آدمي در دوران عمر خود مقاطع مختلفي را به لحاظ فكري و رفتاري طي مي كند البته آدم هايي كه اهل فكر و اندیشه و تلاش براي بهبود زندگي خود و ديگران باشند! من در مقطع جواني تحت تاثير فضاي آن زمان و انديشه ورزانی همچون دكتر شريعتي"آرمانگرا" شدم و براي دستيابي به جامعه اي آرماني كه در آن استقلال، آزادي، عدالت، معنويت و اخلاق و... حاكم باشد براه افتادم و رنج کار و مبارزه سیاسی و همه تبعات آن را به جان خريدم و به قافله انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) پيوستم و به ياري خدا و ايستادگي و جانفشاني مردم انقلاب پيروز شد و نظام جمهوري اسلامي ايران متولد شد و...
سي سال از عمر انقلاب و جمهوري اسلامي ايران گذشته است و من مثل همه ايرانيان تجربه هاي تلخ و شيرين بسياري را در اين مدت پشت سر گذاشته ام و به تعبير بهتر چشيده ام كه شرح آنها مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود اما خلاصه آنكه آن آدم "آرمانگرا" كه با عزم و اراده مي خواست جهان را تغيير دهد امروز به جايي رسيده است كه فقط مي خواهد "خانه" خود را بر پايه آن آرمانها سامان دهد اما نمي تواند؟ عبور از آن دنياي آرماني به اين جهان واقعي بر آمده از 30 سال تجربه سخت و پرهزينه عمرم است . زماني كه "آرمانگرا" بودم با اينكه اخلاص داشتم و در اینراه سر از پا نمی شناختم و... و با اينكه نسبت به همگنان خود اهل مطالعه و پرسش بودم اما حال در مي يابم كه بسيار ساده نگر و ساده انديش بودم و فكر مي كردم با اراده و عزم مي توان هر كاري را انجام داد و دريافته ام كه بسيار مطالعه و سفر و تجربه بايد كرد تا پخته شود خامی و در مقابل پيچيدگي هاي عالم واقع و سياست به توان كاري درست كرد و به بيراهه نرفت و ياد گرفته ام كه عزم و اراده فردي ناتوان ازانجام هرگونه تغييري در اجتماع است ، و در سايه چنين گذري به "اصلاحات" رسيده ام و اينكه آرمانها را بايد در جهان واقعي و با ابزارها و وسايل معطوف به آنها پي گرفت.
از اين منظر فكر مي كنم انتخابات رياست جمهوري آتی هم فرصتي براي من و هم همه مردم ماست تا از آن براي بهبود زندگي فردي و اجتماعي مان استفاده كنيم و فضايي براي حركت و جنبش اجتماعي شهروندان ايراني فراهم آوريم. به نظرم آنهايي كه از موضعي راديكال در پي نفي و تحريم انتخابات با اين منطق كه امكان اصلاحات وجود ندارد و نظام اصلاح ناپذير است يا با عدم شركت در انتخابات نظام بسوي فروپاشي مي رود و یا برعکس می گویند که رای ما تاثیری ندارد و رئیس جمهور پیشاپیش انتخاب شده و ... جز اينكه هم خود و هم ديگران را به انفعال و بي عملي وا داشته و به اقتدارگران حاکم فرصت بيشتری براي حاكميت انحصاري و مانور قدرت خود بدهند و عملا ميدان را براي هر گونه تحرك لجتماعي و سياسي از سوي آحاد شهروندان تنگ تر نموده و رنج و درد بيشتري را نصيب آنان نمايند، حاصلي به بار نمي آورد. تجربه صد ساله تاريخ معاصر ايران بما مي گويد كه نبايد به انتظار فروپاشي يا "انقلاب" نشست كه با آنها به اينجا رسيده ایم كه دائم در حسرت دستیابی به "آرمانها" بسوزيم و به نظرم راه نجات ايران و تحقق هر آنچه مي خواهيم فقط از طريق "اصلاحات" تدريجي و مسالمت آميز ممكن و ميسر است كه يكي از معبرهاي اصلي آن انتخابات با همه مشكلاتش در كشورمان مي باشد.
با اين مقدمات اگر از من پرسيده شود در انتخابات رياست جمهوري به كدام نامزد راي مي دهي، پاسخ مي دهم موسوي، و اگر پرسيده شود كه "چرا موسوي؟" پاسخ مي دهم براي اينكه:1) تبار روشنفكري ديني و مسلماني دارد با همه لوازم و مقتضياتش.2) دانش و تجربه و توان كشور داري دارد و از پس آزمون كشور داري در هشت سال شرايط سخت جنگ بر آمده است. 3) بر استفاده از عقلانیت جمعي و كارشناسي و علمي تاكيد و تصريح دارد كه نياز ضروري براي حكومتداري در جهان امروز است. 4) جهان را مي فهمد و جهان نگري دارد به گونه اي كه بتواند كشتي طوفان زده ايران را در جهان متلاطم امروز هدايت كند و به ساحل امن برساند. 5) اصلاح طلب است كه آن را در بازگشت به اصول و آرمانهاي اوليه انقلاب تعريف مي كند و اين هماني است كه امثال بنده نيز سخت به دنبال آن هستم. 6) ويژگي هاي شخصيتي ايشان همچون پاكدستي، ساده زيستي،... به همراهی هنرمندي و هنرشناسي و با اهل فرهنگ و هنر محشور بودن نيز از جمله مزيتهاي ايشان است كه در صورت دستيابي به مقام رياست جمهوري به اي مقام معنا و ارزش مي دهد. و 7) حساسيت ها نسبت به ايشان در ساختار سياسي حاكم چندان بالا نيست كه منجر به مقاومت و كارشكني و بحران سازي شود و ايشان مي تواند با استفاده از اين وضعيت اوضاع اقتصادي و اجتماعي و روابط خارجي كشور را بهبود بخشد و راه را براي اصلاحات بيشتر هموار سازد.
از نظر من مهمترين مسئله كشور ما در شرايط كنوني ايران و جهان چگونگي "اداره حكومت" و امور كشور است. به طور قطع و يقين بر اين باورم كه دولت احمدي نژاد از كفايت و كار آمدي حداقلي نيز براي اداره كشور برخوردار نيست و در چهار سال مسئوليت قوه مجريه، كه با کسب در آمد افسانه اي نفت نيز مصادف بوده است، به گونه اي در عرصه داخلي و خارجي عمل كرده است كه تداوم آن مي تواند كشور را به روز سياه بنشاند و رنج و درد بيشتري را نصیب شهروندان ايراني کند . استفاده وارونه از واژه های زیبا و تمسك به ارزش ها و... نيز نمي تواند پوششی بر اين همه بي كفايتي و ناكار آمدي باشد چرا كه مسئله امروز ما اينها نيست. به گفته پيامبر گرامی مردمي كه اقتصاد صحيح و زندگي سالم و شرافتمندانه نداشته باشند رو به كفر مي آورند چرا كه همانا فقر به كفر مي انجامد. وقتي دامنه فقر گسترده مي شود و فساد دامنگير جامعه و هر اداره و رشوه امري عادي و... ديگر چه از دين و ايمان مي ماند که ما در بند آن گرفتار آئیم ؟ و در اين واويلا گشت هاي ارشاد و امر به معروف و نهي از منكرچه می توانند بکنند ؟و...
مسئله امروز کشور ما را « حكمراني خوب » است و تحقق اين امر به بهره گيري درست و كافي و وافي از دانش و تجربه بشري برميگردد و اين همان كاري است كه "موسوي" مي تواند انجام دهد، و البته چون صد آمد نود هم پيش ماست . قطعاً اگر حكومت خوب اداره شود و مردم به زندگي مادي بهتري دست يابند، دين و ايمان و اخلاق و معنويت و... شان هم بهتر مي شود و آن گاه نيازي به گشت ارشاد و بگير و ببند هم نخواهد بود. من به موسوي راي مي دهم تا كشور را از اين وضعيت فلاكت باري كه دچارش شده است در آورده و افق هاي تازه ای را بروي شهروندان ايراني باز شود، و از اين رو به ديگران نيز توصيه مي كنم كه به "موسوي" راي دهند تا با همت همه ما فردايي بهتر را بسازيم.

