با انتقاد شدید از وضع اداره کشور؛ خطاب به علماء، دلسوزان نظام و متدینین
رنــجنـامـه روحـانـیـت منتشر شد
نوروز: رنج نامه روحانیت کشور خطاب به دلسوزان نظام، ائمه جماعات، علماء و متدینین کشور منتشر شد؛ اهانتهایی که به قرآن عزیز، پیامبر اکرم(ص) و مراجع تقلید در دولت نهم صورت گرفت در کدام یک از دورههای 24 سال گذشته رخ داده بود؟
رنجنامه روحانیت خطاب به دلسوزان نظام، ائمه جماعات، علماء و متدینین کشور از سوی کمیته امور روحانیون ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی انتشار یافت. روحانیت در این رنجنامه هشدار داده است؛ مردم از ما میپرسند دولت نهم چرا با شعار دولت اسلامی به صحنه آمده است؟ آیا معنایش جز این است که هشت دولت قبلی اسلامی نبودهاند؟ چه جوابی داریم؛ اهانتهایی که به قرآن عزیز، پیامبر اکرم(ص) و مراجع تقلید در دولت نهم صورت گرفت در کدام یک از دولتهای سابق رخ داده است؟
متن کامل رنجنامه روحانیت به شرح زیر است؛
ان الله یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها
حضرات علمای اعلام، ائمه محترم جمعه و جماعات، متدینین و کلیه دلسوزان نظام
سلام علیکم بما صبرتم؛
روحانیت سنگ صبور مردم است. در کشور ما وقتی کسی با مشکلات فکری و تربیتی و فرهنگی مواجه میشود حتی اگر گرفتار فشارهای معیشتی و اقتصادی باشد به روحانی محله پناه میبرد؛ زیرا روحانی را امین و دلسوز میداند. روحانیت که در اکثر موراد دستش از قدرت و ثروت کوتاه است جز شرمساری و همدردی با ارباب رجوع چه کاری از دستش ساخته است؟ مسلما اگر دولتی کارآمد و مدیر بر سر کار باشد و مشکلات اقتصادی و فرهنگی مردم را با سرانگشت تدبیر حل کند و با ایجاد اشتغال و مهار تورم و گرانی آسایش مردم را فراهم کند بار سنگینی از دوش روحانیت و همه علاقهمندان به اسلام و انقلاب برداشته خواهد شد.
روحانیون و متدینین از یکسو به خاطر حفظ وحدت و دفاع از کیان نظام جمهوری اسلامی متعهدند از دولت حمایت کنند و از سوی دیگر با شنیدن و دیدن صحنههای تکاندهنده فقر، محرومیت و تبعیضهای ناروا پیش وجدان خود و در برابر خداوند و جامعه احساس شرم میکنند (مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم).
متاسفانه سوء تدبیرات دولت نهم و اتخاذ تصمیمات کارشناسی نشده و مدیریت غیرعلمی و موضعگیریهای نسنجیده و بیاعتنایی به مصالح ملی و تخریب زیرساختهای اقتصادی کشور و ارائه تصویری خشن، خرافی و غیرعقلانی از ایران و انقلاب اسلامی موقعیت حساسی را برای کشور و انقلاب اسلامی به وجود آورده است و موجب شده تا روحانیت و همه کسانی که به اعتلای جامعه دینی میاندیشند بیش از هر زمان دیگر احساس وظیفه کنند. از اینرو لازم میبینیم چند نکته اساسی را به استحضارتان برسانیم:
حجت تمام است
اینک مدیری توانا با کولهباری از تعهد و تجربه قدم به میدان گذاشته و به خاطر نجات کشور و احیای دوباره آرمانها و ارزشهای انقلاب و کمک به محرومان و مستضعفان حاضر شده است آبروی خود را با خدا معامله کند و اداره کشور را به مسیر صحیح و قانونی برگرداند حجت بر ما تمام است. آقای مهندس میرحسین موسوی کسی نیست که کوچکترین ابهام و تردیدی در درستی و صداقت او، در توانایی و مدیریت او، در شخصیت والا و منش او داشته باشیم. او از هر جهت شایستگیهای لازم را برای احراز پست ریاست جمهوری در شرایط حساس کنونی داراست.
او صادق است
میرحسین موسوی کسی نیست که دم از مستضعفین بزند ولی وزیر میلیاردر به مجلس معرفی کند تا ثروتمندترین وزارتخانه یعنی وزارت نفت را تحویل او بدهند و چون با مخالفت مجلس روبرو شود وزارتخانه دیگری را به او بسپارد.
میرحسین موسوی کسی نیست که دم از ساده زیستی بزند ولی هواپیمای اختصاصی برای یک رییسجمهور ناشناخته آفریقایی بفرستد تا او را به ایران بیاورند و یا در سفری پرهزینه و بینتیجه برای افتتاح بازیهای آسیایی فوتبال به چین برود در حالی که این مراسم آنقدر بیاهمیت بود که سران دیگر کشورها حضور نیافته بودند.
میرحسین موسوی کسی نیست که وقتی اظهارنظری کند که مورد اعتراض مراجعتقلید قرار گیرد نه تنها هیچ اعتنایی نکرده و پاسخ ندهد بلکه معاون او بگوید امام زمان(عج) که ظهور میکند اول گردن علما را میزند. آیا میدانید به خاطر همین موضوع آیتالله العظمی فاضل لنکرانی و سایر مراجع معظم قم بیش از شش ماه هیچ یک از اعضای کابینه دولت نهم را به حضور نپذیرفتند؟ و ملاقات با اعضای دولت برای اولین بار پس از انقلاب از سوی مراجع تقلید عملا تحریم شد؟ و هنگامی که رییس دولت خواسته بود هم برای عذرخواهی و دیدار مراجع تقلید و هم دیدار با مردم قم به آن شهر برود پاسخ مراجع عظام این بود که یا برای دیدار با مردم به قم بیاید و یا فقط برای عذرخواهی، که بالاخره مجبور شدند دیدار با مردم را به موقع دیگری موکول و با مراجع ملاقات کنند.
میرحسین موسوی کسی نیست که ادعا کند در میان هاله نور قرار گرفته و یا در نیروگاه هستهای نطنز گرمای دست امام زمان (عج) را در اطراف سانتریفیوژها احساس کرده است! ادعاهایی که شخصیتهای بزرگ معنوی ما همچون امام خمینی (ره )، حضرت آیتالله خامنهای (مدظله) و مرحوم آیتالله العظمی بهجت و دیگران با همه مراتب عالی معنوی هرگز نکردند و اگر کسی چنین مطالبی را به آنها نسبت میداد شدیدا انکار و رد میکردند.
چرا دولت اسلامی؟
مردم از ما میپرسند دولت نهم چرا با شعار «دولت اسلامی» به صحنه آمده است؟ آیا معنایش جز این است که هشت دولت قبلی اسلامی نبودهاند؟ زیرا بدیهی است که شعارهایی مانند «دولت امید، دولت اصلاحات، دولت قانون، دولت نظم و ...» به مفهوم آن است که این دولت میخواهد امید ایجاد کند، امور را اصلاح و قانون را اجرا کند، نظم را برقرار کند؛ ولی دولت اسلامی چه صیغهای است؟ آیا آقای احمدینژاد و تیمش اسلام را بهتر از امام خمینی، حضرت آیتالله خامنهای، آیتالله مهدوی کنی، آیتالله هاشمی رفسنجانی و حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی که مسئولیت دولتهای سابق را داشتهاند میشناسند؟ عجیب است که اینها دولت نهم را اولین دولت اسلامی میدانند؛ در حالی که دولتهای قبلی همه توسط روحانیت اداره میشد و ایشان هیچ اشارهای به آنها نکرده و تنها از دولت شهید رجایی که کمتر از دو ماه ریاست جمهوری را بر عهده داشت یاد میکنند. چرا ؟
مردم میپرسند...
