دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


16 آبان 88

نوشتاری از همسر فیض‌الله عرب‌سرخی برای نفیسه زارع‌کهن


در پی دستگیری نفیسه زارع‌کهن، روزنامه نگاری که در آستانه 13 آبان بازداشت شد، همسر فیض‌الله عرب‌سرخی در نوشتاری به روایتی کوتاه از زندگی این فرزند شهید پرداخته و نسبت به بازداشت او اعتراض کرده است.

نفیسه زارع، روزنامه‌نگار که روز ۱۳ آبان به همراه همسرش حجت شریفی بازداشت شده بود، روز گذشته با خانواده خود تماس گرفت. زارع کهن در این تماس تلفنی از محل بازداشت خود اظهار بی‌اطلاعی کرد.
به گزارش موج سبز آزادی، حجت شریفی، همسر نفیسه زارع کهن نیز با وضعیتی مشابه در بازداشت به سر می‌برد.
او نیز در تماسی کوتاه از سلامتی خود خبر داده بود ولی از مکان بازداشت خود اطلاعی نداشت.
از سایر بازداشتی‌های روز سیزده آبان هنوز اخبار دقیقی در دست نیست.

به گزارش پارلمان‌نیوز، متن یادداشت مریم شربتدار قدس بدین شرح است:

انگار همین دیروز بود (سال ۸۰-۷۹) ، ساجده گفت:«مامان می‌خواهم با دوستانم درس بخوانم و نفیسه اصرار دارد همه به خانۀ آنها برویم»، اول مردد بودم ، خانه‌شان کجاست؟ چه کسانی در خانه‌اند ؟ ... چه می‌توان کرد؟ مادر هستم با کوله باری از نگرانی‌ها . و ساجده با لحنی آمیخته با اندوه گفت:« نفیسه ، پدرش را که در اثر مواد شیمیائی در جبهه‌ها دچار سرطان شده بود بتازگی از دست داده و سایر خواهرها و برادرانش هم ازدواج کرده و زندگی خودشان را دارند و نفیسه و مادرش با هم زندگی می‌کنند» حس عجیبی پیدا کردم.

نفیسه دختری بسیار دوست داشتنی و سرشار از مهر و عاطفه بود و در عین حال ، نجابت و متانتش حکایت از تربیتی صحیح و مبتنی بر اصول دینی و فرهنگی داشت و این را از تمام مراودات و ترددهایش به منزلمان دریافته بودم و حال که می‌دیدم این عزیز در غم از دست دادن پدر رزمنده‌اش اینچنین به مادر که همۀ زندگیش بود عشق می‌ورزید و این یادگار پدر را با همۀ وجود قدر می‌دانست از خود دلخور شدم بخاطر سؤالاتم در خصوص زندگیش ... یادم است از آن به بعد هر زمان بچه ها می‌خواستند درس بخوانند ، راهی خانۀ نفیسه می‌شدند و وقتی علت را می پرسیدم ساجده می‌گفت:«مامان ! فقط باید مادر نفیسه را ببینی »... و من دیدم آن‌همه مهر و صفا را و از نزدیک لمس کردم تمام محبتی را که آن شیرزن با همۀ خلوصش به پای فرزندان ما که دوستان دختر دلبندش بودند نثار می‌کرد و شنیدم دعاهایی را که به بچه ها یاد می‌داد تا بتوانند با آرامش در جلسات امتحان شرکت کنند.

و چقدر گریستم وقتی نفیسه مادرش را هم از دست داد . گریستم برای دل تنهای نفیسه ، گریه کردم بر ازدست دادن انسانی غریب و بزرگ و زار زدم شاید حتی برای اینکه خود را ناتوان از جبران آنهمه مهر و محبت مادرانه می‌دیدم برای نفیسۀ داغدار و تنها ...

و اینک اشک را دلیلی نیست بر نباریدن که باید خبر دستگیری این عزیز زجر دیده و این فرزند پاک میهن را بشنویم و چقدر از خودم بیزار شدم آن زمان که در اوج گریه برای این غریب ، ناخودآگاه خدا را شکر کردم که مادرش نیست تا شاهد چنین جفائی بر دلبندش باشد . مادر نیست تا بپرسد عزیزش به کدامین گناه ناکرده در بند است ؟ مادر نیست تا ... و اگر بود حتمأ با شنیدن این خبر جان می‌باخت.

و اینک من به پاس اندکی از محبتهای آن مادر می‌خواهم برای نفیسه مادری کنم و از آنانکه بی‌خبر از فداکاری‌های پدر نفیسه زارع کهن، و بی‌اطلاع از تدین و اعتقادات پاک و خالص این دختر مظلوم به اسلام و جمهوری اسلامی ، وی را به بند کشیده‌اند بپرسم به کدامین گناه ؟


نظرات

الیمایی :

آسمانا دلم ازاختروماه توگرفت/آسمان دگری خواهم وماه دگری.هیچ انسان با وجدانی نمیتواند ونباید درمقابل این فجایع سکوت کند.

 

:

عجیب است که با دستگیری انهم چنین افرادی مشکلی حل شود؟؟

 

:

آفرين به اين همكار فرهنگي كه با وجود آنكه خودش داغدار است براي اسير ديگري دلسوزي مادرانه مي كند.

 

:

اشک ما هم پس از خواندن این شرح حال کوتاه و تأثیرگذار بند نمیاد. به امید ایرانی سبز و آزاد.

 

سيد رضا :

خداوند بزرگ بهترين ياور مظلومان و ستمديدگان،و مقتدر ترين انتقام گيرنده از ظالمين و ستمکاران است . زود باشد که دست خود را از آستين ملت بزرگ ايران بدر آورد و ارده اش را نمايان سازد. انشاالله

 

:

این سر که رها ز قید هستیت با دیده عبرتش ببیند

این عاقبت وطن پرستیس !!!

 

انوش :

خانم مريم شربتدار قدس

مي دانم كه داغ دوري همسرت را در سينه داري . مي دانم كه سجاده هم همين داغ را در سينه دارد و بدان ما هم همين داغ را در سينه داريم. سياوش هايمان را در بند كرده اند به جرم عبور از آتش و اثبات پاكي.

همرزم عزيز ، با خواندن فراغ نامه ات براي نفيسه كه نفيسه همه ماست دلم شكست و اشك امانم نمي دهد ولي اين اشك غم نيست ، اشك شادي است كه چسان اين جنبش بارور و تنموند گشته كه ديگر كسي تنها غم خود نمي بيند. اين رمز پيروزي ماست . ما همه با هم و هم درد هميم.ما به درد مشترك رسيده ايم.

 

:

اندکی صبر سحر نزدیک است

 

معلم :

ومكرواومكرالله والله خيرالماكرين.اين است سزاي آزادانديشي.متاسفانه دراين مملكت بايد نفهم وچاپلوس باشي تا بتواني آسوده زندگي كني.

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد