
جمعی از دانشجويان و دانشآموختگان دانشگاه علامه طباطبايی، نامه سرگشاده تظلم خواهی به مراجع و آيات عظام بيات زنجانی، يوسف صانعی، ناصر مكارم شيرازی و حسينعلی منتظرِی پيرامون بازداشت غيرقانونی محمدحسين نعيمیپور نوشته اند.
یادآور می شود، محمدحسین نعیمی پور، در تاریخ 27 مهرماه و در آستانه روز قدس در موج بازداشت اعضای جوان جبهه مشارکت با حکم دادستان تهران بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.
به گزارش موج سبز آزادی متن نامه بدین شرح است
به نام خداوند مهربان
چو غنچه گرچه فروبستگیست كار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا میباش
سلام
شما بزرگواران نیك میدانید كه طی صد و چند روز گذشته چگونه قدرت ارگان قضایی كه باید امید ستم كشیدگان و تظلمخواهان باشد بدل به جایگاهی برای ظلم و تهدید و تحدید آزادیهای به حق عموم مردم و اجزای جامعهی مدنی گردیده است.
آتشی كه زمانی یكایك غنچههای مطبوعات آزاد را به خاكستر نشانید و پس از آن در دامن پاك دانشگاه و دانشگاهیان و فعالین حقوق زنان و دیگر دلنگرانان ایران زمین، كه آبادی و آزادی و ایمان را هر سه با هم طلب میكردند و از این روی چشم امید به این نظام و اصلاح هموارهی آن دوخته بودند، افتاده بود، آنچنان شعلهور شده است كه گویا زبانههای آن فرزندان پاك این جمهوریت و اسلامیت را نیز مصون نگه نمیدارد.
حالیا، شما كه به زیور اخلاق و تقوا آراستهاید، نیك میدانید، بدترین مصیبت آنست كه زشتی و قبح جور در جامعهای ریخته شود. و چنان تكرار گردد كه به عادتی معمول و سنتی مالوف بدل گردد. سالیانی دور در صدر اسلام، بزرگ مرد راه تقوا و شعور دینداری حضرت علی در كارزار جنگ با كفار و دشمنانی كه با شمیر آخته به میدان آمده بودند درس حلم و بردباری را به عمل نمایان ساخته بودند؛ كه:
"تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر بل ز صد لشكر ظفر انگیز تر"
دریغا امروز بردباری با همكیش و همآیین و هموطنان، گوهری نایاب و گرانبها گردیدهاست. گوییا نشنیدهاند كه، هم او به مالك اشتر - همراه همیشهی خویش- فرموده بود: "احساس مهر و محبت به مردم و ملاطفت با آن ها را در دلت بیدار ساز". آری چنین است كه تقاضای قانونمداری و پاسداری از عدالت را به سویی نهادهایم و درخواست رفتار همراه با بردباری را آرزو میكنیم.
براستی ما را چه شده است كه مصیبتهایی چنین سنگین و جان گداز گریبان جامعه و آیینمان را گرفته است؟ براستی آیا چنین نباید میشد كه به محبت و آزادی، فوج فوج مردمانی را كه به كیش و آیینمان درمیآمدند به نظاره مینشستیم؟ افسوس كه تیغ صاحب جوهر بدگمانی و تنگنظری، متصل مشغول به كار رماندن و رنجانیدن یكایك همراهان پیشین این نظام نو آیین گشته است. چنین است كه گوییا ناخواسته، آسایش و آرامش و امید، آهنگ رحلت از كوی و برزن این وطن ساز كرده است.
عدل سلطان گر نجوید حال غمخواران عشق گوشهگیران را ز آسایش طمع باید برید
دریغا كه ما، جمعی از دانشآموختگان علوم انسانی در دانشگاهی كه به نام بزرگ مرد اندیشه و شعور و مهربانی مزین گردیدهاست؛ همو كه آموزگار كیش مهر و محبت به دانش اندوزان بوده است؛ مدتیست به گرفتاری، میان دل و كاممان دیواری سترگ افتاده است و از افتادن عزیزانمان به گوشهی چهار دیواری تنگ حبس و اسارت غمناكیم.
گوییا به سان فرمودهی همان دانشمند مزین به عرفان كه نام دانشگاه تخصصی علوم انسانی از او سربلند است - علامه سید محمد حسین طباطبایی (ره) - این دلدادگان جوان ایران، دستآوردی به جز اشك چشم و به جز خون دل نصیب نخواهند برد.
بجز اشك چشم و به جز داغ دل نباشد به دست گرفتارها
از این روی، با شما بزرگ مردان پایداری و اخلاق به سخن نشستهایم و تنها و تنها درخواستمان همان است كه به بیان حافظ و مولای متقیان و دیگرانی هم از این دست بزرگوار و استوار شنیده بودیم، تا تلاش گره گشا و مهر خود را تا حد امكان از همراهان عزیز در بندمان، به ویژه محمد حسین نعیمیپور كه روزها و شبهای متمادی را بدون تفهیم اتهام، بدون بهرهمندی از وكیل و در سلول تنگ انفرادی گرفتار اسارت است، دریغ ندارید.
