نوروز – حمید سیدی: نخستین نشست گفتوگو، آیین اصلاحطلبی پیشرو نيازها و ضرورتها هفتة گذشته با همکاری شاخه دانشجویان حزب مشارکت ایران اسلامی در دفتر ماهنامه "آیین" برگزار شد.

این نشست که تلاشی بود برای بررسی ضرورتها و موانع گفتوگو میان نخبگان و آماده سازی فرصت برای تعامل آنان در آینده، با حضور نمایندگان چهار گروه از نخبگان کشور: «نخبگان دانشگاهی، روشنفکران و فعالان عرصه عمومی، فعالان سیاسی و هنرمندان» برگزار شد. همزمانی این نشست و سالگرد نهمین انتخابات ریاست جمهوری بهانهای شده بود تا برگزارکنندگان جلسه از نخبگانی دعوت به عمل آورند که در انتخابات سال هشتاد و چهار با گذر از موانع همکاری نیروهای مؤثر اجتماعی در ایران، در حمایت از دكتر مصطفي معين کاندیدای اصلاحطلبان پیشرو به میدان آمده بودند: هادی خانیکی، مصطفی تاجزاده، محمد حسین رفیعی، خشایار دیهیمی، اسدالله امرایی، محمدامین قانعی راد، محسن کدیور و منیژه حکمت میهمانان جلسهای بودند که در حضور چند تن از اعضای شاخه دانشجویان حزب مشارکت و نیز دکتر مصطفی معین- کاندیدای اصلاحطلبان پیشرو در انتخابات ریاست جمهوری گذشته- برگزار شد؛ اگرچه دکتر معین بيشتر شنونده گفتوگوی چهار گروه نخبگان دعوت شدهاي بود كه 2 سال پيش در انتخابات رياست جمهوري در كنار يكديگر، مردم را به شركت در انتخابات و رأي به وي دعوت ميكردند. گفتوگویی که گاه بسیار دوستانه و شاد بود و گاه کمی رنگ و بوی دلخوریهای رایج سیاسی میان نخبگان جامعه را به خود میگرفت.
در ابتدای جلسه دکتر هادی خانیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبايي و سردبیر ماهنامه آیین، با ذکر اهداف برگزار کنندگان جلسه و تاکید بر اینکه هدف ماهنامه آیین گشودن باب گفتوگو در عرصهای بازتر از عرصة سیاست است گفت: جمعی اینجا گرد هم آمدهند که در انتخابات نهم فعالانه حضور یافتند و نقش داشتند، البته پیش از این نیز در مقاطعي مانند انقلاب اسلامی و انتخابات دوم خرداد گروههای مختلف از فعالان سیاسی، دانشگاهی و روشنفکران و هنرمندان در کنار هم حضور یافته بودند ولی در انتخابات ریاست جمهوری نهم این همكاري ملموستر و مستقیمتر بود و کسانی که در این انتخابات نقش ایفا کردند هزینه بیشتری پرداختند؛ در حالی که این افراد کسانی بودند که با مسایل، ساده اندیشانه برخورد نمیکردند و مشکلات را هم پیش بینی میکردند.
وی با ابراز اینکه در میان بخشهایی از اهل سیاست این احساس به وجود آمده که سیاست همه چیز نیست و سیاست را میتوان با زبانهای دیگری هم پیگیری کرد، ابراز امیدواری کرد که این جلسه سرآغازی باشد برای تعامل میان گروههای مختلف نخبگان، تعاملی که به اعتقاد او در شرایط امروز جامعه ما اگر دچار انسداد نشده باشد، دچار نوعی اختلال است.
ایجاد شبکه سه قطبی نخبگان
دکتر محمدامین قانعیراد، جامعهشناس و عضو هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران،که به عنوان نمایندهای از جامعه دانشگاهی کشور و نخبگان آکادمیک در جمع حضور یافته بود، با تقسیمبندی نخبگان (در مفهوم کلی خود) به سه گروه نخبگان دانش (دانشگاهیان و فعالان آکادمیک)، نخبگان نهادی (مجموعه کسانی که در نهادها و سازمانهای دولتی و خصوصی و نیز احزاب کار میکنند و با وضعیت نهادی و کارشناسی جامعه در ارتباط هستند) و نخبگان حوزه عمومی (روشنفکران، هنرمندان و حتی گروهی از روحانیون که مخاطبشان مردم و حوزه عمومی است) و با تاکید بر این که امروز، دانش سیاست و روشنفکری ما اثر بخش نیست، گفت: «باید پروژهای آغاز کنیم که ما را به این نتیجه برساند که چگونه میتوان با نزدیک کردن این سه قطب به یکدیگر نوعی باروری متقابل درآنها ایجاد کرد،پروژه ای که باعث شود این سه گروه در آیینه یکدیگر بنگرند و در نگاه به این آیینه به عنوان یک "دگری"،خویشتن خود را شکل دهند.»
وی با تأکید بر ضرورت حفظ تمایز میان سه قطب نخبگی کشور، پیدایش یک شبکه نخبگی سه قطبی که در آن هر یک از قطبها با دو قطب دیگر دارای تعامل و گفتوگو هستند و آنها را دگری مهم خود میدانند، را خواستار شد.
احزاب فراهم کننده ابزار مادی گفتوگو
خشایار دیهیمی نماینده روشنفکران در این جمع با تأکید بر این نکته که خود مانند دیگر حاضرین جلسه اهل گفتوگو است و تلاش کرده است که برای هم¬سنخان خود در این زمینه الگو باشد، گفت: «اما اگر کسانی در این میان علاقه¬ای به این کار نداشته باشند، چه کاری از دست من ساخته است؟من تصورم این است که تنها سیاسیون هستند که امکاناتی در اختیار دارند و می توانند با ارایه این امکانات افراد بیشتری را به خود جذب کنند و گرنه چه کاری از دست امثال من ساخته است؟ حزب مشارکت می تواند امکانات بیشتری تدارک ببیند تا افراد جمع شوند.در دنیای امروز این کار را معمولاً احزاب انجام میدهند. باشگاهها و کلوپهایی تشکیل میدهند که افراد هم فکر و هم¬گرا در محافلی که قابل دسترسی برای همه باشند گرد هم بیایند.حزب مشارکت هم می تواند با تاسیس یک پاتوق فرهنگی نقش موثری در این امر داشته باشد.»
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم "سپهر عمومی" در اندیشه هابرماس گفت: «این سپهر عمومی یک مفهوم گنگ و پا در هوا نیست،هابرماس خود از اماکن واقعی و موجود نام میبرد.گفتوگو به ابزاری مادی نیازمند است.»
وی با تکیه بر این موضوع که ضرورتی که امروز برای گفتوگو احساس میشود ناشی از احساس خطری است که از حوادث سیاسی به نخبگان دست داده و اینکه مسئله نهایتاً منجر به نوعی اثربخشی سیاسی میشود، احزاب را مسئول مهیا ساختن شرایط این گفتوگو دانست.
گفتوگو با حفظ استقلال
دکتر محمد حسین رفیعی در حالی سخن آغاز کرد که پیش از او هادی خانیکی به این مسئله که سابقه نگاه ابزاری حزب توده به هنرمندان و روشنفکران موجب پیدایش نوعی بدبینی تاریخی به احزاب شده است،اشاره کرده بود. دکتر رفیعی هم با پذیرش بدنامی عرصه سیاسی در ایران و نقش حزب توده در این بدنامی تاکید کرد که باید ساز و کاری اندیشیده شود که گروههای مختلف نخبگان، استقلال هم را به رسمیت بشناسند و هیچ گروهی احساس نکند که ممکن است از او برای اهداف سیاسی سوء استفاده شود،وی نهادهایی مانند جبهه دموکراسی و حقوق بشر و نیز نهادهای علمی-صنفی و مدنی چون انجمن جامعه شناسی را برای ایجاد این نگاه مؤثرتر از احزاب دانست.
تفکر خودی و غیر خودی، مانع گفتوگو
«ما بحران تفاهم داریم،حرف هم را نمی فهمیم؛وقتی هم حرف هم را می فهمیم و چند نفر آدم همفکر با خودمان را جایی می یابیم، فکر میکنیم همه عالم مثل ما فکر میکنند.»
اسدالله امرایی نویسنده و مترجم با ذکر نکات فوق به عنوان مهمترین موانع گفتوگو در ایران گفت: «من، هم با نویسندگانی که عضو کانون نویسندگان ایران هستند رفت و آمد دارم و هم با دوستان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی. حوزهایها، كانونی¬ها را ميكوبند و در طرف مقابل هم همینطور است، يعني كانونيها، حوزهايها را ميكوبند. وی گفت: «گاه از برخی دوستان پرسیدهام: فحش دادن بد است یا اینکه چه کسی فحش میدهد، فحش را توجیه میکند؟» وی نگاه مطلق اندیش و مبتنی بر خودی،غیر خودی را مشکل تعامل و همکاری نخبگان در ایران دانست.
احساس خطر یک هنرمند
منیژه حکمت، كارگردان سينما در این نشست با بیان اینکه تصور میکند در صد سال اخیر هرگز چهار گروه نخبگان مورد بحث تا این حد از هم دور نبودهاند، گفت: «وقتی خاطرات گذشتگان را مطالعه میکنیم، یا با آنهایی که هنوز بین ما هستند صحبت میکنیم، میبینیم که این چهار دسته اگر در گذشته رابطة متشکلی نداشتهاند، لااقل روابط دوستانهای داشتهاند و در نشستها و برنامهها و ميهمانيهايي یکدیگر را ملاقات میکردند.»
وی ابراز نگرانی کرد که با ادامه روند موجود یک بار دیگر اتفاقی برای کشور بیفتد که موجب پشیمانی همه شود.
گفتوگو با مردم یا نخبگان
اشاره خانم حکمت به شکستهای گذشته با واکنش دکتر محسن کدیور رو به رو شد، وي شکست اصلاحطلبان را به این خاطر میدانست که مردم حرفهای زیبای آنها را نمیفهمیدند، بنابراین معتقد بود برای پیشگیری از تکرار شکست گذشته، نخبگان باید به گفتوگو با مردم بپردازند نه با یکدیگر.
این سخن کدیور با واکنش دیگر حاضران رو به رو شد. دیهیمی معتقد بود شکست اصلاحات به سبب دلسردی مردم و عملی نشدن وعده های خاتمی بود و تاج زاده در مقابل با اشاره به محبوبیت بالای خاتمی در جامعه(در حال حاضر و زمان انتخابات) شکست اصلاحات را معلول ضعف رسانهای اصلاحطلبان میدانست.
هر چند که پیش از آن امرایی با اشاره به وضعیت جهان، دنیا را متأثر از موج پوپولیسم دانسته بود که تاثیرش را بر ایران هم گذاشته است.
آسیب شناسی گفتگو
مصطفی تاج زاده نیز در این جلسه با اشاره به اینکه در ایران موانع گفتوگوی نخبگان بیش از نبود یک پاتوق فرهنگی است و با اشاره به اینکه هر یک از چهار گروه فوق بین خودشان نیز قادر به گفتوگو نیستند، با اشاره به سخن کدیور که ضرورت گفتوگو را امری بدیهی دانسته بود پیشنهاد کرد در نشست بعدی این مسئله به بحث گذاشته شود که چرا این مسئله بدیهی در جامعه ما غیر بدیهی فرض شده و به عمل نیامده است.
گزارش كامل اين گفتوگو و ادامة بحث كه در جلسات ديگري به ميزباني ماهنامة "آيين" برگزار ميشود، به زودي در نشرية"آيين" منتشر خواهد شد.