مردم میپرسند چرا ایشان حتی یکبار، فقط یکبار از خدمات دولتهای سابق و آیتالله هاشمی و آقای خاتمی نامی به میان نیاورده است؟ آیا در بیستوشش سال گذشته حداقل یک خدمت چشمگیر وجود نداشت که رییس دولت نهم به آن اشارهای کند؟ چرا در افتتاح صدها پروژه که طراحی و پایهگذاری و اجرای آنها توسط دولتهای سابق انجام یافته حتی یک بار در طول چهار سال یادی از آنها نکرد و حداقل مدیران سابق را به مراسم افتتاح دعوت نکرد و همه را به نام خودش تمام کرد؟ آیا این است اسلامی که میگوید: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» و آیا دولت اسلامی که آقایان شعارش را میدهند همان اسلام منهای روحانیت است؟ ای کاش در مورد مسئولان و دولتهای سابق به همین بیمهریها بسنده میکردند که از آنها ذکر خیری به میان نیاوردهاند؛ ولی متاسفانه بیانصافی را به حد اعلاء رسانده و گذشتگان را - بدون آن که از شخص خاص یا جریان مشخصی نام ببرند - به سوءاستفاده کلان از بیتالمال، جنایات اقتصادی، ایجاد مافیای نفتی و غیره متهم کردند و با ادبیات خاص خود زحمات طاقتفرسای هزاران مدیر مخلص و فداکار را طی 26 سال گذشته چنان تخریب و سیاهنمایی کردند که ذهن جوانان نسل سومی را که شاهد آن همه ایثار و اخلاص و از جانگذشتگیها نبودهاند به شدت مخدوش نموده و دهها علامت سوال درباره اصل انقلاب و امام خمینی (ره) در ذهن آنها ایجاد کردهاند و چنین وانمود شده است که گویی در دولتهای گذشته جز خیانت کار دیگری صورت نگرفته است! آیا به نظر شما چند سال باید کار گسترده فرهنگی کرد و با چه هزینهای میتوان این شبهات را از ذهن آنها زدود و این ضربه فرهنگی را جبران کرد؟
مردم میپرسند دولت نهم که مهمترین امتیاز خود را ایستادگی در برابر غرب میداند و در طول چهار سال گذشته در هر فرصتی مسئولان و دولتهای 24 سال گذشته را به خاطر وادادگی و عقبنشینی در برابر غرب سرزنش کرده است چرا در فروردین سال 86 وقتی 15 ملوان انگلیسی توسط غیورمردان نیروی دریایی به اسارت گرفته شدند و رییسجمهور ابتدا اعلام کرد آنها متجاوزند و باید محاکمه شوند، همین که صبح روز پانزدهم فروردین، تونیبلر نخستوزیر انگلیس هشدار داد :"ایران باید ظرف 48 ساعت نظامیان انگلیس را آزاد کند و اگر آنها آزاد نشوند اتفاقات مهمی خواهد افتاد" بلافاصله در کمتر از نصف روز، خبر آزادی آنها توسط رییس دولت نهم اعلام شد و خفتبارتر آن که ایشان به همراه چند تن از اعضای دولت در یک اقدام غیرمتعارف متجاوزان را همراه با هدایای ایرانی با کمال احترام بدرقه کردند؟! ای کاش حداقل صبر میکردند تا ضربالاجل 48 ساعته پایان میپذیرفت سپس آنها را آزاد میکردند تا عزت ایرانی حفظ شود. آیا در هیچ یک از دولتهای سابق چنین وادادگی رخ داده بود؟ و امثال آن که با اقدامات نسنجیده عزت ایران را در دنیا زیر سوال بردند فراوان است.
آیا میدانید؟
آیا میدانید در طول چهار سال گذشته چه اهانتهایی نسبت به قرآن عزیز و پیامبر اکرم (ص) و مراجع تقلید صورت گرفت که ما نه شاهد برخورد جدی دولت نهم بودیم و نه شاهد حرکت اعتراضآمیز و منسجم کفنپوشان در سراسر کشور؟ از جمله اهانت به نبی گرامی اسلام (ص) در قالب مسابقات چهار جوابی (آزمون فرهنگیان) که خشم ملت را برانگیخت و اما اعتراض و اعتذار رییسجمهور را در پی نداشت و یا مانند آوردن قرآن کریم به صحنه همایش همراه با آهنگهای مبتذل و حرکات نمایشی زنان در حضور معاون رییسجمهور که حتی پس از اعتراض علما و متدینین کوچکترین عکسالعمل و عذرخواهی را شاهد نبودیم.
در دولت نهم معاون رییسجمهور و رییس سابق دیوان محاسبات در حضور رییسجمهور گفت: « یک نفر اهل سوریه به من گفته است اگر حضرت محمد (ص) پیغمبر آخرالزمان نبود آقای احمدینژاد پیامبر بود! » رییسجمهور از شنیدن این سخن نه متغیر شد و نه اعتراض کرد. او سکوت کرد و بعد هم پست مهم دیگری به او سپرد.
آیا میدانید دراین چهار سال بزرگترین اهانت به شخصیت و آرمان ملت ایران شد؛ آنگاه که معاون رییسجمهور، ملت ایران را دوست ملت اسراییل نامید و چون 220 نماینده و رییس مجلس درخواست پس گرفتن این سخن اهانتآمیز را کردند مشایی گفت: « هزار بار دیگر هم میگویم ملت ایران دوست ملت اسراییل است». رییس دولت در برابر دهنکجی آشکار به آرمان امام(ره) و امت نه تنها واکنش نشان نداد بلکه به صورت ابهامگونه تایید هم کرد و گفت که موضع او موضع دولت است تا آن که رهبر آگاه و شجاع حضرت آیتالله خامنهای مدظله فرمودند:« این که بگوییم ملت ایران، دوست اسراییل است حرف غلطی است». بنابراین انتظار آن بود که رییس دولت چنین شخصی را از معاونت خود عزل میکرد اما نه تنها چنین اقدامی صورت نگرفت بلکه بلافاصله در سفرهای خارجی او را با خود همراه برد و حتی اخیرا سازمان حج و زیارت را هم به او واگذار کرد و او هم یک نفر را به عنوان رییس برای سازمان حج منصوب نمود که خوشبختانه با مخالفت نماینده محترم رهبری مواجه شد و تصمیم قاطع پیشوای مسلمین حضرت آیتالله خامنهای(مد ظله) دستور رییسجمهور را لغو و سازمان حج را به مدیریت قبلی بازگرداند.
به هر حال وظیفه روحانیت که همواره کشور را در شرایط حساس نجات داده و امید مردم محروم بوده است در این مقطع، بسیار سنگین و سرنوشتساز است و کوچکترین غفلت، خطرات بزرگ و سهمگینی را در پی خواهد داشت. این ملت مستضعف و شهید داده تا کی باید تاوان سخنان نسنجیده مسئولان را در مسائل مهم جهانی بپردازد؟ بعد از 30 سال که از انقلاب میگذرد چرا باید به جای تولیدات داخلی، سیب فرانسوی، پرتقال مصری، انگور آفریقایی و انواع میوههای خارجی بازار را پر کرده باشد؟ و پول نفت به جای این که صرف تقویت تولید ملی و اشتغالآفرینی شود به جیب دلالان خارجی و سودجویان بینالمللی برود؟
آیا امروز که به برکت دولت نهم بازار ادعاهای کذب و عوامفریبی و تقدسنمایی رونق فزایندهای یافته و برخی از مسئولان نتیجه ضعفها و ناکارآمدی و بیتدبیری خود را به حساب مقدسات گذاشته و اعتقادات نسل جوان را نسبت به عقاید حقه اثناعشری و وجود مبارک حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) سست و تمسخرآمیز کردهاند تکلیف چیست؟
به نظر ما تنها راه نجات از این بنبست اعتقادی، تغییر اوضاع و دادن سکان اجرایی کشور به دست مردی است که تنها به کار مدیریت بپردازد و امور معنوی و الهامهای غیبی را به اهلش واگذار کند.
(امور روحانیون)
ستاد مهندس میرحسین موسوی
خرداد 1388
