دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


19 آبان 88

نخستین گفتگوی تفصیلی میرحسین موسوی پس از انتخابات

9 سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یاران روحانی رهبر انقلاب، گرد آمدن بر یکی از موثرترین حلقه‌های جامعه روحانی را برنتافتند و سودای جدایی و ایجاد مجمع دیگری کردند. رهبر کبیر انقلاب این زایش تاریخی شاگردان خویش را مبارک دانست و مجمع روحانیون مبارز از دل جامعه روحانیت اعلام موجودیت کرد. جریان جدیدی که معادلات سیاسی را در انتخابات پیش روی مجلس سوم به نفع خود تغییر داد و همچنین در رخدادهای سیاسی کشور نقش تاثیرگذاری پیدا کرد.

امام ضمن تایید این انشقاق، به نگارش توصیه نامه ای روشنگرانه به این دو جریان دست یازید، نامه ای که عطف به محتوای آن به “منشور برادری” شهرت یافت. ۲۱ سال پس از صدور منشور برادری از سوی امام خمینی(س)، سراغ یاران امام و بزرگان انقلاب رفته ایم تا مراد رهبر کبیر را از «وحدت» و «اختلاف» بپرسیم و چاره چالش های فراروی وحدت ملی و امنیت سیاسی را در برهه ای از حساس ترین دوران نظام جمهوری اسلامی از آنها بخواهیم. میرحسین موسوی نیازی به معرفی ندارد. همان که نخست وزیر مود وثوق امام خمینی (س) است و کاندیدای مطرح ریاست جمهوری دوره دهم.

مهندس میرحسین موسوی حدود دو هفته قبل در گفتگویی تفصیلی که به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه ”منشور برادری” از سوی حضرت امام در آبان ۶۷صورت گرفت، برخی از دیدگاههای خود درخصوص مسایل روز کشور را مطرح کرد.
در نشست دو ساعته اعضای تحریریه پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با میرحسین موسوی، او بارها از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و نماد وحدت یاد کرد و تفسیر نامتوازن آن را مهمترین عامل تفرقه دانست. با آخرین نخست وزیر در طبقه هفتم ساختمان صبا گفتگو کردیم، بنایی که به همراه چند بنای معروف دیگر، حاصل معماری مهندس هنرمند است.

اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یک میثاق ملی جمع می کند
مهندس موسوی در پاسخ به این پرسش که اصولی که بر آنها باید وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ به نظر می‌رسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست. چرا؟ می گوید: به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم.در متن قانون اساسی همه مسائل بصورت متوازن در مطرح شده است و نمی شود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناح ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می آید که تکه ای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف نمایند؛ این درست نیست. اینها بخش های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده … )، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبانهای قومیت ها و آموزش آنها و …، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمی توانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.

توجه کنید که در زمان جنگ در کشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمی شود و یا بسیار تصنعی برگزار می گردد. در زمینه اجرای قانون مشکل پیدا می شود اما در تمام دوران جنگ ما باوجود همه بحران ها و مشکلات وسیعی که بود «انتخابات» ها علی رغم هزینه هایی که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. کسی به ذهنش نرسید که کار دیگری بکند. تنها موردی که تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمرکز دولت قانون شورا یکی از مهمترین راهکارهای ممکن است. برخی مخالف این بودند می گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا مناطق مرزی داشته باشیم. ما در دولت اقدام کردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین کردیم. در آستانه انتخابات، عده‌ای از استاندارها به امام نامه نوشتند که این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحضه کردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود.بحث این بود که ما همه اصول را پیاده کنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا کنار گذاشته شده اند. عدم اجرای درست قانون می تواند یکی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن می تواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند .

شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بویژه قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست
از مهندس موسوی پرسیدیم شما می فرمایید که اگر همه اصول قانون ساسی بصورت متوازن نگریسته و عمل شود، بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود. آیا احساس نمی کنید که قرائت از برخی از اصول قانون اساسی آنقدر فربه هستند که اصول دیگر را به خودی خود کم رنگ می کنند؛ بطوری که مفسران و مجریان آن اصول را خیلی مورد توجه قرار می دهند و متوجه اصول مهم دیگر نمی شوند؟ همین امر باعث شده است که برخی از لزوم بازنگری در قانون اساسی سخن به میان آورند.

وی پاسخ داد: مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراث های ما بر می گردد. رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد ولی رویه هایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوب های خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نمی آورد. نمونه اش چند کشور اروپایی که اگر نگاه بکنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست.

وی اضافه می کند: شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بخصوص قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست. این خودش می تواند یک نوع آشوب و آشفتگی را در کشور ایجاد کند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشه داری که در تاریخ کشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بکنیم که خود قانون اساسی نیست که در حقیقت این مساله را ایجاد می کند بلکه نوع تلقی از قانون است که با تکیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشکلات عمق می بخشد.
یک ذهنیت نقاد مردمی که نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصت ها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی می تواند به ما مجال دهد که ما تفسیرهای متعالی تر این قانون را اجرا نماییم. البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان می تواند در چارچوب پیش بینی شده مورد تجدید نظر قرار بگیرد.

مهندس موسوی تاکید دارد: من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصل های دیگر ببینم در برخی از سنت های اجتماعی فرهنگی می بینم که با رویه های نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویه های غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط می شود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگ پذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر می دانم. وقتی حضرت امام برمی تابید که افکار و اندیشه های مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد می گذاشت. امام دائم به ملاک ها و معیارهای جمعی در تصمصم گیری ها برمی گشت.

اگر در یک نظام، برای مردم عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و چیزی نگویند آن نظام بسوی دیکتاتوری سیر می کند
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوق العاده ای دارد و در سوی دیگر، سمت گیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد، می گوید: امام حق را گرفتنی می دانند. آزادی را گرفتنی می دانند. آزادی را جزو حقوقی می دانند که باید مردم باید دنبال بکنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند. این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند. اینجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می کند.

وی در ادامه گفت: البته همه نظام ها با این مساله روبرو هستند. در کشورهایی که جامعه کمی به پختگی رسیده است، یک ذره محدودیت که در برابر حقوق مردم ایجاد می شود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد می شود و این کار نهادینه شده است.
وی می گوید : ما از دوران مشروطیت قدم های زیادی پیش گذاشتیم. وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. قدم هایی پیش گذاشتیم اما اینکه بگوییم این راه در نقطه ای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواسته ای نداشته باشند و مساله خوبخود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاکمیت از قانون اساسی به نحوی که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است.

هستند کسانی که نان خود را از راه دروغ و تهمت می خورند
مهندس موسوی در این باره که امام در نامه خود از واسطه هایی سخن می گوید که القای بدبینی می کنند و توصیه موکد دارند که از اینها پرهیز شود. اینها کی هستند؟ چکار می کنند؟ می گوید: هستند کسانی که نان خود را از این راه می خورند. واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند.

اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و … . اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده هایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بینی ایجاد کنند. اینکه یک عده ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و … این کار بزرگ کردن بیگانه است اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.

مهندس موسوی در پاسخ به پرسش که این فضای بد بینی را چه کسانی می سازند؟ می گوید : یقینا یک عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی می برند و عده ای دیگر سود شخصی. مشهور بود که کسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینکه از دیگری غیبت کند و جوسازی و بدگویی بکند، نداشت. ایشان در همان جا جواب تندی می داد. بنده مواردی شاهد بودم که امام در برابر این مسائل تند می شد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینکه باید مراقب کسانی که آتش بیار معرکه هستند و فضا را آلوده می کنند، بود.

از او پرسیدیم که امروزه عده ای بر ضرورت وحدت تاکید می کنند و گروهی با مساله وحدت مخالفت می کنند. مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود می گویند اول محاکمه بعدا وحدت و از این قبیل. شما این را چگونه می بینید؟.
مهندس موسوی پاسخ داد: جنگ سیاسی و قدرت طلبی است. در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعی می کرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش می کنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان می دهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمی‌تابند. می خواهند همه در دریای وحدت قرار بگیرند.

امروز حاشیه نظام از متن پررنگ تر شده است
مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است می گوید : آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست.

وی افزاید : مصلحت کشور این است فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.

الان یک عده ای کشف کرده اند که موسوی خوئینی ها توده ای است یعنی همین شخصی که شاگرد امام است. می گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده اند. اگر اینجوری باشد فکر می کنم ما در نظام یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می دهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم.

وی مثال دیگری هم می زند که این مساله بسیار مهمی است که ما یک همایش دوسالانه کاریکاتور بگذاریم و بیش از صد نفر از بهترین کاریکاتوریست ها اعلام کنند که ما در این دوسالانه شرکت نمی کنیم. این اتفاق بزرگی است. ما اگر این را علامت بگیریم، مشکلات را حل می کنیم. علامت ها همیشه در کلان جامعه نیست اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم ، می توانیم به حل مشکلات برسیم. اینکه بیشتر سینمایی های، نویسنده ها، نقاش ها و … در حاشیه قرار می گیرند، این علامت خطر برای کشور است.

به نفع کشور است که بر سر قانون اساسی اجماع کنیم
مهندس موسوی در این گفتگو ابراز می دارد: آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم. ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم . من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم . خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدید نظر قرار گیرد همانطور که در سال ۶۸ اینچنین شد .ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی که حضرت امام در این منشور می فرمایند، قضیه بگونه ای خواهد بود که باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشکلات حل شود مردم دنبال حاکمان می آیند ولی اگر ببینند که آنها را بدبخت تر می کنند، فشار بیشتر می کنند، مشکلات را زیاد می کنند؛ به نظر من اصلا نمی شود روی آن حساب کرد.

وی می گوید : اینکه به مردم بگوییم علی رغم همه بدی ها و ضعف ها و فساد ها پشت حاکمیت بایستید؛ این جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمی تواند کاری بکند، مردم را قانع سازد. از تکنولوژی هسته ای تا سیاست های اقتصادی و کارآمدی. مردم از این نظام انتظار دارند.

مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل اینهمه مشکل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند. اگر درست عمل نکنیم این فضا از دست می رود نه اینکه ما می خواهیم از دست برود، خودش می رود. حکومت باید مشکلات مردم را حل کند. مثل دفاع مقدس که اگر مردم نبودند دشمنان می آمدند کشور را می گرفتند. آنها که دیگر چرتکه نمی انداختد که اینها مسلمان هستند و باید مراعات کنیم. مشکلات کشور همچنین شکلی دارد اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمی تابند و اعتراض می کنند. عدم کار آمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می شود.

وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود
مهندس موسوی در ادامه این گفتگو تاکید دارد: از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود. در وحدت مورد تاکید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمی دهند بلکه امام وحدت را به مولفه های منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی بر می گردانند و همه جا به آن تاکید می کنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهای بسیار اساسی و بنیادی است که کشور را برومند کند. منشور برادری حضرت امام، کاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروه های مختلف سیاسی، فقها، روحانیون، روشنفکرها و مردم است که روی آن فکر کنند و اندیشه های مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد.

در ادامه این گفتگو از مهندس موسوی پرسیدیم لحن حضرت امام در نامه به جریانات سیاسی موجود، خوش بینانه و خود این لحن ایشان وحدت بخش است. واقعیت چه بود؟ آیا فضای آن دوران اینگونه بود یا امام عمدا با این کار می خواهند به جامعه و گروه های سیاسی وحدت را القا نماید؟

پاسخ اما این چنین مهم بود: حقیقت این است که در آن شرایط که خود نامه هم به آن معطوف است، اختلاف هایی وجود داشت و جناح بندی هایی هم بروز کرده بود . شخصیت ها در نهادهای موازی حضور داشتند که این نهادها به جناح مخصوص خودشان تعلق داشت. دفتر تبلیغات اسلامی در کنار سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن اسلامی در کنار جامعه اسلامی و غیره وجود داشت. در نهادهای مختلف چنین تقسیم بندی وجود داشت. آنچه من در رابطه با حضرت امام دقت کرده ام ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و … ترجیح هایی داشت که من فکر می کنم با نظریات دولت خیلی نزدیک تر بود یعنی با جناحی که آن موقع سر کار بود.

وی می گوید: آنچه مهم است این است که هیچ کدام از این اختلاف ها، منجر به این نشد که در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناح های مختلف حذف بشوند. همه اینها یکپارچه حضور داشتند. آقای عسگر اولادی بود، آقای مهدوی کنی بود، آقای موسوی خوئینی ها بود، آقای موسوی اردبیلی هم بود. این افراد همه در کنار امام بودند. بودن یک جناح در کنار امام به معنی حذف جناح دیگر نبود.

من خیلی روی این مساله فکر کرده‌ام. احساسم بر این است این حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای که از طریق آقای موسوی خوئینی ها – که امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفته اند – به امام وصل می شدند؛ از طریق آقای مهدوی کنی نمی توانستند وصل بشوند. همان هایی که از طریق آقای مهدوی کنی به امام وصل می شدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام می رسید یقینا نمی توانستند از طریق آقای موسوی خوئینی ها وصل شوند. این خودش یک روش خوبی بود. برای همین ایشان در مقابل حذف هر کدام از این چهره ها در گرداگرد خود به سختی مقاومت می کرد همه تا آخرین دم در کنار ایشان ماندند. حذف اینها، موجب اختلال می شد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی می کشاند. حذف هر کدام از این چهره ها، به معنای حذف یک قاعده اجتماعی نبود، چرا که قاعده که حذف نمی شود؛ بلکه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع می شد. به نظر می رسد این مساله غیر از اینکه بعد اعتقادی داشت، یک جنبه استراتژیک هم در ذهن امام داشت. ایشان هر کسی را که قصد خدمت داشت و نیت پاک داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشارکت می داد.

دچار کرختی جذام‌وار شده ایم
مهندس موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره می کند که ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم و سپس توضیح می دهد: یک یخش هایی از بدنه‌ی انقلاب جدا می شود و متوجه نمی شویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند.

در اوایل سال ۵۸ چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند. بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پله های مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است. از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است . وقتی تکه تکه می افتد شخص متوجه نمی شود! ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم ، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم.

وی در پاسخ به این پرسش که آنچه از خاطرات امام و یاران ایشان از دهه اول بر می آید ، این تصویر را ایجاد می کند که آزادی سوال و انتقاد و مخالفت با نظرات دیگران و ایشان در آن زمان معمول بوده است، چرا امام که خود نظریه پرداز ولایت فقیه بودند، مساله تمکین مطلق را در این موارد مطرح نمی‌کردند؟ می گوید : البته در آن دروان به دلیل محبوبیت امام، مخالفت با ایشان یک نوع بدبینی نسبت به شخص در جامعه ایجاد می کرد اما این مانع از آن نبود که افراد و نهادهای مختلف ار جمله مجلس نظر خود را اعلام نکنند. من افراد مختلفی را یادم هست که حرفهای درشتی هم در رابطه با امام زده بودند و فکر نمی کردند به نظر امام رسیده است. بعدا فهمیده بودند و از ایشان وقت خواسته بودند و ایشان بلافاصله وقت داده بود. این مساله در سطح جامعه هم انعکاس پیدا می کرد. تحمل، مدارا و آزاداندیشی بخشی از اعتقادات دینی ما است که هیچ نوع تناقضی با مساله قانون اساسی ندارد بلکه قانون اساسی در همه جا به این مساله تاکید کرده است. البته بیم آن هست یک موقع اجماعی پیش آید که به دلیل ناکارآمدی و بدعمل کردن ما، مردم در هیچ موردی را قبول نکنند. من فکر نمی کنم در اصل آن چیزی که انقلاب برای آن اتفاق افتاد، مشکلی باشد. مشکل در عملکرد ما است. اگر زمانی مردم تصمیم جمعی و اجماعی بگیرند در برابر موج آن نمی شود ایستاد.

امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلفدر سطح سیاسی بسیار کم شده است
مهندس موسوی در پاسخ به اینکه شما در گذشته مسئولیت‌های خطیری داشتید. الان هم در عرصه سیاسی حضور فعال دارید و همیشه مسائل را رصد می کنید. پس از انقلاب همه استعداد های بالقوه تفرقه در کشور پررنگ می شود، آشوب های منطقه‌ای، نزاع های قومی، هجمه تهدید کننده دشمن خارجی، فشارهای اقتصادی؛ همه پیش‌نیازها برای اینکه جامعه دچار تشتت و تفرقه بشود، وجود داشت و شرایط سختی بر جامعه حاکم بود که نظام این فضا را مدیریت می کند. الان سی سال پس از انقلاب، نظام به شرایط خاصی گام نهاده است. به نظر شما شرایط امروز خطیرتر است یا شرایط آن دوران؟خاطرنشان می کند:ما می توانیم از گذشته درس بگیریم اما دو موقعیت دشوار را به سختی می توان روی هم انداخت و با هم مقایسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بودیم و تازه از سلطه رژیمی درآمده و رو به نظام جدیدی آورده بودیم.
نظام سابق ریشه عمیق تاریخی داشت و اثر خود را در فرهنگ، سیاست، اجتماع و ساختارهای حکومت گذاشته بود بعلاوه حرکتی که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهانی تلقی می شد و بخاطر همین دشمنان زیادی در سطح جهان بود که مشکلات زیادی مثل کودتای نوژه، شورشها و حمله صدام برای ما به وجود آورده بودند. در سطح بین المللی هم حرکت های دیگری وجود داشت. آنچه در این شرایط به ما قدرت می بخشید، وحدت و همدلی بر گرداگرد یک ایدئولوژی بسیار پیشرفته، مترقی و به روز و یک نوع صیانت از این وحدت در مقابل امواج فتنه هایی که می توانست این وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت.

او می گوید: در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شکل نداریم اما اینکه الان احساس می کنیم آسیب پذیرتر شده ایم، به نظر من عامل آن مشکلات داخلی است. زمان جنگ علی رغم همه مشکلات، احساس قدرت وصف ناپذیری می کردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.
به نظر من امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلف در سطح سیاسی بسیار کم شده است. آن موقع مشکلات اگر چه بیشتر بود، تحمل و سعه صدر هم بیشتر بود. اندیشه های مختلفی که با هم اختلافاتی داشتند می توانستند در کنار هم کار بکنند ولی الان متاسفانه چنین حالتی وجود داشت.

بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه نفع کلیت نظام است و نه به نفع سپاه
نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید می کند :«حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود. یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت های تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو می کند. می گفتند نیروی نظامی می خواهد کار عمرانی بکند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که که قیمت دلار چند است دیگر به وظایف خود عمل نمی کند و فساد هم ایجاد می کند. استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه می توانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود می توانند این کار را بکنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند.
نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود. بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد .

وی می افزاید: در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع تری پیدا کرده است . توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشکل ایجاد کرده و هم در میان مردم. فکر نکنیم سپاهی عزیزی که در مرزهای کشور شهید می شود، نفعی از این برده است. خیر، این فعالیت اقتصادی برای خود شبکه ای ایجاد کرده که این شبکه، شبکه اقتصادی صرف نیست مقاصد سیاسی هم دارد و این به نفع کشور نیست. حضرت امام این مساله را بارها مطرح کرده است، اگر به آن عمل می کردیم به اینجا نمی رسیدیم.

ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است
نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از گفتگوی خود با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در تبیین تفاوت های دهه اول و فضای فعلی کشور از حاکمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد کرد که همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج کرده بود.
وی اظهار داشت: آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح می شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده می شد. اگر در سطح دولتی گفته می شد که ده هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمی دهد. من نمی خواهم کسی را متهم بکنم اما اینها مسائلی را در کشور به وجود می آورد که ما را آسیب پذیرتر می کند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود که همه مردم از نعمات و امکانات و از فرصت هایی که یک کشور و نظام می تواند داشته باشد، بهره‌مند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته بشود. بحث، بحث مردم بود.متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است.»

میرحسین موسوی به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: من مجبورم به نکته ای اشاره کنم. همین لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر اول انقلاب بود به این شکل طرح نمی شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانه ها را مطرح کنیم و بنزین را گران نماییم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد می کند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینه های خانوار وارد نمی کند. اما اگر به دلیل وجود پاره‌ای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانه ها تصویب شود که مشکلات زیادی -مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه- وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم می خورند.

وی تاکید می کند که لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر خوب اجرا بشود، دولت کارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده کند و مشکلات مردم را حل کند ، ممکن است به کشور کمک کند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ کسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند.

دهه اول انقلاب یک نوستالوژی ملی است
وی با بیان اینکه حتی در شرایط جنگی افکار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاست های دوگانه به دولت نمی دادند، گفت: اینکه یک نفر از یک طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر کارهایی بکند که پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما چنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیب پذیر تر می کند و مشکلات ما را زیاد خواهد کرد.
نخست‌وزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد می کند و اظهار می دارد : این حسی که در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن دوران چون مردم می‌دانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل کردن مشکلات آنان است اگر جایی هم کم و کسری می دیدند، تحمل بالایی داشتند. می آمدند پشت سر دولت قرار می گر.فتند

"مردم با کم و کسری های کشور که خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار کشتی های نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیت های واردات و صادرات بود، می ساختند. مشکلات را حس می کردند ولی فریادشان بلند نمی شد. چون می دانستند که هم خودشان، هم کسانی که در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به کار گرفته اند. برای همین با یک همکاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم که هم اختلافات را از بین می برد، هم مشکلات را حل می کرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود.

در چنین شرایطی که کمبودهایی وجود داشت، مردم بچه های خود را به جبهه می فرستادند و طلاهای خود را به دولت می بخشیدند تا بلکه بخشی از هزینه های جنگی را تامین بکنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در کشور ایجاد می کرد که هنوز هم ذائقه و سابقه اش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست."

تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن کشور را دچار بن بست می کند
آخرین نخست وزیر معتقد است که «اسلامی که امام به آن اشاره دارد اسلامی است که دائم با مسائل گوناگون جامعه درگیر است و نظریاتش در حال تغییر و متناسب با شرایط جدید است و در حال پاسخ به آنها است. ایشان دنبال اجتهادی است که در برخورد با مسائل جدید و نو بتواند درک درستی از آن‌ها داشته باشد و به تبع مسائل جدید بتواند احکام متناسب با آن را ارائه کند.»

اومی افزاید:«قرآن، اسلام و انقلاب واژه هایی هستند که معانی سیالی دارند که بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پبدا می کنند و حوزوی آشنا به مسائل و روشنفکرها، مسولین، مجریان و مدیران که با اندیشه های امام جوش خورده اند با این نگاه می توانند مشکلات را حل کنند و گرنه یک حالت تنگ نظرانه همیشه حاکم خواهد بود. حضرت امام در رابطه با تنگ نظری و تحجر – با توجه به بروز برخی مسایل – بارها صحبت کرده اند که شاید هنوز برخی از آن‌ها منتشر نشده باشد. ایشان توجه دارند که تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست بکند. مواردی هست که امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند که ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند که این مساله نظام را با بن بست مواجه نکند..

میرحسین موسوی از نتیجه این تفکر فقهی امام در حوزه آزادی بیان چنین برداشت می کند: اولین ویژگی این تفکر این است که خیلی راحت نمی شود افراد را تکفیر کرد و آنها را خارج از مدار دین به حساب آورد. نمی شود به اعتبار اینکه کسانی که مختصر اختلافی با نظرات رسمی در یک گروه یا جمعی دارند، به عنوان افرادی که مخالف دین و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. این تنگ نظری ها به نوعی بر روشنفکران اعمال شده و به نوعی دیگر بر فقها. امام این نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملی می دانستند.

مبادا به دلیل طرح تنگ نظرانه مباحث فقهی، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند
مهندس موسوی به فرازی از “منشور برادری” در خصوص باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره کرده و خاطرنشان می سازد: امام توجه داشتند که مبادا تکیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود که اندیشه های دیگر و حتی خود این اندیشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پیدا نکنند. امام مدام تاکید می کردند که در زمینه های فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون می‌تواند وجود داشته باشد.

به نظرم می آید که این موضع گیری ایشان که خیلی صریح و روشن است؛ تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلکه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مد نظر امام است که مبادا به دلیل طرح مباحث تنگ نظرانه این بحث ها، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند. امام در باب باز بودن باب اجتهاد درجمهوری اسلامی، می فرمایند: در مسائلی که ادعای اجماع هم شده است، اقوال مخالف وجود دارد. این مساله مهمی است. یعنی یک مساله فقهی وجود دارد که تا الان علما روی آن اجماع کرده اند، بنابه فرمایش امام حتی در این مساله هم امکان اختلاف است. اگر دقت بکنیم ایشان معتقد به یک نوع تسامح و مدارا است. فضا را برای مجتهدها باز می کند تا بتوانند بر اساس مسائل و رویدادهای جدیدی که در فضای مدرن در حال رخ دادن است، نظر بدهند. حتی امام به مردم عادی که فقیه نیستند و به نظرات کارشناسی فقها رجوع می کنند، پیام داده که نسبت به مساله خیلی تنگ نگاه نکنند و بدانند که اندیشه های گوناگون راجع به آن وجود دارد.


نظرات

مرتضی :

با سلام و عرض خسته نباشید
میخواستم بگم چند باری هستش كه این هشداری كه پایین نوشتم با عنوان cyber alert برام از جایی
میل میشه، میخواستم بدونم باید اینو جدی بگیرم؟ ممنون...

كاربر محترم

شما درحال فعالیت غیرقانونی و ضد امنیت ملی در فضای مجازی می باشید

در صورت ادامه اینگونه فعالیت ها برابر قانون جرایم رایانه ای،مجرم شناحته

شده و با شما برخورد قانونی خواهد شد

نوروز: دوست عزیز! مناسفانه ما در این باره نمی توانیم اظهار نظر بکنیم.

 

علیرضا :

مهندس میرحسین موسوی ! تا پای جان در کنار شما ایستاده ایم! باشد آن روزی که شما هم همچنان در کنار فرزندان جنگ بایستید.

 

عمو علی :

افرین بر میر حسین عزیز.الحق که امام بسیار باهوش بودند که مدیریت کشور را در زمان جنگ به ایشان واگذار کردند.

 

علي :

ياحسين مير حسين.

 

امیر حسین :

دورود بر جنبش سبز و مهندسی موسوی عزیز
بنده با اینکه اختلاف نظرهای بسباری با آیت الله خمینی دارم اما فکر می کنم که وقت آن شده است که جمله چه کسی گفت جای خود را به چه چیزی گفت بدهد ... بنده واقعا مسرور هستم نخست از بیاناتی که اخلاق حافظی (با دوستان مدارا و با دشمنان مروت) موج می زند و تسامح و مدارا اصلی جدایی ناپذیر از فرهنگ سبز شده است و همچنین قرائتی که ایشان از بیانات آیت الله خمینی به عنوان رهبر انقلاب قرار دادن که متضمن همین نکته می باشد

آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

محمد :

دیکتاتوری پایدار نخواهد ماند

 

:

جناب اقای موسوی ما پنج ماه است که با تقلب مقابله میکنیم کتک خوردیم. ناسزا شنیدیم. از شما خواهش میکنیم دل تمام طرفداران را قرص کنید . من نمیدانم چگونه اما دارد دیر میشود . بنده حاضرم جانم را فدای ملتم و خاکم کنم شما هم دلهای مارا محکم کنید .

 

:

چقدر دلم می خواست الان این مرد با کیاست و متین رئیس جمهور ایران بود !!

 

kalij khilli :

رهبران جريان سبز مواضعي را از خودشان اتخاذ کرده اند که با اين مواضع نمي توان انتظار تفاهمي را داشه باشيم جريان ووو

نوروز : دوست عزیز! این ادبیات شماست که جایی برای نفاهم و سازش باقی نمی گذارد وگرنه جنبش سیز خواسته ای جز اجرای کامل قانون اساسی ندارد و این به صراحت بیان شده است مگر اینکه حاکمیت عنچون گذشته نخواهد تن به اجرای قانون بدهد .

 

سبز پوش :

اي خدا اين ميرحسين تا حالا كجا بوده؟ چرا زودتر نشناختيمش؟اگه آفايان حكومتي هم مثل ميرحسين فكر ميكردن ما الان اينجا نبوديم. . .
ما كه تاآخرش پشت ميرحسين ايستاديم.
يا حسين ميرحسين

 

alio :

درود بر شرف و غیرت والایتان
که در برابر بی دینان به ظاهر دیندار ایستاده اید

 

amir :

چقدر فرق است بین امامی که میرحسین میگوید با امامی که... وچقدر فرق است بین وحدتی که ... . یاحسین میرحسین

 

mahdi :

با سلام . البته اگر نظرات مخالف را منتشر کنید!
در ایام قبل از انتخابات هم برادر موسوی از این حرفا زیاد می زدند . چنان تفاسیر زیبایی از فرمایشات و اندیشه های امام ارائه می کردند که شنونده بیاد دهه شصت می افتاد. اما خود ایشان بهتر از همه می دانند که رفتارهای خلاف قانون وی چقدر با اندیشه های امام و قانون اساسی که وی آنرا میثاق وحدت می نامد فاصله دارد . آقای موسوی نزد خود اندیشه کن اگر امام زنده بود ویک چنین حادثه ای رخ می داد نظرش و حرفش چه بود . اصلا به فرض هم که رقیب شما اشتباهاتی کرده وسیستم هم همینطور ، آیا شما به این جمله امام فکر نمی کنید که فرمودن اگر دیدید روزی امریکا و دشمنان انقلاب از شما تعریف کردند بترسید از آن روز . آیا واقعا امروز امریکا ، اسرائیل ، انگلیس ، بی بی سی . و او ای ، و دهها مرکز استعماری از چه کسی حمایت می کنند .وبرای ایجاد تغییر در حاکمیت اسلام در ایران نه تعویض احمدی نژاد دل به چه کسی و چه جریانی بسته اند ؟ در خلوت خویش فارغ از همه خطوات شیطانی در این اندیشه کنید . من فکر می کنم لا اقل به نتیجه سکوت و دعوت به آرامش می رسید.

نوروز : دوست عزیز! هرچند خطاب شما به اقای موسوی است و ما به ایشان دسترسی نداریم تا پاسخ شما را بدهد و از نظر اخلاقی نمی دانیم با اینگونه نظراتی که خظابش به کسی است که نمی تواند در اینجا پاسخگو باشد اما اول اینکه قیاس شما در باره مشابهت شرایط امروز با زمان امام باطل است و هیچکس نمی تواند پاسخ شما را بدهد که اگر امام بود با این شرایط چه می کرد؟ بطور مثال در زمان حیات امام نظارات استصوابی توسط شورای نگهبان اختراع و اجرا نشد تا مجلس فرمایشی خبرگان و شورای اسلامی بسازند یا نظامیان حق دخالت در مسائل سیاسی و انتخاباتی و تعیین رئیس جمهور را نداشتند و...در حالیکه امام همواره برمیزان بودن رای ملت و اجرای کامل قانون اساسی و نه فقط آن بخشی که حاکمیت می پسندد داشتند و کلام امام در رابطه با آمریکا نیز در همان جغرافیا معنا می دهد که اکثریت مردم با نظام و امام همراه بودند اما اگر همین اکثریت از عملکرد نظام و حاکمیت ناراضی شدند و به خیابانها آمدند و پاسخ اعتراض آنها باتوم و گاز اشک آور و گلوله و...بود و صدا و سیما و...بجای انعکاس درست این وقایع به وارونه گویی بپردازد اما رسانه های به انعکاس واقعیت جاری بپردازند آنوقت آیا بازهم می شود به این کلام امام متوسل و متمسک شد؟ و البته جمود معنایی جز این ندارد که ما کلامی را که در جغرافیای مکانی و زمانی خاصی گفته شده است از جایگاهش برکنیم و به شرایط مکانی و زمانی دیگر که بطور کلی متفاوت با آن جغرافیاست انطباق دهیم واین با امهات فکری حضرت امام که از مجتهدان می خواست حتی در اجتهادات فقهی شرایط زمان و مکان را لحاظ کنند انطباق ندارد . هیچیک از معترضان پس از انتخابات بدنبال تغییر حاکمیت اسلام در ایران نبودند وشعارشان این بود که رای ما کجاست و در نهایت خواستار تغییر دولت بودند اما برخورد چکشی و ظالمانه پی در پی طبعا در بخشی از این معترضان شعارهای و خواسته های تازه ای را رقم زده است و البته خارجی ها می خواهند از این آب گل آلود ماهی خود را بگیرند اما مسئول اصلی این اتفاق حاکمیت است و نه کس دیگر و شما چون زورتان به حاکمیت نمی رسد یقه آقای موسوی را پبیده اید ! و شما فکر نمی کنید فردی که در سخت ترین سالهای پس از انقلاب مسئولیت اداره کشور و نزدیکترین رابطه را با امام داشته است به اندازه شما با این مسادل آشناست؟ البته نصیحت و توصیه به ائمه مسلمین در هرشریط خوب است اما شما فکر نمی کنید که همین اندازه باید متوجه مقامات حاکم باشید که متاسفانه به بدترین وجه ممکن با حوادث اخیر برخورد کرده ومی کنند؟ ایا شما ندیده اید که با افراد معترض چگونه برخورد می کنند؟وآیا...

 

A :

من مي خواهم بگويم تفسيري اقايان موسوي و كروبي و خاتمي از قانون اساسي ارائه مي دهد مي تواند نظام حاكم را براي سالهاي متمادي حفظ بكندالبته به يك شرط در صورتي كه كل حاكميت بخواهد اين رفرماسيون را بپذيرد كه البته همه ما به اين مسئله شك داريم مطمئنا نسل حاضر و نسل جوان و نسلهايي كه در اينده بروز خواهند كرد اگر وضعيت فعلي ادامه پيدا بكند دچار چالشهاي اساسي چه از لحاظ محتواي فكري و چه از لحاظ ازادي هاي مدني خواهند شد من فكر مي كنم اگر مهندس موسوي هم براي انتخابات رياست جمهوري برگزيده مي شد واقعا كار خاصي نمي توانستند بكنند چون ايشان اگرچه از لحاظ مشاركتي برگزيده ملت بودند اما از لحاظ حكومتي برگزيده انها نبودند و مطمئنا حاكميت براي ايشان سنگ اندازي مي كردند اما در صورتي ابشان مي توانستند به موفقيت برسند كه با ايجاد يك جامعه مدني به وسعت تمام مردم ايران و ايجاد رسانه هايي ازاد و كاملا مستقل بتوانند بخش غير دموكراتيك حاكميت را در برابر مردم قرار بدهند و مطمئنا اگر اين كارها انجام مي شد ميشود بوي دموكراسي را حس كرد اما من مطمئن هستم تمام اين حرفهايي كه زدم رويا است چون خود يك جامعه دموكراتيك در يك كشور غير دموكراتيك سخت است چه برسد به اين كه ما مشكلات فراواني براي ايجاد يك جامعه بوروكراتيك داريم به نظر من مهمترين مشكل ما مشكلات فقهي است يعني بايد اين نظر براي همه جا بيفتد كه ايجاد يك حكومت مردم بر مردم شرط اساسي مردم ما حكومت ما و نظام ما است چه مي خواهد اين دموكراسي يراي حاكميت مطلوب باشد يا نباشد منظور من ايجاد يك جمهوري ليبرال نيست اما چيزي شبيه به ان است صحبت ديگري هم داشتم دائما مي شنويم بنيانگذار انقلاب اين طور فكر مي كردند يا اين طور فكر نمي كردند مسلما ايشان كه خدا نبودند ايشان هم جايز الخطا بودند يعني با اين صحبتها ما خودمان را عقب نگه مي داريم ما بايد دائما تراوشات فكري داشته باشيم خوب اگر اينجوري بود ديگر احتياجات به منتسكيو يا هابز و... نبود هرچه ارسطو و افلاطون و سقرلط مي گفتند ما همان كار را مي كرديم فايده اصلي علوم انساني درست وحسابي نقد پذير بودن ان و به روز بودن ان است من مي گويم ما بايد صحبتهاي بزرگترين شخصيتهاي اين نظام هم نقد بكنيم اگر شرايط اين گونه ادامه پيدا كند روزبه روز عقب ماندگي هاي بيشتري حس خواهيم كرد براي ايجاد يك جامعه پيشرفته و دموكرات و در سطح رفاه بالا تنها تنها احتياج ما نيروي انساني كارامد و مستقل انديش است

 

علی :

جناب مهندس موسوی
نام شما در ذهن ما در کنار نام مصدق ها و امیرکبیرها و ... ماندگار شده است.
درود بر شما

 

مهدی :

من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمیخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن آویزد؟
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه اندوه ز چیست؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو اکنون چه فراموشی ها
با من اکنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
وچه خواهد شد آن!

 

میر حسین :

ای فرزند متین زهرا‌ای فرزند شیر علی‌ تو با ما چه کردی که در هر منزلی از دوست داران رنگ سبز علی‌ پوستر زیبای سبز تو بر دیواری نقش بسته است.زیبا تر سخن ندارم که بگویم یا حسین میر حسین رسول از مشهد

 

sadegh :

با سلام به موسوی عزیز
ایکاش میشد و میتونسنم بیانات این بزرگوار را به تعداد خوانواده های ایرانی چاپ میکردم و به دستشون میرسوندم. آخه خیلی ها هستند که امکانات اینترنت و روزنامه رو ندارن و نمیتونن مطالب شما بزرگوارو بخونن
صدا و سیما و نمازهای جمعه و تریبون ها هم فقط شدن پایگاهی برای عوام فریبی و لالایی برای هوشیاران خفته!
تنها کلامشان تخریب رقبا با زدن برچسب هایی از قبیل محارب و منافق و برانداز نظام و انقلاب مخملی و کتونی و حریر و ...... و بکاربردن الفاظ مقدس برای اروم کردن مردم و تجارت با اسماء مقدس و مبارک
همه اینها ضعف از نداشتن منطق و کلام متین و عاقل پسند است وبس
چرا حتی یک نفر از مجموع دولت و مردمانشان پیدا نمیشه که بتونه با دلیل و منطق و صحبت موجودیتشان را ثابت کنه؟
کلام موسوی حجت بر حق بودن اوست
ترس دولت از آگاه شدن مردم و هوشیاری جامعه است .
کاش بیانات موسوی عزیز را همه میخواندند و خود قضاوت میکردند
درود بر موسوی و راه سبز او

 

حسين :

ياحسين ميرحسين.پس از آن غروب رفتن اولين طلوع من باش..................

 

محمد :

نظر هاي من رو رو صفحه نمي زارين و بهش جواب نمي دين شما هم حرف هاي بازديد كننده ها را سانسور مي كنيد.

نوروز : دوست عزیز! در این باره بارها توضیح داده ایم اگر آن موارد را رعایت فرمائید مطمئن باشیدنظرات شما را انتشار و پاسخ می دهیم.

 

مهدی... :

فراموش نکن که عمریست در قلب من هستی . نه این چند روز ..
همیشه عزیز و دوای درد ..

منتظر میمانم ...

 

یه بنده خدا :

هو الحق
تا آخرین قطره خون پای حق و عدالت ایستاده ایم. جناب مهندس میر حسین موسوی را دوست دارم، چون روح خدایی و معنویت را در جامعه بیدار و بروز کرد.
جنبش سبز که یک جنبش عدالت خواه و یک جریان فکری بر گرفته از تعالیم اسلام ناب محمدی و امام راحل می باشد.

 

ولي الله :

اين بار خواستم بعضي بي عدالتي ها را ياد آوري كنم كه شايد جاش اينجا نبود.
ضمن حمايت از آقاي موسوي .
همانطور كه در جريان هستيد چند پيش كشمكش كشاورزان برنج كار و از طرفي وارد كنندگاه برنج را مشاهده كرديد كه در نهايت به نفع وارد كنندگان گرديد .
از طرف ديگر چندسالي هست كه مركبات و ميوه هاي ديگر از چين وارد ميشود كه خودش جاي سوال هست .
همينطور كه من اطلاع دارم از ايمسال درست همزمان با برداشت سيب درختي از تركيه سيب وارد ميشود كه در زمان بدون وارد شدن سيب ،‌توليدي خودمان در دست ميماند ، حالا كه از تركيه وارد ميشود ،‌سيبهاي توليدي كشور خودمون چه خواهد شد؟
آيا اين خيانت به كشور و باغداران نيست ؟
آيا نفع وارد كنندگان محصولات باغي و زراعي در الويت هستند يا پايه كشاورزي كشورمان ؟
چرا بايد الان كه زمان برداشت مركبات و سيب است ،‌از كشورهاي جين ،‌مصر و تركيه ،‌... مركبات و سيب وارد كنيم ؟ گفتن اينا يك خشونت است ؟
قضاوت با تيز بينان

 

داوود :

چند سال پيش در خبر آمده بود كه رئيس جمهور كشور سوئد يا سويس كه نميدونم چه ديني مذهبي داشت بخاطر عدم رعايت فرزندش در رانندگي كه بيش از سرعت مجاز در اتوبان رانندگي ميكردو جريمه شده بود استعفاء كرده بود.و گفته بود كه وقتي كه من نميتونم پسرم را كنترل كنم ،‌چگونه يك مملكت را اداره خواهم كرد.
ولي مسئولين ما با اين كه هزاران خلاف و عدم اجراي قانون و ظلم بر مردم كشور خودمياورند ،‌اون هم به ملتي كه 30 سال در خدمتشان است . يك قدم عقب نميرن .
اينا ميخوان چكار كنند ؟ ميخوان كجابرن ؟‌ميخوان چه كاره بشن ؟ يعني مال و ثروت و مقام اينقدر ارزش دارد كه چندين نفر جان شان را از دست بدهند ؟
چند ماه پيش يكي از هم وطنان در يك رسانه اي ميگفت كه ما نبايد آقاي جومونگ را الگو براي خود قرار بدهيم . ما خيلي از برزگ مردان را در تاريخ داريم كه بهتر از جومونگ است .
در حالي كه آقاي جومونگ در فيلم كسي را كه ميخواست اورا بكشد بخشيد و گفت كه برو به فرمانروا بگو جومونگ را كشتم و خودش مخفي شد تا او و خانواده اش را نجات بدهد و اينجورهم شد . آيادر تاريخ ما بخصوص تو اين 30 سال چنين فردي را مي شناسيد كه گذشتي مثل جومونگ داشته باشد ؟

 

رضا :

ما ملت سبز تا آخر پای رسیدن به آزادی واقعی ایستاده ایم

 

آمیتیس از اهواز :

امروز 20 آبان 1388 من دختری از اهواز 25 ساله شدم.آقای موسوی امروز قشنگترین روز سال من باید باشه اما من نه تنها خوشحال نیستم بلکه حتی نمیتونم بخندم البته بیش از 4ساله که خنده های همه ی ما مصنوعی شده.من بچه ی اهوازم بچه ی خوزستان واسه منی که مردمم از گذشته ی گذشته ی گذشته ی تاریخ با بیگانه واسه حفظ این ملک 7000 ساله جنگیدن و خون دادن سخته به خدا سخته که ایرانمو ویران ببینم. ببینم ایرانی برادرکشی کنه، من خواهرا و برادرامو میخوام من ایرانمو میخوام سخته ببینی مردم حتی خریدن نون این ابتدایی ترین نوع خوراک واسشون سخت بشه، سخته،سخته به خدا سخته. آقای موسوی شما رو به جدت فاطمه زهرا(س) قسم میدم هیچ وقت از هدفت دست نکش یقین بدونید ما دست از حمایت شما نمیکشیم.هرگز.

 

:

اين جناب کاش اول ميگفتن کدوم قانون رو قبول دارن که بشه بر اون اجماع کرد بعد ادامه . . .

نوروز آ دوست عزیز! مانظر شما را باسانسور انتشار دادیم چون ادبیات آن مناسب نبود اما در پاسخ شما ظاهرا شما بدلیل نگاهی که دارید سخنان و دیدگاههای اقای موسوی را گوش و مطالعه نمی کنید وگرنه اینگونه نظر نمی دادید چون ایشان به صراحت و بارها براجرای تام و تمام قانون اساسی تاکید کرده اند و این روشن است اما برخی فقط می خواهند اصولی از قانون اساسی که می پسندند اجرا و بقیه فراموش شود .

 

علی :

به امید پیروزی جنبش سبز. همه دوستان پایدار و پاینده باشید . میرحسین قوی باش همه پشت شما هستند اول خدا بعدش هم شما به امید پیروزی

 

رضا :

سلام و عرض ادب افسوس که جای شمارو کسی تسخیر کرده که نه سواد تورو داره و نه انسانیت تورو سید تو مارو هوایی کردی پس تا اخرش باش خدا با ماست

 

جنبش سبز اذربایجان :

درود بر فرزند اذربایجان.ماجوانان اذربایجان سبز هستیم وسبز خواهیم ماند.ازدوردست مجاهدین تهران را می بوسیم.وعده ما 16اذر.تاازادی نهایی جنبش ادامه دارد.لبیک یامیرحسین.

 

علی عباسی :

عاقبت هر دیکتاتوری مانند صدام است .پس جنبش سبز پیروز است

 

رضایا :

درختان همچنان سبزسربلندن خدایا ماراازکویردورکن اسمان ابی ارزوی ماست

 

محمد :

میرحسین عزیز دوستت دارم چون خواهان مردمسالاری حقیقی برای ملت ایران هستی... دوستت دارم چون خواستار آزادی برای مردم ایران هستی... همان آزادی که مردم را بر سرنوشت خود حاکم می‌سازد و همان آزادی که خداوند در قالب «اختیار» به بشر اعطا کرد و بشر را از حیوان «بی‌اختیار» متمایز ساخت... دوستت دارم چون سرنوشت و زندگی مردم برایت ارزش دارد و از اولویت‌هایت است...

نه مثل کودتاچیانی که مردم برایشان از کم‌ترین ارزش برخوردار هستند... میرحسین عزیز، دوستت دارم چون نخست‌وزیر امام بودی... در همان زمانی که کشور ما در خطر فتح بدست بیگانه بود، تو در پشت جبهه‌ها از هویت ایرانی دفاع کردی...

بگذار منصفانه بگویم، تا پیش از انتخابات آنچنان که باید نمی‌شناختمت، هرچند که به تو علاقه داشتم و به بر رای سبزم نام تو را نوشتم، اما بعد از انتخابات هر روز و هر روز بیش‌تر و بیش‌تر برای من عزیز شدی... عشقی به تو پیدا کردم از جنس عشق مولانا به شمس... حداقل فکر می‌کنم اینچنین احساسی دارم... دوستت دارم و تا پای جان با تو هستم...

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد