ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


4 مرداد 88

شهادت یکی دیگر از دانشجویان در زندان اوین
امیر جوادی نیز به جمع شهدای جنبش سبز ایران پیوست



خبرگزاری هرانا: طی نامه‌یی که از جانب پدر امیر جوادی لنگرودی به خبرگزاری ارسال شد، امیر جوادی لنگرودی که در اعتراض‌های 18 تیرماه بازداشت شده بود، به شهادت رسیده است. شهید امیر جوادی فر، دانشجوی رشته مدیریت صنعتی دانشگاه قزوین در جریان تجمعات

متن نامه‌ی مهندس علی جوادی لنگرودی بدین شرح است:
با سلام
«حال كه اين نامه را ارسال مي‌كنم از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر وجگر گوشه‌‌ات را از پزشكي قانوني تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ 18 تیر ماه در محدوده‌ی امیرآباد توسط لباس شخصي‌ها مصدوم و در بيمارستان بستري بود اما پس از بهبودي به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر 24 ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.
پسرم بنام اميرجوادي لنگرودي پسري بود به دور از جريانات سياسي و فقط عاشق وطن بود همين و بس پسري مودب و سر به زير كه به تازه‌گي مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد براي‌اش عزا بگيرم و مادري نيست تا برايش گريه كند.»
مهندس علي جوادي لنگرودي


نظرات

zartosht parsa :

تبریک و تسلیت به تو پدر بزرگوارم. انتقام خون برادرمان را خواهیم گرفت. مطمئن باش

 

علي :

برادر شهيدم راي تو ژس ميگيرم.

 

علي :

برادر شهيدم راي تو پس ميگيرم.

 

Arian :

این نوشته را به یاد روزهای بی شمار دوستی با امیر نوشته ام ( http://tarsaa.blogspot.com )

 

سهراب :

هشدار ! دارند جوانان وطن را بي شرمانه اعدام مي كنند .هر .....زيركانه مشغول اعدام پاكترين جوانان نخبه ميهن هستند .مردم كاري بكنيد.

 

محمد :

خداوند به شما و دیگر خانواده های داغدار حوادث اخیر صبر دهد. قطعا وی با شهدا مهشور خواهد بود.

 

:

كساني كه اينچنين جناياتي را مرتكب مي شوند اگر از عذاب اخروي نمي ترسند از مكافات دنيوي آن كه بر سر ساواكي هاي سابق امد در س بگيرند.

 

مسعود :

با عرض تسليت شهادت يكي ديگر از ياوران اين ملت ظلم زده به خانواده داغدار و همه ايرانيان. آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند
رفتند و شهر خفته ندانست كيستند
فريادشان تموج شط حيات بود
چون آذرخش در سخن خويش زيستند
مرغان پر گشوده ي طوفان كه روز مرگ
دريا و موج و صخره بر ايشان گريستند
مي گفتي اي عزيز ! سترون شده ست خاك
اينك ببين برابر چشم تو چيستند
هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز
باز آخرين شقايق اين باغ نيستند
( محمدرضا شفيعي کدکنی )

 

علي :

نترسون بيدو از باد نترسون عاشقا رو از اين كولاكه تاراج نترسون مارو از مرگ...

 

چه فرقی می کنه؟ :

ای ادم ها که بر ساحل نشسته اید،یک نفر در اب جان میسپارد
تورو خدا نذاریم خون این شهدا پایمال بشه
که اگه جلوی ظلم ساکت باشیم ،خودمون هم به اندازه اونا ظالم خواهیم بود
به امید ایرانی سبزوازاد

 

:

مطمینم که خداوندقهار درکمین ظالمانی است که خون این عزیزان را به ناحق ریخته اند

 

:

آخه بارون که نیست رگبار باروته/ سزای عاشقای خوبه ما اینه؟/ نترس از گلوله دشمن گل لادن/ که پوستش شیر پوست سرزمین من /اجاق گرم سرمای شب سنگر/دلیل تا سپیده رفن و رفتن


شعر:>

 

علی :

ان شاءالله خودشان به چنین روزی گرفتار شوند به حق نفس مظلومان.

 

ژاندارک :

رفیق سبزم بیرق آزادی رابا دستان تو بر افراشته خواهیم کرد

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد