ندای سبز آزادی

دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |»


30 بهمن 87

تاجزاده: تعدد كاندیداهای اصلاح‌طلب روند تصمیم‌گیری را در جناح رقیب مختل می‌كند

سید مصطفی تاج‌زاده در یادداشتی تحلیلی درباره امتیازات وحدت یا تعدد نامزدی در میان اصلاح‌طلبان نوشت:«با حضور نامزدهای مختلف اصلاح‌طلب، تمركز تخریب علیه آقای خاتمی كمتر می‌شود، چراكه اصولگریان نمی‌توانند حضور نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب را به طور كامل نادیده انگارند و فقط به تخریب آقای خاتمی بپردازند. به همین دلیل هر زمان حضور مهندس موسوی را در انتخابات جدی ارزیابی می‌كنند، علیه او موضع‌ می‌گیرند و گاه صریحاً می‌گویند كه مصلحت نیست ایشان وارد انتخابات شوند. همچنین وقتی آقای كروبی به آقای فیروز‌آبادی نامه‌ای انتقادی نوشت، بعضی اصولگراها به ایشان اعتراض كردند كه چرا شأن نیروهای مسلح را رعایت نمی‌كند. گویی آقای كروبی برخلاف قوانین و وصیت‌نامه امام و تجربیات بین‌المللی، می‌كوشد نظامیان را وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی كند! حملات كیهان پس از موضع‌گیری‌های اخیر آقای نوری نیز نمونه دیگری از این حملات است..»

متن کامل این یادداشت بدین شرح است

راهبرد اصلاح‌طلبان درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم بر این مبنا استوار شده است كه هر شخصیتی كه خود را شایسته این مقام می‌داند یا از سوی احزاب،‌ گزینه مناسبی ارزیابی می‌‌شود، به عنوان نامزد به جامعه معرفی شود تا ضمن تبیین دیدگاه‌ها و برنامه‌های خود، وضع موجود را نقد و نقاط ضعف و قوت آن را روشن كنند. آنان می‌توانند بدون تعرض به یكدیگر، رقابت سالم خود را تا زمان مورد نظر ادامه دهند. در آن لحظه با ساز وكاری كه به توافق خواهند رسید همه داوطلبان به سود نامزدی كه از بیشترین اقبال عمومی برخوردار است و به‌رغم شرایط ناعادلانه انتخاباتی (رسانه‌ای، امكانات عمومی،‌ دولتی و...) می‌تواند نامزد نهایی اصولگراها را كه علی‌القاعده آقای احمدی‌نژاد خواهد بود،‌ پشت سر گذارد،‌ انصراف دهند.

بر این مبنا گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب از یكی از آقایان خاتمی، موسوی، كروبی و نوری حمایت كردند و چهره‌هایی مانند آقای عارف نیز اعلام نمودند چنانچه آقای خاتمی نامزد نشود، آمادگی دارند در صورت وجود شرایطی نامزدی انتخابات را بپذیرند.

بر اساس راهبرد فوق گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب كوشیدند نامزد مورد نظر خود را به پذیرش كاندیداتوری و اعلام آن قانع سازند. به علاوه قریب به اتفاق گروه‌ها سقف پیشنهادی را دهه فجر اعلام كردند. سرانجام در تاریخ 20 بهمن ماه سال جاری آقای خاتمی كه از حمایت اكثر قریب به اتفاق احزاب اصلاح‌طلب برخوردار بود و در نظرسنجی‌ها در رأس چهره‌های مطرح قرار داشت، اعلام كرد به عنوان نامزد در این دوره از انتخابات شركت خواهد كرد. به این ترتیب آرایش نیروهای سیاسی تغییر یافت.

اصولگرایان می‌كوشند با نامزد واحدی در برابر وی صف‌آرایی كنند و نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب نیز در معرض این پرسش قرار گرفته‌اند كه با حضور آقای خاتمی چه ضرورتی برای كاندیداتوری آنان وجود دارد. به‌ویژه آن‌كه تجربه انتخابات دور نهم ریاست جمهوری حاکی از آن است که پیروزی اصولگراها ناشی از تفرقه اصلاح‌طلبان بود.

