونسلوس شدن؟
ک-چهارمي.
ز- همان اديتوريال كارتون
ت-خنده دار است
- چرا در دنیا اینهمه جایزه جهانی می گیرید،چه خبرتان است؟
ک-چاكرتيم!
ز- براي من خبري نبوده. تا به حال جايزه جهاني نگرفته ام.
ت- اين كه چيزي نيست!
-مگر کار و زندگی ندارید؟
ک-آنقدر نه كه كاريكاتور نكشم.
ز- مدتيست يك كار ثابت پيدا كرده ام !
ت- كار چرا، زندگي نه.
-می خواهید بگویید این هم مشکوک نیست؟
ک-مثل اين كه خيلي دوست داريد بعضيها نان بخورند!
ز- نه چون چيزي نبرده ام !
ت- چي ؟
- بعد از اخذ شاکله اینهمه جایزه های جهانی ،چه افراد معلوم الحالی به شما گفتند دستت درد نکند ؟ نام ببرید اگر راست می گویید.
ک-شما احياناً دوره بازجويي نديده ايد؟
ز- خوشبختانه چون نبردم خودشان را لو ندادند
ت- مگر معلوم الحال وجود دارد ؟ پس چرا " داروين" چيزي نگفته است؟
- تا به حال شده وقتی از جایزه گرفتن برمی گردید، چمدانهایتان را جا بگذارید؟
ک-خودم را آره، ولي چمدانها را نه
ز- نه
ت- خيلي زياد
-خب یک دفعه جا بگذارید، اگر راست می گویید و نمی ترسید.
ک-آخر مال بد، بيخ ريش صاحبش است.
ز- نمي دانم بايد امتحان كنم.
-جرات کردن بدتر است یا نترسیدن؟
ک-خوشرقصي كردن بدون تحصيلات آكادميك!
ز- هردو
ت- هر سه تاش
-نامردی بدتر است یا ناجوری؟
ک-اين جوري.
ز- نامردي
ت- خدا بيامرزد"فردين" را ، خيلي مرد بود.
-ناجوری بدتر است یا همین جوری؟
ک-ما بيشتر!
ز- همين جوري
ت- ناجوري چون هيچ جوري جور نمي شود.
-چه جوری از همه جوری بدتر است؟
ک-آن جوري.
ز- هيچ جوري
ت- هيچ جوري
-چیز خوب جور هم هست؟
ک-بله، شيخ حسن جوري.
ز- جورواجور
ت- نه هميشه
-چرا همه اش منظور دارید؟ نمی شود یک دفعه بی منظور باشید و کار کنید؟
ک-پس بايد مردهشوري كنم!
ز- منظوري نداشتم !
ت- در فضاي بسته همه منظور دارند
-نمی شود اصلا کار نکنید و سرجایتان بنشینید یا نهایتا راست راست راه بروید و کاری به کسی نداشته باشید؟
ک-من كه اينجا با كسي كاري ندارم / آخه زخم از همه خوردن، شده كارم.
ز- خيلي وقت ها همين كار را مي كنم.
ت- اصلا بميريم از همه بهتر است.
-خدا نکند! شما وکیلید؟
ک-فكر كنم عروس رفته گل بچيند!
ز- خير
ت-نه مثل "گلسرخي"
-پس چه کار دارید؟
ک-آمده ام خوشرقصي كنم.
ز- فقط به اندازه درآوردن يك لقمه نان
ت- دزد مي گيريم
- چرا این قدر صحبت می کنید؟ نمی شود فقط کارتان را بکنید؟
ک-اگر اجازه دهيد؟
ز- گاهي که نمي كشم مجبورم حرف بزنم.
ت- كجاست يك ميكروفن ؟
- کودک بودید، چند مورچه با ذره بین سوزانده اید؟
ک-لطفاً وارد مسائل سياسي نشويد.
ز- مورچه ها فرار مي كردند، كاغذ زيرش مي سوخت.
ت- من ميخ مي كوبیدم
-به چه حیوانی بهتر می شود آزار رساند؟
ک-به حسود!
ز- احتمالا الاغ
ت- كبوتر
-دیدید ریشه دارد؟
ک-ما مخلصيم.
ز- ممكن است
ت- چيز بي ريشه ريشه ندارد.
-رونالدو عزیزتراست یا توکا نیستانی؟
ک-هر سه
ز- رونالدو
ت- نمي دانم
-توکا نیستانی مردم آزارتر است یا کاندولیزا رایس؟
ک-ميترسم كاندوليزا رايس ناراحت بشود.
ز- رايس چون اهل سياست است
ت- خدا مي داند
-با رضازاده و توکا نیستانی یک سوژه بسازید الان.
ک-جفتشان در كارشان، سنگين وزناند.
ز- توكا نيستاني با ماشينش رضا زاده را جابجا كرد.
ت- ربطي ندارد
-نشد که! گفتم سوژه بسازید.حالا پس یک جوری توکا نیستانی را اذیت کنید الان.
ک-آقا! طرحهایت «ايييووول» دارد!
ز- توكا خودش استاد است. نيازي به من ندارد.
ت- شايد يك روزي!
-پس دیدید بلدید؟
ک-باشد!
ز- چي را؟
ت- چي را؟
-اگر چند تا اسب دریایی در یک اتاق جمع شوند چه می شود؟
ک-9 ماه بعد، بايد يه اتاق اضافه كنيم. نه؟!
ز- تجمع حساب مي شود همه شان دستگير مي شوند!
ت- خفه مي شوند.
- چرا فکر می کنید حق و حقوق بشر را نمی دهند که این قدر می گویید؟
ک-آخر همهجاي دنيا گرفتنيست.
ز- از قديم گفته اند حق گرفتني است نه دادني.
ت- از آقاي م. ش بپرسيد.
-چرا به حقوق بشر گیر می دهید مگر خودتان حق و حقوق ندارید؟
ک-ببخشيد! با من بوديد؟
ز- سرنوشت اينها به هم گره خورده است.
ت- باز هم از آقاي م. ش بپرسيد.
-هیچ معلوم است چقدر حقوق می گیرید؟
ک-آن قدري كه صورتم سرخ بماند.
ز- اگر با كسورات حساب كنيد ، هيچي
-یک پیام به حقوق بشر بدهید.
ک-مشترك مورد نظر در دسترس نميباشد.
ز- این قدر حقوق بشر را رعايت نمي كنيد، خسته نشديد؟
ت- ميازار موري كه دانه كش است
-حقوق بشری ترین شخصیت دنیا کیست؟
ک-گفتند: يافت مينشود جستهايم ما / گفت: آن كه يافت مينشود آنم آرزوست
ز- بچه ها
ت- مدير عامل شركت سايپا
-تا به حال بشری توانسته است حقوقش را از دنیا بگیرد؟
ک-غير نوع بشر ميتوانم جواب بدهم؟
ز- معلوم است ، بعضي ها از چند جا حقوق مي گيرند.
ت- [الف.گ] توانسته است.
-چه انتظاری دارید آخر ؟
ز-انسان به اميد زنده است.
ت- انتظاري ندارم.
-خنده دارترین موضوعی که برای سوژه کاریکاتور به آن برخورده اید چی بوده است؟
ک-چرا دوست داريد سوالهاي سياسي بپرسيد؟
ز- كارت هوشمند
ت- قدرت
- کمیک ترین سوژه یک کاریکاتوریست جهانی را کدام می دانید؟
ک-اگر سوژه را تعريف كنم، لوس ميشود. باید نشان دهم.
ز- مجموعه آثار كينو
-خنده دارترین خط قرمز بیخودی که تا به حال دیده اید کدام بوده است؟
ک-نميدانم كدامشان را بگویم!
ز- روي زمين بيمارستان براي پيدا كردن حسابداري
ت- گويند كه سر "عشق" نگوييد و نشنويد
-خنده آورترین حیوان دنیا کیست؟
ک-حسود!
ز- لاما (نوعي شتر)
ت- اول ميمون، بعد آدم كه روی دست او نگاه كرد
- خنده دارترین صفت آدمها چیست؟
ک-خوشخندگي.
ز- چاپلوسي
ت- شايد پرخوري
-اگر بخواهید از مشاهیر دنیا افرادی را به مهمانی در منزلتان دعوت کنید چه کسانی را می گویید ؟
ک-مطمئناً سياستمدار نيستند!
ز- اینشتن
ت- يكي مثل خودم
-دیدید چه مشکوکید.اعتراف نمی کنید؟
ک-سه – دو به نفع شما.
ز- چرا ولي من بي گناهم!
ت- سهام زيادي ندارم ، اعتراف مي كنم.
-یک بیت طنز که شما را به خنده افکنده باشد بگویید؟
ک-ما ز بالاييم، پايين ميرويم / وين غلط بود آنچه ميپنداشتيم.
ز- من از بيگانگان هرگز ننالم كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد.
ت- گويند كه سر عشق نگوييد و نشنويد يا مشنويد!!
-مشکوک بود!
ک-قابلي نداشت.
ز- خيلي
ت- از بس مي گوييد مشكوك، ياد "[يا ...!]" مي افتم.
-خنده دارترین اتفاق زندگی تان؟
ک-تحصيلات دانشگاهي!
ز- همه اش خنده دار است
ت- در یک جمله نمي توانم بگویم.
-چند ساعت در روز بی وقفه کار می کنید؟
ک-اگه وقفه در كارم نیندازند، بيوقفه بودنش را حساب ميكنم ميگویم!
ز- اسمي 8 ساعت، عشقي 1 ساعت
ت- هيچ ساعت
مشکوک نیست؟
ک-ميخواهي اذيت كني؟
ز- چطور مگر؟!
ت- چي؟
-مایلید چه کسی را بزنید؟
ک-آدم حسود و زير آبزن را.
ز- نمي دانم خيلي ها هستند...!
ت- مقصر اصلي
-نگفته بودید دست بزن دارید!
ک-حرف توی دهانمان نگذارید آبجي!
ز- بله اتفاقا دست بزن دارم
ت- دارم
-با دشمن ها تان چه می کنید ؟
ک-چنان تحملشان ميكنم كه حالشان بياید سرِ جایش.
ز- مي بخشمشون
ت- داوري
-اگر کاریکاتور ایران را بدهند دست شما چه گلی به سرش می زنید؟
ک-گلِ سر!
ز- گلي كه با بقيه گلها رنگش فرق كند.
ت- هيچي ، يك خانه ويلايي كنار دريا براي هر كاريكاتوريست می سازم
-اگر کشور را دست یک کاریکاتوریست مشکوک بدهند چه شود؟
ک-كار و بار بعضيها سكه ميشود!
ز- زير آب بقيه كاريكاتوريست ها مي خورد!
ت- استغفرا...
-مشکوک ترین تپقی که زده اید چه بوده است؟
ک-بيشتر به باد گلو! شبيه بوده
ز- همين جا. تا به حال اينطوري چلانده نشده بودم.
ت- به خانم محترمی گفتم "از مادر شوهر خودتان راضي هستيد ؟"
نه تنها مشکوکید،بلکه بی ادبید! با این کلمه ها یک جمله بسازید و نه بیشتر:
چماق،شاخ و شانه،بر بیابان،توطئه از خارج هدایت شده،سایت،آزار،نشأت!
ز-شاخ و شانه نشأت از آزار است و سايت چماق بر بيايان هم يك توطئه از خارج هدايت شده ( چه شود)
ت- توطئه صادق هدايت در سايت آراز نشان
- شادترین مردم دنیا وجود دارند؟ کجا هستند؟
ک-بله، آن دنيا هستند.
ز- آلاسكا، چون هميشه ياد بستني يخي اند!
ت- بله، هندي ها
-چرا کاریکاتور بانمک کم شده است؟ مشکوک نیست؟
ک-چون نمك هم گران شده است!
ز- با نمكهایش مضر بوده جمع كرده اند.الان فقط بي نمكش موجود است!
ت- منظورتان نوع "يد" دار است ؟
-نمی ترسید روزی کف گیر سوژه هاتان به ته دیگ برخورد کند؟
ک-نه!
ز- اينجا اقيانوس است. به اين زودي ها تمام نمي شود.
ت- خيلي وقت است خورده است
-پس از چه می ترسید؟
ک-اين كه حواسم نباشد، يک وقت بسوزد.
ز- از چيزي نمي ترسم.
ت- ماموران اماكن
- اگر نمک به زخمتان بپاشند چه می کنید؟
ک-آن موقع زخمم با نمك ميشود!
ز- فرياد مي زنم
ت- نمك يد دار باشد اشكالي ندارد
-دل تنگتان چه می خواهد؟
ک-چنته!
ز- فرياد مي زنم
ت- ترانه (دخترم!)
-یک توصیه اخلاقی کنید.
ک-دست نزنيد ها!
ز- خوبي كنید تا خوبي ببينيد
ت- از پسر دكتر شريعتي بپرسيد.
-یک گله گی کنید.
ک-از كجایش بگویم؟
ز- آدم باشید
ت- استغفرا...
-دوست دارید کدام شخصیت تاریخی را بزنید له کنید؟
ک-مطمئناً هنرمند نيست!
ز- هيتلر
ت- هركس را كه استاد باستاني پاريزي بزند، من له اش مي كنم.
-دوست دارید کدام را بگیرید ماچ کنید؟
ک- مطمئناً سياستمدار نيست!
ز- يك هنرمند، داوينچي
ت-برادر زاده هايم را
- اگر قرار باشد همه چیزتان را از شما بگیرند و فقط یک چیز بدهند دستتان، کدام اینها را می خواهید،اگر راست می گویید؟
حقوق بشر/کارت سوخت/پیتزای پپرونی با طعم سالسا ،همراه با پاستای مخصوص و سالاد سزار و سیب زمینی اضافه و ردبول تگری!
ک-باقاليپلو با اسب از نوع درياييش!
ت- چرا اينقدر بگيرو ببند راه انداخته ايد؟ دل شاد و البته سيب زميني اضافه
ز- هيچكدام.يك كيف پر از دلار را يادتان رفت بگویید.
- بالاخره اعتراف کردید.به هر حال ناچارم تشکر کنم.
ک-باشد.
مرسی!
........................................................
ه. ح(هادی حیدری)معلوم الحال ،نمره بیست
-اول با این کار شروع كردي يا بیکار بودی ؟
اولین کارم کاریکاتور بود و قبلش کاری نداشتم .از روی بیکاری نبود و حرفه ام بود.
-به جایی هم رسیدی؟
والا به جایی که تصورش را داشتم نه، ولی به اینجا رسیدم که الان هستم.
-حرفهاي شدی؟
از این جهت که از این طریق امرار معاش کنم بله، ولی از لحاظ فنی، دیگران باید بگویند.
-دوست داری از کدام اینها معروف تر بشوی:
والت دیزنی،یازده سپتامبر،اسب دریایی،تام کروز
والت دیزنی
-دوست داری كدام كارت از جرج کلونی هم معروف تر بشود؟
کاریکاتوری که از خاتمی کشیدم و بهش هدیه دادم.
-اگر معروف نشوی چه می کنی؟
کارم را ادامه می دهم و اصلاح می کنم.
-پس اصلاح طلبی...
همیشه اصلاح طلبم
-برج میلاد خوشگل تر است یا برج کج پیزا؟
پیزا
-تیراژ بالا خوشمزه تر است یا آب نبات قیچی؟
تیراژ بالا
-فیلتر شدن بدتر است یا به پاریس رفتن و برج ایفل را ندیدن؟
به پاریس رفتن و برج ایفل را ندیدن .اگر فیلتر بشوم دومین دیگری ثبت می کنم و ادامه می دهم ولی شاید نتوانم پاریس را ببینم.
-حاضری چه چیزت را از دست بدهی تیراژت برود بالا؟
یک چیزی که بتوانم بعدا دوباره تهیه اش کنم
-کلک می زنی؟
استفاده بهینه می کنم
-کدام یک از این گزینه ها را بیشتر دوست داری، بدون این که راه دیگری داشته باشی:
براندازی،قلم به مزدی ،مافیا،فله ای
خیلی خطرناکه حسن! ولی توی اینها فله ای خطرش کمتر است
-فرق بین کارتون و کاریکاتور مثل فرق بین سرنخ است با فرق سر یا چی؟
سرنخ کارتون است، فرق سر کاریکاتور
-درست جواب دادن به این سوالها سخت تر است یا توقیف شدن؟
توقیف، چون اگر توقیف بشویم دیگر جواب دادن به سوالهای شما بی مورد می شود
-از این ستون به آن ستون شدن سخت تر است یا خوراک ستاره دریایی خوردن؟
خوراک ستاره دریایی خوردن
-خانه به دوشی سخت تر است یا فحش خوردن؟
خانه به دوشی
-کارتون سازی سخت تر است یا کارتون خوابی؟
کارتون خوابی
-اگر معروف نشوی، دیگر چه کار بلدی بکنی؟
کارهای زیادی بلدم. از صدا و خطم استفاده می کنم.
-اگر در آنها هم معروف نشوی؟
کارم را ادامه می دهم اما برایم حالت مرگ و زندگی ندارد.اگر شدم که شدم اگر نه، خیالی نیست.
-از برج میلاد پرت شدن سخت تر است یا بلاتکلیفی؟
بلاتکلیفی چون در پرت شدن تکلیفت معلوم است و هدف داری
-تکلیفت چیست؟
کارهای بد کمتر بکنم کلا و آدم خوبی باشم
-فکر می کنی هستی؟
من نمی توانم بگویم .بقیه باید بگویند
-منظورت چه بود گروه تشکیل دادی؟
از یک دست صدا بلند نمی شد و با استمرار کار گروهی انجام می شود
-قبلا هم سابقه داشته ای؟
در این فضای کار خودمان نه. حرفه ما گروه پذیر نیست و همه فکر می کنند انفرادی کار کردن پز است.
-داری به بعضی ها می زنی الان؟
نمی زنم ، از کنارشان نرم می گذرم.
-هیچوقت مسابقه داده ای؟
بله. در دبیرستان شرکت کرده ام. ولی بعد از آن فستیوالها هیجان مسابقه را ندارد. اهل شرکت در فستیوالها نیستم و جنس کارم این نیست.
-پس جنست چیست؟
شیشه ای.
-مثل شب؟
مگر شب فقط شیشه ای است؟
-تلویزیون اینطور می گوید. اما می شود خرده شیشه هم داشت.
من خرده شیشه نیستم. عمده شیشه ام.
-مشکوک می زنی. اعتراف کن
باشد! شما متلکهایت را بگو. ما که از شیشه های شما زخمی هستیم!
-به مسعود کیمیایی خیلی علاقه داری؟
من قربانی تفکر کیمیایی ام.
-کیمیایی را بیشتر دوست داری یا یکی دیگر را؟
یکی دیگر را
-اولین شکست گروهی زندگیت کی بود؟
ناکامی سایتی بود که اسمش پرسی تونز بود، سال 79-80 و فدرال اداره می شد. همه کنار هم جمع نمی شدیم.بعد از این که پول وب مستر تامین نشد سایت را تعطیل کرد.
-چرا غیر ارزشی و بی اخلاق هستی؟
من خودم را ارزشی می دانم اما این با ارزشهای دیگران فرق دارد. مثل خوش تیپی نسبی است.
-هر کسی باید سعی کند خوش تیپ باشد.
بله ولی نسبی است دیگر. من خودم را ارزشی و اصولگرا می دانم.
- مشکوک می زنی.با کی ها می پری؟
نمی دانم
-سوالهایت را سخت دارم می پرسم؟
مشکوک می زند
-به من بگو چرا؟
بو دار است این سوالها
-چی از این بو دارتر که چطور جرات کردی کاریکاتور بعضی ها را بکشی؟
وظیفه ام انتقاد است. یکی جربزه پیدا می کند. یکی می ترسد. اگر این کار را نکنم نقض غرض کرده ام.
-از کجا جرقه زده شدی؟
گل آقا و نامه ای که صابری خطاب به مرحوم فرجیان نوشت و بعد از دعوت به همکاری نوشته بود که این همان جوانی است که دنبالش می گشتیم. صابری جنبه های مختلف برایش مهم بود.
- جنبه هایت چی بود؟
زاویه های مختلف یک شخصیت و به عنوان یک حرفه و ابزار به او نگاه نمی کرد.
-پس چی شد آنجا نماندی ؟ زیر آبت زده شد؟
بعد از بیرون آمدن اول،صابری را دیدم. گفت در این مجموعه در حق تو اجحاف شد. فهمیدم حدسهایی که قبلا می زدم که زیر آبم خواهد خورد درست از آب درآمد! این توهم نیست خود شما خوب می دانید آنجا چی بود.
-نسیم شمال را ترجیح می دهی یا ژوزف بالسامو را؟
نسیم دربند را
-دهخدا را ترجیح می دهی یا تایتانیک را؟
دهخدا
-حشرات الارض را ترجیح می دهی یا هری پاتر را؟
حشرات السماء
-کمال الملک بهتر است یا لاکی لوک؟
قیاس مع الفارق می فرمایید
-زود،تند، سریع جواب بده. چاره دیگری نداری.
لاکی لوک را
-چرا خجالت می کشیدی بگویی؟کمی هنجارشکن باش.
آدم کاریکاتوریست که خجالتی نمی شود و الا دو زار ارزش ندارد.
-الان چند زار ارزش داری؟
شیء نیستم که با زار مرا می سنجید. مگر من سکه ام؟
-بعضی ها می گویند کار و بارت خیلی سکه است.
آنها عینک سکه ای به چشمشان است.
-اسپایدر من معروف تر است یا هادی حیدری؟
اسپایدر من
-هم صنفی هایت تا حالا طومار چند روزنامه را در هم پیچانده اند و از هستی ساقط کرده اند و از نان خوردن انداخته اند؟
خیلی زیاد. چون تحمل بستنده ها کم بود.در تصویر همه خود را صاحب نظر تر می دانند. هزار تا مطلب نوشته می شود اصلا نمی خوانند.
-ولی طنز نوشتاری هم زیر ذره بین است.
چون مردم حوصله مطلب جدی ندارند. طنز و کاریکاتور را دنبال و تحلیل می کنند و همه در آن دنبال مصداق می گردند.
-می خواهی بگویی هیچ خرده شیشه ای در کار نیست؟
کاریکاتورست اگر انتقاد نکند نبودش بیشتر از بودش است.او مداح نیست.
-دفعه قبل، دفعه آخری بود که روزنامه محل کارت به محاق توقیف رفت ؟
تا الان بله، دفعه آخر بود اما اگر این هم توقیف شود به دفعه قبلی ها می پیوندد.
-یک زبانم لال می گفتی.سر جمع تا به حال چند دفعه به محاق رفته ای؟ آمار بده.
خودم نرفته ام اما روزنامه هایی که در آن کار می کردم... بگذارید یک لحظه الان بیوگرافی ام را ببینم...[خوانندگان طرف دارد تقلب می کند!]
حدود ده روزنامه و 10-15 تا مجله
-وقتی به محاق می روی اول مشوش می شوی،بعد بیکار، یا اول بی خواب می شوی بعد بیدار؟
اول بی خواب ،بعد در اثر تشویش بیدار می شوم و بعد می بینم بیکار شده ام.
-فکر می کنی بتوانی اصلاح بشوی؟
من ماهی یک بار سلمانی می روم.
-چرا؟
آخر موهایم مثل اسکاچ برایت مجعد است .بلند می شود
-خسته نمی شوی؟
عادت کرده ام
-بیمناک ؟
آرامش دارم
-اصلاح؟
من اصلاح طلبم اما نسبی
-با جواد علیزاده نسبتی داری هی می گویی نسبیت، نسبیت؟
علیزاده باعث آشنایی من با کاریکاتور شده است.
-حرف حسابت چیست؟
می خواهم نفس بکشم چون می خواهم زندگی کنم
-پس با سوزان هیوارد نسبت داری
بله نسبت دارم.
-اگر زندگی قبلی ای بوده باشد فکر می کنی چی بوده ای؟
ترکه گل
-پس این حرکات چیست از خودت درمیآوری؟
در همان راستاست
-حرکات خزنده در همان راستاست؟
فکر کردید می گویم قورباغه یا مارمولک اما من دستتان را خواندم.
-پس بگو حرکات خزنده ات چیست؟
وقتی ترکه گل زیاد آفتاب می بیند و حیوانات بهش می زنند به شکل طبیعی مسیرش را آنوری می کند.
-آن گل آفتابگردان است مجید.
خب همه شان همان جورند
-چرا بعضی ها چند تا کار می کنند و همه در سطح، به جای یک دونه و در اعماق؟
شاید واسه نونه
-برای این که بیکار ننشینی، با این کلمه ها و ترکیبهای تازه فقط یک جمله بساز جوری که یک چیزی بشود:
اصلاح طلبی ،کتره، آزادی بیان، سیر،چند،خر،کیلو
خیلی سخته! چند کیلو اصلاح طلبی و آزادی بیان می خرید تا کتره ای سیرتان کند؟
-فکر می کنی آینده ای داشته باشی؟
همه دارند اما چگونگی اش مهم است
-چگونگی ات چه جوری است؟
چون دارم حرکت می کنم می دانم که آینده دارم.راضی هستم
-از خودت راضی هستی؟
از این که هنوز می توانم حرکت کنم.
-چرا گفته بودی از دوست و دشمن زخم خورده ای.منظور بدی از این جمله ات باید داشته باشی.چیست؟
واضح است. به خیلی ها کمک کردم و ناسپاسی کردند.دشمن هم که می خواهد سر به تنم نباشد
-خودت تا پای چی برای دوستانت می روی؟
عقل
-خب دشمنهایت هم شاید عقل گرا هستند و سرت را زیر آب می کنند.
بله. آدم وقتی کار می کند دشمن دارد.
-به خودت نمره مرام و معرفت بده الان.
17
-فکر می کنی دوستانت چه نمره ای بهت بدهند؟
نمی دانم
-به من بگو چرا؟
چونکه.یاد بهروز بقایی افتادم که توی مصاحبه تپق سریع جواب می داد و خیلی بامزه بود.
-من دو تا "خ" می گویم که مرزش مشخص نیست.اگر راست می گویی تو سومی اش را بگو:
خطر، خط قرمز
خیانت
-باز که مشکوک زدی
ما اینیم دیگر
-پس قبول داری مشکوکی؟
به شما مشکوکم
-قبول داری خطرناکی؟
چرا؟
برای این که باند داری و ارزشی نیستی
-تکذیب می کنم
قبول نمی کنم.کوتاه بیا
شما بالا بیایید
-من که بالا هستم!
از سوالهایتان معلوم است، از بالا نگاه می کنید .
-فرق بین این دو تا جیمی که من می گویم با این که الان تو می سازی و کم کم جیم فنگ می شوی چیست؟
جنجال ساز،جریان ساز
جهت دار. جریان ساز اتفاق دارای تحول است.بعضی آدمها به قصد انحرافش جهت دار در این جریان جنجال سازی می کنند .
-دوران شکوفایی کاریکاتور چه رنگی بود؟
طلایی،گل باقالی،خالخالی ساده،راه راه،پلنگی،مخمل کبریتی
مخمل کبریتی
-ترجیح می دهی کاکتوس را بغل کنی یا جوجه تیغی را یا این که پیتزای پپرونی بخوری یا معروف نشوی؟
سوالتان یک جوری است
-همین جوری است .
معروف نشوم، چون اگر معروف بشوم تحت بعضی فشارها مجبورم می کنند کاکتوس و جوجه تیغی را بغل کنم و پیتزای پپرونی بخورم که بالا بیاورم.
-حرف حساب داشتی؟
اگر من بگویم که از خود متشکری است!ولی سوالهایتان جوری بود که ازم حرف حساب کشید.
- حرفی دیگر داری یا حرف نداری؟
شما حرف ندارید.
- تو خودت نمره بیستی!
شما مثل هیچکسی نیستید!
-هندوانه را بیشتر دوست داری یا نیک آهنگ کوثر را؟
نیک اهنگ هندوانه به دست را.
-مرسی.
آنچه گذشت:
ت: بنا به یک دلیل هیچ توضیحی نمی دهیم! اصرار نکنید.
پ: از چاهار نفر مشکوک مرموز شبهه ناک رمزآلود مذکور نهایت تشکر خودمان را داریم.خیلی خوب شد!
ق: هیچ چیز را در این صفحه جدی نگیرید.مگر نمی گویند زندگی حاصل یک توهم ...اتفاق...؟!...نمی دانیم،یک چیزی در همین مایه ها است.خلاصه از ما گفتن...زنده باشید.
روابط عمومی سرویس تپق
