نوروز: «هادی خانیكی» عضو شورای مركزی جبهه مشاركت عصر روز یكشنبه طی سخنانی در محل دفتر مركزی این حزب به توضیح رویكرد جدیدی به اصلاحات پرداخت كه نام «سیاست ورزی اجتماعی یا سیاست ورزی فرهنگی» بر آن نهاده است.
به گزارش خبرنگارنوروز، خانیكی كه درنشست «چشم اندازاصلاحات» كه از سوی روابط عمومی جبهه مشاركت برگزار شد سخن می گفت، توضیح داد:این رویكرد ناظر بر گفتگوی حوزه های دانش،فرهنگ و سیاست است .اصلاحات با رویكرد اجتماعی ،تغییرات در جامعه را نه تنها كماهمیت تر از حوزه سیاسی نمی داند بلكه معتقداست با نادیده گرفتن جامعه، اصلاحات ناقص میماند.
در ترسیم عوامل موثر بر سیلست ورزی اجتماعی گفت:باید به سه عامل دراین رویكرد توجه كرد یكی اینكه در این نگاه به فرآیندهایی توجه كنیم كه سیاستساز هستند؛ مانند فرآیندهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی . دوم عناصرموثردر سیاست و سوم تشخیص اینكه چه چیزی مساله است وقتی مسائل به درستی تشخیص داده نشود قربانی سیاست می شوند.
وی افزود:بدون توجه به حوزه اجتماعی و متغیرهای اجتماعی ،تلاشهای سیاسی موفق نمی شود.نمی شود اصلاحات به پیش رود اما مثلا در آموزش جامعه بروز نكند. بنابر این در رویكرد سیاست ورزی اجتماعی حوزه های علمی، تخصصی ،صنفی و اجتماعی كم اهمیت تر از سیاست تلقی نمی شود.
خانیكی در سخنانش هفت پیش فرض را برای ترسیم چشمانداز اصلاحات مد نظر قرار داد و اظهار كرد: پیش فرض اول مبنی بر این است كه اصلاحات فرایندی گریزناپذیر است، یعنی اساسا در جامعه ما به دلیل اتفاقات سختافزاری در حوزه اجتماعی جامعه تغییر كرده و نیازمند نوعی انعطاف در نگرش و ساختار است. سختافزارهای اجتماعی نرم افزارهای اجتماعی را میطلبد. بنابراین هرچه جامعه بیشتر دستخوش تغیرات باشد،مسائل دوران گذار در آن بیشتر خواهد بود. دوم؛ اصلاحات امری دائمی است و نمیتوان گفت از جایی شروع و در جایی به پایان میرسد و اندیشهای واقعی است كه به موقع خود را با تحولات هماهنگ كند و نسبت به تحولات جدید پاسخگو باشد. سوم؛ اگر این پاسخگویی نسبت به تحولاتی كه در بخشهای اقتصادی، فرهنگی رخ میدهد به موقع انجام نشود جامعه دچار بحران شده و در واقع یك جامعه نافرجام میماند. چهارم؛ اصلاحات اساسا با دین سازگاری دارد، چون در فرآیندهای اصلاحی است كه پایههای معنویت، دینداری و اخلاق استوار میماند و جامعه اخلاقی اساسا اصلاحی است. پنجم؛ اصلاحات فعلیت دادن به ظرفیتهای قانونی به ویژه قانون اساسی در كشور ماست، یعنی اصلاحات بخش جمهوریت نظام را تقویت كرده و به میزانی كه اصلاحات صورت میگیرد نقشهای دموكراتیك در آن افزایش مییابد. ششم؛ اصلاحات فرصتهای ملی و بین المللی را در حوزه توسعه فراهم میكند و سطح انباشت مطالبات را منطقیتر كرده و فرصت پیشرفت را فراهم میكند و تهدیدات خارجی را كاهش میدهد.هفتم؛ اصلاحات الگوی پاسخگو به نیازهای اجتماعی و ملی است و آنچه را كه در سطح جهانی به نام سلطه مطرح است را بلاموضوع میكند. این پیش فرض نشان میدهد اگر اصلاحات بسیاری از سازو كارهای مداخله قدرتها را بلاموضوع میكند در عین حال میتواند بحثهایی مانند دموكراسی و حقوق بشر را توسعه دهد.
این عضو شورای مركزی جبهه مشاركت اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان مولفههای جدید تغییر در جامعه ایرانی پرداخت كه عبارت است از به حاشیه رفتن فرهنگ رسمی، افزایش نقش رسانهها به خصوص رسانه ملی در پركردن اوقات فراغت، پردامنگی تاثیر هنر و هنر شالوده شكن بر جامعه، تفوق فضاهای مجازی مانند اینترنت، برجسته شدن خرده فرهنگ های قومی ، نقش جنبشهای اجتماعی و شكافهای نسلی و گسست فرهنگی.
وی با بیان اینكه جنبشهای اجتماعی در ایران سازمانیافته نیستند چرا كه جامعه سازمانیافته نیست ، تصریح كرد: اینكه جامعه ما سازمان یافته نیست چند علت دارد؛ یكی اینكه احزاب و نهادهای سیاسی استحكام و استمرار لازم را ندارند. مواجهه دولت با مردم مستقیم و بلاواسطه است، سازمانها فاقد قدرت هستند و بیشتر افراد هستند كه قدرت دارند، جامعه مدنی تحت تسلط دولت و یا حكومت قرار دارد، شبكههای اجتماعی غیر رسمی قویتر از اجتماعی رسمی است، یعنی تاثیرگذاری بیشتری دارند اما بینام نشان، گفتمان رسمی محدود وغیر رسمی متكثر و گسترده است.
خانیكی ادامه داد: یكی دیگر از ویژگیهای جامعه سازمان نیافته این است كه گفتمان و حل اختلاف به سمت امكانات محدودی میرود، از جمله اینكه میبینیم انتخابات محل بروز و ظهور گفتمانهای منازعه و یا حل منازعه است. بنابراین خودبیان كنندگی همواره به سمت انتخابات میرود البته این خوب است كه وقتی دریك انتخابات آزاد ،سالم ورقابتی اختلاف نظرها منعكس شود، در این صورت میتوان گفت چه گرایشی غالب است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: جنبشهای اجتماعی میتواند یكی دیگر از علل سازمان یافتگی یا سازمان نیافتگی یك جامعه باشد، متاسفانه جنبش اجتماعی در ایران بیش از گفتمانهای همگنساز به سمت تنوع میرود، همچنین اهمیت یافتن فرهنگ غیررسمی درجنبشهای اجتماعی كه در قالب جنبش سبك زندگی مشاهده میشود نیز یكی دیگر از این علل است.
وی با بیان اینكه «دچار گسست فرهنگی در جامعه جوان شدهایم»، افزود: گسست فرهنگی ما بر گسست نسلی ما غلبه دارد و آنچه باعث شده دچار شكاف نسلی شویم، وجود انتظارات و توقعات جدید و درنتیجه موانع اقتصادی و اجتماعی زیادی در برابر آن هستیم از جمله بیكاری و عدم اعتماد به آینده در جامعه جوان ما سایه افكنده است.
خانیكی ادامه داد: در گفتمان انقلاب یكی از رایجترین سوالات این بود كه چگونه میتوان یك انقلاب دائمی داشت و یك نهضت را به نظام تبدیل كرد؟ سوال من نیز این است كه اصلاحات چگونه میتواند اصلاحات، باقی بماند و دموكراتیزه نشود؟ به نظر من دو رویكرد در این زمینه وجود دارد؛ یكی اینكه اصلاحات محدود به سیاست و سیاست را محدود به قدرت میكند، مثلا وقتی درعرصه سیاست وارد میشویم میفهیم كه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشكلها. مانع یا رویكرد دوم نیز سیاست گریزی است، خصوصا در حوزههای روشنفكری و اخلاق كه به نظر من ناشی از پس افتادگی فرهنگی است. همین كه گفته میشود الحمدالله ما سیاسی نیستیم، در واقع جای شكر ندارد، بلكه ما نیازمند آن هستیم كه سیاست را با اجتماع مخلوط نكنیم.
خانیكی در پاسخ به پرسشی درباره اصلاحطلبی پیشرو و نگاه این اصلاح طلبان به جایگاه دین در سیاست ، گفت: معتقدم همواره نسبتی بین اصلاحات و دین وجود دارد و اگر كسی روند اصلاحی را در پیش بگیرد كه دین را ضایع كند، اصلاحطلب نیست.
وی درباره مطلوبترین حالت رقابت سیاسی نیز گفت: به نظر من اصلاحطلبان و محافظهكاران باید با هم رقابت كنند و هرچه این رقابت ممكنتر باشد، به سود جامعه است؛ چراكه وقتی ائتلاف در جامعه شكل میگیرد كه تحولات به هم پیوسته رخ داده باشد، اما متاسفانه تا انتخابات تمام شود، مساله را رها میكنیم در حالیكه باید تحزب در جامعه جا بیفتد.