با وجود این گروهی از اصلاح‌طلبان هنوز از حضور هم‌زمان چند نامزد شناخته شده اصلاح‌طلب تا روز آغاز تبلیغات رسمی نامزدها (دو هفته قبل از برگزاری انتخابات) دفاع می‌كنند. به باور این عزیزان با وجود آن‌كه آقای خاتمی نامزدی خود را اعلام و حضور ایشان فرصتی تاریخی برای ملت ایران فراهم كرده و فواید آن به مراتب بیش از هزینه‌ها و تهدیدات احتمالی اعلام كاندیداتوری است، اما لازم است از حضور یا تداوم فعالیت‌های تبلیغاتی دیگر نامزدهای مطرح اصلاح‌طلب همچنان استقبال كنیم و به دلایل زیر از آقایان موسوی، كروبی و ‌نوری بخواهیم در صحنه رقابت‌های انتخاباتی تا اردیبهشت ماه سال 87 فعال بمانند.

1. اصلاح‌طلبان با بی‌عدالتی رسانه‌ای مواجهند. جناح رقیب علاوه بر این‌كه از تبلیغات رادیو و تلویزیون به طور كامل بهره‌مند است،‌ به تضعیف و تخریب اصلاح‌طلبان نیز می‌پردازد. افزون بر آن از همه دستگاه‌ها و تریبون‌های رسمی تبلیغاتی كشور به سود خود و علیه اصلاح‌طلبان استفاده می‌كند. همچنین از روزنامه‌ها و نشریات بیشتری بهره‌مند است. در چنین شرایطی حضور نامزدهای متعدد اصلاح‌طلب فرصت‌ بیشتری را برای دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود ایجاد می‌كند. زیرا همه نامزدهای اصلاح‌طلب در یك اصل مشتركند و آن مخاطرات ناشی از مدیریت كنونی برای ایران و ایرانی است. آنان معتقدند قطار مدیریتی كشور باید روی ریل خود قرار گیرد، چراكه ادامه مدیریت كنونی كشور می‌تواند به ایران، اسلام و مردم آسیب‌های جدی وارد كند. همه كاندیداهای اصلاح‌طلب وظیفه ملی، دینی و اخلاقی خود می‌دانند این روند را اصلاح كنند. به این ترتیب بی‌عدالتی رسانه‌ای موجود و محدودیت‌های اصلاح‌طلبان در انتشار روزنامه‌ و ... با حضور نامزدهای متعدد تا حدودی جبران می‌شود. به این ترتیب فقط یك نامزد اصلاح‌طلب و طرفدارانش به دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود نخواهد پرداخت.

2. با حضور نامزدهای مختلف اصلاح‌طلب، تمركز تخریب علیه آقای خاتمی كمتر می‌شود، چراكه اصولگریان نمی‌توانند حضور نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب را به طور كامل نادیده انگارند و فقط به تخریب آقای خاتمی بپردازند. به همین دلیل هر زمان حضور مهندس موسوی را در انتخابات جدی ارزیابی می‌كنند، علیه او موضع‌ می‌گیرند و گاه صریحاً می‌گویند كه مصلحت نیست ایشان وارد انتخابات شوند. همچنین وقتی آقای كروبی به آقای فیروز‌آبادی نامه‌ای انتقادی نوشت، بعضی اصولگراها به ایشان اعتراض كردند كه چرا شأن نیروهای مسلح را رعایت نمی‌كند. گویی آقای كروبی برخلاف قوانین و وصیت‌نامه امام و تجربیات بین‌المللی، می‌كوشد نظامیان را وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی كند! حملات كیهان پس از موضع‌گیری‌های اخیر آقای نوری نیز نمونه دیگری از این حملات است.

3. تعدد كاندیداهای اصلاح‌طلب روند تصمیم‌گیری را در جناح رقیب مختل می‌كند. از نظر این گروه چنانچه همه اصلاح‌طلبان فط از یك نامزد حمایت كنند، جناح راست علی‌رغم نارضایتی در پایین، با فشار از بالا می‌تواند اختلافات گسترده و عمیق خود را تحت‌الشعاع قرار دهد و یك نامزد را برای رقابت‌ با خاتمی معرفی كند. ولی در صورتی كه اصلاح‌طلبان با چند نامزد مطرح و شناخته شده در صحنه بمانند، اصولگرایان نمی‌توانند مانع حضور نامزدهای دیگری از جناح خود شوند. تكثر در نامزدهای اصولگرا هم متناظر خواهد بود با نقد بیشتر عملكرد دولت كنونی و این به سود جناح اصلاح‌طلب است كه رسانه كافی در اختیار ندارد.

به بیان دیگر نتیجه مستقیم حضور نامزدهای مختلف اصولگرا، نقد گسترده‌تر مدیریت و وضع موجود است نه دفاع از عملكرد دولت نهم. به این ترتیب همه نامزدها (اصلاح‌طلب یا اصولگرا) به جز آقای احمدی‌نژاد مدیریت و وضع موجود را نقد خواهند كرد. پس هر چند كاندیداهای اصولگرا می‌‌كوشند خود پیروز نهایی انتخابات شوند، اما در نقد وضع موجود همراه اصلاح‌طلبان خواهند شد و به این ترتیب تبلیغات رسمی از جمله در صدا و سیما خنثی می‌شود كه طبق آن گویی ایران ژاپن اسلامی شده است، نه این‌كه قطار میهن در حال حركت به سوی كره شمالی اسلامی شدن است.

4. فضای نابرابر تبلیغاتی، ضرورت استفاده از تجربیات كشورهای دموكراتیك را برای اصلاح‌طلبان دو چندان می‌كند. به‌ویژه آن‌كه رقابت‌های درون‌گروهی اصلاح‌طلبان به معنی صف‌كشی آن‌ها در برابر یكدیگر نیست و همه آن‌‌ها به نقد وضع موجود و به تبلیغ نامزد مورد نظر خود می‌پردازند، كاری كه به‌ویژه طرفداران آقای خاتمی آن را تئوریزه كرده‌اند. نامزدهای اصلاح‌طلب حاضر نیستند یكدیگر را نقد كنند و معتقدند با تكیه بر پایگاه مردمی و كارنامه قابل قبول در اداره میهن برغم همه مشكلات و كارشكنی‌ها، قادرند در انتخابات پیروز شوند و كشور را از وضعیت فعلی نجات دهد. از دید كسانی كه معتقد به تعدد كاندیدا هستند، رقابت درون‌گروهی اصلاح‌طلبان، به شیوه فوق فضای انتخابات را تسخیر می‌كند، شبیه آنچه در انتخابات اخیر آمریكا رخ داد؛ رقابت بین كلینتون و اوباما فضای انتخاباتی آن كشور را در ماه‌های پیش از برگزاری انتخابات تحت‌الشعاع قرار داد و بسیاری پیش‌بینی كردند به این ترتیب نامزد نهایی حزب دموكرات، رییس‌جمهور آمریكا خواهد شد. در ایران نیز عدم خویشتنداری جناح اصولگرا و توجه همه رسانه‌ها اعم از اصلاح‌طلب یا اصولگرا به رقابت درون جناحی نامزدهای اصلاح‌طلب، فضای انتخاباتی كشور را تحت‌الشعاع قرار داده است. جالب آن‌كه تاكنون مسأله اصلی رسانه‌های جریان راست از كیهان تا رسالت، به جای دفاع از نامزد یا نامزدهای اصولگرا این بوده است كه آیا یكی از داوطلبان مطرح اصلاح طلب كاندیدای نهایی آنان خواهد بود یا آنان به رقابت با یكدیگر تا انتها ادامه خواهند داد. رسانه‌های اصولگرا ناخودآگاه به این موضوع دامن زدند كه رقم‌زنندگان اصلی رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم اصلاح‌طلبان هستند و گاه تصریح می‌كنند چنانچه اصلاح‌طلبان از نامزد واحد حمایت كنند پیروز انتخابات خواهند بود. بعضی اصولگراها نیز تا این حد پیش رفته‌اند كه بگویند اگر اصولگراها نتوانند از نامزد واحدی پشتیبانی كنند، موفقیت اصلاح‌طلبان حتی در صورت نداشتن نامزد واحد هم دور از دسترس نیست.

این در حالی است كه آقای احمدی‌نژاد مصلحت نمی‌بیند نامزدی خود را از هم‌اكنون اعلام كند، چراكه در آن صورت بسیاری از كارها را نمی‌تواند به علت شائبه تبلیغاتی داشتن انجام دهد. به علاوه برای سایر نامزدهای اصولگرا بهانه و فرصت فراهم می‌‌كند كه آنان نیز نامزدی خود را اعلام كنند. به نظر می‌رسد آقای احمدی‌نژاد مایل است سایر نامزدهای اصولگرا فرصت‌ها را از دست بدهند، زیرا در وضعیت تعلیق، آنان نخواهند توانست علناً وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی شوند و در كنار اصلاح‌طلبان، عملكرد آقای احمدی‌نژاد را نقد كنند. به این ترتیب تا اطلاع ثانوی نامزدهای مطرح اصلاح‌طلب حرف نخست را در جامعه می‌زنند و اصولگراها نمی‌دانند باید اختلافات آنان را پر رنگ كنند و به این جو دامن زنند كه مهم‌ترین مسأله انتخابات كشور،‌ اجماع یا تعدد نامزدهای اصلاح‌طلب است یا درباره این وضعیت سكوت كنند. در هر دو حال به سود اصلاح‌طلبان حركت كرده‌اند، مگر آن‌كه زود...

5. با حضور نامزدهای متنوع، اصلاح‌طلبان می‌توانند از جنبه‌های مختلف از اصلاحات دفاع و وضع موجود را نقد كرد. عده‌ای با موضع رادیكال‌ و با سطح انتقادی بالاتر و گروهی با گفتمان معتدل‌تر. جمعی از آن‌ها حكومت یكدست را نقد می‌کنند و عده‌ای دیگر منتقد وضع قوه مجریه می‌شوند. هر نامزد اصلاح‌‌طلب با روش و ادبیات خاص خود می‌تواند ضرورت اصلاح را تبیین كند. توجه كنید كه در ایام انتخابات حتی اصولگراها سعی می‌كنند مواضع اصلاح‌طلبانه اتخاذ كنند. به همین دلیل آقای احمدی‌نژاد در ماه‌های آخر ریاست جمهوری خود به یاد حقوق شهروندی مردم و جوانان می‌افتد و در این باره به وزیر كشور خود نامه می‌نویسد. به این ترتیب تعدد نامزدهای اصلاح‌طلب موجب می‌شود اصلاح‌طلبی، صرف نظر از نتیجه انتخابات،‌ گفتمان حاكم بر همه رسانه‌ها مكتوب و اینترنتی و... شود. به علاوه اگر هر نامزد از یك منظر خاص اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی،‌ دینی و اخلاقی دولت را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌نقد كند، و در حالی كه بسیاری از اصولگراها مایل یا حاضر به دفاع از عملكرد آقای احمدی‌نژاد نیستند، جناح رقیب در موضع ضعیف‌تری قرار خواهد گرفت. تسخیر فضای تبلیغاتی كشور بدون داشتن رسانه هنر بزرگ اصلاح‌طلبان بوده است.

6. تعدد نامزدها نشان‌دهنده توان اصلاح‌طلبان و بر خلاف تبلیغات اصولگراهاست كه آنان را فاقد چهره‌های مؤثر و پایگاه مردمی گسترده می‌خوانند. تلاش اصولگراها برای تخریب خاتمی سبب شده است كه عملاً مبلغ نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب شوند و بعضاً آنان را محبوب‌تر از خاتمی بخوانند و به این ترتیب به پایگاه مردمی وسیع اصلاحات اعتراف كنند.

7. تكثر و تعدد كاندیداها به سلامت انتخابات نیز كمك خواهد كرد. حضور چند نامزد اصلاح‌طلب و انتقاد آنان به دخالت نظامیان در انتخابات و جانبداری صدا و سیما و سوء استفاده دولت از امكانات عمومی به سود خود،‌ فضا و ظرفیت‌هایی ایجاد می‌كند كه جناح مقابل وادار به عقب‌نشینی و دست كشیدن از رفتارهای غیرقانونی می‌شود. به این ترتیب امكان رقابت آزاد و سالم برای همه نامزدها البته به صورت نسبی به وجود می‌آید.

به دلایل فوق، این عزیزان از حضور چند نامزد مطرح در جبهه اصلاحات دفاع می‌‌كنند و معتقدند این امر بیش از آن‌كه نشانه نقطه ضعف یا تهدید علیه اصلاح‌‌طلبان باشد، فرصتی بی‌نظیر برای آنان فراهم می‌‌كند كه با تدبیر می‌توانند از مزایای آن استفاده كنند، به‌ویژه آن‌كه اصلاح‌طلبان در نهایت می‌توانند با مكانیزم روشن و موجهی مانند نظرسنجی یا شورای حكمیت یا پارلمان اصلاحات یا مجمع مدیران اصلاح‌طلب و... درباره یك نامزد توافق و او را به جامعه معرفی كنند و احترام خود را به خرد جمعی ثابت و به خواست عمومی اكثریت شهروندان تمكین كنند.

در نقطه مقابل، بسیاری از اصلاح‌طلبان ضمن تأیید نكات مثبت یاد شده و این‌كه بدون داشتن رسانه توانسته‌اند فضای انتخابات را در دست بگیرند، معتقدند تعدد نامزدها تا زمانی معین (بهمن ماه 87) مفید بود، اما اكنون می‌تواند آسیب‌زا باشد. به باور این گروه، حال كه آقای خاتمی اعلام حضور كرده است و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد كه از نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب و نیز آقای احمدی‌نژاد رأی بیشتری دارد، بهتر است سایر نامزدهای اصلاح‌طلب از او حمایت كنند و ایشان نیز متقابلاً با آن عزیزان همكاری و تعامل كنند. دلایل طرفداران این نظر عبارت است از:

1. درست است كه ما در موقعیت نابرابر رسانه‌ای وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی شده‌ایم و تدبیر اصلاح‌طلبان فضای انتخاباتی را به سود آنان تغییر داده است،‌ اما با اعلان حضور آقای خاتمی در عرصه رقابت‌های انتخاباتی شرایط تغییر كرده و توجه افكار عمومی در داخل و نیز رسانه‌‌های جهان معطوف به نامزدی وی شده است. چنین اقبال گسترده‌ای، بی‌عدالتی رسانه‌ای كشور را تحت‌الشعاع قرار داده است،‌ به‌ویژه آن‌كه آقای خاتمی خود مانند یك رسانه موفق و مردمی عمل می‌كند و اگر نامزدهای دیگر از وی حمایت كنند، این موقعیت بهتر نیز می‌شود.

از سوی دیگر عملكرد غیرعلمی و غیركارشناسانه دولت نهم موجب شده است كه نارضایتی از وضع موجود فراگیر شود و تبلیغات رسمی نتواند توجیه‌گر مدیریت اجرایی كشور شود. افزون بر آن‌ قرار نیست نامزدهای محترم با اعلام حمایت از آقای خاتمی، دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود را رها كنند. اتفاقاً در موقعیت جدید سخنان آنان تأثیر بیشتری خواهد داشت، چراكه از موضع یك نامزد انتخاباتی سخن نمی‌گویند.

2. چنانچه چند نامزد اصلاح‌طلب در صحنه رقابت‌های انتخاباتی حاضر باشند، باز هم اكثر قریب به اتفاق تخریب‌ها متوجه آقای خاتمی خواهد شد، چرا‌كه به تصور رقیب، شخصی كه در نهایت می‌تواند در جامعه موج ایجاد كند و در فرهنگ و رفتار انتخاباتی شهروندان (حتی اصولگراها) اثر گذارد، آقای خاتمی است. به همین دلیل با وجود نامزدهای دیگر، همت اصلی اصولگراها و گردانندگان رسانه و تبلیغات آنان تخریب و تضعیف آقای خاتمی بوده، تا جایی كه كار را به تهدید ایشان به ترور فیزیكی كشانده‌اند. حتی اگر آقای خاتمی دیرتر كاندیداتوری خود را اعلام می‌كرد، كم و بیش همین وضعیت را مشاهده می‌كردیم. زیرا اصولگرایان در این توهم به سر می‌برند كه می‌‌توانند با افزایش هزینه كاندیداتوری، آقای خاتمی را از حضور در این عرصه منصرف كنند. در هر حال تعدد كاندیداها تمركز تخریب‌ها علیه آقای خاتمی را منتفی نخواهد كرد، اگرچه ممكن است اندكی آن را كاهش دهد.

نكته بسیار مهم آن‌كه تلاش غیرقانونی و غیراخلاقی بعضی اصولگرایان در تخریب خاتمی تاكنون نتیجه عكس داده است. گذشته از آن جبهه ضداصلاحات سوژه جدیدی ندارد كه بتواند آن را علیه خاتمی به كار برد. آنان آنچه داشته‌اند را مطرح كرده‌‌اند. این تخریب‌ها بر مظلومیت و محبوبیت «فرزند باتقوا، فاضل و متعهد» امام خمینی افزوده است.

3. دلیل اصلی این‌كه جناح راست نمی‌تواند در مورد یك نامزد انتخاباتی به اجماع برسد، اختلافات عمیق آن‌ها است. در حقیقت درصد عظیمی از اصولگرایان تداوم ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد را برای ایران و ایرانی فاجعه‌بار می‌دانند و حاضر به حمایت از آقای احمدی‌نژاد نیستند و بعضاً‌ می‌گویند با حضور وی،‌ به آقای خاتمی رأی خواهند داد. در هر حال، چه اصلاح‌طلبان یك نامزد داشته باشند چه چند نامزد، اختلافات میان اصولگراها ادامه خواهد داشت و فشار از بالا، نارضایتی در پایین را از بین نخواهد برد ولو آن‌كه همه گروه‌های اصولگرا رسماً از آقای احمدی‌نژاد حمایت كنند.

اختلافات اصولگرایان آن‌قدر گسترده و عمیق است كه حتی پس از اعلام كاندیداتوری آقای خاتمی، هنوز نتوانسته‌‌اند درباره حمایت از آقای احمدی‌نژاد اجماع كنند و هیچ كدام از نامزدهای اصولگرا ستادهای انتخاباتی غیررسمی و غیرعلنی خود را تعطیل نكرده‌اند و بعضاً می‌گویند تحت هیچ شرایطی نمی‌توانند طرفداران خود را مجاب كنند كه به آقای احمدی‌نژاد رأی دهند. به باور آنان حتی اگر اصولگراها درباره آقای احمدی‌‌نژاد اجماع كنند، پیروز انتخابات نخواهند بود و بعضاً به این مسأله اعتراف كرده‌اند.

افزون بر موارد فوق اگر دو قطبی خاتمی- احمدی‌نژاد در انتخابات شكل گیرد، به سود اصلاح‌طلبان است، زیرا رقابت را جدی‌تر و شهروندان بیتشری را به نفع آقای خاتمی بسیج خواهد كرد. به‌ویژه آن‌كه سقف آرای آقای احمدی‌نژاد ثابت است.

4. دغدغه‌های خاتمی و خطای استراتژیك اصولگرایان باعث شده است پس از مدت‌ها بحث درباره آمدن خاتمی و سپس طرح دوگانه خاتمی یا موسوی، مسأله كنونی جامعه پیروزی نهایی نامزد اصلی اصلاح‌طلبان باشد. در حقیقت دغدغه و تدبیر آقای خاتمی بدون این‌كه حتی یك روزنامه داشته باشد، سبب شد توجه افكار عمومی در چند ماه گذشته به این موضوع معطوف شود كه خاتمی می‌آید یا نه، سپس به این موضوع تغییر یابد كه خاتمی یا مهندس موسوی؟

در حال حاضر نیز بحث مهم ایرانیان این است كه چگونه از آقای خاتمی حمایت كنند تا بتواند در این رقابت نابرابر كه همه اركان حكومت به سود آقای احمدی‌نژاد بسیج شده‌اند،‌ پیروز شود.

به این ترتیب اصلاح‌طلبان در مرحله اول (تا دهه فجر سال جاری) به آن‌چه می‌خواستند رسیده‌اند. سؤال از این‌كه خاتمی می‌آید یا نه و سپس سؤال از این‌كه خاتمی می‌آید یا موسوی، در حقیقت پرسش از این بود كه خاتمی رییس‌جمهور می‌شود یا موسوی؟ در مرحله كنونی تمركز امكانات و حمایت‌ها باید بر نامزد نهایی اصلاح‌طلب باشد. جلب توجه هرچه بیشتر شهروندان مهم‌تر از اختلاف یا اجماع اصولگراهاست.

به باور این عده در شرایط آزاد و فضای رقابتی است كه می‌توان تا ایام منتهی به ثبت‌نام، از تعدد نامزدها بهره برد. اما در شرایط نابرابر انتخاباتی، رسیدن به اجماع چند ماه قبل از روز انتخابات ضروری است.

5. خوشبختانه جایگاه مردمی اصلاح‌طلبان و نامزدهایشان و نیز برتری گفتمان اصلاحی یكبار دیگر مشخص شد. آقای خاتمی نیز علاوه بر جاذبه‌های شخصیتی، گفتمانی را نمایندگی می‌كند كه موج‌ساز است و می‌تواند با دفاع از حقوق شهروندان، آنان را بسیج كند. حضور یك نفره وی می‌تواند پیروزی نهایی را به ارمغان آورد.

6. ایرانیان می‌دانند چنانچه انتخابات آزاد باشد، همه از جمله اصلاح‌طلبان می‌توانند چهره‌های جدیدی معرفی كنند كه احتمال پیروزی آنان در رقابت آزاد و برابر با آقای احمدی‌نژاد زیاد است، اما هفت‌خوان انتخاباتی اصولگرایان، بسیاری از اصلاح‌طلبان را مجبور كرده است كه بر آقای خاتمی تأكید كنند چراكه می‌تواند همه خوان‌ها را به سلامت پشت سر بگذارد و كشور را از وضعیت بحران كنونی نجات دهد. شهروندان ایران اسلامی از توان اصلاح‌طلبان و تنگ‌نظری‌ اصولگراها مطلعند.

7. سلامت انتخابات،‌ دغدغه همه اصلاح‌طلبان و بسیاری از مردم است و بهترین راه تضمین آن، هوشیاری عمومی است، مانند آنچه در دوم خرداد سال‌ 76 اتفاق افتاد كه تخلف‌ها نتوانست نتیجه انتخابات را تغییر دهد. به نظر این گروه، نامزدی آقای خاتمی موج اجتماعی ایجاد و مشاركت مردم را حداكثری خواهد كرد. همین مسأله، تخلف و تقلب وسیع را ناممكن و سلامت نسبی انتخابات را تضمین خواهد كرد.‌ در عین حال لازم است همه اصلاح‌طلبان تا پایان برگزاری انتخابات هوشیاری و اقدام‌های نظارتی خود را حفظ كنند.

با توجه به این دو دیدگاه، به نظر می‌رسد تا زمانی كه همه گروه‌های اصلاح‌طلب رسماً از آقای خاتمی حمایت نكرده‌اند، باید از حضور نامزدهای متعدد ‌‌‌‌استفاده كنیم و نگذاریم این فرصت به تهدید علیه اصلاح‌طلبان تبدیل شود و خدای ناكرده حامیان هر نامزد به جای نقد عملكرد اصولگراها و دفاع از نامزد مورد نظر خود، به نقد نامزدهای دیگر اصلاح‌طلب بپردازند.

مردم می‌دانند كه چنین روشی، اصلاح‌طلبانه نیست و خواست و آرزوی قلبی اقتداگرایان است. پس در جبهه اصلاحات باید همه نیروها صرف دفاع از گفتمان اصلاحی و عملكرد اصلاح‌طلبان و نیز نقد وضع موجود ‌شود كه موجودیت و كیان ایران اسلامی را به خطر انداخته است. عموم اصلاح‌طلبان در این انتخابات با اتكال به خداوند و اتكای به مردم از یك نامزد حمایت خواهند كرد و پیروز مهم‌ترین انتخابات جهان، پس از انتخابات ریاست‌جمهوری آمریكا شود.


« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد