پایگاه اطلاع رسانی نوروز

7 اردیبهشت 88

حسین زمان: سلام بر موسوی، درود بر خاتمی

حسین زمان، خواننده صاحب سبک پاپ کشورمان و از هنرمندان فرهیخته‌ای که «سکوت» اختیار نکرده‌اند، در نامه‌ای با اشاره به وضعیبت دانشجویان دربند، زهرا بنی‌یعقوب، رکسانا صابری و آنچه در این سه و سال اندی بر هنر و فرهنگ ایران رفته است، سئوالات صریح و بی‌پرده‌ای را از میرحسین موسوی مطرح کرد

متن کامل نامه حسین زمان که با عنوان «آقای موسوی برای احقاق حقوق جوانان و هنرمندان چه اندیشیده‌اید؟» نوشته شده، به این شرح است:

سلام بر موسوی، درود بر خاتمی. این شعار مردم خوزستان و دیگر شهر ها حاکی از قدر شناسی مردمی است که خاتمی را بعنوان جلودار نهضت اصلاحات می‌شناسند و همواره او را به پاس همه زحماتی که کشیده و رنج هایی که برده عزیز می‌دارند . در این شعار حرف‌های بسیاری است. مردم یکصدا به میر حسین موسوی سلام می‌کنند زیرا به ادامه مسیر اصلاحاتی که خاتمی پیشرو آن بود توسط موسوی دل بسته‌اند . مردم به میر حسین سلام می‌فرستند زیرا او را نیز در خط اصلاحات خاتمی می‌بینند و به خاتمی درود می‌فرستند تا بار دیگر ارادت خود را به او اعلام کرده باشند. اگر چه می‌توانست بماند و به مردم دلگرمی بیشتری بدهد ولی حال که ترجیح داد در عرصه انتخابات نماند چاره‌ای جز قبول این انصراف نداریم و به پاس همه زحمات و از خود گذشتگی‌هایش به او بیش از این خرده نمی‌گیریم.

موسوی را سلام می‌کنند زیرا بر این باورند که برای خدمت به مردم خطر کرده است و در یکی از بدترین شرایط سیاسی و اقتصادی مردانه به میدان آمده است. اگر چه خود به بیست سال سکوت ایشان معترض بوده‌ام ولی مطمئنم که به قول شاعر و ترانه سرای بزرگ، این بیست سال سکوت برای رسیدن به خشمی بزرگ مقبول است و امیدوارم که این سکوت بزرگ تبدیل شده باشد به خشمی بزرگ برای مبارزه با دشمنان بزرگ این مرزو بوم.

جناب آقای مهندس میر حسین موسوی نزدیک به سی سال است به تدریس و امر تعلیم و تربیت از سطح مدارس کشور تا مراکز آموزش عالی مشغول بوده‌ام و از ۲۱ سالگی گچ سفید در دست داشته‌ام و مقابل تخته سیاه کلاس ایستاده‌ام تا بر آن کتیبه سیاه ، سپیدی و نور را به تصویر بکشم. به همین دلیل خود را با نسل جوان و نوجوان وطنم همواره نزدیک احساس کرده‌ام و اگر پای در عرصه هنر گذاشتم جز برای مستحکم تر کردن این ارتباط نبوده است. آنچه بر سر نسلهای گذشته آمده است خود یک مثنوی بزرگ است اما نسل امروز ما و فرزندان من و شما بیش از گذشته نیازمند آزادی‌اند، طی سالهای اخیر به صورت‌های گوناگون به سکوت و خاموشی رهنمون شده‌اند. هرگاه فریادی سر داده‌اند از سر شور و شوق جوانی با چماق تحجر سرکوب شده‌اند.

هم اینک دانشگاه‌های ما به فراموشخانه‌هایی تبدیل شده‌اند که بویی از حرکت و جوشش جوانی از آن به مشام نمی‌رسد. جایگاهی که می‌بایست مرکز پرسش‌گری و نقادی باشد را خاک سرد بی تفاوتی و نخوت فراگرفته، حتی حرمت شهید را نگاه نداشتند ودفن تکه‌های استخوان های شهدا را تبدیل کردند به فرصتی برای خاموش کردن دانشجوی پرسشگر .صلابت را از دانشگاه گرفته‌اند ، بحث و گفتگو و نقادی را در دانشگاه‌ها کشته‌اند. اگر گاهی فریاد و ناله ای در اوج ناامیدی بر می‌آید به آنی در نطفه خفه می‌شود.

رادیو و تلویزیون تبدیل شده‌اند به تریبون دولت و تبلیغات دولتی و ذره‌ای در این میان به نیازهای جوانان این کشور بها داده نمی‌شود. در کجای دنیا اینقدر رسانه‌هایی که با پول مردم بر پا شده اند در خدمت حکومتند تا مردم ؟ به اسم امنیت اجتماعی برای خصوصی‌ترین رفتارهای جوانان ما تکلیف تعیین می‌کنند. کفشش، پیراهنش، مدل مویش، رنگ لباسش و محل ایستادنش تحت کنترل است. یک پسر و دختر جوان که رابطه‌ای سالم بین ایشان برقرار است نمیتوانند با آرامش در جامعه حضور داشته باشند و اوج این ستم و مظلومیت را در سرنوشت پزشک جوان زهرا بنی یعقوب مشاهده کردیم.

آقای موسوی من و ما میخواهیم بطور خاص از شما درخواست کنیم خیلی واضح و شفاف نظرات خود را در مواردی که خدمتتان عرض می‌کنم بفرمایید.

آیا از حضور تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه‌ها که به جرم سیاسی در زندان به سر می‌برند آگاهید یا نه؟ اگر آگاهید این در بند کشیدن‌ها را عادلانه می‌دانید یا نه ؟ آیا دانشجویی که به نظام انتقاد دارد ، به مسئولین نظام انتقاد دارد ، به خط مشی نظام انتقاد دارد، به فقدان آزادی‌های فردی و اجتماعی معترض است و این انتقادات را در قالب بیانیه ، سخنرانی و یا نشریه دانشجویی اعلام نموده بایستی پشت میله‌های زندان باشد؟

اگر روزی شما رئیس جمهور شوید و مورد این نقادی‌ها قرار بگیرید و اگر دانشجویی شما را غیر صالح، ناتوان ، نا لایق توصیف کند و اگر شما را مؤاخذه کند و مورد سؤال قرار دهد و البته در چارچوب ادب و با رعایت موازین اخلاقی، با او چه خواهید کرد ؟ آیا قدرت تحمل را دارید؟ آیا شما هم او را به زندان نخواهید انداخت؟ لطفا شفاف موضع خود را مشخص کنید و صادقانه بگویید که چگونه فکر می‌کنید؟ البته نه مانند کسانی که هنگام جمع کردن آرای انتخاباتی جوانان را تا عرش بالا بردند و آزادی‌های فردی ایشان را بدیهی دانستند و پس از انتخاب اشک جوانان را درآوردند.

ظلمی که بر دکتر زهرا بنی یعقوب رفت و اشک تمساحی که برای رکسانا صابری ریخته می‌شود را چگونه تفسیر می‌کنید. اگر این اتفاق در زمان ریاست جمهوری شما بیافتد و چنانچه یک دختر تحصیلکرده و یک پزشک متعهدی که به عشق خدمت در مناطق محروم از خانواده دور شده و سختی را برای خود خریده به جرم هم صحبتی با شریک آینده زندگی‌اش بازداشت و به یک چشم بر هم زدن در زندان حلق آویزش بیابند چه عکس العملی نشان خواهید داد و با این ظلم و بیداد در ظل حکومت خود چه خواهید کرد ؟ آقای موسوی می‌توانید این تضمین را به مردم بدهید که جلوی این هسته‌های قدرت متعدد را در کشور می‌گیرید؟ آیا می‌توانید از مردم در مقابل عوامل خود سر مخل قانون که از گوشه و کنار حمایت میشوند دفاع کنید؟ اگر می‌توانید وارد گود شوید در غیر این صورت امید بیهوده به مردم ندهید.

آقای مهندس موسوی پرسش دیگر من در مورد هنر و جامعه هنری است. شما خود هنرمندید و با روحیات هنرمندان آشنا. طی سالهای اخیر با اعمال فشار و تحت کنترل گرفتن هنر، روح متعالی هنر را از آن گرفته‌اند.

هنر فرمایشی و سفارشی جای هنر متعهد را گرفته است. زبان اعتراض را از هنر گرفته‌اند و با اعمال کنترل‌های نا معقول و ممیزی‌های سیاسی تیشه بر ریشه هنر زده‌اند.

امروز هنر در خدمت حکومت است و این بزرگترین آفت برای هنر است. جای هنر آزاد و هنرمند رها از زد و بند های سیاسی تقریبا خالی است که چنین خواسته‌اند و چنین اراده کرده‌اند . به سینما نگاه کنید و ببینید چه بلایی به سر آن آمده است و قورباغه ها را ببینید که در آن وادی چگونه ابو عطا می‌خوانند. به هنر موسیقی بنگرید که از همه مهجورتر و مغضوب‌تر.

هنوز بعد از سی سال که از انقلاب می‌گذرد نوازندگان که از اصلی‌ترین عوامل عرصه هنر موسیقی هستند جایگاهی در شأن هنرشان ندارند و هنوز سیمای جمهوری اسلامی جرأت نشان دادن ایشان را ندارد و نمایاندن ساز به مردم محل اشکال است. حال و روز هنرهای دیگر را خود بهتر می‌دانید . هنر یک کشور نماد هویت، ریشه و فرهنک یک کشور است و من می‌خواهم بدانم موضع شما در قبال این بی توجهی به هویت و فرهنگ کشور چیست و برای حل این معضل مهم فرهنگی که اهمیت آن از مسائل اقتصادی کمتر نیست چه اندیشیده‌اید؟

آقای موسوی من تصمیم گرفته ام به شما رای بدهم مشروط بر اینکه مطمئن شوم شما می‌توانید در جهت بهبود شرایط زندگی و احقاق حقوق از دست رفته مردم موفق به تغییرات اساسی شوید و شما تنها گزینه ای هستید که به آن فکر می‌کنم چرا که امیدی به دیگران ندارم.

حسین زمان

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد