ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


9 مرداد 88

پاسخ حنیف مزروعی به یادداشت زهرا مجردی
آیا جواب ما داغ و درفش و گلوله بود و زندان و در به دری ...


نوروز:حنیف مزروعی سردبیر پایگاه اطلاع رسانی نوروز، در پاسخ به یادداشت زهرا مجردی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، تولد مصطفی نوه وی و محسن میردامادی را از طرف تمام اعضای جبهه مشارکت تبریک گفت.
وی در این نامه از دل پر غصه خود در فراغ یاران در بندش نوشت و از اهداف بلند اصلاحطلبی برای ایرانی بهتر که دیگر بر باد رفته است سخن گفت.

متن کامل یادداشت زهرا مجردی:

بسم الله الرحمن الرحيم

- يادداشت "بغض در گلو" حنيف مزروعي متاثرم كرد،حنيف نمونه اي از خيل جوانان پاكي است كه در سنيني كه ميتوانست به دنبال تمايلات شخصي و غرق شدن و تلاش براي آرزوهاي دست يافتني و نيافتني اش باشد،راه ديگري را برگزيد،راهي كه به تلاش براي ساختن كشوري آباد بيانجامد،كشوري كه حق همه انسانها در آن ديده شود و انساني بر انسان ديگر به دلايل واهي برتري نداشته باشد.

راهي كه در دنياي امروز كشورهاي موفق از آن مي گذرند و آن حزبي شدن حكومت هاست ، احزابي كه با رقابت صحيح و با نقد موشكافانه حكومتها و قدرتهاي افسارگسيخته مي توانند مهاري طبيعي و سازنده بر دست و پاي قدرت مخرب بزنند،تا حكومتها همواره مراقب مجموعه حركات خود باشندو حق حاكميت اكثريت را به رسميت بشناسند.قطعا و بي هيچ شكي امروز "عمل صالح" كه همواره به آن سفارش شده ايم تقويت احزابي است كه امر به معروف و نهي از منكر حكومت ها سرلوحه مرامنامه شان باشد.

- حنيف عزيز : مباد كه شعله غم و غصه هاي امروز ريشه هاي وجودت را از طراوت خالي كند ، مباد كه آتش غم ظلم و جنايت ناكسان در حق جوانان و مردم اين مرز و بوم قلبت و قلمت را از رويش باز دارد ، بدان كه قانون آفرينش و سنت الهي بر فراز اين فجايع ، به روشني بر سرتاسر نظام هستي جريان دارد ، مطمئن باش خونهاي به ناحق ريخته شده و پاك جوانان و اشك هاي مادرانشان ، رنج هاي مردم ستم ديده و هتك حرمت شده سرانجام خاك بكر و پر قوتي را تدارك ميبينند كه نهال سبز اميد و آزادي را آنچنان بارور ميكند كه ديري نمي پايد كه خنكاي سايه اش جان حق طلبان را به نرمي نوازش خواهد داد.
بدان كه زندگي جريان دارد و همچون رودي پرتلاطم از پيچ و خم ها ميگذرد تا به سرمنزل مقصود برسد.

- امروز پنج شنبه 8 مرداد، اولين نوه من و محسن ، مصطفي پا به اين دنياي پرتلاطم گذاشت ، كاش او هم چون شما جوانان رشيد ، در زمره نيكان حق طلب درآيد و رهرو راه پدران نيك انديش و شجاعش شود.


زندگي زيباست ، زندگي آتشگهي ديرنده پابرجاست

گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست

ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست

------------------------------------------------------------------------
پاسخ حنیف مزروعی به زهرا مجردی:
از شنیدن تولد مصطفی هم خوشحال شدم و هم غم زده

خوشحال از اینکه در این وانفسای گرفتن و بردن و رفتن و شهید شدن و خبرهای ناگوار پی در پی موجودی معصوم پای به عرصه حیات گذاشته است که تولدش جاری بودن زندگی را فریاد می زند.

غم زده بخاطر اینکه مصطفی در حالی چشم بر جهان ما باز کرده که همه چشمها نگران و چشم انتظار آزادی پدر بزرگ در بند اویند که از روز گرفتاری تاکنون ازحالش بیخبرند و ...

اما در اعماق جان امید آن دارم که تولد مصطفی و مصطفی ها راهگشای همه ما در این روزگار حزن انگیز باشد و قدم سبز و رویش سبزش ما را به روشنی و فردایی بهتر رهنمون سازد.

هرچند که شاید درست نباشد اما در این روزگار غریب به نیابت از همه اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی، اعضای بزرگوار دربند و اعضایی که این روزها به دلیل جور زمانه در گوشه های تنهایی گذران میکنند و سایر دوستان و برادران و خواهرانم تولد این گل نوشکفته را به دبیرکل و پدر بزرگ مصطفی، دکتر محسن میردامادی و خانم زهرا مجردی عضو شورای مرکزی حزب و مادربزرگ وی و برادرم مهدی میردامادی و همسر بزرگوارشان تبریک می گویم و انشاءالله قدم نو رسیده موجبات گرد هم آمدن همه خانواده بزرگ جبهه مشارکت را بار دیگر در فضایی به دور از ترس و هراس و بازداشت فراهم کند.

سرکار خانم مجردی عزیز؛ مادرم ...

پاسخ تان را به مطلبم خواندم و بغضم ترکید و اشک ریختم

غم های عالم هر روز برایم زنده می شود و دنیا در مقابلم این روزها جز خرابی و سیاهی چیزی ندارد.

دلم به اندازه یک دنیا غم دارد و فقط تلنگری میخواهد تا بترکد، هر روز در کنار کامپیوتر نشسته ام و اخبار ریز و درشت پر پر شدن گلهای نوشکفته هم سن و سال خودم را منتشر میکنم، هر روز نشسته ام و میبینم که برادرانم را میبرند و دیگر بازگشتی در کارشان نیست و من عافیت طلبانه کنجی را یافته ام تا دستان نامحرمان به من نرسد و ......

وآخر این راهی نبود که ما میخواستیم و آرزویش را داشتیم .............

این نبود جواب راهی که پدران و مادران ما برای به مقصد رساندن آن بدنبالش بودند ...

نسل من و ما در پی فردای بهتری بودیم ...

ما که جز مسالمت و اصلاح امور خواسته ای نداشتیم آیا جواب ما داغ و درفش و گلوله بود و زندان و در به دری ...

این روزها کارم شده غصه خوردن و غمنامه نوشتن ....

دستگیری سعید بار دیگر من را به آشوب کشید،

این روزها که سروش حال هوای پدرش را می کند حتی دست ما دوستان سعید از دنیا کوتاه است که به دیدار سروشش برویم تا دلتنگی پدر را نکند.


این رسم روزگار نبود ........

این پاسخ راه ما نبود ...........

درد دل بسیار است و غصه های این روزهای ما بی پایان و من شده ام غمنامه نویس این روزها

ما را از دعای مادرانه تان بی بهره نسازید؛ خبر تولد نوه تان در این وانفسا تسلی خاطر و امید به زندگی و گذر به روزهای بهتر بود .

رویش سبز مصطفی مبارک باد



فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد