پایگاه اطلاع رسانی نوروز

10 اردیبهشت 88

گزارش سرو از همایش «موج سوم» و پیوند برادری خاتمی و موسوی: شکوه آزادی


صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

همه منتظر این صحنه بودند؛ فیلمبرداران، عکاسان، خبرنگاران و صدها ایرانی آزادی‌خواهی که عصر امروز به مهمانی پرشکوه «موج سومی‌ها» آمده‌بودند، همه می‌خواستند خاتمی را کنار موسوی ببینند، نه به کلام. این صحنه‌ای بود که باید ثبت می‌شد در ذهن حاضران، در عکس‌ها و فیلم‌ها، صحنه‌ای که خاتمی و موسوی دست یکدیگر را بالا بردند و صحنه‌ای که با حضور زهرا رهنورد کامل شد. وقتی که این سه بزرگوار پرچم مقدس ایران را دست گرفتند و بر آن بوسه زدند، سالن همایش‌های میلاد از شور و هیجان منفجر شد.
اینجا تهران است، چهار سال پس از شکست مردم‌سالاری، در آستانه امتحانی دیگر. اینجا تهران است، 9 اردیبهشت ماه 1388 و ما آخرین کوشش‌هایمان را برای بازیافتن شان و حرمت ایرانی می‌کنیم. شاهد ما باشید. شاهد باشید که امروز همقسم شدیم با یکدیگر تا نهضت صد ساله آزادی‌‌خواهی را در ایران به سرانجام برسانیم. ما همه امروز جمع بودیم، مشارکتی‌ها، موج سومی‌ها، سران نهضت آزادی و سازمان مجاهدین انقلاب، هنرمندان، دانشجویان، ورزشکاران ملی و مردم عادی.
می‌توان فهرست بلندبالایی تهیه کرد از چهره‌هایی که امروز در حمایت از میرحسین موسوی به سالن همایش‌های میلاد آمدند. فهرستی که از علی کریمی فوتبالیست محبوب را دربرمی‌گیرد تا فیلسوف محبوبی همچون مصطفی ملکیان یا سیاستمدارانی مثل محمدرضا خاتمی، مصطفی معین، ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، محسن آرمین، محسن امین‌زاده، عبدالله رمضان‌زاده و هنرمندانی چون داوود رشیدی، بیژن میرباقری، پگاه آهنگرانی، باران کوثری، بهاره رهنما و اساتیدی مثل هادی خانیکی، غلامعباس توسلی، محمدجواد غلامرضا کاشی و...
همراه شو عزیز که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود...

خاتمی: هنگام غروب است و من صبح را دوست دارم
وقتی سیدمحمد خاتمی آغاز به سخن گفتن کرد که تشویق حاضران چند دقیقه‌ای طول کشیده‌بود. خاتمی گفت، «هنگام غروب است و من صبح را دوست دارم» و بعد شروع به خواندن شعری از لسان الغیب خافظ شیرازی کرد: «صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن / دور فلک درنگ ندارد شتاب کن...»
خاتمی با اشاره به معنای این شعر حافظ گفت: «فرصت‌ها کم به دست می‌آیند یا خیلی دیر به دست می‌آیند، اما در عوض زود از دست می‌روند. یاد آن شاعر بزرگ و پاکباخته، قیصر امین‌پور بخیر که گفت، چقدر زود دیر می‌شود... به حکم خرد باید فرصت‌ها را شکار کرد و آنها را غنیمت دانست، خاصه در عرصه جامعه که فرصت‌ها از دست نمی‌روند، بلکه به تهدید تبدیل می‌شوند و ما اکنون با تهدیدهای بسیاری مواجهیم.»
و سپس خاتمی جمله‌ای تاریخی گفت، یک جمله طولانی که در انتها با تشویق ممتد حاضران مواجه شد. جمله خاتمی چنین بود: «اگر وضعیت امروز ایران را می‌پسندید، اگر احساس می‌کنید از امکانات ملی درست و به‌جا استفاده می‌شود، اگر احساس می‌کنید که امروز شان ایران و ایرانی در منطقه و جهان حفظ شده‌است، اگر احساس می‌کنید امروز ایران و ایرانی سرفراز است، اگر احساس می‌کنید درآمدهای افسانه‌ای دولت در این سال‌ها در مسیر توسعه کشور هزینه شده‌است، اگر احساس می‌کنید حرمت دانشگاه و دانشجو حفظ شده‌است، اگر احساس می‌کنید آزادی اندیشه از گذشته بیشتر شده‌است و اگر احساس می‌کنید اندیشمندان ما احترام دارند، همچنان همین گونه ادامه بدهید، اما اگر احساس می‌کنید چنین نیست که چنین نیست، فرصت را غنیمت بشمارید. »
خاتمی ادامه داد: « این فرصت ارزان و آسان به دست نیامده‌است. صد سال است که می‌خواهیم آزاد باشیم و در مقاطعی هم آزادی خود را به دست آوردیم اما هر بار به خاطر برخی اهمال‌کاری‌ها یا مشکلات بیرونی نتوانستیم آن را حفظ کنیم. امروز به برکت انقلاب هنوز فرصت انتخاب باقی‌ست، گرچه موانع زیادی بر سر راه وجود دارد، اما تجربه به ما آموخته‌است، آنجا که مردم با قدرت حضور یابند، علی‌رغم همه تنگ‌نظری‌ها خواسته‌شان تحقق می‌یابد. این فرصت دیگر، برادر بزرگوارم جناب مهندس میرحسین موسوی است، انسانی که در دینداری و روشن‌اندیشی‌اش تردیدی نیست، کسی که همیشه دغدغه ایران و ایرانی را دارد. من مطمئنم اگر حضور مردم در انتخابات فراگیر و گسترده باشد، نتیجه همان خواهد شد که می‌خواهیم، نتیجه‌ای که هم به صلاح ملت است و هم نظام، اما اگر به صحنه نیامدید و داستان شکلی غم‌انگیز به خود گرفت، باید خودمان را ملامت کنیم.»
خاتمی در پایان سخنان خود بار دیگر تاکید کرد: « باید تلاش کنیم که مردم در این انتخابات خضور حداکثری داشته‌باشند. نباید این فرصت را از دست بدهیم. صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن / دور فلک درنگ ندارد شتاب کن...»
و اکنون میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به روی سن می‌آیند، جایی که خاتمی ایستاده‌است تا لحظاتی بعد که هر سه بر پرچم ایران بوسه زنند و...

میرحسین موسوی؛ رهایی از ریا
«امروز همه به خاطر یک دغدغه مشترک اینجا جمع شده‌ایم، برای یک هدف واحد. نگرانی ما از یک جنس است؛ نگرانیم برای ایران، برای انقلاب و برای اسلام. آنچه از سخن برادر عریزم، جناب آقای دکتر خاتمی دریافتم همین بود و آنچه از شما نیز می‌شنوم همین است...»
اینگونه موسوی سخنان خود را اغاز کرد تا به بیان احساسات اکثریت ایرانیان در این سال‌ها برسد، حس عدم امنیت که مثل خوره روح همه را می‌خورد. میرحسین گفت: « تا به حال من از این احساس عدم امنیت نگفته‌ام. این کافی نیست که فقط دولت امنیت داشته‌باشد. شهروندان هم باید امنیت داشته‌باشند. هر کسی از هر قشری وقتی که به آینده نگاه می‌کند، باید به احساس آرامش برسد. و باید مجموعه سیاست‌های داخلی و خارجی ما متضمن این امنیت و ارامش باشد. امنیت ملت، مهم‌تر از امنیت دولت است. گمان نکنیم وقتی بدون هیچ دلیل و منطقی در گوشه‌ای از جهان تنشی به وجود می‌آوریم، شهروندان ما احساس امنیت می‌کنند. این‌ها وحشت در دل مردم پدید می‌آورد. مردم ما در پی ثبات هستند، نه تشنج.»
موسوی اما در ادامه سخنان خود به دو آرزوی خود اشاره کرد که «آزادی از ترس» و «رهایی از ریا» است، آزادی از ترس ابراز عقیده و رهایی از ریایی که جامعه را اسیر خود کرده‌است. موسوی گفت: «مردم ما نمی‌خواهند که از ابراز عقیده بترسند. مردم ما خواهان گردش آزاد اطلاعات هستند. می‌خواهند در این زمینه امنیت داشته‌باشند. ما در پی رهایی از ریا هستیم.»
کاندیدای اصلاح‌طلبان با اشاره به انتخابات پیش رو گفت: «این حق مردم است که دنبال یک انتخابات آزاد و رقابتی باشند، انتخاباتی که در آن بیم تقلب و دستکاری آرا نرود، انتخاباتی که به خاطرش سرمایه‌ها و منابع محدود کشور صرف خردین آرای مردم نشود. گفتن این مسائل برای من خیلی سخت است، اما چاره‌ای جز گفتن نداریم، چرا که قدرت ما تنها در گروی آگاهی شما مردم عزیز است. اگر رسانه ملی در اختیار ما نیست، یکایک شما باید رسانه باشید. به همین دلیل نیز حمایت آقای خاتمی، «موج سومی‌ها»، «پویش» و همه نیروهای جوان تعیین‌کننده است.»
میرحسین در خاتمه گفت: «شانس ما در بودن با یکدیگر است.»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد