از اينکه اظهار محبّت فرموديد و در اين ايام که دومين سالگرد ارتحال والد ماست جهت تسليت و گراميداشت ياد و خاطرهي آن فقيه مجاهد در اينجا حضور يافتهايد، تشکر ميکنم. در رابطه با مسائل روز که سؤال فرموديد چند نکته عرض مينمايم: اول آنکه امروز زماني است که همهي کساني که براي انقلاب تلاش کرده و در صحنههاي مهم آن، چه قبل از پيروزي و يا بعد از آن، چه در زمان حيات امام بزرگوار ما و يا در زمان رهبري مقام معظم رهبري حضور داشتهاند فکرشان بايد معطوف به حفظ انقلاب باشد. امام راحل مکرراً ميفرمودند: حفظ انقلاب از اصل انقلاب مهمتر و مشکلتر است. لذا بر همهي مردم خصوصاً ما طلاب و بالاخص مسؤولين کشور لازم است که مراقب خطرهايي که انقلاب را تهديد ميکند بوده و مواظب حرفها و گفتار و کردار خود باشند.
دوم آنکه بحمدالله تاکنون سي سال از انقلاب گذشته است. در اين دوران در هر سال به اندازه دهها سال کار و خدمت شده است. دولتها و افراد مختلف آمده و رفتهاند و با وجود نواقص و کاستيهايي که هريک داشتهاند خدمات ارزندهاي براي کشور انجام دادهاند. اگر سؤال شود مهمترين دوران در اين سي سال کدام دوره بوده است بنده خواهم گفت دوران جنگ که با آن تهاجم سنگين دشمن و حمايت قدرتهاي دنيا از صدام، با تدبير امام امت و فداکاري ملت آن ايام که دوران عزت ماست با افتخار و غرور سپري گرديد. براي حفظ اين انقلاب همهي ما موظف هستيم خدمات ارزندهاي را که انقلاب و دولتهاي برخاستهي از آن در طول اين سي سال براي مردم انجام دادهاند بازگو کنيم و نبايستي نسبت به گذشته سياهنمايي کرده و چنين القا کنيم که مثلاً بيست سال آن يا بيست و چند سال وضع خراب بوده و اکنون ما ميخواهيم آن را درست نماييم. افرادي که چنين طرز تفکري دارند انقلاب را نشناختهاند. اگر انقلاب ما اکنون به اين حدّ از قوّت و اعتلا رسيده است بهخاطر آن است که در دو دههي اول با سياست و کياست و فداکاري اداره شده است.
سوم آنکه اگر ما خواهان استمرار انقلاب هستيم بايد معيارهاي اصيل انقلاب را که مبتني بر ارزشهاي ديني است رعايت کنيم، انقلاب ما انقلاب معنويت و ارزشها و براي رشد ديني و احياء ارزشهاي ديني در مردم بود.
اما در رابطه با مناظرهاي که انجام پذيرفت نقطهنظرات خود را ميگويم و اميدوارم آنچه ميگويم براي خدا و از روي احساس وظيفهي شرعي باشد.
بحمدالله مردم عزيز بهخوبي ميدانند ما گرايش خاصّ سياسي به جناح چپ و راست و احزاب سياسي نداريم. والد راحل ما اينچنين بودند و ما هم در همين مسير تربيت شديم. قصد هم ندارم با اين مطالب فردي را بر فرد ديگر در انتخابات ترجيح دهم. مردم خود اهل تشخيص هستند و طبق وظيفهشان عمل خواهند کرد.
بهنظر بنده اين مناظره برگ سياهي در تاريخ انقلابمان ثبت کرد به چند دليل که عرض ميکنم:
1ـ در اين مناظره مسائلي مطرح شد که جزء اسرار نظام بود و افشاي آن براي هيچکس صحيح و جايز نبوده است. سالهاست که آمريکا ادعا ميکند ايران حامي تروريسم است و ما ميگوييم اسلام و انقلاب اسلامي مخالف تروريسم است. حال در اين برنامه گفته شد فلان دولت افرادي را با تجهيزات در فرودگاه دستگير کردند. اگر کسي اين گفته را تحليل کند به اين نتيجه ميرسد که دولت زمان امام، که شديداً مورد حمايت امام بود، از تروريسم حمايت کرده است و اين همان چيزي است که دشمن در صدد القاء آن است.
2ـ بنده متأسفم که در تبليغات انتخابات اکثر نامزدها توجهي به فرمايشات مقام معظم رهبري نميکنند. وقتي ايشان در زمان دولت نهم ميفرمايند «تخريب دولت حرام است، اما انتقاد مانعي ندارد» آيا اين فرمايش مختصّ دولت نهم است يا آنکه تخريب تمام دولتها حرام است. نه امام و نه رهبري هيچيک تخريب دولتها را جايز نميدانند چون تمام اين دولتها مورد تأييد آنها بوده است. بنده از فرمايش رهبري در روز چهاردهم خرداد استفاده کردم که در اين مناظره بعضي از دايرهي شرع خارج شدند، چون ايشان فرمودند سعي کنيد در صحبتهاي خود از دايرهي شرع خارج نشويد. حال چرا بعد از اين فرمايش رهبري هنوز اين کار ادامه دارد. فلسفهي وجودي رهبري در اين است که تمام حرفهاي ايشان کلمه به کلمه مورد دقت و عمل مسؤولين قرار گيرد.
3ـ در اين مناظره نسبت به بعضي شخصيتها و خانوادهي آنان مطالبي اظهار شد. البته بگويم به فرمايش امام ما عقد اخوت با کسي نبستهايم. بايد با هرکس حتي اگر به مقدار يک ريال به بيتالمال تعدّي کرده باشد برخورد شود شما ميدانيد که پيامبر بزرگوار اسلام و اميرالمؤمنين و ائمه اطهار«صلوات الله عليهم اجمعين» و بزرگان دين ما چطور نسبت به بيتالمال دقت مينمودند. اين وظيفهي قوهي قضائيه است و همهي ما توقع داريم که در اين امر وارد شده و با دقت بررسي کنند و کساني که تعدّي به بيتالمال کردهاند را شناسايي و محاکمه و به مردم معرفي کنند و اموال بيتالمال را از آنها بگيرند. اما نکتهي باريکتر از مو اين است که در قانون اعلام اسامي مفسدين بر عهدهي کدام قوه گذارده شده است، قوهي مجريه يا قوهي قضائيه. وقتي قوهي قضائيه اعلام ميکند که اعلام اسامي مفسدان فقط بهعهدهي اين قوه است، حال اگر فرد ديگري در يک تريبون عمومي آن را اعلام کند اين خلاف قانون است، کما اينکه خلاف عدالت هم ميباشد. چون تا مادامي که اين جرم براي قاضي و حاکم شرع ثابت نشده باشد ولو آنکه فردي علم و يقين به آن هم داشته باشد، حق ندارد آن را آن هم در تريبوني که چندين ميليون بيننده دارد اعلام کند. اگر بعداً متوجه شوند اشتباه کردهاند چطور آن را جبران خواهند کرد؟ اساساً در زمان ما که اصل بر تفکيک قواست هيچ قوهاي نميتواند در امر قوهي ديگر دخالت کند. چرا طي اين چهار سال اين افراد را به قوهي قضائيه معرفي نکردهاند؟ آقايان از فقها سؤال کنند آيا چنين عملي مشروع و جايز است؟ هيچ فقيهي را سراغ نداريم که بگويد بدون بررسي و محاکمه و اثبات جرم ميتوان متهم را معرفي به عموم مردم کرد، در اسلام آنقدر در باب حدود دقت شده که حاکم با آنکه دست سارق را قطع ميکند اما نميتواند يک شلاق به او اضافه بزند. حکومت اسلامي و مسؤولين نظام بايد نسبت به حفظ آبرو و حيثيت افراد و اشخاص خصوصاً شخصيتهاي ديني و انقلابي بيشتر توجه داشته باشند، بر حسب روايات کسي که آبروي مؤمني را خدشهدار کند از ولايت خداوند خارج شده و در ولايت شيطان داخل شده است.
بنده از مسائلي که در اين مناظره مطرح شد بسيار متأسف و متأثر گرديدهام، چون در واقع اين مناظره نبود بلکه محاکمهي نظام بود، مناظرهاي که در آن هيچيک از ضوابط قانوني، شرعي و اخلاقي رعايت نشد. آرزوي ما اين است همانطور که مقام معظم رهبري فرمودند رأي مردم در وهلهي اول قبل از آنکه رأي به فرد باشد رأي به نظام است، نامزدها نيز به اين نکته توجه کرده و آن را اعلام کنند.
اميدوارم با حضور گسترده و پرشکوه مردم فهيم ما در اين انتخابات دولتي در رأس کار قرار گيرد که امام و انديشههايش را خوب شناخته باشد و خود را خادم مردم و مديون خون شهدا و فداکاري ايثارگران بداند و کاري را انجام دهد که اسلام از او خواسته است.
والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته