حسین محمدی: حمیدرضا جلائیپور عضور شورای مرکزی حزب مشارکت، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و مدیرمسوول اولین روزنامه جامعه مدنی ایران، جامعه، است. جلایی پور از طرفداران سرسخت حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات بود و حتی مصاحبه وی در نشریه توقیف شده «شهروند امروز» در حمایت از خاتمی، باعث دلخوری طرفداران مهدی کروبی شد. اما اکنون و با حضور میرحسین موسوی، جلائیپور با همان شدت از موسوی حمایت میکند و تاکید مینماید که: «کاندیدای ما در انتخابات میرحسین موسوی است، با قاطعیت از وی حمایت می کنیم و شوخی هم نداریم!» چون «معیار ما برای معرفی کاندیدا، میزان رای آوری است.»
آقای جلایی پور، فکر میکنم بدترین خبر در سال گذشته برای طرفداران آقای خاتمی، انصراف ایشان از حضور در صحنه انتخابات بود. شما تصور میکردید ایشان به این نحو از انتخابات انصراف دهند؟
واقعا بدترین خبر بود. من اصلا فکر نمیکردم این گونه شود، ولی اتفاق افتاد. دیر آمدن آقای خاتمی باعث انتقاداتی به ایشان شد، ولی وقتی دیر آمدند، ما فکر میکردیم که دیگر آمدهاند.
خیلیها هم میگویند که انصراف آقای خاتمی، حرکتی اخلاقی بوده است. شما هم چنین عقیدهای دارید؟
نه، من صلاح نمیدانم بحثهای اخلاقی این گونه به کار روند. بحثهای تحلیلی مبتنی بر اخلاق، ضوابطی دارد. نمیشود هر بحث یا هر کاری را اخلاقی گفت. شاید بتوان این کار آقای خاتمی را تحلیل کرد.
مثلا چه تحلیلی؟
در کشور ما خیلی از تصمیمات مهم را شاید سالها بعد بتوان فهمید که چه دلیلی داشته است. اما الان تنها چیزی که من میفهمم این است که آقای موسوی که آمد، آقای خاتمی رفتند، یعنی همان صحبتی که خودشان گفته بودند که یا من میآیم یا آقای موسوی.
همین جمله آقای خاتمی، به نظر شما نشاندهنده نوعی توافق با آقای موسوی نبود؟
تمام بحثها را که ما نمیدانیم. وقتی آقای خاتمی این جمله را گفت، ما فکر میکردیم که آقای خاتمی هستند. اما بعد دیدیم که آقای موسوی آمدند و طبیعتا آقای خاتمی رفتند.
جناب جلاییپور، چطور شد که مشارکت این قدر سریع دست به حمایت از اقای موسوی زد؟
کاری که مشارکت کرد، خیلی هم بهسرعت نبود. مشارکت، حزب یکی – دو نفره نیست که سریع تصمیم بگیرد. حزبی است که شورای مرکزی، دفتر سیاسی، ارکان و نمایندههای شهرستان دارد. نمایندههای شهرستان، نماینده شهرها هستند و برای خودشان شانی دارند. یعنی گرفتن یک تصمیم به نام حزب، مسیر طولانی و دشواری را طی میکند. من مثلا یادم هست که کلی طول کشید که کاندیدای مشارکت آقای خاتمی بشوند.
در همان زمان پیشبینی چنین روزهایی را میکردید؟
همان زمان اعضای مشارکت – که در سالهای پختگی سیاسی خود به سر میبرند – این احتمال را دادند که شاید به هر دلیلی آقای خاتمی وارد صحنه نشود. به همین دلیل تصویب کردند که در این صورت، شورای مرکزی و ارکان حزب تصمیمگیری کند. به هر حال بعد از شوک انصراف آقای خاتمی، در تقریبا بیست روز گذشته بحثهای خیلی زیادی مطرح شد – که امیدوارم روزی چاپ شوند – و نتیجه کلی بحثهای حزب، آقای موسوی شدند که اکثریت آراء درون حزب را به خود اختصاص دادند. یعنی یک فرایند واقعا حزبی طی شد و از آقای موسوی محکم دفاع شد.
چرا آقای موسوی؟ انتخاب آقای موسوی فقط به دلیل صحبتهای آقای خاتمی در حمایت از وی نبود؟
کاندیدای اول ما، آقای خاتمی بود که انصراف دادند. در بین کاندیداهای موجود نزدیکترین فرد به دغدغهها و اهداف اصلاحطلبانه که احتمال پیروزیاش وجود داشت، آقای موسوی بودند که با رای خوبی به عنوان نامزد مورد حمایت از حزب انتخاب شدند. میشود هم بحث کرد چرا در میان کاندیداهای موجود آقای موسوی بیشتر دغدغههای اصلاحطلبان را دارد: موسوی در سیاست داخلی و خارجی، فرهنگ و اجتماع اصلاحطلب است، و البته شاید در گفتارها تفاوتهایی وجود داشته باشد. ما الان قاطعانه از آقای موسوی حمایت می کنیم و شوخی هم نداریم.
مشارکت که به هر شکل قصد حضور در انتخابات را داشت با چهار گزینه مواجه بود:موسوی، نوری، کروبی و کاندیدای حزبی. چرا در این میان آقای موسوی انتخاب شد؟
هدف مشارکت حتی در زمان خاتمی و همین الان، پیروزی در انتخابات است. معیاری که خیلی از تحلیلگران اولترا اصلاحطلب به آن توجه نمی کنند. مشارکت در شرایط خاصی تصمیمگیری میکند. اگر شرایط عادی بود، رقابت انتخاباتی حزبی بود، همه احزاب میتوانستند رسانه داشته باشند، کسی نگران سلامت انتخابات نبود، طبیعی است که همه احزاب، افراد خود را کاندیدا میکردند. ولی ما در شرایط عادی نیستیم. لذا مهمترین معیار برای مشارکت، حمایت از کسی بود که در انتخابات پیروز شود و نزدیک به دغدغههای اصلاحطلبی باشد.
یعنی دلیل حمایت از آقای خاتمی هم همین بود؟
بله. اگر دقت کنید هفت – هشت ماه پیش که مشارکت به شدت از آقای خاتمی حمایت می کرد، زمانی بود که نیروهای منتقد، دست به تحلیلهای عجیب میزدند. چقدر فشار آوردند، چقدر جوسازی کردند. بعداز هفت – هشت ماه همه فهمیدند که اتفاقا مشارکت روندی را که جامعه سیاسی طی میکند، به خوبی شناخته است. لذا از کسی حمایت کرد که اگر میماند قطعا رییس جمهور بود. مشارکت به دنبال نامزدی اصلاحطلب بود که بتواند در انتخابات شرکت کند و پیروز شود و بهترین مصداق آن در آن زمان خاتمی بود. الان هم با همان معیار از آقای موسوی حمایت میکنیم چون درمیان کاندیداهای حاضر نزدیک به اصلاحطلبان بیش از دیگران احتمال پیروزی دارند. دیگر نامزدها امکان عبور از هفتخوان انتخابات را ندارند.
یعنی شما شانس پیروزی آقای موسوی را از آقایان نوری و کروبی بیشتر میدانید؟
بله. ضمن احترام به همه دوستان اصلاحطلب، ما معتقدیم آقای موسوی رایآوری بیشتری دارند.
میشود از حرف شما این برداشت را داشت که برای شما بیش از تکیه به شعارها، در مرحله اول پیروزی در انتخابات مهمتر است؟
مشارکت حزبی است که به دموکراسی معتقد است وروی زمین ایران قدم میزند و نه آسمان. بر آن است که ارزشهای مردمسالارانه را به پیش ببرد و فقط حرفهای بزرگ غیراجرایی نمیزند. حمایت از نامزدی اصلاحطلبتر اکر به پیروزی مجدد احمدینژاد منجر شود خدمت به اصلاحات نیست.
به بحث حمایت از آقای موسوی برگردیم. خیلیها هنوز روی اصلاحطلب بودن آقای موسوی حرف دارند.
عناصری که آقای موسوی روی آن تاکید کردهاند، عناصر تعیینکنندهای برای اصلاحطلبان است.
مثلا چه مواردی؟
برای اصلاحطلب چه چیزهایی مهم هستند؟ آزادیهای سیاسی و اجتماعی، تقویت احزاب، این که رییس دولت سلامت انتخابات را تضمین کند، استقلال قاضی برای رییس دولت مهم باشد، حقوق شهروندی مهم باشد، طرفدار اقتصاد رقابتی و غیررانتی باشد، رسما دروغ نگوید و مردم را فریب ندهد و با تبعیض جنسیتی، دینی، سیاسی و اقتصادی مبارزه کند. موسوی هم در مصاحبه نشان داد که این مسایل برایش مهم است.
به هر حال ایشان هنوز حتی حاضر نشدهاند که رسما اعلام کنند اصلاحطلب هستند
اتفاقا در صحبتهای اخیرشان خود را اصلاحطلب خواندهاند. همین آقای موسوی در سختترین شرایط نخستوزیر بوده است و در آن فضا خیلی از رفتارهای موسوی قابل دفاع بوده و به نسبت زمانه خود روادارانهتر بوده است.
کدام رفتارها؟ خیلی نقذها به آن دوران وجود دارد و به زبان عامیانه آن دوره را دوره «بگیر و ببند» مینامند.
مطبوعاتی که بعدا در دوره آقای هاشمی منتشر شدند، در دوران آقای موسوی مجوز گرفتند. نه نفر از اعضای کابینه آقای موسوی، هم خط ایشان نبودند، اما چون کارا بودند، آقای موسوی از انها حمایت میکردند. تقویت نهادهای مدنی و عدم دخالت در حوزه خصوصی افراد برایش مهم است. برای همین گفته بود که گشتهای ارشاد را جمع میکنم. این چه مبارزهای است که بیشتر به تعداد تخلفات اجتماعی میافزاید. ایشان به عرصه عمومی نقد و بررسی اعتقاد دارد. دولت این وظیفه را دارد که این عرصه را امن کند تا نخبگان حرف بزنند، نه این که کارشناسان و افراد نخبه ساکت بمانند و یک مشت دروغ تحویل جامعه داده شود.
ولی به هر حال، این مسایل را باید دید که در دوره ایشان رعایت شده است یا خیر.
آن فضا، فضای انقلابی بود و ما از بیدولتی به سمت استقرار دولت حرکت میکردیم. در همان دوران خیلی از عملکردهای آقای موسوی قابل دفاع بوده است.
میشود مثالی از رفتارهای قابل دفاع آقای موسوی بزنید؟
من د راوایل دوره نخستوزیری موسوی فرماندار مهاباد بودم. یکی از مسئولینی که به شدت از حقوق کردها دفاع میکرد، همین آقای موسوی بودند. من مایلم تصریح کنم یکی از پایگاههای دفاع از حقوق شهروندی کردها (اقوام) همین آقای موسوی بودند. من در آن در قلب کردستان فرماندار مهاباد بودم، و با نخستوزیر از طریق همین آقای دکتر شریفزادگان ارتباط داشتم. ما یک تحقیق علمی کرده بودیم درباره این که چرا در کردستان افراد به گروههای مخالف نظام میپیوندند و به دنبال مبارزه مسلحانه میروند. یکی از عواملی که آن تحقیق نشان داد روی این مساله موثراست، بحث بیکاری بود. ایشان پس از خواندن این تحقیق، سفری اختصاصی به کردستان انجام دادند و چندین مصوبه غیرشعاری – نه از مصوبههایی شعاری الان – برای اشتغال انجام داد. بودجه اختصاصی تخصیص داد و خیلی از کردهای سرمایهگذار آمدند و امکانات را گرفتند و در منطقه مستقر کردند. اینها نکات مثبتی است که که در مقابل جوانهای امروز، ما میتوانیم شهادت بدهیم.
اصلاًٰ من میخواهم بگویم میرحسین موسوی پایگاه مهمی برای دفاع از حقوق شهروندی اقوام ایران، بطور واقعی و عملی، است. نه فقط بخاطر اینکه از دو طرف سید است و سیادت برای اعراب خوزستان مهم است یا چون آذری زبان است پس در آذربایجان میان مردم جاذبه دارد یا اینکه چون دوستان کرد زیادی با او در تهران در تماس بوده اند، پس در میان کردها نفوذ دارد. دلیل اصلی من این است که او به عمق پیچیدگیها و تبعیضات قومی آگاه است و معتقد به راه حلهای شوینیستی نیست و به حقوق شهروندان اقوام ایران اعتقاد راسخ دارد، دغدغه دارد.
بحث سیاست خارجی چطور؟ آقای موسوی را از مشاوران و تاییدکنندگان سیاست هستهای دولت نهم میدانند.
این از همان حرفهای نسنجیده است. رفتار و گفتار آقای موسوی نشان میدهد که ایشان به شدت طرفدار منافع ملی کشور است. اما منافع ملی در نظام بینالمللی موجود. نظام بینالمللی موجود نظامی نیست که همه چیزش مبتنی بر قانون و توافق برابرهمه دولتها باشد، بلکه مبتنی بر قدرت است. ایشان مخالف تشنجزایی و تعارض آن هم به شکل کاریکاتورش است، آن هم فقط در لفظ. ایشان موافق تنشزدایی هستند و ادامهدهنده مسیر تشنجزدایی آقای هاشمی و اعتمادسازی آقای خاتمیاند. تیم دیپلماسی ایشان همان تیم خاتمی است.
آِینده را با آقای موسوی چگونه میبینید؟
نظرسنجیهای دو – سه روز اخیر نشان میدهد آرای آقای موسوی روند رو به رشدی دارد. همه کسانی که آینده ایران و جامعه برایشان مهم است، باید وارد صحنه شوند و پشتوانه رای آقای موسوی را قوی کنند، فکر میکنم آقای موسوی در انتخابات پیروز خواهند شد. میتوان امیدوار بود که آقای موسوی پدیده انتخاباتی هشتاد وهشت باشند. خوشبختانه اکنون نیز مطلع شدم که «موج سوم» (پویش حمایت از خاتمی) با بیش از 430 هزار کمپینر به جمع حامیان میرحسین موسوی پیوستهاست.

