
حسین نورانی نژاد، رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت بیش از 60 روز است که در سلول انفرادی محبوس است. به گزارش نوروز، نورانی نژاد در تاریخ 26 شهریور ماه در موج دستگیری اعضای جوان جبهه مشارکت بازداشت شد.
زهرا رضا، مادر او در نامه ای خطاب به مراجع از آنها درخواست کرده است تا برای آزادی فرزند دربندش تلاش کنند.
متن کامه نامه مادر رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت خطاب به آیات عظام منتظری، صانعی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، جوادی آملی، نوری همدانی، بیات زنجانی و موسوی اردبیلی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مراجع عالیقدر تقلید
حضرات آیات حسینعلی منتظری، یوسف صانعی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، جوادی آملی، نوری همدانی، بیات زنجانی، موسوی اردبیلی
سلام علیکم
آنچه در تاریخ تشیع به مثابه نقطه عطفی، همواره محل امید و اعتماد و همراهی و همدلی خلق الله با مراجع بوده و خواهد بود، حمایت و تظلم خواهی از آنانی است که بر ایشان جفایی رفته است. تاریخ حوزه ها و مراجع سرشار از ایستادگی حضرات ایشان برای احقاق حق مظلومین بوده است. در این راه حتی مواردی نیز یافت میشود که وارثان فقه جعفری در برابر اجحافی که بر دیگر برادران مسلمان از مذاهب دیگر یا حتی غیر مسلمانان رفته همانگونه که از ائمه هدی آموخته اند، خروشیده اند و تا احقاق حقوق تضییع شدگان از ادای تکلیف غافل نبوده اند.
همانگونه که مستحضرید در ایام انتخابات ریاست جمهوری و خصوصا پس از اعلام نتایج، شک و تردید در صحت و سقم نتیجه اعلام شده، التهابات و تظاهراتی آفرید که تبعات و عواقب آن همچنان روشن و دامنه دار است. در این میان عده ای روانه زندان ها و انفرادی ها شدند که شرح قصه آن در حکم شرح واضحات و توضیح بدیهیات است.
آنچه این قلم را به عریضه نویسی و استمداد حمایت از محضر حضرات علما وامیدارد، شرح جفایی است که بر یکی از فرزندان این وطن میرود؛ فرزندم حسین نورانی نژاد اکنون نزدیک به 60 روز است که در زندان انفرادی که از مصادیق شکنجه است به سر میبرد. البته زندان انفرادی برای جوانی که نامش را از امام سر به نیزه اش به یادگار دارد، محل ذکر و توکل است. اما آیا حبس بی آنکه تفهیم اتهامی صورت بگیرد و بی آنکه جرمی در کار باشد و بی آنکه وکیلی به حکم قانون و شرع رخصت دفاع بیابد، جز اجحاف و مکافاتِ بیدلیل نام دیگری دارد؟
حضرات مراجع مستحضر باشند، از آن روز که این جوان را که همواره خاطره کمیل خواندن هایش و برگزار کردن مراسم های مذهبی در ماههای محرم و رمضان، همیشه در فضای ذهنی دوستان و خانواده اش بکر و تازه است به حبس برده اند، لحظه ای نیاسوده ایم و بارها و بارها به صاحبان قضا مراجعه نموده ایم که البته گفتار آرام دادستان محترم تهران، بارقه امیدی در دلهای خسته ما روشن نموده است.
اما این کجا و رهایی کجا؟ اکنون که ناامید و دلشکسته شکایت خویش را به حضرات شما عرضه می داریم، به دادگری حضرت احدیت، ایمانمان محکمتر شده و با خود میگوئیم اگر فقهای فقه جعفری و مراجع عظام تقلید تشیع بر حال این شیعه حضرت مرتضی (ع) تفقد نکنند و او را که به تبعیت از امام معصومش مددرسان دربندان، دلشکستگان و محرومان بود و به شهادت اسناد و مدارک چه بسیار محجورانی که به واسطه دستگیری های حسین، اکنون دست دعا به درگاه الهی دارند، به حال خود رها کنند، آنگاه چه باید کرد؟ هرچند قاعده لطف الهی بی شک جوانی پاک نهاد و دستگیر محرومان را به واسطه اهل کرامت، مرحمت خواهد کرد و قلب شکسته مادری چشم به راه بی شک محل نزول رأفت است که پروردگار خود میفرماید: من در دلهای شکسته خانه دارم.
استمداد مادری پریشان از زعمای شیعه نه چیزی غریب است و رحمت مراجع نسبت به مادری که به واسطه هجران فرزندی پاک نهاد، هر شب به سیل اشک ره خواب میزند نه امری بعید.
باشد که با استعانت حضرات، آب رفته به جوی بازگردد و کلبه احزان مادری گلستان شود.
زهرا رضا
مادر حسین نورانی نژاد
17/8/1388
